انتقال ترس های والدین به کودک و پیشگیری از آنها

روانشناسی کودک ۲۶ آذر ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

انتقال ترس های والدین به کودک و پیشگیری از آنها

شما می خواهید که بچه شما عادت های خوب شما را بگیرد. اما ترس های و نگرانی هایتان چطور؟ خیلی از والدین ممکن است متوجه نشوند که به صورت ناخواسته نگرانی ها و ترس های خود را به بچه ها منتقل می کنند. حالا این ترس می تواند از سفر هوایی، مواد مخدر یا ارتفاع باشد یا به صورت اضطراب در مورد مسایل غیرقابل لمس تر نظیر پول و مهارت های اجتماعی و غیره نمایان شود.

جلوگیری از انتقال ترس های والدین به کودک

کارشناسان می گویند که بچه های جوان به آنچه والدین آنها انجام می دهند و می گویند، واکنش نشان می دهند. حالا چه این ها عادت های خوب والدین هستند که می خواهند بچه هایشان را تشویق به انجام آنها کنند یا عادت های بدی هستند که آنها نمی خواهند بچه هایشان آن ها را داشته باشند. دکتر جان مک گریل می گوید:«بچه ها تا هشت سالگی تمامی تجربیات خود را شناسایی و به هم ربط می دهند و آنها را در ناخودآگاه خود و کامپیوترهای درونی شان برنامه ریزی می کنند. ترس های گرفته شده آنها هم در همین جا می مانند. این یادگیری از طریق اشاره های شفاهی و غیر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شفاهی والدین به بچه ها شکل می گیرد. مثلا ممکن است بچه ها در مورد مواد مخدر وقتی که والدین به آنها می گویند که به پارک نروند چون ممکن است مواد مخدر آنجا باشند یا وقتی که پدر و مادری رفتار مضطربانه ای در مورد مواد مخدر دارند، بفهمند و یاد بگیرند.

بهترین راه برای اینکه مانع از این شوید که بچه ها ترس ها و نگرانی های شما را بگیرند، شناختن و سنجیدن ترس های خودتان است. پزشکان می گویند که والدین باید یک سطح مشخصی از خود آگاهی داشته باشند. «شما باید چیزی در بچه خود ببینید. و نسبت به آن آگاه باشید.»

البته این مهم ترین بخش است. برای اینکه گاهی اوقات ترس به حدی ریشه دوانده که به سختی قابل تشخیص است یا ممکن است برای همه به غیر از شما کاملا غیرمنطقی باشد. یک راه غلبه بر این مشکل این است که والدین از همسر خود سوال کنند که آیا بچه ها نگرانی ها و ترس های آنها را می گیرند. ممکن است یک خویشاوند نزدیک هم بتواند در این زمینه کمک زیادی بکند.

دکتر کلودی گولد از بیمارستان نیوتون ولزلی در ماساچوست می گوید اینکه والدین ترس های خود را به بچه ها اعتراف کنند، اشکالی ندارد. اگر می توانید ترس خود را به زبان بیاورید. مثلا بگویید که از پرواز کردن می ترسید. به بچه خود توضیح دهید که این برای شما خوب نیست و راههایی برای کنار آمدن با آن پیدا کرده اید. و بگویید که این چیز خیلی ترسناکی نیست. این پزشک می گوید که اگر ترس شما به حدی است که حتی نمی توانید درمورد آن حرف بزنید، بچه شما خودش رفتارتان را مشاهده کرده و نسبت به آن آگاه می شود.

دکتر دبی پینکاس هم معتقد است که اشاره به ترس هایتان چه ترس های منطقی و چه غیرمنطقی بهترین راه کمک به فرزندانتان خواهد بود. «بچه ها نیاز دارند تا ببینند که شما چطور این ترس را کنترل می کنید. حتی اگر این چیزی است که نسبت به آن باید مضطرب شد. این اضطراب موروثی است. اگر بچه شما استرس واضطراب را ببیند، ممکن است براساس آن واکنش نشان دهند.»

انتقال ترس های والدین به کودک و پیشگیری از آنها

گاهی اوقات والدین متوجه می شوند که بچه های آن ها یکی از ترس های آنها را گرفته اند. پزشکان می گویند که هراندازه زودتر والدین متوجه این موضوع شوند، سریع تر برای حل آن می توانند اقدام کنند. برای اینکه اضطراب اغلب اوقات تحت تاثیر این که اشخاص چه احساسی دارند شکل می گیرد. والدین نیاز دارند تا به بچه های خود کمک کند تا بر ترس های خود با نگاه به موقعیت هایی که می توانند در آنها ریسک های مناسب بکنند، غلبه کنند و کاری کنند که بچه ها با ترس های خود مبارزه کنند. شاید آنها همیشه در این زمینه موفق نباشند ولی حداقل تلاش خود را انجام داده اند. چنین چیزی اعتماد به نفس آنها را هم بالا برده و شجاعت بیشتری در آنها ایجاد می کند.

متوقف کردن ژن ترس

اگر فرزند شما ترس خاصی دارد چه آن را از شما به ارث برده چه نبرده، این ترس را به عنوان یک موضوع مایه شرم و خجالت به روی او نیاورید و منفی نباشید. به تجربیات او ارزش دهید و کاری کنید که بتواند ترس خود را بفهمد و آن را کنترل کند. خودتان را نسبت به این ترس بچه ناراحت نشان ندهید. اضطراب شما در مورد رفتار او تنها استرس او را بیشتر می کند. آرام باشید و بهترین راه را برای کمک به بچه خود پیدا کنید. یک راه برطرف کردن این ترس، مواجه کردن تدریجی او با ترس است. مثلا اگر بچه از سگ می ترسد، اگر یکی از دوستان شما سگ آرامی دارد، سعی کنید بچه را کم کم به آن سگ نزدیک کنید تا اینکه او خودش سگ را به آرامی نوازش کند.

دکتر پینکاس می گوید: «بچه ها از والدین جدا هستند. هرچه والدین از نظر احساسی خودشان را از آنها دورتر کنند بیشتر می توانند به بزرگ شدن آنها کمک کنند.»

▪ روبه روشدن

با ترس

یکی از بهترین راه های مقابله با ترس ایستادن در برابر آن است، یعنی خیلی از آدم
ها وقتی مثلا از صحبت کردن سر کلاس می ترسند به هر طریقی از آن فرار می کنند و حاضرند
۱۰۰ صفحه برای استادشان تحقیق بیاورند اما نیم ساعت کنفرانس ندهند! در این مواقع بهتر است همین امروز تصمیم بگیرید
که ارائه یکی از درس هایتان را قبول کنید درست است که شاید بار اول صدای تان بلرزد و بعضی
چیز ها را فراموش کنید، اما این خودش یک موفقیت بزرگ برای شماست.
چون در ارائه بعدی مطمئنا بهتر از این عمل می کنید.
اما اگر همیشه از آن فرار کنید هیچ وقت ترستان از بین نمی رود.
امتحان کنید اتفاق بدی نمی افتد.

انتقال ترس های والدین به کودک و پیشگیری از آنها

▪ تقویت اعتماد به نفس

این که دائم در هر کاری بگویید من نمی توانم یعنی شما توانایی
ها و استعدادهای خودتان را در نظر نگرفته اید و بی خیال آن شده اید و خودتان را با خاک
یکسان کرده اید در این مواقع خوب معلوم است که وقتی احساس کنید شما هیچ چیز نمی دانید و توانایی
هیچ کاری را ندارید، اگر قرار باشد مسئولیت یک کار را قبول کنید می ترسید و بی خیال قبول کردن
آن می شوید.
قبل از هر کاری خودتان را قبول داشته باشید وقتی برای امتحان درستان را کامل خوانده اید، یعنی شما می
توانید نمره خوبی بگیرید، پس دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد.

▪ بازسازی تصورات ذهنی

به دلیل آموزش های غلط خانواده یا مدرسه ممکن است شما از یک فرد
مثل آدم های سیگاری یا یک موقعیت مثل تنهایی ترسیده باشید، یعنی در کودکی دائم به شما گفته باشند که
آدم های سیگاری لو لو هستند و یا هر وقت تنها باشید دزد می آید.
این تصورات توی ذهن شما ایجاد شده است بهتر است این تصورات را با واقعیت موجود عوض کنید این که
همه آدم های سیگاری ترسناک و خطرناک نیستند یا خیلی از مواقع آدم ها تنها هستند و دزدی وجود ندارد
می تواند به شما در مقابله با ترس کمک کند.

زندگی رنگی با پورتال رنگی

loading...
loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که در این بحث شرکت می کنید !