باورهای مخرب در ازدواج (قسمت اول)

زناشویی ۲۳ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

باورهای مخرب در ازدواج

باور نادرست شماره۱ : زن و شوهر باید بهترین دوست یکدیگر باشند

وقتی مشکلات خیالی و ترس های بی پایه و اساس پدیدار می شوند، به جای اینکه همسرتان را درگیر آن ها کنید، می توانید به بهترین دوستتان رجوع کنید. حضور فردی مطمئنکه بتوانید با او درمیان بگذارید، می تواند فشارهای غیرضروری روی ازدواج را کاهش دهد. وجد دوستانتان برای همین است.
کلام آخر درباره باور نادرست شماره ۱: تاکید بر این موضوع است که همسرتان را با مسایل مختلف درگیر نکنید. خواه همسرتان را به عنوان«بهترین دوست» ببینید یا نه، نکته مهم این است که او را با خیال پردازی های خاص، آرزوها، هیجانات نامناسب یا دیگر اطلاعاتی که بهتر است پیش خودتان حفظ شود، درگیر نکنید. نتیجه اصلی، این بحث چیست؟ موضوعاتی وجود دارد که نباید آنها را با همسرتان در میان بگذارید درحالی که می توانید به راحتی با دوستی خوب یا حتی یک دوست معمولی که می داند چطور رازدار باشد، درمیان بگذارید.

باور نادرست شماره۲: عشق رمانتیک می تواند به ازدواجی خوب منجر شود

آدم ها باید عاشق شدن را بیاموزند؛ عاشق شدن غریزی یا فرایندی خود به خودی نیست. آموزش عاشق شدن ما از چند منبع ریشه می گیرد. والدین، همبازی ها، کتاب ها، مجلات، فیلم ها، تلویزیون و ترانه های معروف. تصوراتی که رسانه ها انتقال می دهند، بر حالت شیفتگی تاکید دارد و مرحله شیفتگی را مبنای ازدواج موفق می دانند. پیوند عشق شکل آرمانی به خود می گیرد و زن و شوهر یکدیگر را می پرستند.
درحالیکه ما اصرار داریم آرمان گرایی رمانتیک را رها کنیم، اگر بیشتر اشخاص بدانند که چطور عشق رمانتیک را با محبت زناشویی عوض کنند و آن را مبنایی برای ازدواج موفق قرار دهند؛ می توانند از درد و ناراحتی هیجانی رها شوند. محبتی که ازدواج را قادر می سازد دوام یابد، از عشق رمانتیک که در کتاب های داستان مطرح می شود مزایایی خوب تر، عمیق تر و پاداش دهنده تر دارد. توجه و محبت زناشویی ممکن نیست بدون وجود چند خصوصیت کلیدی متقابل وجود داشته باشد:
• مهربانی
• توجه به یکدیگر- ارتباط
• سازگاری با عادات یکدیگر
• مشارکت در چندین فعالیت
• توافق بر ارتباط متقابل به جای فشار
• احترام متقابل نسبت به یکدیگر
زوج های متاهل باید با روال روزانه لباس پوشیدن، خوردن، کار کردن، خوابیدن و عادات مشابهی که با برنامه های همزمان یکدیگر تداخل می کنند و فعالیت های بی شماری که مشروط به یکدیگر است، سازگار شوند. هدف این است که «چهارچوب مشترکی» از اعمال، عادات و تجربه هایی خلق کنید که به پذیرش عمیقی از یکدیگر منجر شود، بی آنکه امیدهای نامعقول و توهمات ناممکن از آرمانی رمانتیک داشته باشید.

باورنادرست۳: زن و شوهر باید هر کاری را با یکدیگر انجام دهند

این باور نادرست که زن و شوهر باید به طور کامل همه کارها را با هم انجام دهند، باوری بسیار متداول است. این باور به احتمال زیاد از این باور نادرست رمانتیک(باور شماره۲) ریشه می گیرد که ارتباط زناشویی آرمانی شامل دو نفری است که به ماهیتی یگانه و واحد تبدیل می شوند. دو «پرنده عاشق» که همه جا با هم می روند، هرکاری را با هم انجام می دهند و هر موضوعی را با هم درمیان می گذارند. داشتن همچین تجربه ارزشمتدی بدون دیگری غیرقابل پذیرش است. آنها هیچ کاری را به تنهایی انجام نمی دهند و فقط به عنوان یک زوج عمل می کنند. ازدواجی عالیست که حدود ۷۵-۸۰% باهم بودن وجود دارد و همچنین وجود جدایی کافی بین زوج ها باعث رشد فردی و خلق زمان خصوصی برای هریک از طرفین می شود.
ازدواج خوب در واقع آزادی فرد را افزایش می دهد. در اینجا نمونه ای از زندگی واقعی را مطرح می کنم: لیلی بعد از بازی و تفریح با دوستانش به خانه برگشت و دید که شوهرش( که برای انجام برخی کارهایش خانه مانده بود) ظرفهای شسته شده را از ماشین ظرفشویی بیرون آورده و لباسهای کثیف را شسته است. شب بعد، زمانی که شوهر از بازی و تفریح با دوستانش به خانه برگشت، متوجه شد که لیلی اتاق پذیرایی را رنگ کرده است. (کاری که او آن را دوست نداشت و انجامش را تا آخر هفته به تعویق می انداخت.)
برخی اشخاص وقتی بدون همسرشان کارهایی انجام می دهند، یا جاهای خاصی می روند؛ احساس گناه می کنند. مثلا آقای میانسالی که حتی اگر تشنه و گرسنه هم باشد، تا وقتی که به خانه نرسیده است، چیزی نمی خورد و نمی نوشد و عنوان میکند بدون همسر و خانواده، از گلویش چیزی پایین نمی رود.
این باور نادرست یکی از مهمترین باورهایی ست که در این مقاله، توصیف شده است. بارها زوجهایی را دیده ایم که ارتباطشان تخریب شده است چون می خواستند همه کارها را با هم انجام دهند و ذره ای فضای خصوصی برای دیگری قائل نبودند. عاقلانه این است در مقابل چیزی که بیش از حد خوب است حالت دفاعی بگیریم. استثناهایی برای بیشتر قوانین وجود دارد. از این رو، به احتمال زیاد همه ما زوج هایی را می شناسیم که به یکدیگر متصل هستند. درست مثل پرنده های عاشقی که همه جا باهم می روند، هرکاری را باهم انجام می دهند، هرگز از هم جدا نمی شوند و همیشه هم خوشحال هستند. جدا از حقیقتی کهذکر کردیم که چنین وابستگی متقابل شدیدی به دلایل زیادی ناسالم است، زوج هایی که باوجود وابستگی شدید، به یکدیگر خوشحال و راضی هستند، در اقلیت قراردارند.
• هرگز فردیت تان را نادیده نگیرید، اما بیاموزید که گروهی عمل کنید و با همسرتان همکاری کنید. اگر سطح۲۰ تا۲۵% جدایی را حفظ کنید، این مسئله حدود ۷۵% سطح باهم بودن را خوب و سالم نگه می دارد.

باور نادرست۴: در ازدواج باید تلاش کنید

به ما گفته شده است که چیزهای خوب به راحتی به دست نخواهند آمد. ما باید تلاش زیادی کنیم تا هرچیز با ارزشی را بدست آوریم. چیزهایی که به راحتی بدست می آیند ارزشمند، خواستنی یا مورد احترام نیستند. چنین باورهایی تاثیر عمیقی در نگرش ها و ارزشهای اشخاص زیادی در جامعه ما دارد. در حالی که چنین نگرش هایی بیشتر در زمینه ارزش به کار برده می شود، گسترش آنها به حیطه ارتباطات انسانی پیامدهایی ناخوشایند داشته است. ازدواج اغلب بطور نادرست به یک باغ تشبیه شده است. باغ زیبا تلاش زیادی می طلبد: برنامه ریزی، پرورش، رشد و نگداری. هیچ کس تنها با ریختن مقداری دانه و آبیاری گاه به گاه به آن، نمی تواند به باغی زیبا دست یابد. برای اینکه به باغی زیبا دست یابیم، نیازمند تلاش مستمر، شخم زدن زمین، کود دادن و تقویت زمین، هرس کردن و وجین کردن هستیم. آیا ازدواج متفاوت است؟ آیا ازدواج خوب بدون تلاش مستمر بدست می آید و حفظ می شود؟ بطور حتم، نه! آیا شما باید برای هر چیز با ارزشی تلاش کنید و به این تلاش ادامه دهید؟ آیا ازدواج کار دشواری نیست؟
اگر کار و تلاش به این معناست که پیوسته به نیازهای دیگری اولویت بدهید: در ساعات اولیه صبح شنونده ای خوب باشید؛ احساس دیگری را درک کنید؛ حامی باشید و همیشه دوست داشتنی رفتار کنید؛ سعی کنید چیزی نگویید یا کاری انجام ندهید که همسرتان آن را توهین آمیز بداند_ ما می گوییم« همه اش را فراموش کنید» متاسفانه، اشخاص زیادی به چیزی کمتر از سختکوشی قانع نمی شوند. ازدواج مستلزم سازگاری و سازگاری مجدد است که با تلاش و زحمت تفاوت دارد. دونفر از خانواده هایی متفاوت، با ترکیباتی منحصر بفرد از ژن ها و کروموزوم ها، تجربه های اجتماعی و روان شناسی متفاوت، با یکدیگر پیوند زناشویی مقدس می بندند و با خصوصیات فردی یکدیگر سازگار می شوند. چنین چیزی به حقیقتی زیربنایی منجر می شود. همه ازدواج های خوب براساس مصالح و سازش است. در ازدواج شاد و موفق، زن و شوهر در زندگی یکدیگر سهیم هستند، آنها زندگی یکدیگر را مدیریت نمی کنند. ازدواج به مشارکت، کار گروهی، اهداف مشترک و ارتباطات محترمانه نیاز دارد، اما خیلی بیشتر از مجموع این بخش ها نیز هست، بدون عشق، محبت، کشش، توجه و درک یکدیگر، همین طور برخی مسائل مربوط به سلیقه ها و علایق، ازدواج مانند صحرایی خشک و بی آب و علف بی ثمر و بی روح خواهد بود. اصل اساسی ارتباط زوجی«همکاری و تعامل مشترک» است.
همانطور که دکتر سام هامبرگ در کتاب فوق العده اش به نام آیا عشق ما دوام خواهد داشت؟ تاکید می کند ، ازدواج های موفق شامل زوج هایی می شود که۱- بر سر جزئیات عملی زندگی توافق داشته باشند،۲- طول موج یکسان یا عقاید و احساساتی مشابه داشته باشند و ۳- نیازها و ترجیح های مشابهی داشته باشند. زمانی که ازدواج برای دوام یافتن و پویا بودن مستلزم کار و تلاش زیاد باشد، معلوم است که در یک یا چند مورد از ابعادی که در بالا ذکر شد، ناسازگاری وجود دارد.
طول موج های مشابه شامل ارزشها،آرزوها، بلندپروازی ها و جهت گیری های معنوی است.این ها تنها چند نمونه از عوامل اصلی هستند و نادیده گرفتن هر مورد می تواند کیفیت ارتباط را تضعیف کند. در هر ازدواج، اختلاف ها آشکار می شوند و از این رو ضروری است که تلاش هایتان را برای رویارویی با مسائل مختلف افزایش دهید. اگر تلاش شما مستلزم سخت کوشی باشد، نشانه ناسازگاری اولیه است و زوج ها نیاز دارند تعیین کنند آیا مزیت های ازدواجشان بیشتر است یا خیر.
ما با دکتر هامبورگ موافقیم که عامل کلیدی برای ازدواج شاد و موفق این است فردی را انتخاب کنید که از همان ابتدا سازگاری های زیادی باهم داشته باشید.

منبع: ۲۳ باور مخرب در ازدواج؛ دکتر آرنولد لازاروس

loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که در این بحث شرکت می کنید !