مشخص کردن اهداف شخصی

مهارت های زندگی ۲۵ دی ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

بسیاری از افراد احساس می کنند در اقیانوس زندگی شناور هستند و امواج هرکجا بخواهند آن ها را می برند. آن ها سخت کار می کنند، اما بنظر نمی رسد به جایی می رسند.

یکی از دلایل مهمی که آن ها چنین احساسی دارند این است که وقت نمی گذارند تا به این موضوع فکر کنند که از زندگی چه می خواهند و برای خود اهداف مشخصی را در نظر نمی گیرند. آیا شما وقتی که عازم سفر می شوید هیچ مقصد خاصی را در نظر نمی گیرید؟

مشخص کردن اهداف شخصی

چگونه اهداف خود را تنظیم و مشخص کنیم؟

اهداف خود را باید از بزرگ به کوچک به صورت پله ای مشخص کنید:

ابتدا باید اهداف بلندمدت و بزرگی را که می خواهید( مثلا طی ۱۰ سال آینده) به آن ها برسید مشخص کنید.

سپس این اهداف بزرگ را باید به اهداف کوچکتری تقسیم کنید. نهایتا؛ به محض آن که برنامه ریزی تان مشخص شد، باید نخستین قدم ها را به سوی اهداف کوچک بردارید.

در واقع، حرکت به سوی اهداف مثل سفری طولانی می ماند که از امروز آغاز می شود. البته ابتدا باید مقصد و مسیر را مشخص کنیم . بعد حرکت نماییم. امروز، فردا، هفته بعد، ماه بعد، سال بعد، و الی آخر.

مرحله ۱: تنظیم اهداف کلی زندگی

نخستین گام در تنظیم اهداف شخصی این است که مشخص کنیم بطور کلی در زندگی(یا حداقل طی مدت زمان مشخصی در آینده، مثلا۱۰ سال دیگر) می خواهیم به چه چیزی برسیم. تنظیم اهداف کلی به شما دورنمایی می دهد که به کمک آن می توانید دیگر تصمیمات خود را نظم دهید.

این اهداف کلی می توانند در همه زمینه های مهم زندگیتان و براساس اولویت هایی که خودتان مشخص می کنید صورت بگیرند:

  • شغل: در شغل و حرفه خود می خواهید به چه اهدافی دست یابید و به کجا برسید؟
  • وضعیت مالی: به چه میزان پول و ثروت می خواهید دست پیدا کنید؟
  • تحصیلات: آیا درجه یا مدرک علمی خاصی هست که بخواهید به آن دست پیدا کنید؟
  • مهارت: به چه اطلاعات و مهارتهای خاصی می خواهید دست پیدا کنید که برای رسیدن به دیگر اهدافتان لازم هستند؟
  • خانواده: آیا می خواهید تشکیل خانواده بدهید؟ چند تا فرزند می خواهید داشته باشید؟
  • هنر: آیا اهداف هنری خاصی دارید که دلتان می خواهدبه آنها دستیابی پیدا کنید؟
  • طرز نگرش: آیا طرز فکر و نگرش خاصی دارید که شما را در زندگی عقب نگه می دارد؟ آیا رفتار و منش خاصی در شما هست که نمی توانید آن را کنترل کنید و شما را مایوس و سرخورده می سازد؟(اگر این طور است، هدف شما در اینجا می تواند پیداکردن راه حلی برای این مشکل باشد)
  • ورزش و تندرستی: آیا هیچ هدف ورزشی وجود دارد که بخواهید به آن دست یابید، یا آیا دلتان می خواهد در سنین سالخوردگی دارای سلامت بدنی خوبی باشید؟ چه گام هایی باید بردارید تا به این اهداف برسید؟
  • لذت و خوشی: چگونه می خواهید از زندگی خود لذت ببرید؟
  • خدمات اجتماعی: آیا می خواهید دنیا را به جای بهتری تبدیل کنید؟اگر این طور است، چگونه؟

از روش طوفان فکری بهره بگیرید و در هریک از موضوعات بالا، اهدافی را که مورد دلخواه و پسندتان است مشخص کنید. بهد به حک و اصلاح این هدف ها بپردازید و تعداد آن ها را کم کنید تا به تعداد انگشت شماری از اهداف واقعی و مهم زندگیتان برسید و بتوانید بر آن ها تمرکز کنید. به محض آن که انتخاب را به پایان رساندید، اطمینن حاصل کنید که اهدافی که برگزیده اید همان هایی هستند که خودتان از صمیم قلب می خواهید به آن ها دست یابید_ نه افراد دیگر، از جمله والدین، اعضای خانواده یا کارفرما و رئیس شرکتتان.

مرحله۲: تنظیم اهداف کوچکتر

به محض آن که اهداف دراز مدت و کلی زندگی خود را تنظیم و انتخاب کردید، آن گاه یک برنامه پنج ساله از اهداف کوچکتر تنظیم کنید که قبل از رسیدن به اهداف کلی زندگی باید ابتدا به آن ها دست یابید. سپس یک برنامه یک ساله، برنامه شش ماهه و بالاخره یک برنامه یک ماهه تنظیم کنید که عبور از آن ها برای رسیدن به اهداف کلی لازم است. در پایان نیز فهرستی از کارهای روزانه تهیه کنید که هرروز باید انجام دهید تا گام به گام شما را به اهداف ماهانه، شش ماهه، یک ساله و دراز مدت نزدیک کند.

شاید یکی از اهداف کوچکتر شما باید این باشد که کتاب بخوانید و اطلاعات لازم را برای بهتر طی کردن مراحل اولیه و دستیابی به اهداف بزرگتر در اختیار شما بگذارد. این امر به شما کمک می کند تا کیفیت و واقعیت تنظیم اهداف زندگی را بهبود ببخشید.

سرانجام طرح هایی را که برای خودتان درنظر گرفته اید مرور کنید و مطمئن شوید آن ها بهترین مسیر برای دستیابی به آرمان ها و آرزوهایی هستند که می خواهید در زندگی به آن ها برسید.

مشخص کردن اهداف شخصی

خود را در مسیر نگهدارید

به محض آن که بر نخستین مجموعه اهداف خود متمرکز شدید، فهرست روزانه کارهایی را که باید انجام دهید مجددا آن ها را بررسی و به روز کنید. هرچند وقت یکبار بطور منظم اهداف طولانی مدت تر خود را نیز مجدد مرور کنید و براساس تجربیات و تغییر اولویت های خود، آن ها را حک و اصلاح نمایید.

مشخص کردن اهداف شخصی

هدف های SMART:

یک روش مفید و سودمند برای تنظیم هدف، استفاده از حروف اختصاریSMART است. معنای حروف عبارتند از:

S: خاص، ویژه و مشخص

M: قابل اندازه گیری، معنادار

A: قابل دسترسی، عملی

R: خشنود کننده، رضایت بخش.

T: قابل تنظیم از نظر زمانی

برای مثال؛ به جای آن که هدف خود را به این صورت بیان کنیم:« دریانوردی کردن به اطراف دنیا»، بهتر است بگوییم:« دلم می خواهد سفرم به اطراف دنیا را تا ۳۱ دسامبر سال ۲۰۱۸ به اتمام برسانم». البته واضح است که این امر درصورتی قابل تحقق است که مقدمات سفر قبلا انجام گرفته باشد.

مثالی در مورد تنظیم اهداف شخصی:

سارا برای سال جدید تصمیمگرفته آنچه را که واقعا دلش می خواهد انجام دهد. اهداف کلی زندگی او عبارتند از:

  • شغلی:«سردبیر مجله ای باشم که برای آن کار می کنم»
  • هنری:« روی مهارت های طراحی و نقاشی ام کار کنم. در نهایت، می خواهم در گالری شهرمان یک نمایشگاه برگزار کنم»
  • بدنی: «می خواهم در یک دوی مارتن شرکت کنم»

اکنون که سارا اهداف کلی زندگی اش را مشخص کرده است، هرکدام از آن ها را به اهداف کوچکتری تجزیه می کند تا آن ها را به مرحله عمل درآورد.

بیایید از نزدیک نظری به هدف شغلی اش بیندازیم که قصد دارد سردبیر مجله اش شود.

  • هدف پنج ساله:«قصد دارم معاون سردبیر شوم»
  • هدف یک ساله:«برای پروژه هایی که سردبیر فعلی برای انجام دادن آن ها دستیار اول می خواهد داوطلب شوم»
  • هدف شش ماهه:« به دانشکده برگردم و مدرک روزنامه نگاری ام را بگیرم»
  • هدف یک ماهه:« با سردبیر فعلی مجله صحبت کنم و ببینم چه مهارتهایی برای انجام دادن کار او لازم است.»
  • هدف یک هفته ای:«ملاقاتی با سردبیر ترتیب بدهم»

منبع: تقویت هشیاری عاطفی در محیط کار، دکتر جوآن برایتر، ترجمه حمیدرضا بلوچنشر آینده درخشان،۱۳۹۵،تهران.


دیدگاه بگذارید

  Subscribe  
Notify of