شعر روز – ماه
در حوالی باران ماه من تو تنهایی و من تنها دستم بتو نمیرسد که در آغوشت بگیرم میفرستم ، حس عاشقانه ام را با بوسه ای در خیالم و در آغوشت میگیرم چون جان شیرین و نفس می کشم ترا تا عمق وجودم ...
در حوالی باران ماه من تو تنهایی و من تنها دستم بتو نمیرسد که در آغوشت بگیرم میفرستم ، حس عاشقانه ام را با بوسه ای در خیالم و در آغوشت میگیرم چون جان شیرین و نفس می کشم ترا تا عمق وجودم ...