. معنی wire - پورتال رنگی

معنی wire

معنی wire

معنی wire :

wire = سیم


مثال برای کلمه wire :

Be careful, don’t touch that electric wire

مراقب باشید، به آن سیم برق دست نزنید.


معانی دیگر کلمه wire :

مفتول / سیم تلگراف / سیمکشی کردن / مخابره کردن


معنی کلمات مشابه wire :

wire gauge = مقیاس اندازه گیری ضخامت سیم یا ورق فلز
wire gauze = تور ظریف سیم مانند
wire glass (glass wired) = شیشه دارای شبکه سیمی در متن آن
wire netting = بافت توری سیمی
wire printer = چاپگر سیمی
wire puller = سیمکش ، شخص آب زیرکاه و مرموز
wire rope = طناب سیمی
wire service = خبر گزاری

 
معنی wire
(منبع: فلش کارتهای لغات زبان عمومی، گسترش علوم پایه, fastdic.com)

loading...
اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)