معنی forecast

معنی forecast :

forecast = پیش بینی کردن


American English phonetic: /ˈfɔːrˌkæst/
British English phonetic: /ˈfɔːkɑːst/


forecast : something that says what is likely to happen in the future: Did you see the weather forecast


مثال برای کلمه forecast :

Rain has been forecast for the weekend

برای آخر هفته باران پیش بینی شده است.


معانی دیگر کلمه forecast :

(هواشناسی، بازرگانی) پیش ‌بینی کردن / پیش ‌نمایی کردن / پیش ‌آگاهی دادن / پیش ‌نگری کردن / پیش ‌بینی (وضع هوا یا اقتصاد و غیره) / پیش ‌نمایی / انگارش

 

(منبع: فلش کارتهای لغات زبان عمومی، گسترش علوم پایه, دیکشنری longman, fastdic.com)

اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)
telegram