شعر روز – پائیز 2
در حوالی باران در شب اول پاییز که من مست و دیوانه ی چشمان سیه پوش تو ام چه هوای ملسی ست در غروب تن تو کاش دستان پر از خواهش من نخل اندام تو را می بویید و تو در مزرعه ی ...
در حوالی باران در شب اول پاییز که من مست و دیوانه ی چشمان سیه پوش تو ام چه هوای ملسی ست در غروب تن تو کاش دستان پر از خواهش من نخل اندام تو را می بویید و تو در مزرعه ی ...
در حوالی باران پاییزی سردم ولی شاخه های شعرم ، پر از برگ زندگی قافیه ی باران در احساست متبلور شده حضورت پاییز دلم را ، گرم می کند ...(الف.م) بانو (@Alef_M_Banoo) این شعر برگرفته از کتاب حوالی باران از خانم اشرف مومن زاده ...