زیباترین شعری که شنیدین (اتاق گفتگو) - پورتال رنگی
با سلام بر دوستان و یاران همیشگی پورتال رنگی
اتاق گفتگوی « زیباترین شعری که شنیدین » به درخواست شما عزیزان ایجاد شد. لطفا شعرها، بیت یا ابیات و حتی شعر زیبای که خودتون سرودید رو با ما و دوستان پورتال رنگیتون درمیون بگذارید. امیدواریم این شعرهای زیبا به دوستانتون در پورتال رنگی یه حس خوبی بده و هممون رو تحت تاثیر قرار بده. با آرزوی بهترین لحظات برای تک تک شما دوستان مهربون پورتال رنگی.

قوانین اتاق گفتگوی تجربه های زندگی :
1- لطفا از توهین به هر شخص، سازمان، گروه و … بپرهیزید. شخصیت شما در نحوه بیان صحیح کلمات نمایش داده میشود !
2- لطفا از ارسال شماره تلفن یا ایمیل برای ارتباط با نظر دهندگان بپرهیزید.
از این که همراه همیشگی ما هستید، از شما سپاسگزاریم.
زندگی رنگی با پورتال رنگی






اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
دستان ما پلی است ، با عشق استوار /آن سوی پل تویی، این سوی پل منم/پروانه سان به شوق، در پیله ی خیال/ابریشمی زشعر گرد تو میتنم/ای با لبان تو ، یک باغ خنده ، گل/پر غنچه می شود از خنده دامنم.
تو چه میدانی چیست
دل ببندی به نگاهی که در او حسی نیست😔
یک دست با مدادی خالی / یک سبد عاشقانه ، شعر/ هست تنها چیزی که دارم تا به تو تقدیم کنم، ای بهترین دوست/ رفتنت چه بی صدا بود ؟!/ شاید فراموش کردی کفشهایت را بپوشی!
تا سرود زندگی جاریست / تا بسیط سینه ، از کینه ها خالیست / تا پیامی هست و نامی هست / مطلع صبحی و شامی هست/ زندگی بر کام تو خوش باد/ زندگی بر کام تو خوش باد.
و آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
شاملو
عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از در مانده ای درمان کنی.
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
واگذاری اب را ، بر تشنه تر
عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه ای جاری شده
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی
هر کجا عشق آید و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود.
مولانا
ردبان دلم شکسته است، میشود برای من کمی دعا کنی؟
یا اگر خدا اجازه میدهد بجای من خدا خدا کنی؟
راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته و شکسته است
میشود برای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق باوفا کنی؟
????
پاییزان عزیزم کجااااایی شما عزیزجانم
ببینم با کنکور چه کردی؟
رسیدی به آرزوت خوشگل خانم؟
عزیزم اگر پیام پاییز رو دیدی یه سر به گفت و گوی آزاد بزن دلمون تنگ شده عزیزجان
سلام عزیز دلم … چطوری شما ؟ چرا یدفه یهویی خداحافظی کردی رفتی ؟? الهه جانم از کنکور نگو که دلم خونه… امسالم دادم رتبه ام هم خوبتر از سال قبل شدولی در کمال ناباوری پزشکی نشد البته رشته های دیگه میشد ولی نزدم چون هدفم نبودند مثل سال قبل…و مثل سال قبل توجیه مشاورهایم و همه اطرافیانم مث سال قبل تقلب در کنکور بود که رتبه خریدن و صندلی دانشگاه خریدن و فلان … که اگه همه اینایی که میگن هم درست بوده باشه الهه جان من بازم خودمو مقصر اصلی میدونم قصور خودم بیش از این تفاسیر بوده… بیشتر بخوانید »
صبح است بیا پرواز کنیم
دروازه دل به دوستی باز کنیم
دیروز که رفت رفته را غم نخوریم
یکروز دگر به شوق آغاز کنیم
چند وقت است كه هرچه ميگردم
هيچ حرفي بهتر از سكوت پيدا نميكنم
و نگاهم اما گاهي حرف ميزند
گاهي فرياد ميكشد و من
هميشه به دنبال كسي ميگردم
كه نيست…
تو را گم می كنم هر روزُ و پیـدا می كنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب
مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می كنم هر شب
كجا دنبال مفهومی برای عشق می گـردی؟
كه من این واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب …
حکایت ها که با تو از دل بی تاب می کردم
اگر با سنگ می گفتم دلش را آب می کردم
کاش اینجا بودی!
همین کنار خودم
و من یادم می رفت
که خسته ام؛خرابم؛ویرانم…
تو نیستی که ببینی ، چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست چگونه جای تو در زندگی سبز است هنوز پنجره باز است تو از بلندی ایوان به باغ می نگری درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها به آن تبسم شیرین به آن تبسم مهر به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند تمام گنجشکان که در نبودن تو مرا به باد ملامت گرفته اند ترا به نام صدا می کنند هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج کنار باغچه زیر درخت ها لب حوض درون آینه پاک آب… بیشتر بخوانید »
درد بی درمان شنیدی؟
حال من یعنی همین!
بی تو بودن،
درد دارد!
می زند من را زمین
می زند بی تو مرا،
این خاطراتت روز و شب
درد پیگیر من است،
صعب العلاج یعنی همین!
?فریدون مشیري?
گاهی میانِ خلوتِ جمع ،
یا در انزوای خویش ،
موسیقیِ نگاهِ تو را گوش میکنم!
وز شوقِ این محال ،
که دستم به دستِ توست،
من جای راه رفتن
پرواز میکنم …!
?فريدون مشيري?
نه كسي منتظر است،
نه كسي چشم به راه…
نه خيال گذر از كوچه ي ما دارد ماه!
بين عاشق شدن و مرگ مگر فرقي هست؟
وقتي از عشق نصيبي نبري غير از آه…
? فريدون مشيري ?
گاهی چه بی گناه دلت پیر میشود
اینجا همان دمیست که زودتر دیر میشود
گاهی نیایشت که فقط بهر وصل بود
چون نیست قسمتت به دلت تیر میشود
گاهی صدای بارش باران که دلرباست
باچتر خاطراتت چه دلگیر میشود
گاهی مسیر عشق ز پیکار عقل و دل
از تیزی و خطر چو شمشیر میشود
گاهی که منطقت ندهد پاسخی به دل
باید نشست و دید که تقدیر چه میشود…
من
نمیدانستم
معنی هرگز را !
تو چرا بازنگشتی دیگر…؟
هوشنگ_ابتهاج
بسیار عااالی …
معشوقه تویی
شعرتویی
بغض منم من…
جولانِ قلم پیش نگاهت عددی نیست !
دیوانه تر از قبل
کمی خسته از پیش
مَردم بخدا عشق دگر چیزِ بدی نیست…
مریم_قهرمانلو