باورهای مخرب در ازدواج (قسمت سوم)

زناشویی ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

باورهای مخرب در ازدواج در مقالات قبلی وبسایت پورتال رنگی به صورت کامل توضیح داده شده است. شما می توانید به این مقالات توسط لینک های زیر مراجعه نمایید:

باورهای مخرب در ازدواج (قسمت اول)
باورهای مخرب در ازدواج (قسمت دوم)

حال توجه شمارو به قسمت سوم این باورها جلب می کنیم:

باورهای مخرب در ازدواج (قسمت سوم)

باور نادرست شماره۷: بچه دار شدن زندگی مشترک بد را اصلاح می کند

آیا به راستی تنش های میان زن و شوهر با تولد بچه یا پذیرش یک کودک به فرزندی از بین می رود؟ ممکن است نوزاد حواس والدین را پرت کند. اما دیر یا زود فشارهای جدیدی همراه با نگرانی برای فردی مستقل دوباره آغاز می شوند. بچه دار شدن مسئولیت بزرگی است که سختی ها و فشارهای تازه ای به زندگی مشترک زن و مرد می آورد. اگر ازدواجی پایدار و متعادل نباشد، بچه دار شدن حفظ شرایط را بدتر می کند. صاحب فرزند شدن در شرایط ناصحیح عملی بی رحمانه است. کودک یک اسباب بازی بی مصرف نیست.

باور نادرست شماره۸: ازدواج تمام آرزوهای شما را برآورده می کند

حتی اکنون که عصر روشنفکری و آزادی است، افراد بسیاری هستند که خیال می کنند ازدواج نشانه موفقیت است. در ذهن این افراد ازدواج یک موقعیت استثنایی است که به آن ها ارزش می دهد و این نشانه ارزشمند بودنشان است که کسی آنها را برای ازدواج انتخاب کرده است. این عواطف به علت شرایط جامعه در زنان بیشتر از مردان وجود دارد. اصطلاح«مرد مجرد» به بدی کلمه «ترشیده» یا «پیر دختر» نیست. با وجود این، بعضی از مردها تصور می کنند که ازدواج تمام آرزوهایشان را برآورده می کند. باوری که تا بحال به خصوص در والدین وجود داشته است این است که «هیچ زنی وجود ندارد که تا قبل از سی سالگی از او تقاضای ازدواج نشده باشد.» (باوجود پیشرفت قابل ملاحظه مان به سمت برابری، بنظر می رسد والدین هنوز در مورد ازدواج دخترشان نگران تر هستند تا در مورد ازدواج پسرشان.)

چه کمکی برای چنین افرادی در این دنیا وجود دارد؟ باید به آنها کمک کنیم تا دیدشان را تغییر دهند و بفهمند که ازدواج حفظ یکی از مراحل زندگی شاد و کامل است. مهارت های بین فردی گسترده و متعدد می تواند به هرکسی کمک کند که او به فردی سازگار تبدیل شود. دلسوزی، محبت واقعی و توانایی دوستی و مصاحبت، برای داشتن روابط مثبت واجب است. وقتی کسی ازدواج را امری لازم برای زندگی بداند، دچار اضطراب های دایمی می شود. «من بدون تو نمی توانم زندگی کنم. اگر ترکم کنی، خودکشی می کنم.» بسیاری از این گونه ازدواج ها پایدار می ماند اما نه به دلیل عشق، مراقبت یا شادی، بلکه به دلیل ترس و احساس گناه. همسر به اکسیژن احساسی برای طرف مقابل تبدیل می شود، که بدون آن زندگی امکان نخواهد داشت. این افراد به همسرشان می گویند:« تو برای من همه چیز هستی. تو دنیای من هستی.» این نوع وابستگی بیمارگونه باعث ناراحتی دوطرف می شود. فرد وابسته باعث ناراحتی نجات دهنده اش می شود و او را ناچار می کند، درحالی که فرد قوی تر احساس اسارت و خشم می کند و اغلب عصبی می شود. این ازدواج ها از نظر ما «وابستگی های نمادین» هستند، که یعنی یک فرد به فردی دیگر به جای حمایت و مهربانی، به دلیل خشنودی از برآورده شدن خواسته های عصبی و سودجویانه اش وابسته است.

عشق واقعی هیچ وقت طرف دیگر را به «اکسیژن احساسی» تبدیل نمی کند. پیام فردی بالغ این است که «من با تو یا بدون تو می توانم زندگی کنم. دوست دارم که با تو زندگی کنم چون دوستت دارم و امیدوارم که تو هم همین احساس را به من داشته باشی.»

وابستگی نادرست باعث ابراز علاقه ای متفاوت می شود. «تو مال من هستی و هیچ وقت تو را ازدست نمی دهم.» این نوع «رشوه عاطفی» و امثال آن ها بسیار رواج دارند. در ازدواج بدون عشق؛ نگهداشتن یکدیگر در قفس کار درستی نیست. اما هنوز بسیاری که معتقدند ازدواج همه چیز است، بر حفظ رابطه شان اصرار دارند، حتی با اینکه می دانند همسرشان برای شان ارزش، عشق و احترام قایل نیست. در این ازدواج ها کمبود شادی، رابطه سالم، عشق، مهربانی، اهمیت و لذت احساس می شود. ازدواج خوب و مناسب، مرحله ای مهم و لذت بخش از زندگی کامل است. اما این مرحله از زندگی بطور مطلق ضروری نیست. این که ازدواج را همه چیز بدانید، عقیده غلطی است که می تواند باعث درد و سرخوردگی شود.

کلام آخر درباره این باور نادرست: در دنیای امروز اصطلاحاتی مثل«دختر ترشیده» و «پیر دختر» بسیار قدیمی به نظر می آید و مربوط به باورهای غلط جامعه در جنسیت می شود. به علاوه، امروز دیگر مجرد ماندن (بدون توجه به جنسیت) ننگ محسوب نمی شود. خانم ها وارد بازلرکار شده اند اما در دنیای سازمان یافته امروز و در فروشگاه ها، تعداد زنان در شغل های درجه یک افزایش یافته است.

اگر مردم قبل از ازدواج نسبت به آن آگاهی بیشتری به دست آورند، مشکلات بعد از ازدواج و آمار بالای طلاق کاهش می یابد. ازدواج به دلیل فشار پدر و مادر یا دوست، کار درستی نیست و اگر قبل از ازدواج متوجه درست نبودن رابطه تان شوید، نادیده گرفتن آن بدترین کار است. گاهی بعضی از احساساتتان مانع می شود که قلبتان به ذهنتان راه درست را بگوید. اگر حتی آگاهی لازم را قبل از ازدواج به دست نیاورید، مشاور می تواند زندگی شما را از خطر درد و ناراحتی نجات دهد.

باور نادرست شماره۹:عاشقان حقیقی ناخودآگاه از افکار و احساسات یکدیگر خبر دارند.

این نیز باوری دیگر است که به استدلال غلط و واهی رمانتیک بودن ربط دارد. بسیاری از مردم خیال می کنند که سازگاری حقیقی به معنای«همفکر بودن» یا «موج یکسان داشتن» است. جملات فراوانی وجود دارد. همان طور که اغلب در فیلم ها مشاهده می کنیم:«نگاهشان از این سر اتاق به آن سر در هم تلاقی کرد و بلافاصله هریک از آنان از افکار و احساسات دیگری خبردار شد.» عشق حقیقی به انسان قدرت تله پاتی می دهد. دوستان، عاشقان، همسران، حتی همکاران خوب وقتی تا حدی احساسات یکدیگر را درک کنند، بهتر از پس کارهایشان برمی آیند و نسبت به احساسات، عقاید و ارجحیت های یکدیگر حساس تر می شوند. پس ممکن است فردی یاد بگیرد واکنش های فردی دیگر را دقیقتر بفهمد.

جمله« من تو را بهتر از خودت می شناسم.» مزخرف است. چون در کل هیچ کس نمی تواند بهتر از خود انسان خودش را بشناسد.  هیچ فردی ذهن خوانی بلد نیست. برخی از مردم می گویند:«من نباید آن را برایش توضیح بدهم. اگر او به راستی مرا دوست داشته باشد، نیازی به توضیح من ندارد و خودش می فهمد. اگر مجبور باشم توضیح دهم، دیگر فایده ای ندارد.»

توانایی دانستن واکنش فرد مورد علاقه تان در شرایط متفاوت یک امتیاز است و می توانید با انجام دادن یا ندادن کاری، در آخر باعث خشنودی او شوید. «از کجا می دانستی که دلم یک پخش صوت می خواست؟»، «خیلی مهربانی که برای خاطر من از جلسه زود آمدی و ماشین را برایم آوردی تا بروم و عمه ام را در بیمارستان ببینم.» اگر این نگرانی ها، توجهات و مهربانی وجود نداشته باشد، اتحاد دو فرد تضعیف می شود. وقتی از همسرتان گله می کنید، به جای اینکه بگویید چرا کاری کرد که ناراحت تان کند(«تو از قصد این کار را با من کردی»)، بگویید: «وقتی …. را انجام می دهی- یا نمی دهی- احساس می کنم دوستم نداری.»

زن و شوهر باید به یکدیگر یاد دهند که چطور با هم همراه باشند. این شامل ذهن خوانی، حدس زدن یا تمام روشهایی است که اهمیت آنچه را فرد بروز می دهد، از بین می برد. منظورتان را بگویید و آنچه را می گویید، توضیح دهید. از همسرتان توقع نداشته باشید که ذهنتان را بخواند.

منبع: ۲۳ باور مخرب در ازدواج؛ دکتر آرنولد لازاروس

دیدگاه بگذارید

  Subscribe  
Notify of