آشنایی با واژگان حقوقی – اجرت المثل زوجه

واژگان حقوقی ۲۵ دی ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

اجرت المثل زوجه چیست ؟

مهوش فتحی-کارشناس ارشد حقوق خصوصی

اجرت المثل زوجه چیست ؟

معنای لغوی «اجرت»، دستمزد می باشد و در حقوق نیز همین معنا استفاده شده است. دو نوع اجرت در حقوق داریم؛ «اجرت المسمی» و «اجرت المثل». اجرت المسمی، اجرتی است که میزان آن تعیین شده است. به طور مثال شما عقد اجاره ای منعقد می کنید و برای اجاره بها مبلغی معین را تعیین می کنید، این مبلغ اجرت المسمی نام دارد. منتها ممکن است در حالتی میزان اجرت تعیین نشده باشد و دادگاه میزان آن را تعیین کند، اینجا اجرت المثل نامیده می شود. اجرت المثل زوجه نیز چنین حالتی دارد. در قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق، جهت حمایت مالی از زوجه ای که طلاق داده شده، اجرت المثل زوجه پیش بینی شده است. مطابق ماده ۳۳۶ قانون مدنی: «هر کس بر حسب امر دیگری اقدام به علمی کند که عرفا برای آن عمل اجرتی بوده یا آن شخص عادتا مهیای آن عمل باشد، عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود؛ مگر اینکه معلوم شود که قصد تبرع (رایگان) داشته است» همچنین بند الف تبصره ۶ ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۲۸ آبان سال ۱۳۷۱ مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بیان می دارد: «چنانچه زوجه کارهایی را که شرعا بر عهده وی نبوده، به دستور زوج و با نداشتن قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود، دادگاه اجرت‌المثل کارهای انجام‌شده را محاسبه و به پرداخت آن حکم می‌کند.»  بنا بر این دو مقرره زوجه ای که طلاق داده شده است می تواند اجرت المثل مطالبه نماید.

طبق قانون فوق زمانی که مردی زن را طلاق می دهد و زن نیز ناشزه نیست یعنی طلاق ناشی از سوءرفتار زن نیست، قانون گذار جهت حمایت مالی از زن مقرر داشته که به زن اجرت کارهایی که در منزل زوجه انجام داده پرداخته شود و میزان اجرت المثل را نیز کارشناس تعیین می کند البته اجرت المثل شرایط دیگری نیز دارد از جمله این که زن آن کارها را رایگان انجام نداده باشد و قصد گرفتن اجرت داشته باشد که البته این نهاد نه در جهت حمایت مادی و نه معنوی از زنان جامعه موفق نبوده و همواره مورد انتقاد حقوق دانان و طرفداران حقوق زن قرار گرفت زیرا اولا که زنان اصولا به دلیل دریافت اجرت در منزل همسرشان کار نمی کنند و ایشان زمانی وارد زندگی مشترک می شوند به دنبال یک پیوند عاطفی پایدار هستند و اگر کاری در زندگی مشترک انجام دهند نیز در قبال آن وجهی درخواست نمی کنند و بیشتر خواهان محبت همسر خود و پایداری خانواده هستند. منتها گاهی مواجه با بی مهری ها و ناسازگاری ها می شوند که به نظر بسیاری از اساتید بهتر این بود که به جای واژه اجرت و نهاد اجرت المثل، «خسارت معنوی» برای زن طلاق داده شده درنظر گرفته می شد زیرا زنانی که طلاق داده می شوند عموما دنبال دریافت اجرت نیستند و در واقع احساسات آنان جریحه دار شده است و درست است که پول نمی تواند خسارت وارده بر قلب و احساسات انسان را کامل جبران کند، اما می تواند قدری التیام دهنده آلام انسان باشد و به نظر نگارنده نهاد جبران خسارات معنوی وارده بر زوجه می توانست بهتر منظور قانونگذار را تامین نماید. نهاد «جبران خسارت معنوی» هم شأن زنان جامعه را حفظ می نمود و مانند نهاد اجرت المثل، زن به مثابه کنیزی که اجرت کارش را دریافت می کند، تلقی نمی شوند و هم حمایتی مالی از زنی صورت می گیرد که مورد بی مهری همسرش واقع شده است.

همچنین یکی از راههایی که جهت حمایت مالی از زن مطرح شده است، قرار دادن شرط ضمن عقد مبنی بر پرداخت اجرت المثل است، به این عنوان که زن و مرد در زمان انعقاد نکاح شرطی قرار می دهند مبنی بر این که چنانچه مرد، زن را طلاق دهد، ملزم خواهد بود فلان مقدار اجرت المثل کارهای زوجه را بپردازد که این میزان ممکن است خیلی بالاتر از مبلغی که اصولا کارشناس تعیین می کند تعیین شود و مبلغ فوق تابع اراده طرفین است. به نظر نگارنده بهتر است به جای نگاه مادی به زندگی، به فرزندان مان مهارت های زندگی مشترک را بیاموزیم و زندگی مشترک را به مثابه پیوندی عاطفی و مقدس بدانیم و نه معامله ای مالی.

Be the First to Comment!