تیپ شخصیتی من کدام است؟

شخصیت شناسی ۲۳ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

شناخت شخصیت

شناخت شخصیتی

دیگران را بهتر درک کنید و آنها را به شکلی هستند، بپذیرید

چرا احساس می کنیم که با بعضیها تا این اندازه خصوصیات مشترک داریم و بعضی دیگر انگار که از سیاره دیگری به زمین آمده اند؟ همیشه علاقمند به دانستن این مطلب بوده ایم که چرا اینگونه که هستیم، هستیم و چرا دیگران هم به شکلی که هستند می باشند. هرکدام از ما انسانی منحصر به فرد هستیم و با این حال در تمام مدت تاریخ مردم خواسته اند که ما را به گروههای مختلف تقسیم کنند. سنت قدیمی و کهن طبقه بندی کردن و برچسب زدن به گیاهان و حیوانات به ما نشان داده اند که طبقه بندی فواید فراوان دارد. اگر بتوانیم «تیپ» یک جاندار را تمییز بدهیم بهتر می توانیم نیازهای او را مشخص سازیم. ما هم به عنوان یک انسان می توانیم به همین دلایل از مشخص شدن تیپمان لذت ببریم. «شاخص تیپ میرز- بریگز» که روشی برای شناسایی تیپ های شخصیتی است امتیازهای مثبت فروانی دارد. وقتی می بینیم رفتار معمول یک شخص بخشی از یک انگاره طبیعی است می توانیم رفتارهای خود و دیگران را با داوری کمتری ارزیابی کنیم. توجه به این نکته که سبک، ارزشها و تمایلات هرکس با هم تفاوت می کند و وقتی این ارزشها متفاوت از ارزشهای ما ظاهر می شوند کمتر تعجب می کنیم. و برداشت واقعی تری از حرفهای دیگران پیدا می کنیم. وقتی خود را بفهمیم و درک کنیم می توانیم به شکلی که مناسب توانمندی های ما باشد پیشرفت کنیم.

درک و پذیرش خود می تواند سببی باشد تا در انتخاب شغل خود موفق تر عمل کنیم.

فراگرفتن تیپ های شخصیتی به ما امکان می دهد روابط آگاهانه تری با دیگران برقرار سازیم. گاه می بینیم آن خصوصیتی از دیگران که ما را در نگاه اول جلب می کند، همان ویژگی است که ما می خواهیم آن را در آینده تغییر بدهیم.

وقتی سایر تیپ های شخصیتی را بشناسیم، احترام و حمایت بیشتری برای آنها قائل می شویم و رفتارهایی را که برای انها جالب است تشویق و ترغیب می کنیم، می توانیم از آنچه آنها دوست دارند و به آنها احترام می گذارند حمایت کنیم. وقتی می گذاریم تا دیگران همان کسی که هستند باشند. وقتی به جای داوری و انتقاد آنچه را که هستند می پذیریم به آنها امکان می دهیم که آنچه را که هستند باقی بمانند. یادگیری درباره تیپ های شخصیتی به ما فرصتی می دهد تا در زندگی خود و کسانی که با ما زندگی می کنند هماهنگی و تفاهم بیشتری ایجاد کنیم.

نکته اجمالی

در این مقاله بارها به سه کلمه ترجیح، تیپ و خلق و خو اشاره کرده ایم. به تدریج که پیش برویم، تفاوت ها و شباهت ها به شکل بهتری درک می شوند. اما در حال حاضر صرفا به طور اجمال توضیح می دهیم این واژه ها چه معنا و مفهومی دارند و چگونه با یکدیگر ارتباط دارند.

ترجیحات:

سیستمی که میرز- بریگز برای درک تفاوتهای شخصیتی تدبیر کردند در اصل رفتارهای مختلف را توضیح می دهند که اینها جملگی نشان می دهند این رفتارها چگونه در دنیا عمل می کنند. این سیستم مبتنی بر این نقطه نظر است که اشخاص با ترجیحاتی متولد می شوند. یعنی اینکه«ترجیح» می دهیم کاری را به شیوه ای مشخص انجام می دهیم. میرز- بریگز چهار جفت ترجیح ضد هم را فهرست کرده اند. در محدوده هر جفت ما یکی را به دیگری ترجیح می دهیم و این یکی را که ترجیح می دهیم بیشتر مورد استفاده قرار می دهیم. زیرا برایمان راحتتر است.

چهار جفت ترجیح متضاد

چهار جفت ترجیح متضاد به شرح زیرند:

برون گرا(E) و درون گرا(I)

این جفت نشان می دهند که ما ترجیح می دهیم توجه خود را به کجا معطوف کنیم و چه چیزی به ما انرژی می دهد.

حسی بودن(S) و شمی بودن(N)

اینها نشان می دهند که ما ترجیح می دهیم چگونه اطلاعات خود را درک کنیم.

فکری بودن(T) و احساسی بودن(F)

اینها نشان می دهند که چگونه اطلاعات را ارزیابی می کنیم و تصمیم می گیریم.

داوری کننده(J) و ادراکی(P)

این جفت به جهت گیری ما در شکل زندگی مربوط می شوند.

تیپ

از بین هر جفت ترجیح متضاد، شخص به یکی از آنها متمایل می شود. اگر از هرجفت یکی را انتخاب کنیم به کدهای چهارحرفی می رسیم که هرکدام یک تیپ شخصیتی را شکل می دهند. برای مثال، اگر شخص برون گرا، حسی، فکری و داوری کننده باشد، تیپ شخصیتی او ESTJ می باشد. روی هم رفته به شانزده تیپ شخصیتی برخورد می کنیم. مانند بسیاری از امور زندگی ترکیب ترجیحات فردی از جمع تک تک آنها بزرگتر است.

خلق و خو

براساس این نظریه هرکس طبع و میلی مشخص و بنیانی دارد که او را پیش می راند و این همان چیزی است که برای آن زندگی می کند. مثلا بعضی ها خود به خود اند، و برای آزادی زندگی می کنند. جمعی می خواهند دنیا را بشناسند و کنترل کنند و جمع دیگری خواهان شناخت خود هستند. خلق و خوی هرکس مشخص می کند که رفتار او در «الگوهای فعالیتی» چگونه است. باتوجه به بررسی های به عمل آمده در قرن های گذشته می دانیم که با چهار خلق و خوی عمومی روبه رو هستیم. برای این چهار خلق و خو اسامی مختلفی انتخاب شده، اما ما در این مجموعه مقالات «تیپ شخصیتی من کدامست؟» آن ها را به این شکل معرفی می کنیم: (وظیفه جو، عمل جو * دانشجو، آرمان گرا)

با درک این خلق و خوهای چهرگانه بهتر می توانیم تیپ های شخصیتی شانزده گانه را شناسایی کنیم زیرا هریک از خلق و خوهای چهارگانه ریشه چهار تیپ شخصیتی هستند.

تیپ شخصیتی من

تاریخچه مختصر:

تیپ ها و خلق و خو در واقع مبین دو سیستم جداگانه  طبقه بندی شخصیت هستند که بعدا با هم ترکیب شدند. اساس سیستم تیپها کارهای یونگ، میرز و بریگز است و مولف سیستم دوم یعنی خلق و خو دیوید کرسی می باشد. «شاخص تیپ میرز بریگز» براساس الگوی نظریه تیپ شخصیتی است که بوسیله روانشناس سوئیسی کارل یونگ پایه گذاری شد. یونگ معتقد بود دلیلی که می توان ما را براساس تیپ یا ترجیح خاص طبقه بندی نمود، این است که اینها  خصوصیات طبیعت اولیه ما هستند. یک زن آمریکایی به نام کاترین بریگز نظریه ای در زمینه شخصیت ارائه داده بود. در این زمان او نظریه یونگ را مطالعه کرد. خانم بریگز به این علت که نظریه یونگ یافته های او را روشن می کرد، آن را پذیرفت. در دهه ۱۹۴۰ او و دخترش ایزابل میرز پرسشنامه ای در زمینه ترجیحات تهیه کردند که امروزه بنام شاخص تیپ میرز-بریگز مشهور است. هدف این بود که اشخاص به کمک این شاخص بتوانند تیپ شخصیتی خود را بشناسند. براساس این شاخص تیپ های شخصیتی به شانزده  دسته تقسیم می شوند. امروزه شاخص تیپ میرز-بریگز از هر معیار دیگری در زمینه تعیین تیپ های شخصیتی کاربرد وسیعتر دارد و به چهارده زبان دنیا ترجمه شده است. نظریه خلق و خو بیست و پنج قرن است که به شکلی وجود داشته است. این نظریه به دوران بقراط باز می گردد. بقراط معتقد بود که مردم دارای چهار خلق و خوی مختلف اند. او اسم این خلق و خوها را مزاج گذاشت و آنها را سودایی مزاج، بلغمی مزاج، صفراوی مزاج   melancholicو دموی نام داد. در سالهای اخیر اشخاص نامهای دیگری برای خلق و خوها برگزیده اند. از جمله این اشخاص میتوان به آدیکز، آدلر، اسپرانگر و دیگران اشاره کرد. درسال۱۹۷۸ نظریه خلق و خو از ناحیه یک روانشناس بالینی آمریکایی بنام دیوید کرسی احیاء شد. کرسی نظریات گذشته درباره خلق و خو را مطالعه کرد و به نتیجه گیری خاص خود رسید. وقتی او تیپ های شخصیتی شانزده گانه میرز-بریگز را مطالعه کرد؛ متوجه شد که آنها هم به انگاره های مزاجی اشاره کرده اند که او آنها را تشخیص داده است. او در کتاب«لطفا مرا بفهمید» چهار خلق و خوی خود را توضیح می دهد و آنها را به تیپ های شانزده گانه میرز-بریگز ارتباط می دهد.

با آنکه نظریه تیپ و خلق و خوی جدا از یکدیگر شکل گرفتند، یکدیگر را تکمیل می کنند. به همین دلیل مطالعه کردن به اتفاق آنها سودمند است. هم نظریه تیپی یونگ، میرز-بریگز و هم نظریه خلق و خوی کرسی، تیپ های شخصیتی را به شکلی مفید، عملی و اغلب دقیق توضیح می دهند.

چند پیشنهاد برای بهره برداری بیشتر از مطالب سلسله مقالات شخصیت شناسی:

در مقالات ابتدایی این سلسه مباحث که هر هفته آن را پی خواهیم گرفت؛ هر یک از مباحث مربوط به موضوع ترجیحات را بخوانید. می توانید با خواندن هر ترجیح برای سئوالات مختلفی که درباره خود و دیگران دارید، جوابهایی پیدا کنید. این ترجیحات ابزاری برای درک سیستم میرز-بریگز بدست می دهند.

هفته آینده؛ مقدمه ای بر ترجیحات و انواع مختلف ترجیحات با اعلام اختصاری آنها؛ در همین سایت منتشر خواهد شد. با ما همراه باشید.

 

منبع: تیپ شخصیتی من کدام است؟ (دیگران را بهتر درک کنید و آنها را به شکلی هستند، بپذیرید؟) شناخت شخصیت؛ رنی بارون

دیدگاه بگذارید

  Subscribe  
Notify of