خاطرات تلخ و شیرین (اتاق گفتگو)

خاطرات تلخ و شیرین

خاطرات تلخ و شیرین

با سلام بر دوستان و یاران همیشگی پورتال رنگی

اتاق گفتگوی «خاطرات تلخ و شیرین» به درخواست شما عزیزان ایجاد شد. دوستان مهربون اولویت با خاطرات شیرینه تا حس و حال بهتری پیدا کنیم. اگر دوست داشتین خاطره تلخی بنویسین، بعد از نوشتن، سعی کنین از ذهنتون پاک بشه و فقط تو همین صفحات باقی بمونه :)

آرزو می کنیم هر روز براتون یه خاطره شیرین رقم بخوره.

 
خاطرات تلخ و شیرین

خاطرات تلخ و شیرین (اتاق گفتگو)

قوانین اتاق گفتگوی «خاطرات تلخ و شیرین»

۱- لطفا از توهین به هر شخص، سازمان، گروه و … بپرهیزید. شخصیت شما در نحوه بیان صحیح کلمات نمایش داده میشود !
۲- لطفا از ارسال شماره تلفن یا ایمیل برای ارتباط با نظر دهندگان بپرهیزید.

 

از این که همراه همیشگی ما هستید، از شما سپاس گزاریم.

اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)
telegram

دیدگاه بگذارید

112 نظرات روشن "خاطرات تلخ و شیرین (اتاق گفتگو)"

اطلاع از
بدتریت خاطره ی عمرم لحظه ای بود که بخاطر دخالت مادرشوهرم و اذیت و آزارهای اون و مطیع بودن همسرم از مادرش مجبور شدم خونه و زندگی ای که باهزار امیدو آرزو ساخته بودیم رو با اشک ترک کنم و شوهرم بخاطر غرورش درجواب خداحافظ من فقط گفت خداحافظ…میدونم توی دلش چی میگذشت و حتی سرشو بلند نکرد که اشک توی چشاشو نبینم اما کاش انقد غرور نداشت…کاش فقط یبار بهم میگفت نرو…الان که اینا رو مینویسم دیگه دوسش ندارم.نه خودش رو نه اون زندگی رو…دل کندم از همه چی… ادامه نظر »
والا داستان زندگی من خیلی برای بقیه مسخرس ولی مینویسم تا سبک شم چون حداقل اینجا کسی منو نمیشناسه. راستش دانشگاه که قبول شدم خیلی اعتماد بنفس داشتم احساس زیبایی میکردم کلی ارزوبرای ایندم داشتم درحالی که همه چیم معمولی بود خلاصه دچار بیماری توهم شدم احساس میکردم یکی دیوانه وار عاشقمه و همه جا دنبالمه نمیدونم چرا همچین توهمی داشتم شاید بخاطر اینکه دوست پسرم با اینکه خیلی دوستش داشتم ولم کرد وبرای پرکردن خلا عاطفیم همچین حسی سراغم اومد الان که بهبود کامل پیدا کردم بعد از یه… ادامه نظر »
بدرک که کسی دوست نداره!!والا!! منم این موضوع گاهی ناراحتم میکنه چرا کسی دوسم نداره؟🤔 درحالیکه لیاقتشو دارم. درحالیکه دخترایی که شاید لیاقتشم ندارن اما کسیو دارن که دوسشون داره و از خودشونم بهتره! من ساده ام و سادگیمو با چیزی عوض نمیکنم اگرم اینو نمیپسندن پسرای امروزی منم ازدواج با همچین کساییو نمیخام باید یکی هم فکر خودت باشه باید یکی باشه قدرتو بدونه پس این مشکل تو تنها نیس. و خیلی از دخترا به چشم نمیان هرچند خوبن!! به خودت فکرکن به تحصیل،شغل خوب،سلامتی،ورزش،پیشرفت،اخلاقیات و… و یه روزم… ادامه نظر »

بله

بدترین خاطرم لحظه ای بود که بم گفتن برای بیماریت تو علم پزشکی راهی وجود نداره..اما من توکل کردم به خدا و قدرتش

بهترین خاطره زندیگم لحظه دقیقه ثانیه ای بود که ۲تا تیله قهوه ای خیره بهم میشد…

عاشق شدن خیلی سخته…

سلام به همه
من بهترین خاطرم اینکه اون کسی که خیلی دوستش دارم بعد از مدتها گفت بمون. دوست ندارم از زندگیم بری تو فرشته نجاتم هستی

حواستو حسابی جمع کنا.پسرا اوستاد زدن یه همچین حرفایی هستند ولی تشخیص راست و دروغش دقت میخواد

مدیر محترم سایت پورتال…انتظار دارم شما هم سوالم رو جواب بدین.!!

من پایین نظرمو نوشتم تکمیلش میکنم.اگ میتونی تحمل کنی باش ازدواج کن.باید بدونی اون بیشتر تمرکزش روی کارشه و هواداراش.که خیلیاشم دخترن حتما. اما دختر خوب چرا وقتی میتونی زندگی کم دغدغه تر داشته باشی خودتو عذاب بدی! باور کن عجله نکنی کیسایی میان سراغت که خیلی بهتر میتونن خوشبختت کنن. ولی بازم اگه فکر میکنی مشکلات زندگی با یه خواننده مشهور که شاید ادعای زیادیم داره که من فلانم من بهمانم و همش بعدا انتظار داسته باشه تو با شرایطش کنار بیای و تو باید هرچی گفت قبول کنی… ادامه نظر »

سلام خدمت شما دوست گرامی. اجازه بدین دوستان نظر بدن.

زندگی من همیشه جوری بوده که باید برخلاف میل بقیه باید زندگی میکردم.توی خانواده ایی بدنیا اومدم که نباید بدنیا میومدم.نمیخوام ناشکری کنم.پدر و مادرم ازدواج دوم کردن و من هم نتیجه ازدواج دومشون بودم.همیشه من جبهه ی جنگ و دعواهای اونا بودم.هردوتا بخاطر اونیکی ازم متنفر میشدن.مادرم به خاطر کارای پدرم بهم نفرت میورزید و به بچه های شوهر قبلیش عشق!پدرمم همینطور…این وسط نتنها پدر و مادرم ازم نفرت داشتن بلکه هیییچ کدوم از خواهر و برادرای منم دوستم نداشتن.من ن خواهر تنی دارم و ن هم برادر تنی..هه…این… ادامه نظر »
سلام.نظر من اینه که تصمیم عاقلانه بگیرین.چون شما پزشکین و زیبا هم‌هستین بعدا موقعیت های خیلی خوبی خواهین داشت مطمئنا میتونین اونا روهم دوست داشته باشین.پس صرفا از روی علاقه تصمیم نگیرین. دنیای یه پزشک خصوصا اگر متخصص باشه نه عمومی با یه خواننده خیلی تفاوت داره.شما دغدغه های یه پزشکو سختیاشو دارین درکنارش باید سختیای زندگی با یه خواننده مشهورو هم مدیریت کنین.از طرفی خیلی جاها میبینین عالمتون انگار متفاوته و شاید اختلاف پیدا کنین باور کنین وقتی برین تخصص حتی دنیای متفاوتی با یه پزشک عمومی خواهین داشت… ادامه نظر »

سلام افسانه عزیزم
اگر واقعا دوستش داری ببخشش چون بعضی وقتا باید ی فرصت دیگه داد . شاید واقعا خودش و بهت ثابت کرد چون اگر بهش ی فرصت دیگه ندی . همیشه ته دلت درگیرش هستی. تجربه این و بهم ثابت کرده

دختر تو فوق العاده ای با این همه انرزی منفی دور و برت با این همه تنهایی …به همه جا رسیدی به نظرم خدا واقعا دوستت داره .خیلی قوی بودی واقعا به نظرم اول عاشق خودت باش و بعد تکیه کن به خدا و باز هم برو جلو .این ادمی که الان بهت ضربه زده تو زندگی گند میزنه به خوشیت .ولش کن با کسی ازدواج کن که روی خوشی رو ببینی شهرت و پولش مایه تکبرش شده و عشق و پاکی تو رو نمیفهمه لایقشم نیست از خدا بخواه… ادامه نظر »
یه ادمی بود که یه خدمتکار داشت،یه روز به خدمتکارش گفت برو برام کلللی خیار بخر ،خیلیییی هوس خیار کردم،نوکر رفتو براش یه سبد بزرگ خیار خرید،اورد گذاشت پیش اربابش،ارباب اولی رو خورد دید تلخه،انداخت دور،دومی رو خورد دید بازم تلخه اونم انداخت دور،سومی،چهارمی…،تا اینکه سخت عصبانی شد،داد زد سر نوکرش که بیا ببینم یه دونه از این خیارا وردار و بخور ،نوکر یکی رو برداشت و با لذذذت خورد،ارباب با تعجب نیگاش کرد،گفت یکی دیگه بردار،بازم برداشت و با لذذذت خورد و به به و چه چه کرد،اربابش متعجب… ادامه نظر »

👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌

نه چون مسئله یک عمر زندگی است .و ایشون هنوز هیچی نشده کلی ضربه به شما زده .

در ضمن شرمنده وقتی پیام رد شد متوجه اشتباه نوشتاری در خصوص اسمتون شدم.

سلام واقعا ناراحت شدم .خدا رو صد هزار مرتبه شکر که الان برای خودت کسی هستی خانوم مهسا اول این که زندگی با این ادمای مشهور زندگی راحتی نیست باید فولاد ابدیده باشی چه بسا این طوری که شما معرفیش کردید ارزوی خیلی از دخترا باید باشه اصلا ۵ درصدم روی حرفایی که من بهت میزنم تصمیم گیری نکن چون در نهایت بازم تویی که از پیچ و خمای زندگیت خبر داری این طرفی که میگی باید خیلی ادم نچسبو و مغروری باشه که تا پاش به زندگی باز نشده… ادامه نظر »

دوستان تو این شبای مبارک برای همه دعا کنید برای منم دعا کنید
شاید دعاهای شما شادی رو به زندگیم بیاره
در ضمن یکی از عزیزانم پیوند کبد دارن برای شفاشون دعا کنید
ممنونم

سلام.انشاالله به سلامتی عملشونو انجام میدن. منتظر خبرای خوبیم.

سلام بچه ها فک کنم بهترین خاطرم و اتقاق دوس داشتن ی نفریه ک۱۴سال ازم بزرگتره….ب نظرم تنها گناه من اینه ک میپرستمش..ولی خیلی میخوام تا ابد گناهکار بمونم…….
بچه ها اون استاد منه.الان ۲ساله ک میخوامش.حتی تو سرمای زمستونم میرفتم قایمکی میدیدمش…خیلیا میگن اونم ب تو بی حس نیسو دوست داره ولی دوتامونم فقط با نگاه میگیم ک همو دوس داریم.فردا جلسه ی اخه..اگه نگه…خیلی بد میشه..چی کار کنم؟من نمیتونم بش بگم…اصن هروقت پیششم لال میشم:(((((کمکم کنید.

سلام .اصلا پیش روی نکن.مردا عاشق زنای دست نیافتنی هستند.

بله میدونم.ولی مشکل اینه هم اون مغروره و هم من.هیشکدوم کوتا بیا نیستیم.

صبور باش و به خدا توکل کن.خودت واسه ابراز علاقه پیش قدم نشو.اگه دوستت داشته باشه بهت میگه.انشاا… هرچی به صلاحته همون بشه.

اره منم پیش قدم نمیشم…ممنون

سلام من زها هستم وعاشق ولی طرف مقابل به شدت از من به شدت بدش میاد

سلام. بهترین خاطره م مربوط به زمانیه که کسی رو که دوسش داشتم رو به دست اوردم ولی الان داره بدترین لحظه ها رقم میخوره که فهمیدم اصلا به درد هم نمیخوریم ولی از ترس خانواده مجبورم سکوت کنم

سلام رها یه جورایی منم دارم عین تو میشم اونی که دوسش دارمو به دست اوردم اما فکر میکنم به دردهم نمیخوریم ولی فقط فکرمیکنم بخاطره بحثایی که بینمون میشه از ترس خانواده هم سکوت میکنم چون اونا مخالف این ازدواج بودن،بچه ها توروخدا دعاکنید

عزیزم واقعا متاسفم.مشکل اصلیتون چیه؟

سلام رها جان اره همیشه همینجوریه فکر میکنیم اونی رو ک دوسش داریم ب دست بیاریم دیگه همه چی حله و بهترین اتفاقه اما بعد از اینکه روزها میگذره میفهمیم چقدر اشتباه کردیم…البته من ب اونی ک دوسش داشتم اما میدونستم بدرد هم نمیخوریم نرسیدم خیلی غصه خوردم و سخت بود اما با دیدن نظر شما گفتم حتما خدا نخاسته..

سلام واقعا متاسفم

سلام.همه ی ادما زندگیشون پره از خاطرات خوب و بد.یکساله که عاشق یکی شدم.کسی که ار خودم پایین تر بود.بخاطر اینکه احساس کمبود نکنه خودمو خیلی اوردم پایین تا احساس بدی نداشته باشه از بودن با من.همه کاری واسش میکردم.میگفت بمیر میمردم.دعوامون میشد تقصیر اون بود اما من عذرخواهی میکردم.فقط واسه اینکه نره و باهام بمونه.توی اون مدتی که باهم بودیم چندبار به بهونه های الکی ولم کرد برکشت.فقط خدا میدونه چی میکشیدم تو نبودش.وقتیم که برمیگشت از خدا خواسته میبخشیدمش.خیلی عذابم داد.خیلی بی گناه محکومم کرد.چند ماه پیش تولدش… ادامه نظر »

منم یکی رو دوست داشتم خیلی زیاد ولی اذیتم می کرد با یه نفر دوست شد که ازش بیزار بودم وقتی بهش گفتم ازش بگذر بهم گفت فامیلمه نمی تونم
می تونستم گریه کنم اما نکردم ازون روز به بعد عزیز ترین آدم دنیا برای خودم شدم و کارهایی کردم که خودمو خوشحال کنم

خوشحالم که حالتون خوبه.برای منم دعا کنین

به روانشناس مراجعه کنید. احتمالا به خاطر یک سری مشکلات عاشق کسانی می شوید که تحقیرتان می کنند. طبیعی نیست که کسی را دوست داشته باشید که این طور باهاتون برخورد می کنه. کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید نوشته جفری یانگ رو بخونید.

ممنون از نظرتون.من رشته ی تحصیلی خودم روانشناسیه.متوجه منظورتون هستم.احتمالا فکر کردین که باید مازوخیسم داشته باشم ولی اینطور نیست.عشق یک اسارته.خداکنه ادم اسیر جنس خراب نشه…

سلام مهساجان ، اون آدم از این موضوع عذاب میکشه که از تو پایین تره البته احساس میکنم که اینجوری باشه ، و اینکه نگفتی از چه لحاظ از تو پایین ترِ ، بعضی از آدما تن پرورن و سعی و تلاش نمیکنن که شرایطشون و بهتر کنن ، برای این دسته از آدمها نباید دل بسوزونی ، میگن خلایق هرچه لایق

سلام عزیزم.نه فکر نمیکنم از این موضوع عذاب بکشه.من اونقدر بهش بال و پر و اعتماد به نفس دادم که پرواز کرد و رفت.الانم کم و بیش داره خبراش بهم میرسه که گویا کس دیگه ای اومده تو زندگیش.واقعا حق من این نبود.امیدوارم خدا همه ی این ظلمایی که بهم شدو ببینه…

یه سری از ادما تکیه گاه نیستن؛پرتگاهن..
موفق باشی

ممنونم دوست عزیز

Mahsa azizam az didgah man een khod ma hastim ke be digharan ejazeh midim ke chetor ba ma raftar konan vaghti eshon bihormati mikardan karet ali hast ke javabesho ba bihormati nadadi va shakhsiyat khodeto hefz kardi vali een be een mana nabayad bashe ke be taraf moghabel ejazeh bedi behet bihormati koneh .man ghezavatet nemikonam chera ke sharayeteto nemidonam chera ba kasi ke behet bihormati kardeh mondi fagh mikham rahnamayit konam ke be digharan yad bedi behet ehteram bezaran harchand asheghesh bashi omidvaram be aramesh daron beresi .

ممنون از ارزوی قشنگت مهسای عزیزم.حرف شما کاملا درسته.اشتباه از من بود که بخاطر احساسی که داشتم اجازه دادم باهام اینطوری رفتار بشه.ولی خب متاسفانه بعضی از ادما وقتی ببینن بیش از حد بهشون احترام میذاری و محبت میکنی هوایی میشن.تا جایی که بتونن خوردت میکنن و انتقام همه ی نداشته هاشونو ازت میگیرن.انگار قسمت و تقدیر منم برخورد با همچین ادمی بود:(

azizam omidvaram kasi biyad toy zendeghit ke liyaghat eshgheto dashteh bashe motmayen bash ghahi oghat raftan bazi az adamha az zendeghiyeh adam ye dareh baray ayandeyi zibatar

ممنونم ازت مهربون.همچنین برای شما.

مهسا جون منم شرایطی نزدیک ب شرایط شمارو داشتم کسی ک ازم پایین تر بود و قبول کردم و همیشه ب خاطرش کوتاه اومدم خیلی اذیتم کرد اما چون دوسش داشتم کوتاه میومدم ی روز بدون هیچ دلیلی رفت و منم هیچ منتی واسه اومدنش نکشیدم شما هم خودتو ب خاطرش اذیت نکن و یادتم نباشه ای روزا درسته خیلی سخته اما میگذره اما دلم میخاد بدونم اخرش کی پشیمون میشه ما یا اونا…مطمن باش اونا….پس بیخیال دوست عزیز

ممنون از دلداریت گلم.گذشتن که میگذره اما چه جوری گذشتنش مهمه.پیر شدم از غم

چند روزه دیگم تولدشه اما من حتی ی پیام ساده هم واسش نمیفرستم هیچ چیز و هیچ کس بیشتر از خود ادم ارزش نداره پس قدر خودت و زندگی خودت رو بدون…..

درسته عزیزم.کار خوبی میکنی

مهسا مهسا مهسا آبجی عزیزم این چه حرفیه میزنی؟ خودتو خلاص کنی؟؟ وای مهسا جان آدما واسه از دست دادن چیزایی غصه میخورن که خیلی خوب باشن خیلی مهم..آدمی که باید بخاطر دوست داشتن تو صب تا شب دورت بگرده و قدر تو رو بدونه متاسفانه باهات به بی احترامی رفتار کرده..ببخشید عزیز من این آدم ارزش داره تو بخاطرش بگی میخوام خودمو خلاص کنم اما نگران خانوادمم؟؟ مهسا جان عزیز دلم این آدم بی لیاقت رو به حال خودش رها کن تو براش کیک و گل فذستادی و اون… ادامه نظر »

ممنون از حرفای قشنگت ندای عزیزم.بله متاسفانه اونقدر توی این رابطه به من بی احترامی شد و عذاب کشیدم که اگه بخوام بنویسمش کتاب میشه.مشکل اینجاس که با تمام این اوصاف یه چیزایی از وجود معشوق توی قلب ادم ته نشین میشه و تا ابد همراهتخ.

بهترین خاطراتم با امید گذشت، تو یه روز سرد برفی که شب تا صب برف اومده و تموم روز یخبندان بود و هیچ کسی جز به ضرورت بیرون نمیرفت ما تمام شهرو دست تو دست هم قدم زدیم..نشد که بهم برسیم اما هنوز بهترین خاطزاتم مربوط به اونه…بدترین خاطره ام وقتیه که تو راه آهن از هم خداحافظی کردیم…امید بعد از سالها هنوز قشنگترین خاطرۀ من تویی هنوز یاد تو رو لبام لبخند میشونه

سلام دوستان :اومدم اینجا ی خرده دردودل کنم پیاماتونو ک دیدم همه چی یادم رفت فقط میدونم عمرمون تلف شد زندگی خیلی بیارزشه خیلییییییی زیاد البته نظر من اینه ببخشید .همیشه اونجوری ک میخاستیم پیش نرفت .برام دعا کنید حداقل تو این کشور ک میرم تو آرامش باشم.ایشالا همتون خوب و خوش باشین

سلام دوستان من الان دقیقا ۶ ماه میشه که از ایران رفتم.توی این ۶ ماه جز همسرم یه هم زبون ندیدم که باهاش حرف بزنم.به همسرم میگم دلم برای صدای مردم ایران تنگ شده حتی برای بی اعصابیشون.ای کاش شرایط ایران طوری بود که توش میموندم. دلم خیلی تنگه خاطراتم توی تهران هست دربند امامزاده صالح که هروقت دلم میگرفت هر وقت قهر میکردم میرفتم اونجا.برای ترافیک های همت برای دست فروش های مترو برای هواش.پرسه زدن و گم شدن توی بازار تهران برای کبابی های شاه عبدالعظیم برای خیابان… ادامه نظر »

کاش منم جای شما بود و ازینجا میرفتم… حیف که به هر دری زدم نشد برم ازین جهنم…

kash man jaye to budam.ye shohare khub tuye ye keshvare khub.dg chi mikhay

Mahsa jan toy zendeghi faghat dashtan shohar khob va ya be ghol shoma keshvar khob kafi nist va deltangi va ehsas tanhayi ke eshon daran mitoneh hata baray kasi ke hameyeh enha ke az didgah shoma meyar zendeghi khob hast etefagh biyofteh.

سلام همه چیز بهتر میشه شک نکن

عزیزم ما هم بخاطر همین خاطره هاست ک نمیتونیم دل بکنیم ولی آدم باید جایی زندگی کنه که آسایش و امنیت داشته باشه.آرامش داشته راشه.

سلام بدترین خاطره من این بود که یه شب یه دوست زنگ زد و گفت عشقم می خواد ازدواج کنه و… من بدترین حس رو تجربه کردم بعد از ۲ ماه عشقم زنگ زد و ازدواج نکرده بود و با من خیلی حرف زد حس خوبی داشتم اما هردو میدونیم که به هم نمی رسیم و داشتن کسی که عاشقشی اما برای تو نیست خیلی حس بد و تلخی هستش☺

kheily sakhte vaqean darket mikonam.khoda behet sabr bede

عذر خواهی میکنم اما ایا با این حال فکر میکنید ادامه رابطه کار درستیه وقتی رسیدنی در کار نیست

جزو شیرین ترین خاطراتم زمانی بود که با همسرم صبح از تهران میرفتیم بابلسر ناهار تو شیلات ماهی ازون برون میخوردیم یک دوری میزدیم و برمیگشتیم تهران خیلی حال میداد

تلخترینش وقتی همنوعام، به اصطلاح هموطنام باعث شدن زندگیم بره رو هوا و فاجعه رخ داد. خانه و کاشانه و خانواده ام از هم پاشید.

شیرین ترینش تولد پسرم که همه عشقمه.

امروز یه خاطره شد شیریــــــــــــن ✌✌✌<3 ❤💖💖💖

سلام دوستان بهترین اتفاق زندگیم زمانی بود که عاشق شدم اما بخاطر دخالتای خانوادهامون موفق نشدیم عقد کنیم الان ۶ماه گذشته اما ماهنوز بلاتکلیفیم خواهش میکنم برامون دعا کنیم خسته شدیم از این همه مشکلات و حرفایی که پشت سرمون میزنن

نمیدونم این خوبه یا بد ولی بعضی شبا که گذرم اینجا میفته محکم دست ارزو های بر باد گرفتمو میگیرم و با یه کلی حرف و گله میام این جا ولی نوشته های بقیه رو که میبینم دلخوری ها و دردای خودمو گم میکنم.ولی چه فایده در اینجا رو که میبندم دوباره حرفامو پیدا میکنم .بچه ها بگردید ببینید منشا این همه دلخوری کجاست مطمئن باشید یه جایی خودمون راهو اشتباه رفتیم از این بدترم اینه که دست یکی دیگم میگیریم و میبریم.

تلخ تَر از این که خاطره ای نداشته باشی، نه تلخ – نه شیرین

دقیقا

دوس ندارم از خاطراته تلخ چیزی بگم،اخه خاطره رفیقام اینققده عزیز هس برام که با خاطرات تلخم،خاطرشونو نرجونم،
اما خاطرات شیرین،شکر خدا حالا که دارمش،هر روزم یه خاطره ی شیرینه واسه فردام،مرسی خدا جوون،جای هردومون مواظبش باش

سلام امروز یه بیمار کاملا سوخته تو اورژانس دیدم. همش ۲۰ سالش بود. بیمار زیاد دیدم ولی دیدن یه انسان که کل بدنش سوخته تا آخر عمرم تو ذهنم میمونه. قدر سلامتیمونو بدونیم.

عزیزم،بلاازهمتون به دورباشه🙏🏻🙏🏻🙏🏻

بدترین بیمارستان، بیمارستان سوختگیه روانی میکنه آدمو حق داری

پورتال جان چرا نظرات قبلیو حذف کردی؟!!!

سلام دوست عزیز پورتال رنگی

نظرات غیر مرتبط حذف شدن

امیدوارم روزهای رنگی با پورتال رنگی داشته باشید

سلام زندگی همه ی آدما پره از خاطرات تلخ و شیرین خاطره جز عی از گذشته ی ماست نمیخوام خیلی حرف بزنم چون از حرف های بیهوده و طولانی خوشم نمیاد پس بقیه رو درک میکنم و نمیخوام طومار بنویسم اما حرف، حرف رو میاره اگه یه کوچولو طولانی بشه هم جای دوری نمیره عیبی نداره ولی ازتون عذر میخوام. یه نفر رو دوست داشتم از بین همه ی آدمای دنیا فقط به اون حس خوبی داشتم با تموم اتفاقا و حرفای پیش اومده هنوزم دوسش دارم وقتی بهش فکر… ادامه نظر »

maryam jan aghe ejazeh bedi ye chiz dighe be zehnam resid baray een gesmat neveshtaton va dar een gesmat kari bebihodeh ya nabihodeh bodani ke shoma neveshtid nadaram va esharam faghat be tolani bodan harf hast gahi ma darim ba kasi sohbat mikonim ejazeh midim taraf ham sohbat koneh vali een mozo ba neveshtan fargh dareh toy neveshteh shoma mitonid tamam manzoreton ro benevisid va een nazar shakhsi harkasi hast ono bekhoneh ya na dar mored bihodeh va nabihodeh ham ke ghablan ghoftam didghahha ba ham fargh dareh movafagh bashid

شما چرا فارسی تایپ نمیکنی؟!چشممون درد می‌گیره تا این متن های طولانی وینگلیش را بخونیم.

nilofar aziz type farsi nadaram va mamnonam ke behem gofti say mikonam avazesh konam vali aghe emkanesh baram nabod pishapish mamnonam ke vaght mizarid va neveshteham ro mikhonid movafagh bashid va az nazareton mamnonam

ya behtareh eslah konam harf ghablim ro be jay kalameyeh bisavad az dark payin estefadeh konam chera ke momkeneh dar jam ma ensanhayi bashan movafagh be dars khondan nashodeh bashan va een harf baes narahatishon beshe

maryam aziz harf aghe bihodeh bashe kotahesham bihodast ,nemishe goft va jam bast hameyeh harfhay tolani bihodast va gahi bazi harfha mitoneh mofid bashe che kotah va che tolani dar zemn bihodeh ya gheyr bihodeh az didgah harkasi fargh dareh gahi mibini yeki ye harf mofid mizaneh vali shenavandeh engadar bisavadeh ke oon harf ro bihodeh mishnaveh

سلام مریم جون چقدرحالمون عین همه،من ازکسی ک باتمام وجودمیخوامش جوری بیذارم ک دلم برای اون هم میسوزه اینقدرک عاشقشم قلبم یه سدساخته ک جلوهمه خوشحالیایی ک بدون اون دارم قبول نمیکنه میگم اگرخاطره خوش فقط بااون یکی نیست بیادبزنه توسرم بگه باباولت کردولش کن تواون ودیگه ما نمیشیدمن خیلی منتظره روزایه خوب بودم ک فقط اون همراهیم کنه توش ولی اینگارروزایی خوبی باهاش نخواهم داشت دلموخوش کردم به چهارتاعکس ک تو٨سال رابطه گرفتیم وهروزمرورشون میکنم وهمش دلم میخوادبدون اطلاع خودش به دزدمش وفرارکنم ازاین شهربرم،اون سهمه من بودنه دیگری…

هیچ وقت عمرتون رو پای هیچ مردی تلف نکنید.یک زن باید خودش به تنهایی احساس خوشبختی بکنه.کسی سهم کسی دیگه نیست این حرف از ریشه غلطه.وابسطگی که کار ما زنها رو یکسره میکنه.نباد وابسطه بود باید آزاد و رها بود.

سحرجونم خداروشکرنه وابسطه ام ونه اسیربرعکس من بااختیارتمام ازجانب همه عاشق همسرمم ولی خب متأسفانه الان زمانه ای شده ک کسی برای عشق ارزش قائل نیست وبازهم ممنون بابته نظری ک دادی بهم سحری😘💐

هرجا پیامی نوشتی خوندم واقعا دلم می گیره نمی دونم چرا باید این اتفاقا همیشه واسه آدمای خوب می افته کاشکی دیگه خودت رو نجات بدی بازم به خودت فرصت بدی که واقعا زندگی کنی امشب کلی بهت فک کردم کاش خانوما هوای همدیگه روبیشتر داشتن اگه اون دختر عاطفه داشت با یه مرد متهل وارد رابطه نمی شد تا هنوز بچه ایی نیست و خودتم جوونی خودت رو نجات بده سهم تو یه آدم بی تعهد نیست درسته نمیشناسمت ولی از ته دل نگرانتم

قربونت بشم لطف داری چشم😘😘😘

من از وقتی به دنیا اومدم کلا غم هم باهام بوده هرروزم بدتر از روز قبلش بود در کل روز خوش به خودم ندیدم تو دوازه سالگی مامانمو از دست دادم که بدترین اتفاق زندگیم بود و مامان شدنم بهترین اتفاق زندگیم بود که خدای مهربون یه پسر دسته گل بهم داد

خاطره خوش من توسال ۸۷بود که بعدهفت سال باردار شدم خاطره بدم از فروردین ۸۸ شروع شدکه شوهرم با بهترین دوستم بهم خیانت کردن وطلاق گرفتیم واونهاازدواج کردند و اتفاق بد دوباره بعد هفت سال بی خبری کامل از شوهر سابقم تو روز تولدم برگه درخواست حضانت پسرم از طرف باباش بدستم رسیده و ادعا کرده پسرش رو میخواد درحالیکه پسرم حتی یبارم پدرش روتو این مدت ندیده و…

ای خدا😱😔
خداکمکتون کنه انشاالله🙏🏻🙏🏻🙏🏻

خدا لعنتشون کنه عوضیای نامرد.
مطمئن باش ی جایی به سر خودشونم میاد.
خدا بزرگه عزیزم.از خودش کمک بخواه.بنده ها هیچ کاره اند.

همین الان یه موضوع ناراحت کننده و تلخ یادم افتاد،من اسم مادرشو نمیدونم😞😞😔😔😌😌😌تلخه

تلخ نیست ک کاش منم اسم کل خانواده شوهرموحتی قیافهاشون یادم بره ازبس آدم نبودن…🙈🙈🙏🏻🙏🏻🤔🤔

😂 😂 😂 😂 😂 😂

خیلی خاطره تلخی میشه برات که به عشقت زنگ بزنیو یه دختر دیگه تلفنشو جواب بده …این خاطره تلخ برای همین امروز منه که تا اخر عمرم یادم نمیره امیدوارم این اتفاق برای هیچ کس نیفته چون تحملش سخته

واقعاًفک کن مابعدعمری رفتیم سفرباشوهرمون بعدقراربودبیشتربمونیم چون دوست دخترتصادف کرده بودناخنش شکسته بودزودبرگشتین وتوسفرداشت براش سوغاتی میخریدومن به خاطربرنگشتن ازسفرکلی کتک خوردم ازش فک کن اینم بودخاطره من برای اولین باردرسفربودن باهمسرم بعد٨سال😁😁😁
به خدامسخره بازی درنمیارم عین حقیقته ولی خب ازبس به اینافک کردم خل شدم…

خاطره ی خوب…اونی ک دوسش داشتم و باهام قهر بود بهم پیام داد و اشتی کردیم خاطره ی بد….ک دوباره با هم قهر کردیم و تا الان اشتی نکردیم…امیدوارم یبار دیگه اون اتفاق خوبه دوباره اتفاق بیفته…

برای من مرگ عزیزان بدترین خاطره بوده. روزای دانشگاه همه خاطره خوش.احساس جوونی،شادابی، سرخوشی.

nilofar aziz motasefam ke khatereyeh badet margh azizanet bod va omidvaram khak onha baghay omr shoma bashe

همیشه شاد و جون باشی ایشاا…

هنوزم شاد و جوونم پریسا خانوم. فقط باید این شناسنامه رو ده سال عقب تر گرفت.

نیلوفر جان من به شناسنامه و عدد و رقمش اصلا اعتقاد ندارم،”جناب استاد”از من نه سال بزرگتره از من زنده دل تر وشادتره،من خیلی ازموهای سرم سفید شده اون یک تار سفید محض دلخوشی نداره،عددشناسنامه رو ولش کن فدات شاد باش

خواننده مورد علاقم برای اولین بار اومد شهرمون ولی نتونستم برم کنسرتش و بد تر از همه این که دیگه هم نمیاد؛چند روز پیش توی یه شهر نزدیک به ما اجرا داشت ولی بلیطاش سریع فروش رفت؛یه تابلو در نظر گرفتم که بهشون هدیه بدم اما مطمئنم با شرایطی که دارم غیر ممکنه.انشاالله که غیر ممکنی براتون وجود نداشته باشه.

بهترین خاطراتم برمیگرده به دوران مجردیم به کلاسای دانشگاه و خندهاشو بیخیالیاش برمیگرده به تفریحاتم با دوستام و تلخ ترین خاطراتم به شکستن غرورم جلوی خونوادم ….بی احترامی کردن شوهرم بهم پیش خونوادش واقعا دلم خیلی پر از دنیا کاش یه پاکن داشتیم و قسمتایی از زندگیمون ک تلخ رو پاک میکردیم از خدا فقط یه راه روشن میخام یه نشونه ک دلمو آروم کنه….

میخوای بیاییم بزنیمشون؟!اینا با توهین به شما به تمام خانومای ایرانی توهین کردن.پاک کن فایده نداره.اینا یه فصل کتک می‌خوان. ما هم از زور بازو یک استفاده ای می کنیم.

اگه قسمت جدایی بود واسه چی آشنامون کرد!!!!؟؟
همه اون پاکن رو آرزو دارن،ایشاا که درست شه همه چی

یه جونوری داریم نشسته تا پست جدید بیاد سریع با خودکار قرمزش خط میکشه رو پستا
نکــــــــــن خووووووووو چته😮😮😮😮😮😮

خاطره تلخ گفتنشو دوس ندارم زیادم هستن،شیریــــــــــــن خوبه،کنسرت رفتم تهران نیاوران،(توضیح زیاد نمیدم که لو نره بنده خدا)اقایی که ازش خیلی خوشم میاد اجرا داشت، من اسمشو میذارم #ماموستا#و قبل رفتن از اینترنت ویکی پیدیا سرچ کردم و همه چیز رو خوندم درموردماموستا،بنظر بسیار جدی میرسید،اول اجرا یکی از اعضا گروه گفت به احترام فوت شدن استاد.فلانی…یک دیقه سکوت!!یکدفه شروع کرد به تک تک اعضا اشاره دادن که ساعت دارید؟؟؟همه گروه ازخنده هی وول میخوردن که سریع جمش کردن_بعد آهنگ اول ماموستا کاعذ و قلم از جبیش در آورد و…… ادامه نظر »
خاطره تلخ – زمانی که فرزند شیرخواره چهار ماهه را پدرش گرفت و برد . و خاطره شیرین – زمانی که ازدواج کرد مجبور شد فرزندم را به من برگرداند . مورد دیگر اینکه بچه کلاغی را هنگام غروب درمحله امان کنار دیوار دیدم . و برای اینکه طعمه گربه نشه به خانه بردم و آب و غذا دادم و در تراس گذاشتم . جالب اینکه همان صبح زود پدر و مادرش او راپیداکردند .بچه کلاغ تاسه روز بود وبعد کمی جون گرفت و رفت . فردای آنروز صبح زود… ادامه نظر »

che kar zibayi kardi manam 2 ta dost maman kalaghe va baba kalaghe daram ke barashon gaza mizaram ye bar ba bachashon omadeh bodan va fekr konam mikhastan bachashon ro ham bebinam va 3 tayi baray gaza gar gar mikardan hameyeh heyvanatmah hastan va bozorgtarin shahkar afarinesh hastan

بله مهسا خانم – شاهکار آفرینش هستند .دنیای حیوانات خیلی شیرین است وخوشحالم شما هم درکشان می کنید.

movafegham parastoy aziz

wpDiscuz