. زندگانی مرداویچ - پورتال رنگی

زندگانی مرداویچ

از اوائل زندگی مرداویج اطلاعات روشنی در دست نیست.او در فومن به دنیا آمد. تبار وی از سوی پدر به فرمان‌ روایان قبل از اسلام گیلان و از جانب مادر به اسپهبدان رویان می‌ رسد، گویا وردان‌ شاه جد مرداویج در میان گیل‌ ها از قدرت بسیاری برخوردار بوده‌ است

 زیاریان یک خاندان سلطنتی گیلی بودند از ۹۳۲ تا ربع اخر قرن یازدهم بر گرگان و طبرستان حکومت می‌ کردند.که همانند دیگر خاندان‌ های ایرانی، تبار خود را به شاهنشاهان پیش از اسلام می‌ رساندند و بر این ادعا بودند که نواده‌ گان ارغش فرهادان، شاه گیلانند

زیار پدر مرداویج دوران فرمان‌ روایی او را درک کرده و سال‌ ها پس از کشته شدن مرداویج در محرم (۳۳۷ هجری / ژوئیه ۹۴۸ میلادی) درگذشته‌ است. آغاز شهرت مرداویج در سال‌ های نخست فرمان‌ روایی نصر بن احمد سامانی (۳۰۱-۳۳۰/۹۱۳-۹۴۲) بود.

وی ابتدا در خدمت قراتکین، یکی از امیران احمد بن اسماعیل و نصر بن احمد در خراسان به سر می‌ برد. سپس به خدمت اسفار بن شیرویه سردار گیل در آمد و بعد ها سپهسالار وی شد.

اسفار، نخست در خدمت ماکان بن کاکی بود و پس از او به حکومت ری رسید. بنابه رای ابواسحاق صابی پس از آن‌که حسن بن قاسم داعی، (هروسندان بن تیرداد). شاه گیلانیان را (که دایی مرداویج بود) به همراه شش تن دیگر از بزرگان گیل و دیلم به قتل رسانید، بزرگان دیلم بر داعی شوریدند و اسفاربن شیرویه را به ریاست خویش برگزیدند و به اطاعت فرمان‌ روای خراسان در آمدند و از او برای غلبه بر حسن‌ بن قاسم یاری خواستند. با کشته شدن سران دیلم کار داعی آشفته شد و از گرگان به طبرستان رفت، سپس به ماکان بن کاکی پیوست .

اسفار پس از کسب قدرت همانند دیگر رهبران دیلمی از علویان روی گردانید و علیه حسن بن قاسم داعی و ماکان بن کاکی به نبرد پرداخت. سرانجام اسفار داعی را در دروازه آمل شکست دادو داعی در این نبرد به قتل رسید. با کشته شدن او، اسفار بر طبرستان و دیلم دست یافت و در سال (۳۱۵ هجری/۹۲۷ میلادی)  به یاری سپاهیان سامانی آهنگ گرگان کرد و بر آن نواحی چیره شد و مرداویج را به فرماندهی سپاه خویش برگزید، بدین سان کار مرداویج بالا گرفت .

اسفار، پس از چندی، مرداویج را به یاری مهدی‌ بن خسرو فیروز که در نبردی از محمدبن‌ مسافر شکست خورده بود، فرستاد. مرداویج در طارم، محمدبن‌ مسافر را در محاصره گرفت و او را به اطاعت از اسفار فرا خواند. محمد در حال محاصره به مرداویج پیام داد و او را از بیدادگری‌ های اسفار آگاه ساخت و ستم‌ های او را در شهر قزوین یاد آور شد. بنا به رای مسعودی (۳۴۶/۹۵۷) اسفار نماز را مردود شمرد و مساجد را تخریب کرد و حتا به فرمان او مؤذنی را هنگام اذان از بالا به زیر انداختند. محمدبن‌ مسافر هم‌ چنین از مرداویج درخواست کرد که به یاری سپاهیان او، لشکریان اسفار را از دم تیغ بگذراند و بر سرزمین او چیره شود. مرداویج پذیرفت، آن گاه به سران سپاه اسفار نامه نوشت و مقصود خود را بر آنان آشکار ساخت و به یاری محمدبن‌ مسافر به جانب اسفار برتاخت .

سرانجام اسفار در حدود (۳۱۹ هجری/ ۹۳۱ میلادی ) به قتل رسید و مرداویج بر سرزمین‌ های زیر فرمان وی یعنی ری، قزوین، ابهر، گرگان و طبرستان چیره شد. مرداویج پس از این پیروزی ماکان بن کاکی را شکست داد و سرزمین‌ های زیر سلطه او را نیز ضمیمه متصرفات خود کرد. اگر چه ماکان با کمک متحدانش دو بار کوشید تا طبرستان را بازستاند، اما موفق نشد و شکست خورد و به خراسان پناهنده شد. بنابر نظر نویسنده لب‌ التواریخ ماکان به دست قرمطیان کشته شد. در اتعاظ الحنفا آمده‌ است که قرمطیان پس از کشته شدن اسفار به اوج قدرت و شکوفایی خود رسیدند، درحالی که بغدادی و خواجه نظام‌الملک می‌ نویسند: هنگامی که که ابوحاتم رازی فرمان‌ روای اسماعیلیان و قرمطیان شد، اسفاربن‌ شیرویه و مرداویج زیر نفوذ او قرار گرفتند و مدتی بر آیین اسماعیلیان ماندند

اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که در این بحث شرکت می کنید !

اطلاع از
wpDiscuz