معنی join

معنی join

معنی join :

join = پیوستن


مثال برای کلمه join :

He decided to join the army

او تصمیم گرفت به ارتش بپیوندد.


معانی دیگر کلمه join :

متصل کردن / پیوند زدن / ازدواج کردن / گراییدن / متحد کردن / در مجاورت بودن


معنی کلمات مشابه join :

joinder = پیوستگی / الحاق / اتفاق
joiner = وصال
joinery = نازک کاری / تجاری
joint = محل اتصال / مفصل / لولا / مشترک / بندگاه / بند / پیوندگاه / زانوئی / توام / شرکتی / مشاع / شریک / متصل / خرد کردن / بند بند کردن / مساعی مشترک
joint grass = غالیون اصل / علف پنیر / علف ماست
joint resolution = تصمیم مشترک
joint stock = سهامی / شرکت سهامی

 
معنی join
(منبع: فلش کارتهای لغات زبان عمومی، گسترش علوم پایه, fastdic.com)

مطالب مرتبط