رازگشایی از ماجرای شکارچی پسر بچه‌ های شرق تهران

دستگیری شکارچی پسران در شرق تهران

با توجه به گزارش قبلی وبسایت پورتال رنگی در مورد دستگیری شکارچی پسران در شرق تهران، با جدیدترین اخبار مبنی بر این خبر با ما همراه باشید

مأمور جوان که به‌ دنبال دریافت گزارش آدم‌ ربایی، راهی خانه‌ ای در پایتخت شده بود، به‌ رغم اصرار صاحبخانه بر بی‌ گناهی، وارد آنجا شد و در نهایت راز سیاه مرد شرور را فاش کرد.

چند روز پیش پسر نوجوانی راهی یکی از کلانتری‌ های پایتخت شد و گفت که مردی دوستش را ربوده است.او ادامه داد: لحظاتی قبل دوستم برایم پیامکی فرستاد که در آن نوشته بود مردی به نام مهدی او را ربوده و در حمام خانه‌ اش زندانی کرده است.

با اظهارات وی تیمی از مأموران راهی خانه مورد نظر شدند. وقتی صاحبخانه مقابل در آمد و مأموران پلیس را دید مدعی شد که گزارش اشتباهی به پلیس مخابره شده است. با این حال یکی از مأموران که به‌ رفتار او شک کرده بود، تصمیم گرفت برای اطمینان وارد خانه شود.

مأموران با رضایت او وارد خانه شدند تا اینکه به دری برخوردند که قفل بود. مأمور پلیس از صاحبخانه خواست تا در را بازکند. او اصرار داشت که آنجا اتاقکی بوده که پدرش در آن را قفل کرده و کلیدش را ندارد. مأمور پلیس اما تصمیم گرفت قفل در را بشکند که صاحبخانه چاره‌ای جز باز کردن قفل ندید و وقتی در باز شد مأموران با پسر نوجوانی که در آنجا زندانی شده بود، رو به‌ رو شدند.

همراه پسر نوجوان، مهدی ۳۰ ساله نیز حضور داشت که دستانش را روی دهان پسر نوجوان گذاشته بود تا مبادا او فریاد بزند.

پسر ۱۶ ساله که وحشت‌ زده بود و دست و پایش می‌ لرزید به مأموران گفت: ساعتی قبل‌ در میدانی در شرق تهران نشسته بودم که مهدی به سمتم آمد. او در محله ما زندگی می‌کند. سراغ یکی از دوستانش را گرفت که گفتم نمی‌ دانم کجاست. در یک لحظه به زور یقه مرا گرفت و با تهدید چاقو مرا به اینجا آورد و زندانی کرد.
حتی صاحبخانه هم از ترس جرأت اعتراض نداشت. چون اکثر بچه‌ های محل از مهدی می‌ ترسند. او فرد عصبی و خشنی است که با هر کسی درگیر شود چاقو می‌ کشد و زخمی‌ اش می‌ کند. وی ادامه داد: در یک لحظه وقتی مهدی از حمام بیرون رفت موبایلم را که در جیبم پنهان کرده بودم، بیرون آوردم و برای یکی از دوستانم پیامک فرستادم. وقتی پیام را ارسال کردم اصلا فکرش را نمی‌ کردم فورا پلیس برسد و مرا آزاد کنند.

شکایت‌ های سریالی

با دستگیری مهدی، ۲ شکایت مشابه دیگر هم پیش روی تیم تحقیق قرار گرفت. شاکیان جدید ۲ پسر نوجوان بودند که وقتی متوجه دستگیری مهدی شده بودند، تصمیم به شکایت گرفتند چرا که تا پیش از این جوان شیطان‌ صفت آنها را می‌ ترساند تا هیچ کدام شکایت نکنند. قربانیان ۲ نوجوان ۱۶ و ۱۷ ساله بودند که عنوان کردند مهدی با تهدید چاقو آنها را ربوده و نقشه‌ های شیطانی خود را اجرا کرده است.

یکی از شاکیان می‌ گفت، مهدی هر بار با تهدید او را به خانه دوستانش می‌ برده و او را تسلیم نیت شوم خود می‌ کرده است. او هر بار وی را تهدید می‌ کرده که اگر شکایت کند، وی را به قتل می‌ رساند. متهم دیروز برای انجام تحقیقات به شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران منتقل شد و پیش روی قاضی مرشدلو قرارگرفت. او اما در جلسه بازپرسی خود را بی‌گناه دانست. گفت و گو با او را در ادامه بخوانید.

مامور پلیس مو به مو گزارش داده که شاکی را در رختکن حمام زندانی کرده بودی، ‌چطور می‌ گویی بی‌ گناهی؟

با مأمور گلاویز شدم، فکر می‌ کنم او اشتباه کرده است. در ضمن وقتی پلیس به آنجا آمد من روی کاناپه خواب بودم !

شاکی گفته با تهدید چاقو، او را کشان کشان به خانه دوستت بردی؟

نه او هم احتمالا اشتباه می‌کند!

معتادی؟

شیشه می‌ کشم.

پس احتمال دارد که دچار توهم شدی و همه‌‌چیز را فراموش کرده‌ای؟

اصلا هرچه شما می‌گویید درست است، هر جرمی باشد گردن می‌ گیرم، حتی قتل!

دو شاکی دیگر هم پس از اینکه دستگیر شدی، شکایت کردند و گفتند تا پیش از این تهدیدشان می‌ کردی که اگر شکایت کنند جانشان را می‌ گیری؟

نه، همه اینها دروغ است. برایم پاپوش درست کردند. فکر کنم با من خصومت و دشمنی دارند. راستش خیلی‌ ها به من حسادت می‌ کنند و دشمن زیاد دور و برم دارم !

چرا؟

نمی‌ دانم.

احتمال دارد که افراد دیگری را هم با این شگرد به دام انداخته باشی؟

نه!

سابقه داری؟

۳ سابقه سرقت و درگیری دارم. به‌خاطر دختر مورد علاقه‌ ام با پسری درگیر شدم و با چاقو یکدیگر را زخمی کردیم. از آن روز به بعد تاندول دست راستم پاره شد و یک‌ جورایی فلج شدم. حتی کار خوبی داشتم که آن را از دست دادم.

شغلت چیست‌؟

الان میوه‌ فروشم. اما فوق دیپلم گرافیک دارم و پیش از این گرافیست بودم و در شرکتی کار می‌ کردم.

در کودکی یا نوجوانی، چنین اتفاقی برایت رخ نداده که قربانی نقشه شوم فردی شوی؟

سرش را پایین می‌ اندازد و سکوت می‌کند.

پس خودت هم قربانی شده و درصدد انتقام بودی؟

نمی‌ خواهم به گذشته فکر کنم، عذاب می‌ کشم. من صرع دارم و فکر کردن به این موضوع، باعث تشنجم می‌ شود !

اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)
telegram

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که در این بحث شرکت می کنید !

اطلاع از
wpDiscuz