شعر روز -آرزو - پورتال رنگی
در حوالی باران
ارزویم این است
که نباشم بی تو
مثل یک رود که در پیچ و خمش
جای پاهای ترا می طلبد
مثل یک پروانه
که لبش بر لب مو های تو سنجاق شده
دل من پر شده از اسم تو و عطر تنت
و چه خوشبختم من
آن زمانی که بمن می خندی
خنده ی ناز تو و
چالک آن گونه ی چون یاسمنت
میکند مست مرا
لب عنابی تو
وه که چه حالی دارد
وقتی اسم مرا می خوانی
در شگفتم از تو
که چرا این همه زیبایی را
آن خدایی که تو را نقش نمود
بتو ارزانی داد ؟ …
کاش آن خالق زیبایی ها
یک نگاهی گذرا
به دل عاشق و مشتاق
و دل سوخته ی ما میکرد ….
( الف.م) بانو
این شعر بر گرفته از کتاب در حوالی باران از خانم اشرف مومن زاده بوده و فقط حق انتشار در این وب سایت را دارد . لازم به ذکر است هر گونه کپب برداری از این شعر غیر قانونی بوده و در صورت تخلف پیگرد قانونی دارد .
انتشار فقط در شبکه های اجتماعی و با نام شاعر مجاز می باشد. با تشکر







سلااااام…
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند
ای آفتاب آهسته نه، پا در حریم یار من
ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند…
شعر از فریدون مشیری… با صدای زیبای استاد شجریان
شعر زیبای بود ممنون از شما
درون اتاقکم,نوری هست که روشنایی کمی دارد واتو ساطع می شود
پرده های دارد ,از دانتیل خیال که رویت را نمی پوشاند
روی میزم دفتری هست که پر از ناهه های عاشقانه تو
که می نوسم همه خاطراتم را
از بس که زیادن خاطره ها قلبم از شوق به هیجان امده ومزدحم شده
نوشته از خودم وتقدیم به همه شماها دوستان عزیز
با سلام خدمت مدیریت پورتال من نام و نشانی ایمیلم هست چرا نوشته ام بدون نام ثبت شده
سلام دوست عزیز پورتال رنگی
نیازی به ثبت نام و یا ایمیل نیست، اگه دوست دارید نظرتون با اسمتون باشه و اگه کسی به نظرتون جوابی داد بهتون اطلاع بده، ایمیلتون رو ثبت کنید وگرنه لذومی نداره.
موفق و سربلند باشید :)
شعر قشنگی بود
عالبییییییییی