شعر روز – حال و هوای تو

حال و هوای تو

در حوالی باران

وقتی از حال و هوای تو بدل میگویم
نفسم میگیرد
رنگ چشمان تو در تنگ غروب
غم عالم بدلم میریزد
تو بمن گفتی که :
سالها در حرم امن دلت میمانم
و همانطور که می خواهی تو
عاشقت میمانم ….
ولی امروز
درین وادی سرگردانی
به تو و حرف تو می اندیشم
دلم از غصه ی تو میمیرد
تو مرا با غم خود
با دل غرق تمنای خودت
سوزاندی
و رها کردی و رفتی
کاشکی ، یک دل سیر
من ترا می دیدم
آبی چشم تو در خاطر من
آسمان دم صبح
و طلوعی زیباست
و صدایت مثل
ابر بهار
روح اشعار مرا تازه کند
و وجودت مثل
تکه ابریست سبک
هوس بارش باران دارد
کاش میشد که دلی سیر ترا می دیدم
وقتی از حال و هوای تو بدل میگویم
نفسم میگیرد ….

(الف.م) بانو

این شعر بر گرفته از کتاب در حوالی باران از خانم اشرف مومن زاده بوده و فقط حق انتشار در این وب سایت را دارد . لازم به ذکر است هر گونه کپب برداری از این شعر غیر قانونی بوده و در صورت  تخلف پیگرد قانونی دارد .

انتشار فقط در شبکه های اجتماعی و با نام شاعر مجاز می باشد.                           با تشکر

حال و هوای تو

 

اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)
telegram

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.