آیا روسیه شکست خواهد خورد؟

سیاست کرملین و شکست روسیه

آیا سیاست کرملین باعث شکست روسیه خواهد شد ؟

کمترین قیمت نفت، تحریم های غرب، تورم، بحران های اجتماعی و … چه موقع زمان انقلاب دوم روسیه خواهد بود؟ آیا سال دیگر در سده اول؟ ۱۹۱۷-۲۰۱۷ ؟

در ابتدا کارگران ، دهقانان و سربازان نه به اندازه زیاد اما به اندازه کافی در برابر ثروتمندان در کاخ های طلا کاری شده پترزبورگ تجمع کردند. طبقه حاکم پس از فروپاشی شوروی ، ولادیمیر پوتین به سمت ریاست جمهوری رسید و به کاخ های طلا کاری شده کرملین مسکو رفت که البته با انتقال ثروت از دیگران، ثروتمند بدنیا نیامده بود ، ممکن است فکر کنید یک هدف وسوسه انگیز برای مردم ناراضی باشد.

هنوز هیچ اثری از انقلاب و حتی تظاهرات شدید نیز وجود ندارد و مردی در مرکز وب کرملین هنوز محبوبیتی تا آسمانها دارد و در نظرسنجی ها با قدرت و بخوبی ۸۰-۹۰% رای دارد. همانطور که برای ۲ سال ، هنوز روسیه ، منطقه کریمه در اوکراین را در مارس ۲۰۱۴ ضمیمه خود کرده است.

در داستان ولادیمیر ناباکوف ۱۹۴۵ ، “یک قطعه گفتگو ” سرهنگی از گارد سفید مهاجرین روسی، دشمن سرسخت کمونیستها است که از کشور خود ربوده شده بود، به تحسین از جوزف استالین می پردازد.

شکست روسیه نزدیک است

ولادیمیر ناباکوفد: ” مردم بزرگ روسیه که بیدار شدند و کشور من امروز علیه کشوری بزرگ ایستاده است، در هر کلمه که از روسیه می آید، من قدرت را حس می کنم و جلال و شکوه قدیمی روسیه سابق را درک می کنم.”

تضاهرات در روسیه

 

مفسر برجسته آزادی خواه، اندرو کولسنیکوف می نویسد: رهبر فعلی روسیه در حال خرج برای ساخت قداستی خاص می باشد تا زمانی که جامعه جدید درخواست قراردادی کرد که مردم آزادی خود را در ازای کریمه و حس غرور ملی پس بگیرند. همراه با موجی از غرور و افتخار که به سمت نگرشی با تکیه بر این موضوع می رود، افزایش تحسین استالین، همراه با کاهش تحسین و علاقه به آمریکا و اتحادیه اروپا خواهد بود. بیشتر مردم روسیه متحد با سرهنگ مهاجر در تحسین برای نمایش قدرت خود هستند.

پوتین و سیاست او

در مقاله ای اخیر، روبرت کاپلن معتقد است سیاست خارجی پوتین باید بیشتر از این حسابگرایانه و خلاق باشد. هرج و مرج بیشتری می تواند در خارج از مرزها ایجاد کند، اما ثبات استبدادی بیشتری در داخل کشور ایجاد می شود. گرچه رئیس جمهور روسیه از غرب متفر است، حضور وی در قدرت به عملکرد او بستگی دارد.

اما مشکلی دیگر برای تمام موفقیتهای پوتین وجود دارد. اسارت کریمه برای جبران شرایط سخت اقتصادی شاهدی بر اتفاقات قبل از تحریم های اعمالی است.

این موضوع قرارداد اجتماعی پوتین – اسکیو را تغییر می دهد، قراردادی که درخواست تبعیت دولت را داشت و خواستار ترک آنجا برای سردسته ها بود تا آنها را غنی تر ازحال کند، در عوض بطور پیوسته نابودی آنها افزایش خواهد یافت. طبق نوشته کولسنیکوف ایدئولوژی دولت هیچ مفهوم مهمی برای آینده ندارد، پایه ریزی آن در عظمت سابق روسیه بوده است. به این معنا که عمر قدرت محدود باشد. در این رابطه کاپلن می گوید: پوتین قادر به تثبیت رژیم خود در برابر فروپاشی اقتصادی نخواهد بود.

کشور در بحران اقتصادی قرار دارد، حدود ۱٫۵ % رکود اقتصادی در این سال وجود داشته است . در بهترین حالت ، بازگشت به نرخ رشد بسیار کم است، بطوریکه انتظارها ۰٫۹ در سال ۲۰۱۷ و ۱٫۲ در سال ۲۰۱۸ خواهد بود. با خوش اقبالی، کشور به سطح قبل از بحران تولید ناخالص داخلی پس از یک دهه بازخواهد گشت. اشتغال زایی در حد بالا خواهد ماند زیرا بجای کارگران رفته یا اخراج شده، کارفرمایان دستمزدها را کاهش می دهند .

جای تعجبی نیست که محبوبیت بخش سیاسی کاهش یابد . دمیتری مدودو نخست وزیر مشاهده کرد سطح مقبولیت بطور قابل ملاحظه کاهش یافته است که این مربوط به بخشهای زیادی از کشور است .

اما ولادیمیر پوتین مثل سایر خودکامگان پیشین ، بالاتر از نزاع های سیاسی قرار دارد و حتی بر آنها حکمرانی می کند . وی بر بالای صخره ای است که رژیم خود را بر آن بسته است و مردی ناگزیر است .تحریم روسیه

اگر عشق و حمایتی که اکثریت مردم روسیه به وی دارند ، کاهش یابد ، تمام ساختار قدرت حال حاضر وی نابود می شود.

آنگاه ما ، یعتی بقیه دنیا ، در قلمرو ناشناخته ای ، با روسیه ای که دیگر نسبت به رهبر خود متحد نیستند روبرو هستیم که هیچ جانشین و آزادی خواه کوچکی هم ندارد و هنوز هم گروه هایی بی اعتماد وجود خواهند داشت .

امید در اعتراض می باشد. دیمیتریو مشاهده کرده است که تظاهرات در روسیه در سایه آشفتگی های اقتصادی قرار دارند : موجی از اعتراضات در ۲۰۱۱ ، سه سال بعد از نزول شدید اقتصاد همراه با سایر نقاط جهان در ۲۰۰۸ ، اتفاق افتاد . حرکات اعتراضی می تواند با هدایت سردسته ، گروه های ملی گرای تهاجمی یا افرادی که در سقوط رژیم پوتین دیده شدند ، باشد . کسانی که شانسی برای ایجاد کشوری مقتدرتر و بهتر در روابطی جدید با اروپا که نیازمند احیا دارد ، خواهند داشت .

سرنوشت اروپایی ، یکی از برنامه های ثانویه میخائیل گورباچوف برای تلاش در ایجاد جماهیر شوروی در اواخر ۱۹۸۰ بوده است. این اقدام مورد حمایت رئیس جمهور دولت روسیه بوریس یلتسین در ۱۹۹۰ قرار گرفت و توسط ولادیمیر پوتین در سال ۲۰۰۰ پس از قطعنامه ای نمایان شد . جایی که وی در آن شکست خورد ، جایی که می توانست شانسی برای احیای آن کشور باشد . کسانی که آرزو به تحقق این اقدام داشتند ، نیازمند  شجاعت و قدرت و حمایت بودند .

اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)
telegram

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که در این بحث شرکت می کنید !

اطلاع از
wpDiscuz