معنی lean

معنی lean

معنی کلمه lean

lean = تکیه دادن


مثال برای کلمه lean :

He was leaning on the bridge, watching the boats go by

او به پل تکیه داده بود و قایق ها را تماشا می کرد که عبور می کردند.


معانی دیگر کلمه lean :

تکیه کردن / تکیه زدن / پشت دادن / کج شدن / خم شدن / پشت گرمی داشتن / متکی شدن / تکیه دادن به طرف / تمایل داشتن / لاغر / نزار / نحیف / اندک / ضعیف / کم سود / بیحاصل


ترجمه و معنی کلمات مشابه lean

lean to = چارطاقی / ساباط / دارای چارطاقی
leaning = تکیه / تمایل / میل / انحراف / کجی / (در جمع) تمایلات

 
معنی lean
(منبع: فلش کارتهای لغات زبان عمومی، گسترش علوم پایه, fastdic.com)

اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)
telegram