جوکستان – ۹۵/۰۵/۳۰

جوک روز

علت طولانی بودن صحبت خانم ها

:lol::lol:

حنانه رو میشناسی خواهر فاطمه دختر خاله نوره که میشه زن پدر شوهر مریم دختر نسرین خواهر محمد پسر اشرف همسایه سپیده دختر منیره !!:-(

نه نمیشناسمش…!!:-?

ای بابا حنانه که دیدیمش تو عروسی ندا دختر محمد که باباش میشه دایی منیره و خواهرش پسر عمشونو گرفته مادربزرگش و مادربزگ ساره دختر کلثوم میشن دختر خاله

اهاااا چش شده ؟؟?

لاغر شده??


به راننده تاکسی میگم: مسیر آخرتون کجاست؟
برگشته با حرص میگه: خونمون، میای؟؟؟
ملت اعصاب مصاب ندارنا… :lol::lol::lol:


ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻗﺼﺎﺑﯽ ,ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺷﻠﻮﻍ ﺑﻮﺩ
ﻗﺼﺎﺑﻪ ,ﮔﻮﺷﺖ ﻫﺮﮐﯽ ﺁﻣﺎﺩﻩ می ﺸﺪ

:lol::-D:lol:

ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺻﺪﺍﺵ ﻣﯿﺰﺩ ::-|
ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ ﮐﯽ ﺑﻮﺩ؟؟؟؟:-|
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﯿﺎ ﺟﻠﻮ !:-|
ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ؟؟؟؟:-|
ﮔﻔﺖ ﻧﻪ آﻗﺎ ﻣﻦ ﮔﺎﻭﻡ:-?

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺟﯿﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ??
ﮔﻔﺖ ﺟﯿﮕﺮ بیا جلو ??


ﺳﺮ ﭼﻬﺎﺭ ﺭﺍﻩ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﭽﻪ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮ ﺍﺯﻡ ﮔﻝ ﻣﯿﺨﺮﯼ؟
ﻣﻨﻢ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﻓﯿﻠﻤﺎ ﯾﻪ ﭘﻨﭻ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﺩﺍﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﺸﻮ ﺑﺪﻩ

:-|:-|:lol:
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ :
ﻋﻤﻮ حرف نزن  ﺷﺎﺧﻪ ﺍﯼ ﺷﯿﺶ ﺗﻮمنه??


دانش آموزی برگه امتحانی را سفید داد و روی آن نوشت :
سکوتم نشانه ی نداشتن معلومات نیست… آنچه در ذهن من است قابل بیان نیست. :-|

:lol::lol::lol:

به او مدرکی دادند که در آن نوشته شده بود:
رد شدنت نشانه ی شکستت نیست بلکه شوخ طبعی ات ارزش دیدنت در سال آینده را دارد..???


تنها خوبی اهنگ های جدید اینه که

آدم رو یاد هیچکس نمیندازه…?:lol::lol:

جوک

ﺍﺯ ﻋﺠﺎﯾﺐ خانم ها ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ۷ ﻃﺒﻘﻪ‌ﯼ ﯾﮏ ﻣﺠﺘﻤﻊ ﺗﺠﺎﺭﯼ ﺭﻭ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻪ ﻃﺒﻘﻪ ﻭ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻣﯿﮕﺮﺩﻥ، ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﮕﻦ :

:lol::lol::lol:
ﺍﻭﻭﻭﻭﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺭه….میمردی نزدیک تر پارک میکردی؟!!!???


زن : عزیزم دکتر بهم گفت واسه اینکه حالم خوب بشه باید بریم به سفر خارج به یه ساحل آفتابی
حالا منو کجا میبری ؟?
.
مرد : یه دکتر دیگه!!!??
????
????


امروز با سر و صدای مامان بابام از خواب پریدم

رفتم بیرون میپرسم چی شده !؟:-|

بابام میگه من دیشب خواب دیدم یه زن دیگه گرفتم:-?

:lol::lol::lol:
واسه مامانت تعریف کردم،

اونم گیر داده باید همین الان بخوابی و طلاقش بدی???


به سلامتی مامانم که هر وقت بهش میگم مامان!
میگه: درد…!:-|

به سلامتی بابام که هروقت بهش میگم بابا!
میگه: من بابای تو نیستم… :-|

:lol::lol::lol:
من موندم اینا از کجامیفهمن من دراون لحظه پول میخوام ؟؟:-?


امروز رفتم کافی شاپ دیدم همه با دوست دختراشون نشستند

منم تنها بودم. خیلی حسودیم شد
گوشیو گرفتم در گوشم داد زدم::-|
بدبخت بیا خواهرتو ببین تو کافی شاپ پیش یه پسره نشسته…
همه دخترا فرار کردن …:-|
ای حال کردم ای دلم خنک شد

برگی از خاطرات یک ادم مجرد??

جوک

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.