. درد دل دوستانه (اتاق گفتگو) - پورتال رنگی

درد دل دوستانه (اتاق گفتگو)

درد دل دوستانه

درد دل

با سلام بر دوستان و یاران همیشگی پورتال رنگی

اتاق گفتگوی « درد دل دوستانه » به درخواست شما عزیزان ایجاد شد.

اگه درد دلی دارید بگید و اگر ندارید درمورد درد دل دوستاتون نظر بدین و راهنماییشون کنین.

قوانین اتاق گفتگوی درد دل دوستانه :

۱- لطفا از توهین به هر شخص، سازمان، گروه و … بپرهیزید. شخصیت شما در نحوه بیان صحیح کلمات نمایش داده میشود !
۲- لطفا از ارسال شماره تلفن یا ایمیل برای ارتباط با نظر دهندگان بپرهیزید.

 

از این که همراه همیشگی ما هستید، از شما سپاسگزاریم.

loading...
اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)

دیدگاه بگذارید

660 نظرات روشن "درد دل دوستانه (اتاق گفتگو)"

اطلاع از

دوستان اصلا حالم خوش نیست اینجایه زندگیم خیلی بده احساس میکنم بود و نبودم برای کسی مهم نیست و هیچ کس دوستم نداره دنیای به این بزرگی من عشق هیچ کسی نیستم و هیچکی هم عشق من نیست جالبه این همه آدم ولی من کسی رو ندارم . همش تو تنهایی و تاریکی ام

سلام دوست عزیز …. قرارهم نیست بود و نبود شما برای کسی مهم باشه یا اینکه عشق کسی باشین. شما برای خودتون زندگی میکنین و همه اطرافیانتون در حاشیه قرار دارن … اگه کسی دوستتون نداره دلیل این نیس که شما مشکل دارین و اینطوری اوقاتتون رو تلخ کنین… راحت باشین ما اومدیم تا برا خودمون زندگی کنیم هیچکس تاکید میکنم هیچکس جز خدا نباید تا این اندازه برا ما مهم باشه که عدم توجهشون ناراحتمون کنه…. همه ما بلا استثنا تنهاییم ولو اینکه بعضیا هنوز در موقعیتی قرار نگرفتن که تنهاییشون رو درک کنن .کما اینکه تنهایی از خیلی… ادامه نظر »

وااااای
کی ازاین جوراباکه فقط جاچش دارن میکنن سرت بعدمیبرنت ازیه ارتفاع بلنننننندپرتت میکنن پایین.
خودم دیدم.
خییییلی بده.
😥😥😥
ای الهی خدانیست ونابودتون کنه.

خیلی ناراحت شدم.میدونم داعشیابدن ووحشین.ولی زیاددرجریان نبودم،امامطالعه که کردم،فهمیدم خیلی انسانای پستین.کشتار،تجاوز.رفتارشون باادماوحشتناکه،شنیدم زناشون توخیابون باخودشون سم حمل میکنن تااگه داعش خواست بگیرشون،بخورن ودرجابمیرن امادست اونانیفتن.خدااااایا،خیلی وحشین!!!!!!!!
دراینجاجاداره بگم،خدایاشکرت که توکشورمون یه امنیت نسبی برقراره وخبری ازاون وحشیانیست.
خدایاشکرت.

سلام من ۱۵سالمه بااینکه سن کمی دارم ولی یکیو دوس داشتم نمیگم عاشقش بودم چون مسخرس ولی بااین سن کمم وابسته یکی شدم خیلی زودم ازش جداشدم من توخانواده ای هستم ک عقایدشون خیلی قدیمی ووقتی فهمیدن جدامون کردن چون توشهرای جدایی بودیم بهش الکی گفتن ازدواج کردم واونم نمیدونم باورکردیانه ولی انگارچندان مهم هم نبودبراش ورفت گفتم یی روزمیگذره یه ماه میگذره وفراموش میکنم ولی …نه نتونسم ووقتی پروفایلشودیدم هه یکی دیگه روپیداکرده ولی من نزدیک به ۵ماه توفکر وذهنم اسم یکیه m

سلام
منم وابسته ی یکی شدم!!
ولی الانم فراموش کردم! هشت ماهی طول کشیدوسعی کردم اون حس الکی روازبین ببرم،ولی نشد،اما وقتی دیدم تو انبار……. بیخیالش شدم.منو تو هنوزکم سنیم،ایناهم حسای زودگذره!!!! بیخیالش.

راستی آبجی یه چیزدیگه. این پسرایی که میان طرف ماهااین طوری شروع میکنن: سلام،ببخشیدساعت چنده؟ شمامحصلی؟ چه رشته ای؟ کدوممدرسه؟ اهل ورزش هستی؟ من قدم۱۸۰ وزنم۸۶ هست،خوبه به نظرتون؟( فعلش دوم شخصه!) وااقعا؟ ممنون.ببخشیدکه اینومیپرسم،اماقدتون؟ وزنتو؟ حالاتوبگو۱۶۰ ،۷۶، میگن،وااااو،چه خوش اندام( خخخخ!!!)) بعدمیگن سایزت؟ بعدسکوت میکنن،میگی چی شد؟ میگه: تنهام،میگی: چرا؟ میگه؛ سرم بی کلاه مونده! کمی رومخت کارمیکنه ودرعین حال گهگداری ازکلمات خانمی،گلم،عزیزم و…استفاده میکنه!! بعدمیگه آیدیتومیدی گهگداری بحرفیم،توهم میدیش،بعدمیچتید،میگه خانمم باش،ماله من باش.دوست دارم….. خووووووب استفادشومیبره،بعدکه دیگه براش کهنه شدی،کمترچت میکنه،دیرج میده،وآروم آروم حذفت میکنه….. به همین راحتی. بعدمیره سراغ یکی دیگه و……… اون پسری که عکسشومیزاره توپروفایل،ازنظرمن… ادامه نظر »
سلام دوستان! من تو زندگیم خیلی سردرگمم هیچی خوشحالم نمیکنه هیچی برام مهم نیست نه ایندم نه زندگیم …دنبال چیزیم که نمیدونم چیه شاید خنده دارباشه ولی واقعا دنبال ی گمشده ام که حس ارامش بهم بده ولی نمیدونم چیه هروقت توزندگیم حاجتی از خدا خواستم و دعایی کردم نتیجه نگرفتم باوجود اینکه همیشه سعی کردم قدم مثبت برای دیگران بردارم ولی انگارخدا اینارو نمیبینه بخاطرهمین اصلا دیگه به هیچی امیدندارم از ایمانم متنفرم ازاینکه مثل خیلیا پا رو اعتقاداتم نزاشتم متنفرم شاید حرفم بدباشه ولی واقعا متنفرررم چون میبینم کسایی ی پا رو اعتقاداتشون گذاشتن خیلی خوشحالترن انگار خدابیشترهواشونوداره… ادامه نظر »
گمشده شما خودتون هستید هیچکس به غیر از خودتون نمیتونه باعث خوشحالی یاناراحتیتون بشه باید به این فکر کنید که واقعا در گذشته چه کسانی باعث ناراحتی شما شدن اونهارو ببخشید و رهاشون کنید تا ارامش روانی پیدا کنید و بدونید که در هر شکستی درسی وجود داره که باید به اون توجه کنید و برطرفش کنید همینطور فکر کنید ایا ارزوتون منطقیه و ظرفیت براورده شدن اون ارزو ایا در شما وجود داره و شما امادگی براورده شدن اون ارزو رو دارید و بدونید پیگیری بیش از حد هرچیزی باعث دور شدن اون موضوع میشه پس همه رو ببخشید… ادامه نظر »
منم لج کردم :( منم دلم خوشحالی میخواد. هیچی شادم نمی کنه شاید واسه خودم و دیگران زیاد خرج کنم مسافرت برم بخندم اما ته دلم یه غمی هست که درمانش رو نمی تونم پیدا کنم. همین دیروز تو خونه با صدای بلند گریه کردم و زار زدم من کربلا رفتم زیر ناودون طلا نماز حاجت خوندم اما از اون نماز و ناودون هم حاجت نگرفتم خوشحال نیستم شادیمو گم کردم یه مدت با خدا لج کردم بدتر شد بیشتر بیکس شدم مریض شدم. حداقل خدا از درد دلات بر علیه ات استفاده نمی کنه. باهاش حرف میزنم گریه میکنم… ادامه نظر »

امیدوارم خدای مهربون حاجت همه دردمندارو هرچه سریعتر براورده کنه

سلام دوستان تنهام خیلی تنهام همه یا متلک میندازن یا شعار میدن بهم که تنها نیستی خدارو داریدرصورتیکه خودشون با جنس مخالف رل زدن یا اذیتم میکنن

برادرم جنابعالی دچار معظلی به نام نداشتن زن و بچه شده‌ای ….
ابتدا اگر خود دختری مناسب برای زندگی سراغ داری خانواده رو در جریان بزار و بگو واست آستین بالا بزنن اگر هم که خودت سراغ نداری به مادر و خواهر و خاله و …..بگو دختر بزارن زیر سر واست و دومادت کنند ….
و بعدش یه چند تا بچه بیار بعد بیا ببینم هنوزم روحرفت هستی یا میگی ای کاش هیچوقت زن نمیگرفتم 😄😄😄😄😄😉😉😉😉

😆😆😆

چیز غیر طبیعی نیست خیلیا تنهان ولی موفق چون بجای تمرکز رو رل زنی و دوست بازی وووو دنبال تمرکز رو کارهای دیگه اند و وقتشونو رو اون .کارها میذارن و پیشرفت خیلی خوبی میکنند نمونه اش خود من پس شما هم بجای این فکرهای باطل بفکر پیشرفت تو زندگیت باش

دادامراجعه کن به اتاق معرفی،یه چیزی نوشتم،شایدبه دردت بخوره!
😄😄😄😄😅😅😅😅

man iejae badi gir kardam

کجا بگو تا کمکت کنیم

واقعاا زیباست👌👌 مادری نابینا کنار پسرش در شفاخانه نشسته بود و مى گریست… فرشته ى فرود آمد و رو به طرف مادر گفت: اى مادر من از جانب خدا آمده ام. رحمت خدا بر آن است که فقط یکى از آرزو هاى ترا براورده سازد، بگو از خدا چه مى خواهـى؟ مادر رو به فرشته کرد و گفت: از خدا مى خواهم تا پسرم را شِفا دهد. فرشته گفت: پشیمان نمى شوى؟ مادر پاسخ داد: نه! فرشته گفت: اینک پسرت شِفا یافت ولى تو مى توانستى بینایى چشمان خود را از خدا بخواهى… مادر لبخند زد و گفت تو درک… ادامه نظر »

خیلی دلم گرفته.وسط زندگیم هستم دیگه نمیدونم چی درسته چی علط

من نیز هم ولی خوب خدا رو شکر خدا هست خودشو یه راهی پیش پامون میندازه نگران نباش خدا خیلی بزرگه

در دنیایی که زود تمام می شه
فکر کردن به مشکلات خود وقت تلف کردن است .
در رابطه با مشکلات دیگران اگر کاری از دستتان بر میاد دریغ نفرمایید.

👏

بسیار عالی و دقیقن حرفتون درسته

سلام بچها من از یکی خوشم اومده رفتم پیویشو پیدا کردم بهش گفتم از دانشگاه هست اما ترم پایینی هست سنش هم سن خودمه اول خوب خوابمو داد همیشه اون بهم پیام میداد الان نه پیام نمیده سرد هم جوابمو میده نمی دونم چیکار کنم خیلی دوسش دارم تو رو خدا بگین چیکار کنم

یکی دیگه تو زندگیش اومده که نسبت بهت بی توجه شده اما شما بهش بگو ک چقد دوسش داری و قصدت خواستنه نه هوس

سلام بچها من همسرم طی زندگی مشترکمون چندبار بهم خیانت کرد هر بارک فهمیدم عذر خواهی کرد گفت ک دیگ تکرار نمیشه من خیلی بدبین شدم دست خودمم نیست بنظرتون از کجا بفهمم ک خیانت میکنه دوباره یا نه دیگ خسته شدم

نمیخوام ناامیدت کنم ولی شک نکن که داره بازم خیانت میکنه چون نمیتونه اینکارو انجام نده ببخشید ولی هرز شده

ازدواج یعنی تعهد و مسوولیت
آقایونی که مسئولیت سرشان نمیشه زندگی کس دیگه رو خراب نکنند.

به قول داداش اینامردنیستن.بلکه مردنماهایی هستن که فقطبه چشم یک سرگرمی به خانمانگاه میکنن.
خدابه همرات آبجی.

خیانت مثل آب داخل جوب میمونه وقتی بره دیگه برگردونده نمیشه متاسفم واقعن برای همچین افرادی چه مرد چه زن

میگن زندگی بالاوپایین داره.هه….
امانمیدونم چرانیروی جاذبه ی مشکل وبدبختی همش زندگیموروبه پایین میکشونه!
ای خدا،نامررررد،خدایادرعجبم که آیا این چیزایی که من میبینم توهم میبینی؟
خدایاچقدرررالتماست کنم،دوسال کناراومدم،گفتم عیب نداره،مردم بدترازاینشودارن،گفتم بیخیال مشکلات همیشه هستن،گفتم آروم باش،بلاخره حل میشه،ولی د آخه نامررررددوساااااله،مگه آدم چقدرصبرداره؟
خب،حالا،میگن ازتوحرکت ازخدابرکت
حالاکه من حرکت کردم چراحللللش نمیکنی؟
نمیبینی چطوربه درودیوارمیزنم؟
واقعانمیبینی منو؟
دیگه چقدرالتماست کنم؟
خودتم میدونی که اگه حل نشه نابودمیشم.همه چیم به اون بستگی داره.خدایاجااااان حسینت جان حسینت حلش کن.
من نوکرتم.
خواهش میکنم.
حلش کن،نزارنابودشم.

مهشید منم واقعا ب این نتیجه رسیدم ……هرچی خواستم برعکسش شد …

سلام
نه برعکسش نمیشه،دقیقاهمون چیزی میشه که مامیخوایم البته به وقتش واگربه صلاحمون باشه!
🌸🌸🌸🌸🌸🌼🌼🌼🌼🌼

باسلام خدمت مهشید بانو
شاعر میفرماید:
« گر چه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است»
حرفی نیست دیگه باتشکر^_^

من واقعا ایمان اوردم ک هرچی ظالم ترباشی سالم تری .هرچی کسی و اذیت کنی خدا انگاری بیشتر هواش و داره این همخ گریه کردم صدات کردم بدبختیم و دیدی بی آبرو شدم بعد الان باعث و بانی همه اون بدبختیا قشنگ سالم و سرحال خوشحال انگاری ک هیچی نشده امروز عکس اون پسری ک اذیتم میکرد و تو اکسپلور اینستا دیدم اصلا خشکم زد من هر روز دارم دیونه میشم اونم سرحال تر .خدایا کجایییییییییییی .واقعا اشتباه نمیکنی اون من و بدبخت کرده ها پس چرا همه تاوان و من دادم ……دیگه کم اوردم

سلام.
در ابتدا بابت دخالتم عذر خواهی میکنم.
اما مطمئن باشید در اتفاق رخ داده شما هم تقصیر داشتید و چه خوب و چه بد امضاء شما هم پای آن زده شده است.
مسئله دوم این که قرار نیست اگر امروز کسی با سنگ سر من را شکست؛ دو ساعت بعد یا نهایتن چند روز بعد خداوند آن روی بد زندگی را برایش نمایان کند.
چوپ خدا صدا ندارد؛ بهتره به دنبال راهی واسه بهتر شدن حالتون باشید و زمان و نحوه اجرای حکم را به خدا بسپارید.
دلیل حال بد این روزهایتان اول خودتان هستید دوم قلبتان و سوم انتخابهایتان.
موفق باشید.

سلام برادر محسن مث اینکه تنها عضو مثبت اندیش این گروه شما هستین و خیلی جوابهای خوبی میدین موفق باشین و پیروز

سلام آبجی.
ممنون.

سلام فاطمه جان. من ۲۵ سالم بود با پسر خالم نامزد شدم دوسال دنبالم دوید تا بهش جواب مثبت دادم دوستش داشتم خیلی خیلی زیاد. اما تمام مدت نامزدیم فقط وفقط تنها بودم و گریه کردم بعدشم دو هفته قبل از عروسیم همه چیز رو بهم ریخت جهیزیه ام تو خونه موند وباعث عذاب مادرم شد همه به حالم خون گریه می کردند من بی گناه بودم. الان ۳۶ سالمه اما هنوز درگیر اون رابطه ام. تا الان نتونستم ازدواج کنم چون دیگه خواستگار خوب نداشتم. منم مث تو فکر میکردم که خدا با ادمای ظالمه. می دونی چی شد… ادامه نظر »

متاسفم واس اتفاقی ک برات افتاده مهشید جان .امید وارم بعد این اتفاقای قشنکی برات بیوفته …من واقعا دوست ندارم تاوان گناه کسی و یکی دیکه پس بده من نمیخوان خانوادش ب خاطر حماقت پسرشون زجر بکشن من میگم هر بلایی میخواد بیاد فقط و فقط سر خودش همین

برای منم یه همچین اتفاقی افتاد ولی با این تفاوت ک من فقط از خدا خواستم ک خودش جواب اون طرف رو بده و بهم کمک کنه تا به روز اول برگردم و فراموشش کنم که چه اتفاقاتی برام افتاده حدود شش ماه در خونه خودمو زندانی کرذم اما به این نتیجه رسیدم که اون داره خوش میگذرونه چرا من خودمو نابود کنم بخاطر کسی که حتی یک درصد هم ارزششو نداشت بعد یه مدت دوستیمو با خدا خیلی بیشتر از قبل کردم و از خودش خواستم که کمکم بکنه و خدا بهم کمک کرد و واقعا دستمو گرفت چون… ادامه نظر »
من ۳۶ سالمه.مجردم. خداروشکر خدای بزرگ یه زیبایی نسبی بهم داده ارشد زبان انگلیسی دارم و کارمندم. تصمیم گرفتم دکتری بازرگانی بخونم. کلاس زبان ثبت نام کردم تاتولیمو امتحان بدم. استادم خیلی عالی درس میده. من خیلی عادی و معمولی میرفتم کلاس حتی گاهی میدیدم خسته میشم چون زبان خونده بودم کلاسو میپیچوندم. تا اینکه یه روز سر کلاس با استاد شروع کردم به کل کل. وازش تعریف کردم واقعا تعریفیه این استاد. اسمشو نمیگم چون ممکنه بشناسین. از اون روز یه حس خوب داشتم بهش. یه روز دل رو به دریا زدم و به آیدی تلگرامش که به همه… ادامه نظر »
سلام. جریانی را که تعریف کردید میتوانست پایان زیبایی را در ذهن خواننده به وجود بیاورد اما این قدرت را نداشت. زیرا: شما زیاده روی کردید. ///خیلی خیلی مبحث گسترده ای دارد و واقعا مجالش نیست که بخواهم راجبش بحث کنم/// اما: ۱.بهتره غرورِه به اندازه در شما کم رنگ نشود. ۲.در خیال پردازی هایتان اجازه نظر خواهی به قلبتان را بدهید اما در عمل فقط فرمان عقل و منطق را جدی بگیرید.(در مبحث عشق) ۳.در هیچ رابطه احساسی و عاشقانه ای با فرد مذکری شروع کننده نباشید.(حتی اگر طرف مقابلتان فرشته باشد و با دیگر افراد آفریده شده در… ادامه نظر »
سلام برادر. باید بگم حق با شماست ته داستان میتونست قشنگ باشه منم دوست داشتم قشنگ باشه. اما رفتار استاد من باعث میشه دچار سردرگمی بشی مثلا گفتم در چت هیچوقت دیگه شروع کنند نبودو نیست اما هفته ی پیش بعد از کلاس خودش پیشنهاد داد منو برسونه من خیلی عادی کلاسمو رفتم و داشتم میرفتم خونه اما جلوی درب دانشگاه از من خواست منو برسونه جلوی همه سوار ماشینش شدم با هم خیلی حرف زدیم درمورد کار و و درس. بازم فکر کردم خبری هست ولی وقتی شب ازش تشکر کردم باز خیلی معمولی گفت خواهش میکنم به امید… ادامه نظر »
سلام. من هم گفتم غرور را داشته باشید و اصلا منکر این قضیه نشدم. . آبجی هر چقدر هم که رفتار این استاد با شما خوب باشه دلیلی نداره که شما سوار ماشین این اقا بشی؛اگر کمی به حد و مرزی که بین دانشجو و استاد تعریف شده توجه بیشتری داشته باشید امکان رخ دادن اتفاق خوبی که منتطرش هستید بیشتره.این اقا از این که شما تعارفش رو بپذیری شاید خوشحال بشه اما …؛ باید در مقابلش خیلی دست نیافتنی به چشم برسی؛در مقابلش روی پله ای بایستی که برای رسیدن بهت خیلی وقت و زحمت خرج کنه.نزار بفهمه علاقه… ادامه نظر »
بنظر من کار درستی نکردید که سوار خودرو ایشون شدید نه تنها ایشون بلکه هر کس دیگه ای هم باشه چون من خودم با گوشای خودم شنیدم که چه حرفایی گفته میشه در مورد این حرکت چه خود فرد چه افرادی ک می بینند و این کارها زیاده روی هست و در ذهن طرف مقابلتون ممکنه ایجاد سوتفاهم بکنه و چه بسا که شما اصلن ذهنت در اون حوزه نباشه پس دقت بیشتری بکنید شاید این ترفند و یا امتحاناتی هست ک طرف مقابل داره ازشما میگیره مواظب باشید بی گدار به آب نزنید . با آرزوی موفقیت روز افزون… ادامه نظر »

راست میگی خیلی اشتباه کردم سمانه جان. من یه دختر منطقی هستم بیشتر سعی می کنم بر اساس منطقم عمل کنم اما تو اون لحظه اصلا به این فکر نکردم که ممکنه امتحان باشه. عینک آفتابیم تو ماشینش جا موند هنوزم نتونستم بگیرم. کاش راه درست رو میدونستیم دچار دوگانگی شدیم اکثر ادما این روزا سردگمن. من یه دختر تنهام پا روی اعتقاداتم نذاشتم بین دوستام هم مقید هست هم بی قید اما من راه خودمو رفتم نخواستم مثل اونا باشم خواستم خودم باشم اما بقول یکی از دوستای همین اتاق انگار خدا بی قیدا رو بیشتر دوست داره

فدای سرت یه عینک دیگه واسه خودت بگیر …. ولی من به این اعتقاد ندارم ظاهر قضیه شاید این باشه ولی اگر از زندگی حقیقی شون بفهمی هزار مرتبه خدا رو شکر میکنی که اونجوری نیستی خدا از یه جایی بهشون حالی میکنه ک منم هستم حواست باشه

تورا خدا واسم دعا کنین دل من اروم بگیره

سلام دوستان میخاستم نظر شما رو راجبه جفت بودن ستاره ی دختر و پسر برای ازدواج ک بعضی فالگیرا میگن بدونم.من و ی نفر همدیگرو دوست داریم اما کارمون جور نمیشه الان چندساله گیره این جریانیم اما بهم نمیرسیم و هر باری چیزی باعث جدایمون شده الانم اصلا با هم هیچ رابطه ای نداریم اما دوتامون دورادور دلمون پیشه همه..رفتم پیش ی خانم سید گفت ک شما ستارهاتون با هم جفت نیست خیلی غمگین شدم میخاستم بدونم اینها حقیقت داره کسی تجربه ای اطلاعی در این زمینه داره…ممنونم اگر راهنمایی کنید

سلام.من نمی‌دونم شما دختری یا پسر ، به نظر من ستاره های توی آسمون با آدمای زمینی هیچ ارتباطی ندارن . آرزو میکنم مشکلت حل بشه .و در آینده سعادتمند بشی.به قول قدیمی‌ها عاقبت به خیر. غمگین هم نباش. باید خوشحال باشی

من اعتقادی به این حرفای فالگیرها ندارم چون ازخودشون در میارن و علم و دانشش رو ندارن ولی اینو خوب میدونم که حتمن خیری تو اینکار هست ک اینجور میشه پس تنها کاری ک می کنید به خدا توکل کنید و از خودش بخاهید که براتون قدمی برداره مطمین باشید گفتن این حرف از شما کلی دریچه خوب تو زندگیتون باز میکنه و اونچه ک صلاح شماست قطعن اتفاق خواهد افتاد بی تابی نکنید منطقی فکر کنید

خدابا من ک تاوان دادم …تو روخدا ب حق شبای عزیز من و بی آبرو نکن .من میترسم حرفن بپیچه

فاطمه خانم مگه مشگل حل نشده نگران چی هستی اونا که آدرسی ازت ندارند.

از اون قضیه ک نمیترسم …اون آشغال ک دیگه هیچ کاری نمیتونه کنه .میترسم از پلیسا ..از کسایی ک اون اونجا بودن …تا برسم محل قرار با ی آژانس رفتیم البته اونا میگفتن آژانسه ولی معلوم بود از خودشونه .اون و تو خیابون دیدم

فکر نمیکنی اگر میخواستن حرفی بزنن تابحال زده بودند.

پرستو ۲ ماه ازاین قضیه داره میگذره ب نظرت من و یادشون میمونخ اینقدر ک فکر و خیال کردم دارم دیونه میشم

مشغله کاری و مسئولیت اجازه نمیده که بخوان به این مسائل پیش پا افتاده فکر کنند آنقدر که مسائل مهمتر وجود دارد. ان شا الله مشکلی نیست .

شدم ی دیونه ک تو ذهنش پراز آشوبه اینقدر واسش اتفاق بد افتاده ک نمیتونه ب آینده خوشبین باشه …خوشبختی چیه کسی میشه واسم تعریفش کنه .دلم میخواد برم بالای ی بلندی اینقدر خدا رو صدا کنم اینقدر داد بزنم ک ببینم صدای من و میشنوه …..قسم خوردم ب اسمش قسم خوردم تا تاوان اون کسی ک این بلا روسرمن اورده نده دست از گریه برنمیدارم …….اگه هم قرار بازم تاوان و من بدم وای نمیستم نگاه کنم و سکوت فقط با ی حرکت خودکشی میکنم

1 5 6 7
wpDiscuz