معنای واقعی خوشبختی چیست ؟


شما هم مثل هر انسان دیگری قطعا دوست دارید خوشحال باشید. اما معنای خوشحالی برای شما چیست؟

خوشحالی برای من به یاد آوردن زمانی است که با یک دوست در رستوران هر چه دوست داشتیم سفارش دادیم و تا می‌ توانستیم خوردیم، یا زمانی که بعد از اجرای‌ تئاترمان یک تشویق درست و حسابی نصیب‌ مان می‌شود. شاید تصور من از شادی با سلیقه‌ ی شما متفاوت باشد، اما محرک‌ های خوشحالی درونی هستند و تعیین مقیاس‌ های بیرونی برای آنها کار مشکلی است‌‌. برای همین با پرتال رنگی همراه باشید تا ببینیم خوشبختی چیست !

 

معنای خوشبختی از نگاه علم

معنای واقعی خوشبختی چیست ؟

فقط اندازه‌ گیری خوشبختی نیست که کار سختی است، حتی تعریف کردن معنایی برای آن هم کار مشکلی است. بدون پیدا کردن یک معادل برای خوشبختی نمی‌ توانید آن را معنا کنید؛ همچنین شما هرگز نمی‌ توانید آن را طوری توصیف کنید که همه با شما موافق باشند. دایره‌ المعارف‌ ها هم با تعریف واضح خوشبختی به عنوان «احساس خوشحالی کردن» خودشان را از توصیف آن خلاص کرده‌ اند !

پس حالا که مشخص کردن معنایی برای احساس خوشحالی کار آسانی نیست چطور آن را توصیف کنیم ؟

کلید درک احساساتی مانند خوشحالی، آزمایش کردن، تجربه کردن و اگر دقیق‌ تر بگویم علم است. اطلاعات موجود درباره‌ی «خوشحالی»، در مقایسه با «ناراحتی» بسیار ناچیز است. یک جستجوی سریع در کتابخانه‌ ی آنلاین وایلی (Wiley Online Library) تعداد ۵۰,۵۲۲ نتیجه برای جستجوی کلمه‌ خوشحالی به دست می‌ دهد، در حالی که در توصیف کلمه‌ی افسردگی ۴۰۹,۷۰۸ نتیجه می‌یابید.

با این حال در ده سال اخیر توجه علمی به خوشحالی به طرز قابل ملاحظه‌ ای افزایش یافته است. همانطور که احتمالا واضح است، همه دوست دارند خوشحال‌ تر باشند و این روزها بیشتر از هر زمان دیگری مردم به شادی احتیاج دارند، چون تحقیقاتی که انجام شده به ما می‌گوید که افسردگی یکی از عوارض جانبی زندگی مدرن ماست.

تمایل رو به افزایش طبیعی انسان به تغییر دادن طبیعت، تأثیرات هولناکی بر مغز انسان داشته است. بیایید با خودمان روراست باشیم؛ مغز ما که هنوز کاملا تکامل نیافته، درگیر تلاش برای به دست آوردن درک درستی از دنیای مدرن است. سازگار شدن با دنیای دیجیتال اتفاقی بوده است که به طور طبیعی و در سیر تکامل، باید صدها هزار سال طول می‌ کشیده اما طی تنها چند دهه به انجام رسیده است. وقتی مغز با تکنولوژی ارتباط برقرار می‌کند، می‌ تواند به آن بسیار وابسته یا معتاد شود. این وابستگی می‌ تواند منجر به تأثیرات منفی مانند نگرانی، استرس، گوشه‌ گیری و افسردگی شود.

از زمان ارسطو برای خوشحالی حداقل دو بُعد در نظر گرفته می‌شد:

هِدونیا به معنی لذت و اودایمونیا به معنای یک زندگی خوب. در روانشناسی معاصر، خوشحالی را خیلی ساده فقط لذت و معنا در نظر می‌گیرند. روانشناسان مثبتی مثل دکتر مارتین سلیگمان یک عنصر متمایز دیگر را هم به توصیف خوشحالی اضافه کرده‌اند: تعهد. تعهد در واقع به همان «زندگی خوب» اشاره دارد که در آن کار، خانواده و دوستان و سرگرمی همه در تعادل هستند.

با استفاده از این سه جنبه، دانشمندان برای خوشحالی یک اصطلاح علمی ساخته‌اند:

احساس ذهنی بهزیستی (Subjective Well Being SWF). این اصطلاح به معنای ارزیابی ذهنی و عملی هر کس از زندگی خودش است. با توجه به مقاله‌ ای در سال ۲۰۱۲ در مورد SWF، این ارزیابی‌ ها شامل پاسخ‌ های ذهنی به محرک‌ ها و تشخیص ذهنی چیزهای رضایت‌ بخش است. پس SWF ترکیبی از رضایت از زندگی و احساس کامیابی است.

در بررسی‌ های انجام شده بر روی زندگی واقعی مردم در سراسر دنیا، مشخص شده است که تنها ۵۰ درصد از خوشحالی ما به دست ژن‌ هایمان تعیین می‌ شود، ۴۰ درصد آن به وسیله‌ ی فعالیت‌ های روزانه و ۱۰ درصد باقیمانده توسط پیامدها مشخص می‌ شوند. پس در مورد ۴۰ درصد از آن، انتخاب کاملا با شما است.

اندازه گیری خوشحالی

اندازه گیری خوشحالی

خوشحالی لمس‌ کردنی نیست. شما نمی‌ توانید خوشحالی را در جیب‌ تان بگذارید و برای بعد ذخیره‌ اش کنید. پس آیا واقعا راهی هست که بتوان آن را اندازه گرفت و از لحاظ علمی مورد مطالعه قرار داد؟ بله. محققان معتقدند که روش این کار، یک بررسی صادقانه از حالت خوشحالی خودمان است. مثلا اینکه وقتی در معرض محرک الف قرار بگیرید بیشتر احساس خوشحالی می‌کنید یا کمتر.

در تحقیقی که در سال ۲۰۱۵ در Asian Journal Of Psychiatry به چاپ رسید، میزان خوشحالی و سلامت روانی ۴۰۳ دانش‌آموز دبیرستانی اندازه‌گیری شد. سلامت عمومی، خوشحالی، رضایت فردی، استرس مشاهده‌ شده، امیدواری و رضایت از زندگی در دانش‌ آموزان با استفاده از پرسشنامه‌ های کتبی که به وسیله‌ی خود دانش‌ آموزان تکمیل شده بود، اندازه‌ گیری شد.

نتیجه‌ی تحقیقات این بود که خوشحالی ارتباط نزدیکی با سلامت روانی دارد. در نتایج به چاپ رسیده گفته شده است که: «دانش‌ آموزانی که در برقرار کردن رابطه موفق‌ تر بودند و آنهایی که گفته بودند از شرکت در مراسم‌ و جشن‌ ها لذت می‌ برند، سلامت ذهنی بیشتری را نشان دادند.»

در یک سخنرانی دنیل گیلبرت، روانشناس دانشگاه هاروارد، خوشحالی را از لحاظ درونی بودن با بینایی‌ سنجی مقایسه می‌ کند:

«بینایی‌ سنجی علم دیگری است کاملا بر پایه‌ی گزارش افراد از تجربیات درونی خودشان است. تنها راهی که یک بینایی‌ سنج می‌تواند بفهمد بینایی شما چطور است این است که از شما بپرسد: این طوری واضح‌ تر است یا (تیک تیک) این طوری؟»

در اواخر ۱۹۳۰ و اوایل ۱۹۴۰ میلادی، محققان در پروژه‌ی تحقیق هاروارد بر روی پیشرفت بزرگسالان، مطالعه بر روی سلامتی و وضعیت ۲۶۸ دانشجوی پسر از دانشگاه هاروارد را شروع کردند. به دستور دکتر جورج وایلنت، بعضی از این مردان که اکنون نهمین دهه‌ی زندگی خود را می‌گذرانند هنوز تحت مطالعه هستند.

این تحقیق تحت عنوان «پروژه‌ی گرانت» زندگی این مردان را در هنگام جنگ، کار، ازدواج، طلاق، پدر شدن، پدربزرگ شدن و پیری بررسی می‌کند. بعضی از نتایج آرشیو شده‌ی این مطالعات در مجله‌ی آتلانتیک به چاپ رسیده است و کل تحقیق در کتاب وایلنت به نام «تجربه‌ی شادی: مردان پروژه‌ی گرانت هاروارد» به چاپ رسیده است.

نمونه‌ی جدیدتری از چنین پروژه‌ی اجتماعی مستند بی‌ بی‌ سی به نام کودک زمان ما (Child Of Our Time) است. این مستند به وسیله‌ی پروفسور رابرت وینستون گزارش می‌شود و قرار است ۲۰ سال اول زندگی ۲۵ کودک بریتانیایی که در سال‌ های ۱۹۹۹ یا ۲۰۰۰ متولد شده‌ اند را بررسی کند.

پس با توجه به توصیف سِلیگمان از خوشحالی (یعنی لذت، معنا و تعهد)، سلامتی درونی و گزارشی که افراد از خوشحال بودن خود داده‌ اند، محققان همچنان در حال درک بهتر این موضوع هستند که چه کسانی خوشحال هستند، چه چیزی باعث خوشحالی آنها می‌شود و چرا.

این اینفوگرافی که توسط webpagefx ارائه شده به زیبایی نتایج تحقیقات علمی در مورد خوشحالی که تا الان به دست آمده را به صورت خلاصه نشان می‌دهد:

نتایج تحقیقات علمی در مورد خوشحالی

ارتباط خوشحالی با افسردگی

ارتباط خوشحالی با افسردگی

هر جا صحبت از خوشحالی باشد، مشکل می‌ توان ارتباط آن با افسردگی را نادیده گرفت. من از شاون آکور، نویسنده‌ی پرفروش‌ ترین کتاب نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۰ به نام «مزیت خوشحالی» و مؤسس سازمان تحقیقات مثبت و GoodThinkInc، سؤال کردم که افسردگی چطور با خوشحالی در ارتباط است و او پاسخ داد:

«وقتی در هاروارد درس می‌خواندم مدت دو سال افسرده بودم. خوشحال نبودن بر عکس خوشحال بودن نیست و خوشحال نبودن هم همیشه بد نیست. مخالف خوشحالی، بی‌ احساسی است. یعنی از دست دادن آن شور و لذتی که وقتی به سمت جلو پیش می‌ رویم باید احساسش کنیم.»

بعد پرسیدم چرا افسردگی مثل یک لکه‌ ی ننگ است؟ شاون در پاسخ گفت:

«مردم افسردگی را یک نقطه‌ ضعف تلقی می‌کنند چون به اشتباه فکر می‌کنند اگر به اندازه‌ی کافی قوی و سر سخت باشید احساسات منفی نمی‌توانند بر شما غالب شوند. سر سخت‌ ترین مدیران اجرایی، افسران ارتش، پروفسورهای دانشگاه هاروارد و بازیکنان فوتبال آمریکایی با افسردگی دست و پنجه نرم کرده‌ اند. بعضی وقت‌ ها، نادیده گرفتن احساسات‌ مان به امید اینکه سرسخت‌ تر شویم نتیجه‌ ی برعکس می‌ دهد و ما را ضعیف‌ تر می‌کند. کلید داشتن یک سیستم ایمنی قوی در برابر ضعف احساسی، آگاهی نسبت به احساسات و به کار بستن سازنده و مفید انرژی‌ ای است که آنها ایجاد می‌ کنند.

منبع: وبسایت newstatesman

 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.