مهارت های کلیدی برای حل مساله در زندگی

مهارت های زندگی ۱۱ مهر ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

مهارت های کلیدی برای حل مساله در زندگی

معروف است که مخترع چرخ خیاطی به فکر ایجاد یک دستگاه خیاطی بود که بتواند سرعت و کیفیت دوخت را بالا ببرد. اما نمی توانست مسأله اش را حل کند. تا این که یک شب خواب دید که چندین بومی وحشی با نیزه هایی محاصره اش کرده اند!

وقتی از خواب بیدار شد متوجه شد که نوک نیزه هایی که در دست بومیان بود، سرشان سوراخ داشت و همین جا بود که وی توانست مسأله اش را حل کند، چون تا آن موقع ذهنیتش این بود که انتهای سوزن باید سوراخ داشته باشد و هر کار می کرد، نمی توانست ماشین چرخ خیاطی را درست کند. اما با آنچه در خواب دیده بود، با قرار دادن سوراخ در نوک سوزن چرخ خیاطی کامل و به بازار عرضه شد.

نکته این است که گاهی شما زمان بسیاری را صرف حمله مستقیم به یک مسأله می‌کنید، درحالی‌که بعضی ایده‌های خلاقانه تنها زمانی پدیدار می‌شوند که خودتان را (بدون اینکه از مسأله غافل باشید) در وضعیتی آرام و رها قرار دهید.
بر اساس مصاحبه با نوآوران و مدیران ارشد (مانند مدیر عامل خلاق پپسی) دریافته ایم که در بسیاری از مواقع نیز ایده‌های نو در حالی کشف می‌شود که نوآور در وضعیت تمدد اعصاب است و «تلاش» نمی‌کند مسأله‌ای را حل کند.

نوآوران همچنین ایده های جدید را در زمان‌هایی مانند پیاده روی، رانندگی، ماهیگیری، دوش گرفتن، تعطیلات یا حتی نیمه‌شب به دست می‌آورند. به عنوان مثال ایده‌ اولیه تأسیس یک شرکت زمانی الهام شد که خالق آن داشت با دلفین ها شنا می کرد.

تجویز راهبردی

حل مسائل سخت و پیچیده منوط به وصل کردن امور مختلف به همدیگر است. مثلا شما باید اعتباری را که نزد یک فرد دارید، با جلسه ای که فردا با یکی از نزدیکان وی دارید گره بزنید و این دو را به گزارشی که سه ماه قبل تهیه شده ارتباط دهید و در نهایت این را کنار محصولی قرار دهید که شش ماه بعد به بازار می آید. همه اینها را باید بگذارید کنار هم تا یک مسأله حل شود. استاد دانشگاه هاروارد در کتاب ژنتیک نوآوری معتقد است ما برای حل مسائل و نوآوری نیازمند تفکر پیوندی هستیم؛ یعنی پیوند دادن مسائل و موضوعات و ابعاد مختلف. وی مهارت تفکر پیوندی را یکی از کلیدی ترین مهارت ها برای حل مسأله می داند. برای چنین کاری نیاز به تفکر پیوندی دارید برای تقویت مهارت پیوندی پنج سازوکار زیر پیشنهاد می شود؛

۱-یاد بگیرید با مسائل زندگی کنید؛ به این معنا که قرار نیست هر زمان هر مسأله ای مطرح شد، شما در پانزده دقیقه برای نسخه بپیچید. گاه باید به خودتان و جهان فرصت دهید تا جواب مسائل از جایی که تصورش را نمی کنید سر بزند.

۲-«جایگاه خلوت بهینه» خود را بیابید. هر کسی جایی دارد که می تواند الهام بگیرد. هر کسی باید جایی را پیدا کند که مغزش آهسته به جوش‌ و خروش بیاید. افراد موفق عموماً مکانها و زمان های مناسب خود را برای خلق ایده های نو می شناسند.

۳-«زمان بهینه خلاقیت» بعضی افراد بهترین ایده هایشان را صبح زود پیدا می‌کنند و برخی نیمه‌شب. زمان مناسب خودتان را پیدا کنید.

۴-سعی کنید یک دفترچه یادداشت کوچک همراه خود داشته باشید یا ایده ها را بلافاصله در تلفن همراه یا لپ تاپ خود ذخیره کنید. ایده‌های جدید درست در زمان و مکانی که شما انتظارش را ندارید به سراغ شما می‌آیند.

۵-پژوهشگران هاروراد دریافته‌اند که خواب پادزهر بستگی ذهن و محدودیت‌های فکری است. بنابراین اگر به یک چاله‌ فکری برخوردید، با اندکی خواب این چاله را پر کنید. خواب به‌ طور میانگین ۳۳ درصد شانس شما را برای مرتبط کردن چیزهای نامرتبط و رسیدن به ایده های بکر افزایش می دهد. اگر همه‌ی راه ها برای حل مشکلتان به شکست منتهی شدند، بروید بخوابید.

فرقی نمی کند که ما خانه دار باشیم یا یک مدیر ارشد نظام، همه ما هر روز باید مسائلی را حل کنیم از انتخاب مدرسه فرزندمان تا انتخاب استاندار، از ریزگردها تا مفسدان کلان اقتصادی. برای حل مسائل نیازمند تفکر پیوندی هستیم و سازوکارهای بالا می تواند به کیفیت تصمیمات ما کمک کند.

دکتر مجتبی لشکربلوکی

مهارت های کلیدی برای حل مساله در زندگی

۶گام هایی دیگر برای حل مسائل مهم زندگی

● گام اول

مهمترین مشکلات را انتخاب کن!

برای اینکه بتوانید مهمترین مشکلات زندگی فعلی تان را انتخاب کنید باید قبلش یک فهرست از مشکلاتتان بنویسید. راستش بعضی ها حتی از این کار هم میترسند و می گویندنکندلیستم طولانی شود و خودمبفهمم که چقدر مشکل دارم! از این طولانی شدن نترسید. مشکلاتتان را که نوشتید، یک جدول «دامنه شدت مشکلات» رسم کنید. از اسمش معلوم است چه جور جدولی است دیگر!

شما باید از یک تا ده به مشکلاتتان «نمره شدت» بدهید. شدیدترین مشکلات آنها هستندکه تعادل روان شناختی شما را به هم زده اند ودر حوزه های بیشتری از زندگی شما اختلال ایجاد کرده اند. مثلا مشکلی مثل اخراج شدن از دانشگاه هم عزت نفس شما را پایین می آورد، هم آینده ذهنی شما را خراب می کند و هم باعث می شودشما از محیط حمایت کننده ای که به آن عادت کرده بودید دور شوید.

اینگونه مشکلات نمره های بالاتری می گیرند اما مشکلات کوچکتر معمولا فراگیرتر هستند و فعلا از درجه اهمیت کمتری برخوردارند. مثلا نوسانات کوچک در نمره های پایان ترم. مشکلاتی که ضروری هستند یعنی اگر تا یک زمان مشخص حل نشوند باعث مشکلات دیگر می شوند، نمره بالاتری می گیرند. حالا مهمترین مشکلتان را انتخاب کنید و بروید به مرحله بعد.

مثلا: فکر کنید که همزمان هم مادر شما مریضی حادی گرفته است و باید او را بستری کنید، هم شب یکی از امتحان های پایان ترم است و باید درس بخوانید، هم دختر خاله – یا حالا گیر ندهید پسر خاله (!) – تان دلش گرفته و می خواهد با شما درد دل کند وهم یک کار اداری عقب افتاده دارید که بهتر است فردا انجامش دهید. به نظرتان کداممشکل اولویت بالاتری دارد؟ (۲ نمره!)

● گام ۲

مشکلات را تعریف کن!

مشکلات کاری، مشکلات حقوقی، مشکلات تحصیلی، مشکلات ارتباطی، مشکلات مالی، مشکلات خانوادگی، شاید این عبارت ها به درد تقسیم بندی های خسته کننده همایش های اداری بخورد اما وقتی آدم خودش است و خودش«من مشکل تحصیلی دارم» هیچ به دردش نمی خورد. چون این جمله آنقدر کلی است که چیز خاصی درباره مشکل ما حتی به خود ما نمی گوید اما اگر به جای این جمله مبهم مشکلتان را دقیق و با جزییات تعریف کنید تکلیفتان با خودتان معلومتر است.

مثلا: این جمله یک مشکل دقیق تحصیلی است: «نمره درس «زبان عمومی» این ترم من برای دومین بار زیر ۱۰ شده و چون این درس پیش نیاز زبان تخصصی است، من نمی توانم ترم آینده با همکلاسی های خودم زبان تخصصی را بگذرانم.»

● گام ۳

راه حل ها را ردیف کن

حالا وقت رفتن به مرحله راه حل هاست. برای مشکلتان هر راه حلی که به ذهنتان می رسد را بنویسید. مهم نیست که این راه حل ها خنده دار یا غیرمنطقی باشند. در این مرحله تعداد راه حل ها مهم است و نه کیفیت آنها. برای زیاد شدن تعداد این راه حل ها می توانید از چند رفیق شفیق، یا متخصص مشکلتان، یا اینترنت، یا کسانی که در مشکلتان تجربه داشته اند و خلاصه هر منبع راه حل دهی استفاده کنید. این مرحله اسمش «بارش فکری» است و تا می توانید باید ببارید تا لیست تان طولانی تر و طولانی تر شود.

مهارت های کلیدی برای حل مساله در زندگی

مثلا: برای مشکلی مثل افتادن یک درس تخصصی در آخرین ترم تحصیلی لیست زیر می تواند حاصل یک بارش فکری جانانه باشد:

معرفی به استاد گرفتن همان درس در ترم آینده

التماس به استاد برای دادن نمره

بالکل بی خیال شدن تحصیلات

لابی زدن با یکی از بچه های درسخوان استاد خوشحال کن برای واسطه شدن

اعتراض قانونی به نمره

گرفتن درس به صورت مهمان در یک دانشگاه دیگر

گرفتن درس به صورت کاملا معمولی در ترمآینده

● گام ۴

عیب و حسن راه حل ها را بنویس؟

حالا شما هستید و یک لیست طولانی راه حل. هیچ کدام از راه حل ها را خط نزنید. یک جدول سه ستونی بکش. توی ستون اولش راه حل ها را بنویس و ستون های بعدی را بگذار برای عیب و حسن هر کدام از این راه حل ها. یادتان باشد که دقیق در مورد هر کدام از راه حل ها فکر کنید و ببینید برای شما، خود شما، چه عیب و چه حسنی دارد. یادتان باشد که امکانات شما – چه امکان مالی، چه امکان روانی – مثل هوش شما، استقامت شما، ریسک پذیری شما و … – با امکانات دیگران فرق دارد. پس بر اساس داشته های خودتان برای هر کدام از راه حل ها عیب و حسن بنویسید.

مثلا: برای راه حل هایی که در مرحله قبل آمد می توانید یک جدول عیب و حسن بکشید. مثلا حسن التماس کردن به استاد می تواند این باشد که احتمال دارد استاد دلش برایتان بسوزد ونمره بدهدو شما فارغ التحصیل شوید اما عیبش این است که هم ممکن است سنگ روی یخ شوید و هم التماس کردن عزت نفستان را پایین می آورد. یا حسن معرفی به استاد گرفتن این است که لازم نیست بروید سر کلاس ها اما عیبش این است که به هر حال فارغ التحصیل شدنتان یک ترم بیشتر طول می کشد.

● گام ۵

به عیب وحسن ها نمره بدهید

ساده ترین کار برای نمره گذاری این است که تعداد بدی ها و خوبی های هر راه حل را با هم مقایسه کنید اما روش بهتر آن است که برای هر کدام از عیب ها و حسن ها ضریب در نظر بگیرید. یعنی ممکن است برای شما یک عیب، خیلی عیب بزرگی باشد و یک حسن، خیلی حسن کوچکی.

پس می توانید ضریب بگذارید و از ۱+ تا ۳+ برای حسن ها و از ۱ تا ۳ برای عیب ها در نظر بگیرید. حالا برای هر کدام از راه حل ها، نمره های مشخص مثبت و منفی دارید. این نمره ها را با هم جمع بزنید و ببینید که بهترین نمره مال کدام راه حل است. جمع زدن منفی و مثبت با هم را که بلدید؟ به همه راه حل ها نمره بدهید و آنها را اولویت بندی کنید.

مثلا: برای همان مثال مرحله ۳ و راه حل التماس کردن به استاد «کم شدن عزت نفس» برای یک نفر ۳ نمره منفی دارد و برای یک نفر دیگر فقط ۱ نمره منهفی. از طرف دیگر احتمال قبول کردناستاد و فارغ التحصیل شدن هم برای یک نفر ۳ نمره مثبت دارد و برای یک نفر دیگر ممکن است ارزش مثبت کمتری داشته باشد. حالا فکر کنید که هم احتمال سنگ روی یخ شدن و هم پایین آمدن عزت نفس ۳ نمره منفی و احتمال قبول کردن استاد هم ۳ نمره مثبت بلگیرد، حاصل جمع ۳ نمره منفی است و باید ببینید که در جدول اولویت بندی کجا قرار می گیرد.

● گام ۶

حل ها را عملی کن!

خیلی اتفاق ها هستند که ما موقع نمره دادن یا نوشتن راه حل ها به آنها فکر نکرده ایم. این اتفاق ها در عمل می افتند و در واقع محک واقعی راه حل های ما هستند. برای همین اگر راه حل اولویت ۱ را به کار بردید و دیدید در عمل جواب نمی دهد، می توانید به راحتی راه حل شماره دو را انتخاب کنید و به همین ترتیب.

یادتان باشد که بعضی از راه حل ها را می شود با هم ترکیب کرد و بعضی ها را می توان پشت سر هم به کار برد. مثلا هم می شود اعتراض گذاشت و هم التماس کرد تازه اگر اینها نشد معرفی به استاد گرفت. سعی کنید راه حل ها را با حوصله و انرژی پیش ببرید. به هر حال تلاش خود شما هم بخشی از واقعیت است دیگر.

مثلا: فکر کنید که گرفتن درس به صورت مهمان بالاترین نمره را در جدول اولویت بندی شما گرفته است. احتمالا شما به میزان سخت گیری استادی که در دانشگاه میزبان آن درس را تدریس می کند، جو کلاس و حتی قوانین خاص داخلی دانشگاه مهمانفکر نکرده اید. چیزهایی که در عمل پیش می آید.

زندگی رنگی با پورتال رنگی

loading...
loading...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که در این بحث شرکت می کنید !