حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن – قسمت دوم

روانشناسی ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

۴۰ فکر سمی؛ حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن (۵ فکر سمی دوم)

فکر سمی شماره۶: آنچه را شاید باعث رنجش دیگران شود، نگو

تحلیل:

راستش را بخواهید، «جریحه دار کردن احساسات کسی» غیرممکن است. شاید ما اجازه دهیم کلمات دیگران به ما آسیب بزنند، اما مجبور نیستیم با حرف هایی که به ما می زنند ناراحت شویم، حتی اگر از آنچه می گوید متنفر باشیم. اما اشخاص کمی رک و بی پرده سخن می گویند. بیشتر اوقات، مردم در گرفتاری ها و مشکلاتشان غوطه ورند چون هیچ کس اهمیتی نمی دهد یا جرات ندارد به آنها بگویند چه کاری درست است. یک روش فوق العاده برای انتقاد کردن، «فن ساندویچی» نام دارد که بدین طریق شما هرنوع بازخورد منفی را با اظهاری مثبت همراه می کنید و سپس آن را با یک نظر مثبت همسان به پایان می رسانید. عبارت انتقادی تان را بصورت حمله مستقیم به کار نبرید: « این جوجه کباب سفت و شور است؛ تو به راستی آشپزی بلد نیستی» در عوض بگویید: «می بینم که برای درست کردن این غذا تلاش کرده ای. من جوجه کباب را خیلی شور دوست ندارم، اما سیب زمینی ها و مخلفاتش خوش مزه بود.»

پادزهر ها

تلقین های اصلاحی

« آنچه می گویی از طرز گفتنت کم اهمیت تر است.»
« اگر خیال کنم موضوعی مهم است آن را بیان می کنم، حتی اگر دیگران اعتراض کنند.»
« تا وقتی بازخورد یا اظهارنظر صادقانه ای بدهی که سازنده است، خوب است.»
« گاهی ضروری است برای اینکه به کسی کمک کنی؛ کمی او را برنجانی. »
« بیشتر اوقات رک و بی پرده سخن گفتن از گوشه و کنایه بهتر است.»
باور مثبت مخالف این باور
اگر بیان مطالبی مهم است، آن را بگو، اما مدبرانه.

فکر سمی شماره ۷: هدفت باید کمال باشد

تحلیل:

بعضی از افراد که سعی می کنند همیشه صد در صد باشند، واقع بین نیستند. آن ها از خودشان توقع کمال را دارند و درک نمی کنند که چیزهای کمی کامل است و هیچ شخصی کامل نیست. توقع کامل بودن_ یعنی اینکه خودتان را با معیارهای ناممکن بسنجید_ می تواند به مسیر مخربی از منفی اندیشی منجر شود که اغلب به نارضایتی، ایراد گرفتن از خود، آزردگی و نگرش « چرا مرا به زحمت می اندازید.» می انجامد. اگر به خودتان فشار بیاورید که بدون نقص عمل کنید، ممکن است متوجه شوید که تلاش هایتان بی حاصل است. وقتی به خودتان فشار می آورید که توقعات غیرواقع بینانه را برطرف کنید، دچار فشار روانی، اضطراب، غیبت از کار و فرسودگی بی جهت می شوید. در واقع، کمال گرایی اغلب رقابت ناسالم را تشویق میکند و ممکن است حتی رفتاری غیر اخلاقی(تقلب در امتحان، بی ارزش کردن کار دیگری، ادعای دروغ در زمینه برخورداری از مهارتهای شغلی) را موجب شود. بعد از اینکه پذیرفتید چقدر معیارتان از کمال گرایی غیرواقع بینانه است، بیاموزید که به خودتان اجازه دهید در هر لحظه از روز با سرعت تمام تلاش نکنید. در عوض، تلاش کنید شایسته باشید.تمام سعی خود را به کار گیرید. درک کنید روزهایی وجود دارند که احساس مریضی می کنید، با مشکل شخصی درگریبانید، یا متوجه می شوید کاری که در حال انجامش هستید چندان هم مهم نیست. وقتی از فشار کمال گرایی رها شوید، از کار لذت بیشتری خواهید برد و نتیجه خوب یا شاید عالی شود. در واقع، وقتی توقعتان از حد کمال پایین تر بیاید، شما اغلب رضایت زیادی از کار خواهید داشت.

پادزهر ها

تلقین های اصلاحی

« کمال گرایی اغلب به ناکامی و نامیدی منجر می شود.»
« برخی چیزها تنها لازم است به اندازه کافی خوب باشد.»
« اگر هدف خیلی بالا را در نظر بگیری، به آن نمی رسی.»
« لذت ناشی از اناجم کار از نتیجه کار مهم تر است.»
«همیشه مجبور نیستم تمام تلاشم را بکنم.»
باور مثبت مخالف این باور
بجای کمال گرایی در جستجوی خوب بودن باش.

فکر سمی شماره۸: بگو «نه»- اگر به آن ها رو بدهی، سوارت می شوند.

تحلیل:

اشخاص قاطع می دانند چطور از درخواست های نامعقول امتناع کنند، چطور به خواسته های افراطی دیگران«نه» بگویند، و چطور از حقوقشان دفاع کنند. نه گفتن به اشخاصی که با آنان ارتباط صمیمی دارید، مخرب است مگر اینکه دلیل خوبی داشته باشید. والدین اغلب با گفتن «نه» به بچه هایشان، بدترین اشتباه را مرتکب می شوند. در حالی که جواب مثبت دادن یا حداقل گفتگو با کودک، به نفع همه است. «نه» گفتن بدون دلیل معتبر، تنها باعث رنجش می شود. نه گفتن مطلق اغلب به عنوان طرد کردن جلوه می کند. این بدان معنا نیست که شما باید هرکاری را که محبوبتان از شما می خواهد انجام دهید. اگر شما دلیل موجهی برای نپذیرفتن انجام کاری دارید، آن را بگویید. چرا در ارتباطات صمیمانه سازگارانه برخورد نکنیم؟ چه اشکالی دارد در قبال هرکاری که انجامش امکان پذیر است، بله بگوییم؟ اگر یکی از عزیزانتان گفت« می شود لطفی به من بکنی؟»، سعی کنید با «بله، چه کاری می توانم برایت انجام دهم؟» پاسخ دهید.
«نه» گفتن، هر چیزی به همراه دارد به جز عشق، توجه و صمیمیت. پرسیدن«چه کاری می توانم برایت انجام دهم؟» بد نیست، اما بهترین جواب، پاسخی مثبت و تاییدی است. اگر درخواستی غیرمعقول یا نامناسب است، می توانید با هم گفتگو کنید. « خوشحال می شوم که لباسهایت را از خشکشویی بگیرم، و داوود را برای تمرین فوتبال ببرم، اما متاسفانه من تا قبل از ساعت ۷ سرکار هستم.»آیا باید هر آنچه را عضوی از خانواده شما می خواهد اجابت کنید؟ البته ما چنین پیشنهادی نمی کنیم. شما باید به زمان و نیازهای خودتان نیز اهمیت دهید. اعضای خانواده تان نیز باید بیاموزند که نمی توانند با توقع داشتن از شما که همه خواسته هایشان را اجابت کنید؛ پا را از گلیم خود فراتر بگذارند. در اینجا تعادل مهم است. شما مجبور نیستید هر آنچه می خواهند به آنها بدهید، اما باید به نه گفتن های خودکارتان «نه» بگویید. خلاصه اینکه دنبال دلایلی بگردید تا به کسانی که دوستشان دارید «بله» بگویید. بیشتر اوقات جواب منفی دادن فقط درهای شادمانی را به روی شما می بندد.

پادزهر ها

تلقین های اصلاحی

« رد کردن خواسته های نامعقول خوب است، اما نه گفتن بدون دلیل منطقی، احمقانه است.»
« اگر «نه» بگویم، بهتر است دلایلم را به روشنی مطرح کنم.»
« موافقت و تایید بیشتر از امتناع و رد کردن برای ارتباطاتت سودمند هستند.»
« وقتی از انجام درخواست کسی سرباز می زنی، رفتارت اغلب به عنوان شکلی از طردشدگی جلوه می کند.»
باور مثبت مخالف این باور
اگر برای ارتباطی ارزش قایل هستی، تا می توانی جواب مثبت بده.

فکر سمی شماره۹: اتمام حجت به جر و بحث پایان می دهد.

تحلیل:

اتمام حجت در اصل ارتباط «این کار را انجام بده، وگرنه» است. استفاده از فشار، تهدید، خشونت و توپ و تشر، روش های ضروری درجنگ هستند. در واقع این مخالف مصالحه، گفتگو، همدلی و درک متقابل است که از مولفه های هر تبادل کاملی به حساب می آید.
در هر ارتباطی اگر احترام، ملاحظه، محبت یا عشق که از عناصر اصلی هستند وجود نداشته باشد، رابطه به بازی قدرت تبدیل می شود. اشخاصی که در ارتباطات بین فردی از اتمام حجت استفاده می کنند جهالت یا ضعف خود را نشان می دهند. اشخاص عاقل درخواست هایشان را مطرح می کنند و احساساتشان را درمیان می گذارند. در واقع گفتن اینکه « اگر این کار را بکنی یا نکنی، خیلی ناراحت می شوم.»، بطور معمول سمی نیست. اگر گیرنده پیام بگوید که اهمیتی به احساسات شما نمی دهد، ادامه صحبت با حتی ارتباط، دیگر معنایی ندارد. در هرحال اتمام حجت، در بلندمدت شما را به اهدافتان نمی رساند. شما بهتر است چهارچوبی ذهنی را درنظر بگیرید که در آن مایلید مصالحه و گفتگو کنید. هروقت از خسونت و تهدید استفاده کنید، به احتمال زیاد در نهایت بازنده هستید. گفتگو و مصالحه کارایی بیشتری دارد.

پادزهرها

تلقین های اصلاحی

«اتمام حجت روشی مطمئن برای تخریب ارتباط است.»
« تهدید و اتمام حجت تنها شرایط گفتگو را ازبین می برد.»
« بهتر است خواسته ها و تقاضاهایم را بدون اینکه یقه کسی را بگیرم، مطرح کنم»
« حتی اگر دیگران به اتمام حجتم توجه کنند، اغلب آزرده می شوند و به نحوی تلافی می کنند.»
«مردم حق دارند مطابق میل خودشان رفتار کنند، حتی اگر من از رفتارشان خوشم نیاید»
« بچه هایم به دنیا نیامده اند که طبق معیار من زندگی کنند»
باور مثبت مخالف این باور
گفتگو و مذاکره به جر و بحث پایان می دهد

فکر سمی شماره۱۰: صداقت مطلق، بهترین روش است.

تحلیل:

نکته موجود دراین فکر سمی، در کلمه «مطلق» نهفته است، نه در صداقت. ارتباطات کمی هست که در آن می توان شرایطی را که فرد هیچ چیزی را مخفی نگه نمی دارد و تا حدودی هر چیزی را مطرح می کند، تحمل کرد. گفتن حقایق غیر ضروری، ناشی از فضولی، بی فایده و ناراحت کننده، می تواند مهلک باشد. تا حدودی همان قدر که دروغ های وقیحانه دردناک است، بیان نابجای حقیقت نیز می تواند عذاب آور باشد. پادزهر این فکر سمی، «عدم صداقت بهترین روش است»، نیست. ما داریم تنها درباره صداقت کامل و محض استدلال می کنیم و تاکید داریم که روش مدبرانه و هوشمندانه نقش مهمی در تعاملات روزمره مان بازی می کند. وسواس در راستگویی به اندازه وسواس در دروغگویی آسیب زا نیست، اما اغلب می تواند مخرب باشد. آنچه «دروغ مصلحتی» نامیده می شود، تنها زمانی بهترین کارآیی را دارد که حقیقت ممکن است آسیب زا باشد.

پادزهرها

تلقین های اصلاحی

«صداقت بیشتر اوقات، اما نه همیشه، بهترین روش است.»
« چیزی به عنوان صداقت افراطی یا وسواسی وجود دارد.»
« نوع نادرستی از صداقت می تواند مخرب باشد.»
« صداقت محض به اندازه دروغگویی وقیحانه بد است.»
« هیچ کس نباید تمام زوایای خصوصی زندگی ام را بداند. من مستحق مقداری حریم خصوصی هستم.»
« صداقتی که به دیگران آسیب بزند، فضیلت نیست.»
باور مثبت مخالف این باور
عشق بهترین روش است، نه صداقت مطلق

منبع: ۴۰فکر سمی؛ حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن؛ دکتر آرنولد لازاروس، دکتر کیلفورد لازاروس؛ دکتر آلن فی

Please Login to comment