. زیباترین شعری که شنیدین (اتاق گفتگو) - پورتال رنگی

زیباترین شعری که شنیدین (اتاق گفتگو)

با سلام بر دوستان و یاران همیشگی پورتال رنگی

اتاق گفتگوی « زیباترین شعری که شنیدین » به درخواست شما عزیزان ایجاد شد. لطفا شعرها، بیت یا ابیات و حتی شعر زیبای که خودتون سرودید رو با ما و دوستان پورتال رنگیتون درمیون بگذارید. امیدواریم این شعرهای زیبا به دوستانتون در پورتال رنگی یه حس خوبی بده و هممون رو تحت تاثیر قرار بده. با آرزوی بهترین لحظات برای تک تک شما دوستان مهربون پورتال رنگی.

زیباترین شعری که شنیدین

قوانین اتاق گفتگوی تجربه های زندگی :

۱- لطفا از توهین به هر شخص، سازمان، گروه و … بپرهیزید. شخصیت شما در نحوه بیان صحیح کلمات نمایش داده میشود !
۲- لطفا از ارسال شماره تلفن یا ایمیل برای ارتباط با نظر دهندگان بپرهیزید.

از این که همراه همیشگی ما هستید، از شما سپاسگزاریم.
زندگی رنگی با پورتال رنگی

loading...
اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)

دیدگاه بگذارید

1012 نظرات روشن "زیباترین شعری که شنیدین (اتاق گفتگو)"

اطلاع از

آمدی دیوانه ام کردی و رفتی بی وفا
با غمت هم خانه ام کردی و رفتی بی وفا

مثل شمعی بودی و با یاد خود ای نازنین
تا ابد پروانه ام کردی و رفتی بی وفا

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند
گفته بودم مردم اینجا بدند

دیدی ای دل ساقه جانت شکست
آن عزیزت عهدو پیمانت شکست

دیدی ای دل حرف من بیجا نبود
از برای عشق اینجا جا نبود

دیدی ای دل دوستیها بی بهاست
کمترین چیزی که میابی وفاست

خیلی زیباست

نمیدونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم

دارم می میرم از اینکه تو رفتی و نمی میرم

نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتم

ته دنیام نزدیکه نگاه کن کی بهت گفتم

کجا باید برم بی تو ،تویی که قد دنیامی

که هرجایی رومی بینم نبینم پیش چشمامی

برم هر جای این دنیا شبم با بغض دمسازه

آخه هر جا یه چیزی هست منُ یاد تو بندازه

نمیدونم تو این برزخ کی از این درد میمیرم

نمیدونم چرا یک شب فراموشی نمیگرم ……

امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارم

وای از این حال پریشان که من امشب دارم…

عقل بیهوده سر طرح معما دارد
بازی عشق مگر شاید و اما دارد

با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت
سر سربسته چرا اینهمه رسوا دارد

در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست
آینه تازه از امروز تماشا دارد

بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند
قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد

تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد

عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

بهمن به تن دارم تو با اغوش مردادیت…
ارومم کن که اوضاع معتدل شود…

تو نیم دیگر من نیستی تمام منی…تمام کن غم واندوه سالیان مرا…

ازهمه توبه میکنم بلکه تو باورم کنی…

اگرروزی مراکردی فراموش
الهی شب بخوابی صبح بشی موش

میرسدروزی که بی من روزهاراسرکنی
میرسدروزی که مرگ عشق راباورکنی
میرسدروزی که تنهادرکنارعکس من
نامه های کهنه ام راموبه موازبرکنی

عجب هوایی داری !

هوایت که به سرم می زند

دیگر در هیچ هوایی نمی توانم نفس بکشم

عجب نفس گیر است هوای دور از تو بودن….

دوست من

دلتنگی هایم را به تو می گویم

غم روزگارم را به تو می گویم

از قلبت سخن بگوی

از دردت سخن بگوی

اما از نبودنت هرگز نگوی

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی تو کمان کشیده و در کمین، که… ادامه نظر »

من ودل همنفسیم بانفس خیال تو
نفسم همنفسم هرنفسم برای تو

وارث تمام اضطراب های من سلام لیلی قشنگ خواب های من سلام.

گفتی مگر به خواب ببینی رخ مرا

دیوانه ام از خیال تو خوابم نمی برد….

بعضی وقت ها
دوست داشتن
حیاتی دیگر است
مثل
زنده نگه داشتن
کسی درون ات
با وجود فرسنگها فاصله

نه تومیمانی ونه اندوه ونه هیچ یک ازمردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رودقسم
وبه کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند
لحظه هاعریانند
به تن لحظه ی خودجامه ی اندوه مپوشان هرگز

تو غم انگیزترین؛
دوریِ دورانِ منی…

ابروبادومه وخورشیدوفلک درکارند
بچه هادرس نخونیدلیسانساشم بیکارن

گفتی چه خبر؟از تو چه پنهان خبری نیست در زندگی ام غیر زمستان خبری نیست در زندگی ام بعد تو و خاطره هایت غیر از غم و اندوه فراوان، خبری نیست انگار نه انگار دل شهر گرفته است از بارش بی وقفه باران خبری نیست ای کاش کسی بود که می گفت در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست از روز بهم ریختن رابطه ما از خاله زنک بازی شهر خبری نیست! گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است از معرفت قوم مسلمان خبری نیست در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس از معجزه باغ و گلستان خبری… ادامه نظر »

سهراب به بـلنـدا بـنـگـر………..بـه بلـنـدایی عـظیـم…… به افـق هایـی پـر از” نـور  و امید”و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت………خانه دوست کجاست!!!!!!!.             خانه دوست در ان قلب پر از نور خداست  و  فقط” دوستــــــــ خداســـتــــــــ……..

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ دلیلشو نمیدونم …اما واقعا”*دوست دارم تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داری؟ چطور میتونی بگی عاشقمی؟ من جدا”دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی باشه.. باشه!!! میگم… چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی، دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخاطر لبخندت، دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون عزیزم، گفتم بخاطر صدای… ادامه نظر »

ماه که بالا می آید

تونوشته میشوی

با تمام بودنت:

که پیشانی ات ماه بود

چشمهایت خورشید

خنده هایت ستاره هایه درخشان

ماه که می رود آفتاب شود

باد می اید

کاغذهایم …تورا با خود میبرد

می شود ماه را با دست هایت نگه داری،

غروب نکند؟

میخواهم درهاو پنجره هارو چفت بکنم

وتورا

برای همیشــه بنویسم

به سرم زد یک شب ناشناس امتحانش کنم بازیِ خطرناکی بود اما به ریسکش میارزید +سلام -سلام…شما؟ +غریبه خدا خدا میکردم که دیگر پیامی نگیرم آخر قرارمان این بود که ناشناسی واردِ حریممان نشود -میشه خودتونو معرفی کنید؟ نوشتمو نوشت ساعتها برایم گفت از تنهایی اش از گذشته اش که پاک بود از آدمها نالید از عشقهای امروزی گفت منتظر است یک دانه نابَش سرِ راهش قرار گیرد… با شماره ی خودم پیغام دادم جواب نداد برایِ غریبه اما، حاضر بود جانَش را بدهد عجیب بود که دیگر خبری از شلوغیِ کارَش نبود عجیب بود که دیگر دستش هم بند… ادامه نظر »

آنکه می رود فقط می رود

ولی آنکه می ماند درد می کشد،

غصه می خورد،

بغض می کند،

اشک می ریزد و تمام اینها روحش را به آتش می کشد

و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت

آرام آرام خاکستر می شود …

آری ، این است

خاصیت عشق یک طرفه …

دردی که انسان را به سکوت وامی‌دارد ،بسیار سنگین تر از دردیست که انسان را به فریاد وامیدارد …!و انسان ها فقط به فریاد هم میرسند، نه به سکوت هم…!

یکی تویی ویکی من
بااین ماه که هنوزهم این شهرراتحمل میکند
همین سه تابس است
حتی اگرماه هم نبود
من قانعم
به یک توویک من
مگرمیان تووماه فرقی هم هست
ای کاش بود
آن وقت شایدهمه چیزجزتومعنایی داشت
اما
حالاکه ندارد
حالاهمه چیزتویی
تمام شعرهایی که باعشق میخوانم
تمام روزهای خوب
تمام لبخندهای من
تمام زندگی
همه چیزتویی
چیزدیگری هم اگرجزتوبود
فدای یک تبسمت
(بخشی ازمتن رمان درهمسایگی گودزیلا)

یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی ام
آرام وسرد گفت:که در طالع شما…

قلبم تپید، باز عرق روی صورتم نشست

گفتم بگو مسافر من میرسد ؟ و یا…

با چشمهای خیره به فنجان نگاه کرد!

گفتم چه شد؟ سکوت بود و تکرار لحظه ها

آخر شروع کرد به تفسیر فال من…

با سر اشاره کرد که نزدیکتر بیا

اینجا فقط دو خط موازی نشسته است

یعنی دو فرد دلشده ی تا ابد جدا

انگار بی امان به سرم ضربه میزدند

یعنی که هیچ وقت نمی آید او خدا؟؟؟

گفتم درست نیست، از اول نگاه کن

فریاد زد:بفهم رها کرده او تو را….!!!

چه غمگین
اشکمودراوردی

امشب در دلم تاریکی محض است
امشب در دلم دیگر ستاره ای نمی درخشد
امشب در دلم دیگر ماه نمی تابد
امشب ماهی های قرمز عشق درونم
دیگر نفس نمی کشند
امشب آنها را یکی یکی با دستانم دفن کردم
و بر مزارشان اشک ریختم
امشب در دلم تاریکی محض است

فردایی هست که برمیگردی
اما
امشب و هر شب در دلم تاریکی محض است

آقا پسر؟:) اصَن میفَهمی وقتی میگی عِشقَـم دـلِش میلرزه? :)دستاش انرژی میگیره واسه تایپ؟:) آخه اون بدبخت نمیدونه که عشقتو سِنـد تو آل کـردی:) میدونی چقد خوشحال میشه وقتی بهش میگی همیشه میمونم؟ اون نمیدونه تو عادت داری به همه اینو بگی=] تو میدونی هر روز پروفایلتو چِـک میکنه؟:)هر عکسی که میزاری یع عکس به گـالریش اضافه میشه؟:) می فَهمی همش منتظره #آنلاین شی تا بهت پی ام بده؟:) میفَهمی وقتی پی ام میدی دوس داره از تَـهِ دِل داد بزنه هـورااا؟نمیفهمی اینارو:) باور کن نمفهمی:)) بیاین آدم باشیم:)

بیاین آدم باشیم.( ^_^ )

عشق بلایی است که همه خواستارش هستند.

لمس کن کلماتی را …
که برایت می نویـــــــــسم
تا بخوانی و بفهمی که چقدر جایت خالیست
تا بدانی نبــــــــــودنت آزارم می دهد
لمس کن نوشتــــــــــــه هایی را
که لمس ناشدنیست و عــریان
که  از قلبم بر قلم و کاغذ چکه می کند
لمس کن گونه هایم را
که خیس اشک است و پر شیار
لمس کن لحظه هایم را
تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستــــــــم
لمس کن این با تو بودن ها را
لمــــــــــــــــــس کن …
 

wpDiscuz