خاطرات تلخ و شیرین (اتاق گفتگو)

تالار گفتگو ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ ۲۸۶ دیدگاه

خاطرات تلخ و شیرین

با سلام بر دوستان و یاران همیشگی پورتال رنگی

اتاق گفتگوی «خاطرات تلخ و شیرین» به درخواست شما عزیزان ایجاد شد. دوستان مهربون اولویت با خاطرات شیرینه تا حس و حال بهتری پیدا کنیم. اگر دوست داشتین خاطره تلخی بنویسین، بعد از نوشتن، سعی کنین از ذهنتون پاک بشه و فقط تو همین صفحات باقی بمونه :)

آرزو می کنیم هر روز براتون یه خاطره شیرین رقم بخوره.

 
خاطرات تلخ و شیرین

خاطرات تلخ و شیرین (اتاق گفتگو)

قوانین اتاق گفتگوی «خاطرات تلخ و شیرین»

۱- لطفا از توهین به هر شخص، سازمان، گروه و … بپرهیزید. شخصیت شما در نحوه بیان صحیح کلمات نمایش داده میشود !
۲- لطفا از ارسال شماره تلفن یا ایمیل برای ارتباط با نظر دهندگان بپرهیزید.

 

از این که همراه همیشگی ما هستید، از شما سپاس گزاریم.

loading...

دیدگاه بگذارید

286 نظرات روشن "خاطرات تلخ و شیرین (اتاق گفتگو)"

بهترین خاطراتم مربوط میشه به دوران دبیرستانم…
دختری با نشاط و سرزنده فارغ از هیچ فکر و خیالی و هیچ مشکل و غم و اندوهی …
تنها دغدغم این بود که زنگ تفریح زودتر بدوییم تو حیاط بازیو شروع کنیم که مثلا ۵ دقیقه بیشتر بتونیم وسطی بازی کنیم …
چرا دوست داشتم زودتر بزرگ شم و برم دانشگاه؟
آخه مگه تو دانشگاه حلوا پخش می کردن؟
نوجوونی عزیزم متاسفم که قدر تو رو ندونستم ، وقتی منو به جوونی اونم با کلی مشکلات و ناراحتیها سپردی فهمیدم چی بودی ! و الان می خوام بدونی دلم برات لک زده ….

بهترین خاطراتم زمانی بود که دبیرستان بودم ….
اون زمان اوج خوشبختیم بود …
برای خودم مثلا خانمی بودم … حس بزرگی داشتم …
هیچ دغدغه و ناراحتی نداشتم ….
خانوادم همه دور هم بودن و تو فامیل الگو بودیم ….
ولی همیشه دوست داشتم زود این دوران تموم شه برم دانشگاه … نمی دونم آخه مگه تو دانشگاه حلوا پخش می کنن؟
قدرتو ندونستم نوجوونی … الان که منو سپردی دسته جوونی اونم با کلی مشکل حس می کنم دلم برات لک زده …

من درباره گذشته همه چیز رو فراموش کردم فقط یه تعریف دارم براش بابت هر لبخندم تاوان دادم الانم فقط یه کار دارم اونم ساختن زندگی توی وسط دریای عشق

من دقیقا اگ چن روز پشت سر هم زیادی خوش باشم و بخندم بعد چن وقت دوبرابرش غصه میخورم و گریه میکنم

دقیقا” زندگیه منو هم یه دختر آبانی خراب کرد پنج سال تموم همه جور بلایی سرم آورد تازه طلبکار هم هست ولی به اون خدا بدجور تاوانش رو پس میده

هه زندگیه منم ی پسر احمققققق ب اسم مهدی خرا ب کرد چار ماه تمام ازارم داد تهدیدم کرد منو وادار ب کاری کرد ک نمیخام دوستامو ازم گرف کاری کرد ک عزیزترین دوستام طردم کردن موقه امتحانات خرداد ماه اونقدر ذهنمو مشغول کرد ک معدلم ب شکل قابل توجهی پایین اوند شد ۱۹و نیم. امتخان نمونه شرکت کرده بودن وذوق داشتم ک درس بخونم تا حتنا قبول شم ولیییی زمانش ک رسید اصن حالم از کتابای سال پیشم بعم میخورد چون چون خاطرات اون دوستای منافق ک بخاطر ی پسر دوستیه شش سالمونو قطع کردن تپش بود توی صفحه… ادامه نظر »

اوه چ شیر تو شیری شد😂

موفق باشید.🙂

یکی از خاطراتم که خیلی دوسش دارم مربوط به دوران پیش دانشگاهیمه بچه ها زیاد نمیومدن مدرسه تعدادمون کم بود شاید ۱۲ ۱۳ نفر ما هم حوصلمون سر میرفت گاهی اوقات سر کلاس خوابمون میبرد 😂 معلم ها هم کم حوصله شده بودن شاگرد زرنگی بودم کلی تو مسابقات رتبه آوردم ولی دوره پیش دانشگاهی همه چیز عوض شد انگار دوستات که کنارت نیستن دیگه نه رقابت معنا داره نه درس خوندن و شاگرد ممتاز شدن به خاطر همین بیش تر اوقات از مدرسه فرار میکردیم البته ۲ تا ناظم بزرگوارمون متوجه میشدن ولی به روی ما نمیاوردن می رفتیم… ادامه نظر »

لطفاً بقیه داستان را هم بنویسید. بالاخره این دوستتون چیکار کرد؟! ازدواج کرد؟!یا رفت دانشگاه؟!

نه عزیز دلم ازدواج نکردن

زیاد ازشون خبر ندارم ولی میدونم ایشون هم درگیر کنکور هستند

انشاالله که خوشبخت بشه .

🙏🙏🙏

خیلی اتفاقا بینمون افتاد.اولش خیلی عاشق هم بودیم شاید اون بیشتر منو میخاست.منم ی اشتباهاتی کردم قبول دارم ولی تاوان اشتباهاتمم دادم شایدم بیشتر.خودش پیشنهاد داد ک تموم کنیم و تموم کردیم هر چند من نمیخاستم ولی مجبور شدم. گفت اگه میخای فراموشم کنی برو با یکی دیگه دوس شو.منم ب حرفش گوش دادم ی هفته بود با یکی دوس شده بودم تا ب قول خودش فراموشش کنم ولی سر و کله اش پیدا شد و همونجا بود ک ازمن متنفر شد. منم رابطمو با اون تموم کردمو برگشتم ولی دیگه اون منو نمیخاست. همه کار براش کردم ولی بر… ادامه نظر »

سلام

سلام.

اینجا تنها جایی بود که راحت میتونستم درد دل کنم و کمک بخوام بدترین روزهای عمرم دوران عقدم بودو هست با اینکه از همه میشنیدم که عقد بهترین دوران هست از دخالت های خانواده شوهرم شروع شد حتی شوهرم حامی من نبود به مرور شوهرم به اشتباهش پی برد و حتی متوجه همه چی شد ولی باز هم از خانوادش حمایت میکرد تا الان که خانوادش رفتارشون به نسبت بهتر شد ولی خودش اخلاق و رفتارش همونطور بد مونده شاید هم خانوادش تحریک میکنن تا اخلاق بدش رو ادامه بده حتی چند بار هم اسم طلاق رو اورده ولی برای… ادامه نظر »

گلوگاه زندگیتو پیدا کن ….
فکر کن ببین کجای اشتباهات زندگی باعث می شه که حرف طلاق به میون میاد …
سعی کن اونجا رو درست کنی ….
و یه نصیحت هرگز در حضور همسرت از خانوادش بد نگو حتی زمانی که همسرت از اونا بد می گه بهش اجازه نده و از خانواده همسرت حمایت کن …. سخته ولی معجزه می کنه من دقیقا همین مشکل تو رو داشتم و این حرفی که بهت زدمو خودم انجام دادم و تاثیرشو دیدم بهت نمی گم چی می شه خودت تجربه کن و ببین ….

مهسا عزیز اگه انتخابت اینه که کنار شوهرت بمونی و با این شرایط قبولش داری از یه مشاور خانواده کمک بگیر .موفق باشی

زمان بهترین دوست فراموشیه …
و فراموشی یکی از بزرگترین نعمتهای خدا ….
همه ی تلخی ها و غصه هامون و دل آشوبیهامون به زمان احتیاج دارن تا فراموش کنیم و یا راه حلی براشون پیدا کنیم …
پس یکمی تحمل کنیم و تو این مدت غم و غصه سعی کنیم سرمونو بیشتر گرم کنیم و بیشتر تو جمع های شاد قرار بگیریم تا کمتر غصه بخوریم …

هی روزگار😢😢😢😢😢😢

سلام به همگی خوبین
خدالعنت کنه پدرمو

از من یه نصیحت داشته باش پیش خودت..اگه قسمتت اونی باشه که عاشقشی حتما بهش میرسی حتی اگه یه دنیا مخالف باشن یا حتی بهم رسیدنتون معجزه باشه داریم دیگه از این بیشتر؟؟بجای لعنت فرستادن از خدا بخواه که تمام دارایی دنیا رو داراس.قسمتت باشه میرسی بهش خداکنه که عشقت واقعی باشه فقط.یه روزی به حرفام ایمان پیدامیکنی دوست عزیز.

خدانکنه.پدرت حتما صلاحتو میخواسته.اینحرفا زشته نزن.همه جا نوشتی خدالعنت کنه پدرمو پدرت زحمت کشیده واست.یه روز خودت یه بچه میاری که میگه خدا لعنت کنه پدرومادرمو..

😲😲😲این جور نگو 😑

لطفا راهکاری نشونم بدین که بتونم فراموشش کنم

گلم فراموش نشدنیه

فکر کنم اره 🤒🤒

سلام بهترین خاطره من عشقم بود که تبدیل شد به بدترین خاطره ام 😶 خیلی دوسش داشتم خیلی ولی از وقتی از دستش دادم هنوز اروم نشدم و دلم براش تنگ شده خیلی خیلی دوسش داشتم و دارم 😭😭😭این روزا هم برام خیلی سخت می گذره دلم می خواد الان بود و مثل قبلا ها بغلش می کردم و اونم ارومم کنه ای کاش بتونم فرا موشش کنم همه می دونستن عاشقشم نمی دونم چیکار کنم حتی با اینکه رفته و باهام بد کرده بازم دوسش دارم و میمیرم براش نمی تونم فراموشش کنم و بعد رفتنش حتی کسی رو… ادامه نظر »

حستو باهاش درمیون بزار اگه منطقی درونش وجود داره ببین چی میگه.چرا ترکت کرده دلیلش چی بوده؟حتما واسه خودش دلیل قانع کننده ای داره.بجای اینکه بشینی غصه بخوری تلفنو بردار و باهاش تماس بگیر.

می دونست اخه نانزد بودیم و به خاطر دختر دیگه ای تر کم کرد

شادی جان بنظرم اگر نامزدت بوده بهت حسی داره.اینجور نیست که بی تفاوت باشه نسبت بهت.اما یا داخل رابطتون مشکلی وجود داشته.یا این دختری که عرض میکنین بخاطرش شمارو ترک کرده *عشقش* بوده و شما از این عشق بی خبر بودین.بنظرم بهترین کار اینه که حستون رو درمیون بزارید باهاش.ببینین که نظرش چیه اگه خواست که شمارو میپذیره اگه نخواد هزارتا دلیل و بهانه هست که دست رد به سینتون بزنه.انشاالله که خیره.

داخل رابطتون مشکلی وجود داشته؟

تلخ ترین خاطره همینطور شکست خورد دنه، پشت سرهم، انگار دنیا با من لجه، یه بارش فقط موفق شدم خاطره خوبی شد.یه کم امیدوار شدم. حالا هم فعلا دانشگاه می‌رم سرم گرمه.

بهترین خاطراتم متعلق به دوران کودکیه دوره های محرم پدربزرگم نذر داشت هر سال آش شله قلمکار بپزه بعد فوتش مامان بزرگم به عهده گرفت هی خداااا چقدر زود گذشت امکان نداشت کسی نیاد همه میومدن همه ی همه حتی از شهرستان هم همه میومدن تهران ر فقط به خاطر خونه عزیز دوست داشتم به خاطر روز ای قشنگش به خاطر گل های تو باغچه خونه عزیز به خاطر آب دادن به گل های مورد علاقشون چقدر اون روزا الان دورن دیگ های بزرگ کل حیاط رو می گرفت همسایه ها میومدن کمک پارچه های سیاه….. صدای سلام و صلوات… ادامه نظر »
خاطره شیرینم زمانیه که با خدا قرارداد بستم بیام تو این دنیا و کلی بترکونم ، آدم باشم و در عوض خدا کلی ملک و املاک و خواسته هامو بعد از اتمام قرارداد یعنی زمان مرگم در دنیایی که به اون تعلق دارم بهم بده….. اما خاطره تلخم اینه که به خودم مغرور بودم فکر کردم آدمیت راحته و دنیا می تونه دوسته خوبی برام باشه کافیه هواشو داشته باشم تا هوامو داشته باشه ولی غافل از اینکه هر چی بیشتر هواشو داشتم بیشترم غرقم کرد دیگه من اربابش نیستم اون شده اربابم و دارم خودمو ، قولمو و عهدمو… ادامه نظر »

behtarin khateram ashq ye pesar varzeshkare ke be khatrsh sar madaram dad zadam///// badtarinsh inke dosm nadasht ama mn hanoz dossh drm

behtarin khateram in bod ke khahram behem goft behem etemad dare

بهترین خاطره زندگیم متنفر شدن از پسرا بود……. ادم نباید همیشه عاشق باشه گاهی تنفر بهترینه

مرور خاطرات بد با انرژی منفیش آدم رو داغون میکنه، بیشتر سعی کنید خاطرات خوبتونو مرور کنید
من خاطره ی خوب زیاد دارم
قشنگ تریناش ماله بچگیامه
مهمترینش هم آشنا شدن با نامزدمه، کسی که واقعا نیمه ی من بوده و هست
حتی تولد آخرم که سورپرایز شدم
حتی شاگرد اول شدنم ترم آخر دانشگاه
انقدر زیاده که نمیتونم بگم
توروخدا همیشه به نقاط مثبت زندگیتون فکر کنید
همه آدما روزای بد هم تجربه میکنن
اما نباید توش غرق شد
زندگی ادامه داره
شاید فکر کنید من آدمیم که زندگی خیلی ملایمی داشتم
اما من هم سختی های زیادی کشیدم
و از هنه ی اون سختی ها ممنونم که منو محکم کردن

من ان توام مرا به من باز مده

چه اسم زیبایی داری،!! آدم رو یاد کشتزارهای طلایی گندم میندازه، که تو باد همه با هم موج بر میدارن. از نزدیک خیلی قشنگه. جمله ای هم که گفتی خوشگله.