. bone - پورتال رنگی

bone

bone

معنی کلمه bone

bone = استخوان


مثال برای کلمه bone :

This fish has a lot of bones in it

داخل این ماهی استخوان زیادی است.


معانی دیگر کلمه bone :

استخوان بندی / گرفتن یا برداشتن / خواستن / درخواست کردن / تقاضا کردن


ترجمه و معنی کلمات مشابه bone

bonehead = آدم کله خر / آدم احمق و کودن
boneman = کهنه فروش
boner = اشتباه مضحک
bonesetter = شکسته بند
boney = استخوانی، استخوان دار

 
bone
(منبع: فلش کارتهای لغات زبان عمومی، گسترش علوم پایه, fastdic.com)

loading...
اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)