معنی breathing

معنی breathing

معنی breathing :

breathing = تنفس


American English phonetic: /ˈbriːðɪŋ/
British English phonetic: /ˈbriːðɪŋ/


مثال برای کلمه breathing :

His breathing was deep and regular when he was doing exercise

موقعی که او ورزش می کرد نفس کشیدنش عمیق و منظم بود.


معانی دیگر کلمه breathing :

نفس / نفس کشیدن / دم زنی


معنی کلمات مشابه breathing :

breathing gap = فرصت سر خاراندن
breathing space = ایست / مکث
(breathing space (or room = جای نفس کشیدن / جای کافی / فرصت جم خوردن / فرصت استراحت / فرصت در نظر گرفتن یا اندیشیدن چیزی / مجال / مجال تنفس
معنی breathing
 

(منبع: فلش کارتهای لغات زبان عمومی، گسترش علوم پایه, دیکشنری لانگمن, fastdic.com)

ترجمه breathing به فارسی , تلفظ صحیح breathing , دیکشنری , دیکشنری آنلاین تصویری , دیکشنری تصویری , مثال برای breathing , نفس , نفس به انگلیسی , نفس چیست , نفس کشیدن , نفس کشیدن به انگلیسی , نفس کشیدن چیست , breathing , breathing معنی , breathing space , معنی breathing space , ترجمه breathing space به فارسی , breathing room , معنی breathing room به فارسی , ترجمه breathing room به فارسی , breathing gap , معنی breathing gap , breathing gap به فارسی , معنی breathing gap به فارسی , ترجمه breathing gap به فارسی , breathing gap تعداد تنفس, تنفس ppt, تنفس گیاهی, فیزیولوژی تنفس, تعداد تنفس در یک دقیقه, تعداد تنفس طبیعی در کودکان, تنفس گسپینگ, تنفس در ورزش,معنی دیکشنری تصویری, دیکشنری آنلاین, دیکشنری آنلاین تصویری, دیکشنری آنلاین مصور, دیکشنری انگلیسی به فارسی, دیکشنری انگلیسی به انگلیسی

breathing

مطالب مرتبط