تاریخچه شخصیت شناسی

شخصیت شناسی ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

شخصیت شناسی در یونان باستان

شخصیت شناسی در یونان باستان

اجازه دهید با فیلسوف یونان باستان تئوفراستوس شروع کنیم. او نوشته های دارد که عنوان آنها منش ها است که در آنها کلیشه های معروفی مانند چاپلوس ها، بزدل ها و غیره را منظور کرده است. این روزها توصیفات او از این تیپ ها برای ما کاملا آشنا هستند، و ما می توانیم به افرادی فکر کنیم که با این تیپ ها جور هستند. نمایشنامه نویسان یونانی نیز به تیپ های شخصیت معروف پرداخته اند. هنرپیشه های یونانی ماسک هایی به نام پرسونا ۲ بر صورت می زدند و کلمه «شخصیت» از همین نام گرفته شده است. وقتی تماشاچیان، هنرپیشه ای را در ماسک خود می دیدند، فورا می دانستند که از شخصیت او چه انتظاری داشته باشند. این شیوه برخورد کردن با مردم به صورت تیپ ها، در طول تاریخ ادامه یافته است و چند قرن بعد در commedia dell’arte رنسانس ایتالیا با تیپ های شخصیت آشنای آن نظیر قهرمان خوش تیپ، خدمتکار کمرو، و شوهر حسود، جلوه گر شده است.

تاریخچه شخصیت شناسی در ژاپن

شخصیت شناسی در کشورهای آسیایی

این شیوه در نظر گرفتن شخصیت برای فرهنگ غرب عجیب و غریب نیست. در کشورهای آسیایی مانند ژاپن نیز در نمایشنامه ها از شخصیت های ماسک دار استفاده می کنند که ویژگی های آنها، تماشاچیان را فورا از شخصیت شان آگاه می سازد و در اپراهای سنتی چین از نظام رسمی آرایشی استفاده می کنند که همین نوع اطلاعات را به تماشاچیان می رساند قهرمانان مقدار زیادی رنگ قرمز و شخصیت های شیطانی مقدار زیادی رنگ سفید در آرایش خود داشتند). تلاش هایی که برای ارزیابی شخصیت صورت گرفتند، به شیوه های مختلف ادامه یافته اند – برخی کاملا عجیب و غریب و برخی هنوز هم این روزها طرفدارانی دارند.

جمجمه شناسی

جمجمه شناسی

جمجمه شناسی روانی یا بررسی کردن برآمدگی های سر، در قرن گذشته رایج بوده و به طور جدی تصور می شد که واقعیت های درونی در مورد شخصیت فرد را آشکار می سازد.

 

خط شناسی

خط شناسی

خط شناسی، یا مطالعه دستخط، رایج بوده و هنوز نیز هست. با اینکه دانشمندان، خط شناسی را قبول ندارند، ولی خیلی ها آن را به طور گسترده ای اجرا می کنند و به آن اعتماد دارند. مخصوصا در فرانسه، خط شناسی هنوز در برخی محافل محبوبیت خیلی زیادی دارد. به راحتی می توان فهمید چرا. عقل سلیم به ما می گوید چیزی مانند دستخط که ارتباط عمیقی با فرد دارد، واقعا شخصیت وی را آشکار می سازد. ما همگی شاهد مواردی بوده ایم که به نظر می رسد «نمونه بارزی» از شخصیت فرد است. فقط وقتی سعی می کنید براساس این گونه یافته های نظامی را بسازید، متوجه می شوید که برای اعتقاد داشتن به دستخط به عنوان بیانگر شخصیت، پایه محکمی وجود ندارد. اخیرا مد روزهای دیگری پیدا شده اند که مدعی هستند می توانند شخصیت را نمایان سازند.

 

شخصیت شناسی مدرن

شخصیت شناسی مدرن

تحلیل رنگ یکی از آنهاست که برای مدتی در دهه ۱۹۷۰، برخی آن را برای کمک کردن به شناختن شخصیت، مفید می دانستند. افراد مجذوب این عقیده بودند که انتخاب رنگ توسط فرد می تواند بیانگر تیپ شخصیت او باشد. نظریه های بزرگی ساخته شدند که اعلام می کردند رنگ قرمز، رنگ جرأت است، رنگ زرد با نیروی عقلانی ارتباط دارد و الى آخر.
تاریخچه ارزیابی شخصیت به شیوه روان سنجی در طول جنگ جهانی اول آغاز شد، یعنی زمانی که ارتش آمریکا می خواست معلوم کند که آیا تازه سربازان قبل از اینکه به مأموریت فرستاده شوند، از لحاظ هیجانی آشفته هستند یا خیر. پرسشنامه ای ساخته شد و مسایلی مانند «آیا تخت خود را خیس می کنید؟» و «آیا اغلب خیالپردازی می کنید؟» مورد بررسی قرار گرفتند. اگر به نظر می رسید که پاسخ دهنده نشانه های زیادی از این دست را آشکار می سازد، برای بررسی بیشتر ارجاع داده می شد.
در آغاز به نظر می رسید که مصرف عمده این گونه روش ها پزشکی است. آزمون مشهور از روزهای اولیه ارزیابی شخصیت، پرسشنامه شخصیت چند وجهی مینه سوتا (MMPI) بود که به دنبال مشخص کردن اختلال هایی نظیر افسردگی، پارانویا، اسکیزوفرنی، و انحراف ضداجتماعی بود. اما، سرانجام معلوم شد که ارزش تجاری واقعی این گونه آزمون ها به توانایی آنها در کمک کردن به کارفرمایان در گزینش و پرورش کارمند مربوط می شود. این زمینه ای است که بخش اول این کتاب عمدتا به آن می پردازد.
آزمون های شخصیت بسیار زیادی وجود دارند که پرسیدن این سؤال را که آیا آنها به طور برابر معتبر هستند، موجه می سازد، یعنی، اگر فردی چند آزمون مختلف را پر کند، نتایج مشابه خواهند بود یا خیر. پاسخ کوتاه، «منفی» است. این درست است که آن دسته از آزمون هایی که بر نظریه صفت اتکا میکنند و به صفات مشابهی توجه دارند، باید نتایج مشابهی را به بار آورند، اما برخی آزمون ها کاملا متفاوت هستند. برای مثال، آزمون معروف لکه جوهر رورشاخ نمونه ای از فن معروف به فرافکن است که طی آن، از آزمودنی خواسته می شود چیزهایی را در یک سری لکه های رنگی «ببیند». تعبیر نتایج این گونه آزمونها کاملا ذهنی است و عمدتا به روان شناسی که آن را تعبیر می کند، بستگی دارد. اشاره به این نکته نیز اهمیت دارد که هر چیزی که به آزمون روان سنجی شباهت دارد، لزوما معتبر نیست. آزمون های زیادی که در مجله ها و روزنامه ها چاپ می شوند صرفا برای سرگرمی هستند و هیچ ارزش روان شناختی ندارند.

دیدگاه بگذارید

  Subscribe  
Notify of