شعر روز – اسرار
در حوالی باران من از روز ازل زندانی پاییز چشمان خمار الوده و مست و پر از اسرار تو بودم کتاب سر نوشتم را خدای من نوشت از تو و از رویای شیرینی که خواهم داشت.... من از روز ازل دلتنگ تو بودم ....( الف.م ...
در حوالی باران من از روز ازل زندانی پاییز چشمان خمار الوده و مست و پر از اسرار تو بودم کتاب سر نوشتم را خدای من نوشت از تو و از رویای شیرینی که خواهم داشت.... من از روز ازل دلتنگ تو بودم ....( الف.م ...