یه اعتراف کن ! (اتاق گفتگو)

یه اعتراف کن !

با سلام بر دوستان و یاران همیشگی پورتال رنگی

ما در این پست هدفمون اینه که بیایم یک اتاق گفتگویی بین اعضای فعال پورتال رنگی ایجاد کنیم تا حرف دلشون رو بزنن. شما می تونید در بخش نظرات، اعتراف های خودتون رو بنویسید. اعتراف های خنده دار یا دردناک ! فرقی نداره. شاید نظرات دیگر دوستان بتونه به شما کمک کنه یا خوندن اونا باعث بشه تا شما نیز کارهای دیگران را تکرار نکنید. خیلی راحت بیاین و اعتراف کنید، بخندید و حتی حرف دلتون رو بزنید !

 

قوانین اتاق گفتگوی اعتراف کنید:

۱- لطفا از توهین به هر شخص، سازمان، گروه و … بپرهیزید. شخصیت شما در نحوه بیان صحیح کلمات نمایش داده میشود !
۲- لطفا از ارسال شماره تلفن یا ایمیل برای ارتباط با نظر دهندگان بپرهیزید.

 

از این که همراه همیشگی ما هستید، از شما سپاس گزاریم.

اگه دوست داشتین این مطلبو واسه دوستاتونم بفرستید - زندگی رنگی با پورتال رنگی :)
etemadlaw

493 نظر

  1. Hm

    انقدر تو دوران نامزدی و عقد با شوهرم اختلاف داشتیم و متاسفانه قهرای بدی داشتیم من با عشق سابقم ارتباط گرفتم حتی بعد عروسی هم باهاش حرف میزدم و میدیدمش بخدا فقز برای انتقام و خنک شدن دلم از اینکه شوهرم همیشه تنهام میذاشت حتی از اینکارم چندشم میشد. اتفاقی یه روز تو یه کتاب خوندم خیانت جوابش همون خیانته و به خودت برمیگرده و من که خیلی رو این موضوع و شوهرم حساس بودم قاطعانه اون پسر رو گذاشتم کنار و ادامه ندادم.حالا بعد از چهار سال، ماه پیش تو گوشی شوهرم،یه چت با همکلاسی سابقش دیدم خیلی دلم شکست آتیش گرفتم سوختم
    البته دختره آمریکاس ولی خوب با هم لاس زده بودن.خیلی عذاب کشیدم نفسم بند میرفت هر روز تازه باردار هم هستم انقدر گریه کردم و غصه خوردم داغون شدم.
    الان دیگه یه حس عجیبی بهش دارم نمیدونم دوستش دارم یا نه شک داره خفم میکنه…فقط دارم حسرت گذشته رو میخورم که چقدر با من صادق بود و تنها مشکلش اخلاق تندش بود.ای کاش همونا بود و همچین چیزی نمیدیدم.

    پاسخ
  2. نازی خانوم

    سلام
    چقدر اعتراف کردن برام سخته!! حتی تو این دنیای مجازی
    اعتراف میکنم دل شکوندم دل کسی رو که خیلی دوستم داشت.
    سالها پیش اونموقع که دانشجو بودم یکی از اساتید عاشقم شد خیییلی سعی کرد بهم نزدیک بشه و عشقش رو ثابت کن اما من اصلا بهش رو ندادم با توهم اینکه همه ادم بدی هستن…… اجازه ندادم به سمتم بیاد
    الانم بعد از ۵ سال عین …. پشیمونم پشیمون.
    و اعتراف میکنم که من هم دوستش داشتم اما توهم و غرور و استرس نذاشتم به سمتم بیاد….
    اما …. شنیدم هنوز مجرده …..

    پاسخ
      1. نازی خانوم

        نمیدونم هنوزم منو میخواهد یا نه!!
        ولی احساس میکنم با وجود اون همه بی محلی
        الان اگر برم سراغش حاضر نباشه نگاهمم کنه!!!

        پاسخ
  3. a.a

    اعتراف میکنم که زخمای روی دل ادما شاید خوب نشه اما از علاقشون چیزی عوض نمیشه تا همیشه عاااااشقتم عباس جونم هر چی بشه باهاتم تا اخرش تو هم با من باش و دلی که دادم دستو هیچوقت نشکن میدونم نمیشکنی اعتراف میکنم که نمیتونم بدونش باشم حتی خیالشم مرگه

    پاسخ
  4. خانم دکتر

    من دانشجوی دندان پزشکی هستم اعتراف میکنم که شکاک، زود رنج، بی سیاست، حرفام بعضی وقتا تند و تیزه!
    تا الان که انتهای دوران تحصیلم هست حتی یک خواستگاری که در شانم باشه نداشتم!
    برای هم دعا کنیم😞

    پاسخ
  5. دنیز

    کاش به حرف مامانم گوش کرده بودم وقی گفت خواستگارت تو رو به خاطر پول میخواد و بس. من گوش نکردم . باورش نکردم. الان بعد از دو سال میبینم شوهرم چقدر وابسته پول هست. از صبح تا عصر کار میکنم. سر ماه حقوقم رو میگیره که مثلا داره پس انداز می کنه. انگار من با ۳۳ سال سن نمیتونم. تازه تو حساب مامانش پس انداز میکنه که اگه اتفاقی افتاد به من هیچچی نرسه. مامانم گفته بود. غلط کردم گوش نکردم

    پاسخ
  6. دریا

    اعتراف میکنم که تا ابد دوستت خواهم داشت عشقم من همونیم که باهات تماس میگرفت ….دوووستت دارم اعتراف میکنم رفتنت چیزی از علاقم کم نکرد روحت شاد

    پاسخ
    1. Khatere...

      زندگیم…اعتراف میکنم همراه خوبی هستی تاروت.و چه دوستای گل و مهربونی..دوستون دارم..شاااد دد..خوووووووشششش…….خوشبخت باشید

      پاسخ
    2. وحيد

      آفرین خواهر عزیز ،واقعاً از صمیم قلبم خدمتتون تبریک میگم واقعاً بعنوان کسی که مشکلی مشابه مشکل شما داره خیلی خیلی خوشحالم که نگذاشتین زندگیون از هم بپاشه و با چنگ و دندون حفظش کردین اون هم توی این شب عیدیه، انشاالله که همیشه زندگیتون به طراوت و سبزی بهار، سبز و سبز و سبز باشه و تا ابد کنار همدیگه بهاران زندگیتون رو جشن بگیرین .
      و انشاالله همگی دوستان مشکلاتشون حل بشه مخصوصاً و مخصوصاً زن و شوهرهایی که با همدیگه مشکل دارند.

      پاسخ
      1. Khatere...

        قوربونتوووووووووووووون..ممنون از اینهمه آرزوی قشنگگگگ🌷🌷ان شاا..خدا از دهنتون بشنفه وهیچ زندگی ازهم نپاشه..بهترینها پیش روتون..دل و جونتون،روز و روزگارتون شاااادد و خوششش💖💖💖💖💖💖💖

        پاسخ
  7. ناشناس

    ۲۷ سالمه و تا حالا با هیچ پسری دوستی نکردم، در واقع دوست پسری نداشتم، چون خیلی ها رو دیدم که شکست خوردن و خیلی پشیمونن و شاید اشتباهاتی که قابل جبران نبود رو مرتکب شدن، شاید دلیلش اینا بود که نخواستم هیچ پسری وارد زندگیم بشه، خیلی احساساتیم و زود آدمها رو باور می کنم، به خاطر همین نخواستم اشتباهاتی که بقیه مرتکب میشن رو من تکرارشون کنم، اما دوست دارم کسی وارد زندگیم بشه که تا ابد پیشم بمونه، شریک زندگیم باشه، وجودم باشه، نفسم باشه، همه کسم باشه، تاج سرم باشه، کسی رو میخوام وارد زندگیم بشه که منو واسه خودم بخواد نه واسه دارایی و زیباییم، درسته الحمدالله کم و بیش خدا هم دارایی داده هم زیبایی اما مرد جماعت خیلی توقعاتشون زیاد شده، من آدم فرصت طلب و زیاد خواه رو دست ندارم، من فقط ازخدا میخوام کسی وارد زندگیم بشه که مومن و خدا ترس باشه، اهل شبکه های مجازی نباشه چون من تا حالا وارد چنین محیط هایی نشدم، این سایتو تصادفی دیدم و خوشم اومد برای همتون آرزوی سلامتی و خوشی و خوشبختی ابدی رو آرزو می کنم، شما را به خدا می سپارم، خدا حافظ و نگهدارتان باشد، خداحافظ

    پاسخ
  8. ارزو

    خدایا اعتراف می کنم تا بحال خیلی اشتباه کردم واسه همین خیلی بدشانسی اوردم خدایا تورو به عظمت و عزیزانت قسمت میدم اول به داد دل بچه های سایت که هر کدوم غمی دارن برس بعد به داد دل من برس خدایا بهم ارامش بده نمی دونم چه جوری ولی یه جوری که ارامش اونو بهم نزنی. خدایا منو ببخش من کناهکارم تو رو به روالجلال والاکرامت قسمت میدم به من رحم کن

    پاسخ
  9. رامین

    اعتراف میکنم
    من باختم اره به دنیا باختم اجازه دادم منو بشکنه اجازه پیروزی بهش دادم. به رسم روزگار به عشقی که ولم کرد. به پنج سال خودمو اسیر و زندونی کردن تو خونه به دوستای که از پشت بهم خنجر زدن همه منو تو بدبختی انداختن بعدش ولم کردن رفتن و بهم خندیدن. ولی حالاک من شدم دختر ۲۳ ساله فهمیدم فهمیدم که کل زندگی باختم از عشق از دوستای ناباب و بی وفا ولی حالا میخوام بلند بشم همه رو بخشیدم حالا واسی دنیای که منو شکست داد بلند میشم شکستش میدم میخوام جوری پیروز بشم که دیگه کسی جرات شکست منو نداشته باشه میخوام دیگه همه شادی منو ببین میدونم شادیم باعث ناراحتی و شکستشون میشه. اره من دیگه خدارو دارم و دنیای زیبایش که پنج سال حروم کردم گور بابای هر کی که هی حرف مفت پشتم میزنه من خودم مهمم پیشرفتم مهمه خدام مهمه میخوام ثابت کنم که منم میتونم موفق بشم فقط منتطر بهارم بیاد شروع کنم زندگی رو از نو امیدوارم بتونم

    پاسخ
  10. مهدی

    اعتراف میکنم دوست دارم هنرمند باشم دوست دارم پول جمع کنم و به همه کمک کنم من عاشق بچه هام دوست دارم به کودک ها کمک کنم دوست دارم به قلب طلایی معروف باشم دوست دارم به همه ثابت کنم انسانیتم آرزوست ومن میخوام به انسانیت برسم چون فک کنم …

    پاسخ
  11. مروارید

    اعتراف می کنم که دلم میخواد عاشق شم
    عاشق یه نفر که لیاقت عشقو داشته باشه
    یه عشق دو طرفه
    چرا انقدر عاشق شدن سخته؟
    چرا انقدر عاشق موندن سخته؟
    یادمه بدترین نفرینم این بود که ایشالا دیگه عاشق نشی!!!
    خدایا عشق رو هدیه کن به آدم‌ها
    آمین

    پاسخ
  12. نیمروز

    موضوع جالبیه اعتراف

    همه تقریبا یک حالو هوا داریم و پستوهای ذهنی داریم که پراز نگوها هست که اتفاقا همون نگوها هیجان انگیزه

    پاسخ
  13. ناشناس

    سایت و موضوع جالبیه تقریبا هممون یک نگو ها و پستوهای ذهنی پنهان داریم که اتفاقا همونها هم هیجان انگیز ترینشونه

    نیمروز

    پاسخ
  14. الی

    اعتراف میکنم که فقط ظاهرم خوبه ولی از درون افسرده ام، خدایا شکرت نا شکری نمیکنم ولی هر وقت میرم تو اینستا عکس خانومای حامله رو میبینم بغض میکنم، خدایا لطفا یه بچه سالم بهم بده، افسردگیم و به همسرمم نگفتم،جلوش سعی میکنم شاد باشم ولی فقط کافیه اول خدا بخواد بعد همسرم راضی بشه،

    پاسخ
  15. رز سفید

    من اعتراف میکنم که تو زندگیم بد شانسی و ناکامی فقط تجربه کردم … ناراحتی کشیدم و گریه کردم … سختی کشیدم و تحمل کردم … در حالیکه من یه دخترم فقط … چه چیزها که تجربه کردم و به چشمم دیدم … واقعا اینا غم بوده فقط … همیشه میخوام به گذشته نگاه کنم و خاطره خوشی یادم بیاد شاید هنوزم بتونم تحمل کنم ولی هیچ خوشی نمیتونم پیدا کنم … واقعا از غم های عمیق و عجیبی رنج میبرم … غم های عجیب … مثل یه انبار باروت ام که هر لحظه امکان انفجارش هست واسم هر تجربه و پیشامد رنج اور بوده …چیکار کنم ….دارم میمیرم …

    پاسخ
  16. فاطمه

    اعتراف میکنم دلم برا خدا می سوزه برا داشتن خودم خدایا ببخش من بد کردم بد بودم من بزرگترین تلقین دنیام حتی گاهی حس میکنم تو فقط یه اسمی اما نمیتونم منکر بودن ت بشم. مثل همیشه کنارم باش. کنار همه ی آدم ها. شاید اعتراف نکنن اما همه تنهاییم!!

    پاسخ
  17. سپيده

    اعتراف میکنم دلم لک زده براى اینکه دوباره چهار نفرى زیر یه سقف کنار هم جمع بشیم و همه چیزو از اول شروع کنیم مطمئن هستم که از این امتحان سر بلند بیرون میایم همسر عزیزم چون همونطور که همیشه میگى خدا با ماست …

    پاسخ
    1. وحيد

      سپیده خانم : انشاالله بزودی زود جمع چهارنفرتون جمع بشه واین شب عیدیه بهار زندگیتون رو سبز کنید وانشاالله همگی دوستان به آرزو و نیت پاک قلبیشون برسن ،الهی آمین

      پاسخ
  18. mona

    دو عدد اعتراف
    ۱:قبول مسئولیت و تصمیم گیری و رو حرفم موندن خیلی برام سخت و اضطراب اور شده
    ۲:تلاشی برا مورد ۱ نکردم چون دیگه از ریسک کردن میترسم

    پاسخ
  19. M

    اعتراف میکنم هنوز دوست دارم، هنوز دلتنگتم، وقتی میبینمت دلم پرپر میشه عذاب میکشه .. دیوونتم آره ! اما دیگـــه هر چـــی بشه نمیتونم باهات یه لحظه باشم چون شکستیم.

    پاسخ
  20. راضیه

    اعتراف می کنم زندگی خیلی زیباست زیبا تر از اونی که ماها بتوانیم تصورش کنیم درصورتیکه داشته هامون رو ببینیم و بابت همه ی اونها شکرگزار باشیم . اون وقته که تمام خوبیها و ثروتها و زیباییها به سمت ما حرکت می کنه …
    اعتراف میکنم خودم بعد سالها تازه به این قضیه پی بردم که هرچه بیشتر شکرگزار داشته هامون باشیم بیشتر خوبی و خوشی و سلامتی و ثروت رو جذب می کنیم .
    می خوام به اون دوستان عزیزی که عاشق شدن و عشقشون ترکشون کرده بگم عزیزم تو باید خوشحال باشی که خدا آنقدر قلب بزرگ و مهربونی بهت داده که می تونی بجای نفرت و کینه عشق رو تجربه کنی و اگر الان هنوز هم عاشقی غصه نخور به روزهای خوبی که در اون دوره ی بودن شریک عاطفیت تجربه کردی فکر کن و شاکر باش که روزی اون شخص بود و این روزها رو تجربه کردی … ببخش و بگذر و با شادی زندگیت رو ادامه بده که اگر اون شخص هم سعادت عاشقی و فرصت تجربه ی روزهای خوش رو داشته باشه که برمی گرده و اگر نه که هفت میلیارد آدم روی کره ی زمین هست که میشه باز هم دوستشون داشت و لحظات و خاطرات خوبی رو باهاشون تجربه کرد . اگر بازم توی دلت میگی نه اون شخص جایگزین نداره باشه قبول … ولی هنوز هم هستند آدمهایی که به عشق منو تو نیاز دارند و میشه این احساس رو خرج اونها کرد و بعدش ببینی چه حال خوبی خواهی داشت ….
    اگر وقت داشتید یه سری به کودکان کار ، خانه ی سالمندان ، مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست ، مراکز توانبخشی و …. بزنید و ببینید هنوز هستند کسانی که به عشق و محبت ماها احتیاج دارند پس نذارید دلتون سخت بشه و غصه بخورید تا می توانید عاشق باشید و عشق بدید که در جای دیگه و به بهترین شکل به خودتون بر می گرده …
    ببخشید طولانی شد …

    پاسخ
  21. ناشناس

    اعتراف میکنم به شدت عاشق استادم شدم ولی نمیدونم از کجا باید حس اون رو مطمئن بشم و بدونم من رو دوست داره
    من هر کاری از دستم بر اومده براش انجام دادم و به همین خاطر به یک صمیمیت خوبی رسیدیم اما نمیتونم حسش رو بفهمم و این خیلی عذابم میده

    پاسخ
    1. فردوس

      سلام دوستان
      من یه اعترافی بکنم
      تا حالا دیدین که زنی با شوهرش قهره , بره خونه مادر شوهرش
      بله من خونه مادر شوهرمم
      امشب هم شوهرم امد اینجا و مثل دو جوون کم سن و سال دزدکی با هم تو تلگرام حرف میزدیم خدایا کمکم کن, من بیقرارم, نمدونم باید چیکار کنم من هیچ مردی به اندازه ای شوهرم مغرور ندیدم

      پاسخ
    2. Negar

      به نظر من کاملا اشتباه فکر کردی، همین اتفاق واسه من افتاد و متوجه شدم یارو فقط داشت مسخره بازی درمیورد همین پس تا وقتی بهت نگفته علاقمندش نشو..

      پاسخ
  22. محمد جعفري

    Wow چقد اعتراف
    اعتراف میکنم یاد این کلیساها ک توش یه راحب هستو مردم میان اعتراف میکنن افتادم.
    ولی خوب دمه همتون گرم با صداقت گقتین
    ولی همش غم بود افسرده شدم
    ینی هیشکی یه اعتراف شاد نداره
    خوب من میشم اولیش
    اعتراف میکنم بدی حال میده ولی یچیزی هس که خیلی بیشتر حال میده اونم اینه وقتی میتونی خیلی بد باشی ولی نمیخوای نه بخاطر بهشتو جهنما به خاطر ذاتمون که همتون میدونین از کیه
    شاد نبود
    عیب نداره عوضش اموزنده که بود

    پاسخ
    1. شیرین

      ولی فرقش با کلیسا اینه که اینجا همه میتونن بخونن و نظر بدن – اعتراف من غمگین نبود یه اعتراف واقعی بود ولی به خاطرش یه نفر اینجا منو تهدید به قتل کرد. و البته دیگران هم نصیحت های دلسوزانه.

      پاسخ
  23. مهلا

    اعتراف میکنم دلم از ته دلم یه شانس دوباره میخوام که خدا پشتم باشه و نگم چرا شد و جواب هر چی سختی که داشتم و بگیرم دلم همبشه یه محبت واقعی حمایت اهمیت توجه واقعی از کسی میخواد که شاید خیلیا فک کنن اشتباهه. به شانسی که واقعا دوستم داشته باشه و این دفعه ابراز بشه شانس اینکه باورش بشم
    خدایا زورکی نمیخوام ولی این شانس و بمن بده

    پاسخ
  24. asma

    اعتراف میکنم که نتیجه همه خوبیام تبدیل به بد شده. همه چیزو از دست دادم دوستی رفاقت شجاعت. خسته شدم هر روز هزار بار ارزوی مرگ میکنم. این دنیا رو گذاشتن بدی کنی

    پاسخ
      1. Khatere...

        خخخخ…دور از جووووونتون.. خدا روحیتون شاد کنه.. عزیزم منم یه جور دیگه موندم ولی اعتراف میکنم جزو اقلیت های هندی بودم، چون یه گاو🐄🐄🐮🐂🐃 را بعنوان عشق میپرستیدم😂😂

        پاسخ
  25. ستایش

    اعتراف میکنم خسته ام اعتراف میکنم دلم میخواد بزارم برم اعتراف میکنم از بیشتر کارای بد گذشتم ناراحت نیستم اعتراف میکنم ازین که به یه نفر زیادی بها دادم پشیمونم ازینکه اینقدر وابستشم پشیمونم اعتراف میکنم که تنها دلیل موندنم تو این خونه فقط ترس از تنهاییه بعدشه …..

    پاسخ
  26. حنا

    اعتراف میکنم یه جاهایی خیلی تند رفتم
    اعتراف میکنم به جاهایی کم کاری کردم
    اعتراف میکنم یه جاهایی وایستادم بیرون گود و گفتم گردش کن
    اعتراف میکنم یه جاهایی سوختم ولی از روی غرور جلو نرفتم
    اعتراف میکنم از سوسک میترسم
    اعتراف میکنم عاشق فیلمای ترسناکم ولی شبا نمیتونم بخوابم
    اعتراف میکنم همیشه شجاع و کله خرابه منم ولی یه جاهایی نگران شدم
    اعتراف میکنم یه جاهایی از زور بغض داشتم سکته میکردم و لبخند زدم
    و آخرین اعتراف من عاشق خودمم 😀

    پاسخ
  27. هدی

    هرچی خواستم رو قبل بیست و چهار سالگی انجام دادم بیشترش گناه بود ولی خداروشکر تونستم تو همین گناها خدارو پیدا کنم حالا هم دارم بیست و پنج سال جبران اشتباهاتمو استارت میزنم. فقط سختیش اینه اول باید اون اشتباه بزرگارو جبران کنم همونایی که کمترین وقتو بیشترین لذتو داشتن

    پاسخ
    1. بهار

      به نظر من روی اون اشتباهات زووم نکن دوست من . گذشت … نتیجه خوبش هم این بود که متوجه شدی اشتباه بودن . زندگی کن … خوب باش … خوبی کن … موفق باشی دوستم .

      پاسخ
  28. بی احساس

    این روزا از همه چیز خستم
    هرکاری که میکنم به در بسته میخورم
    به ناحق، حقم خورده میشه
    دلم شکسته میشه
    واقعا نمیدونم باید چه کنم
    هیچ چیز ارومم نمیکنه
    همه چیز داره با هم بر خلاف من میچرخه
    امیدم از همه کس و همه یز نا نمید!!!!!!
    خستم
    خسته!!!!!!
    مرگم ارزوست!!!!!!

    پاسخ
    1. بهار

      سلام دوست من . از حال من اگر بپرسی بهتر از این وصفی که الان کردی نیست . ولی باید بدونی زمانه اش اینطوری شده . اگر بدونی تنها نیستی و همه آدمای اطرافت هم توی دنیای خودشون ناراضی هستن تحملش برات راحتتره …
      ولی زندگی کن …

      پاسخ
  29. فانوس

    اعتراف میکنم وقتی کامنت های اینجا رو خوندم متعجب نشدم که چرا همه ی هم وطنا می خوان یکی براشون بمیره اما خودشون نمیرن و یه ذره عشق به دیگری ندن واقعا چرا این همه متوقعیم ما به جای گرفتن یه کوچولو بخشیدن یاد بگیریم

    پاسخ
    1. بهار

      ایشالله که هممون یه روزی دلیل تنهاییامون رو بفهمیم … همه از تنهایی بدشون می یاد … اما همه هم تنها هستن … و هیچ کس سعی ای نمی کنه و همه منتظر هستن دیگران قدم بردارن … کمی تعمیر کردن رابطه ها رو یاد بگیریم …همه فقط تغییر می دن و صورت مساله پاک میکنن… به امید اون روز …

      پاسخ
  30. mamad

    چجوری میشه که یه آدم توی نظر بقیه خوشبخت و موفق باشه اما وقتی میره خونه تنها احساسی که راجع به خودش داره احساس شکست باشه…؟

    پاسخ
    1. rs

      علتش اینه که اون آدمو همه باورش دارن ولی هنوز خودش…خودشو باور نکرده..تا زمانی که آدم رویایی داره برای رسیدن بهش واسش شکست معنی نداره..

      پاسخ
  31. دنيا

    اعتراف میکنم، خیلى آدم بد و زیاده خواهى بودم، به حق خودم قانع نبودم، خیلى بد بودم، دیگه مهربون نبودم، بقیه برام اصلا مهم نبودن.
    سعى میکنم با ملاحظه و با فکرترى باشم.🙏🏽🙏🏽🙏🏽
    برام دعا کنید🙏🏽

    پاسخ
  32. خوشبخت تریم چون خدارو دارم ....

    اعتراف میکنم که خوشحالم بینهایت که خدارو دارم …خیلی خدارو دوست دارم …شاید باورتون نشه …ولی من عاشق شدم ..عاشق یکی از بنده های خدا مثل جون دوسش داشتم و دارم ۶ ساله …رفته ..ترکم کرده …ولی هنوز دوسش دارم …خالصانه دوسش دارم ..اون ذره ای از وجود دوست داشتنی خدای منه …مادرم رو هم خیلی دوست دارم مثل جونم …اینا از وجود خدای منن …پس ببینید خدا چقدر بی نهایت دوست داشتنی هست …

    پاسخ
  33. Nana

    اعتراف میکنم دوسش داشتم ولی نتونستم بهش بگم اونم دوسم داشت از چشماش میخوندم ولی اون ترجیح داد به خیلی ها بگه ولی به من نگه رفت با اولین دختری که اعتراف کرد بهش و بعد از اون نتونستم کسی رو وارد زندگیم کنم و اعتماد کنم و شدم یه آدم تنها که دلتنگی هاش واسه خودشه

    پاسخ
  34. Dr.Gelareh

    اعتراف میکنم هرگز نتونستم قلبمو به کسی دیگری بدم و تا ابد عشق مسعود توی قلبمه. با اینکه خیلی قلبم رو سوزوند و یه ساله ندیدمش و صداشو نشنیدم و تماسی باهاش نداشتم هنوز میخوامش. راستی یه حسی بهم میگه آخر مال همین. نمیدونم چرا این حس قویه. هر چیم که شده و میگن …. اما یه حس فوق العاده قوی میگه ما همدیگرو دوست داریم و با همه ی کشمکشا و جنجالها دوباره کنار هم هستیم.

    پاسخ
      1. Bib

        تو چی میدونی که اسمشو میذاری هوس؟؟؟
        تعریف عشق برای شما متفاوته برای خودت نگه دار.
        من کسی رو از عمق وجود دوست داشتن رو با اسم عشق میخونم

        پاسخ
        1. rs

          هر کسی بهتر از بقیه میتونه بفهمه که عاشقه یا نه شما به حرف بقیه کاری نداشته باش کاری بکن که بهت حس خوبی بده. تا وقتی امید هست تمام سعیتو بکن. من که این همه سال عاشق کسیم که حتی از دوست داشتنش به من مطمعن نیستم ولی با زنا امید نیستم… شما که حداقل فهمیده بودی دوست داره.. پس یه کاری انجام بده

          پاسخ
  35. ........

    من یکی رو دوسش داشتم خیلی نامرد بود ولم کرد. هر روز یکی از بدی هاشو کثافت کاریاش برام رو میشه اا نمیدونم چرا هنوز دوسش دارم . می دونم خیلی بدهخ خیلی کثافته نامرده اما من دوسش دارم.
    تازه فهمیدم زن داشته و بمن دروغ گفته که مجرده دارم دیوونه میشم اما دوسش دارم . کلی پشت سر من حرف زده اما نمی تونم فراموشش کنم . دعا کنین بتونم از زنگیم بیرونش کنم. دوسال تو زندگیم بود هر کثافتکاری دیدم ازش ندید گرفت. دیگه خسته شدم.

    پاسخ
  36. رويا

    اعتراف میکنم بزرگترین اشتباه زندگیم شرایط خانوادگیم بود که منو از همون بچگی تا همین الان که بیست و هفت سالمه سوزونده،،، لعنت به من که نباید بودم ولی هستم

    پاسخ
  37. roksana

    امروز دلم خیییییییلی برا ی نفر تنگ شده برا کسی که کل زندگیمه اما خودش نمی دونه دلم خیلی برای اون خنده های زیباش تنگ شده خدا کنم این دوری تموم بشه واقعا دیگه دارم دیونه میشم

    پاسخ
    1. rs

      من واقعا به خودم امیدوار شدم….من به دختر مورد علاقم گفتم دوستش دارم.. ولی بعد این همه سال از حسش به خودم مطمئن نیستم….بعد شما حتی بهش نگفتی ….یه قدم بردار تا خدا هم کمکت کنه…. ولی خدایی با حرفت خندم گرفت …یاد خودم افتادم…اخه از بس بهم میگفتن خندت خاصه و فلانه…من یه مدت تو اینترنت سرچ میکردم خنده های متولد مهر….خخخخ …مگه خنده های زشت هم داریم.. هر چی که خیره همون پیش بیاد انشالا

      پاسخ
  38. مژی

    اعتراف میکنم خیلی بد کردم در حق خودم…اعتراف میکنم خیلی بد کردم در حقش…اعتراف میکنم پشیمونم کاش میتونستم بهش بگم دوسش دارم…

    پاسخ
  39. Negar

    اعتراف میکنم دیگه نمیتونم هیچ احساسیو درک کنم حتی فکرمم با قلبم قفل کرده. ۱۸ سالمه و یه روح و یه جسم خسته فقط دارم.

    پاسخ
  40. 131313

    اعتراف میکنم که یه اقا محمد هس که خیلی میخوامش…
    دعا کنید خانواده ها راضی شن به ازدواجمون..
    میمیرم براش… هر چند خودش میزان عشقمو باور نداره

    پاسخ
  41. افسانه

    اعتراف می کنم که هفت ساله عاشقش هستم با اینکه رابطه زیاد داشتم اما عشق اون و نتونستم فراموشش کنم جالبه که پنج ساله ندیدمش فقط هر از گاهی بهش پیامک می دم و اون جواب می ده … دوتا آدم مغرور و سرسخت و تحصیلکرده!!!!

    پاسخ
  42. ساحل

    با اینکه تظاهر به سنگ بودن میکنم اما هنوزم یه جای قلبم دوسش دارم ولی دلم میخواد زجری که من کشیدم از دوریش اونم از دوریم بکشه

    پاسخ
  43. Dr mamad

    من اعتراف میکنم که خیلی وقته خودمو کشتم احساساتمو گشتم…
    همیشه سعی کردم نترسم یا نگم که میترسم، اما اعتراف میکنم که میترسم خدا ازم بپرسه چرا احساساتتو کشتی… و جوابمو قبول نکنه.

    پاسخ
  44. مهرگان

    همینو بگم از زندگیم که هرکی دیده میگه بدبختی … من فقط ۲۳ سالمه .. ولی هر ناراحتی سختی که فک کنید تجربه کردم .. حمایت کردم ولی همیشه کوه غم بودم خودم دردم تو خودمه … ناراحتیمو دردمو هیچکی نمیفهمه … خدا هم تنهام گذاشته .. دق میکنم. ای کاش خلاص میشدم …

    پاسخ
  45. مهرگان

    خدایا فقط یه سوال دارم هستی ؟؟؟واقعا وجود داری ؟؟خسته شدم خسته …چقدر دیگه تحمل کنم …بعد این همه ناراحتی حالا این مریضی …من ندیدمت تاحالا …نه ندیدم ..تمومش کن …تحمل ندارم…

    پاسخ
      1. امید

        بسه دیگه هی امتحان، امتحان امتحان، امتحانامونو دادیم، کارناممون رو بدن بریم. قبول یا مردود. خسته ام، خسته…

        پاسخ
        1. غلام خدا

          امید وار باش، به خدا بسپار همه چی حله! فقط بنده باید صبر کنه، مطمئن باش جوابتو میگیری، من تقریبا ۱۷ سالمه، اما با این سن بیمارستان بخش اعصاب و روان بستری بودم (یه مدت خیلی خیلی کوتاه)، سختی زیاد کشیدم !
          مطمئن هستم یه روزی جواب این همه درد رو می گیری !
          یاعلی مدد

          پاسخ
  46. مهرگان

    هر ناراحتی بالاخره فراموش میشه …
    من انقدر ناراحتی کشیدم تا حالا … که یه شب یه مرد سبز پوش نورانی اومد تو خوابم دست کشید روی سرم با افسوس و بغض گفت تو چقدر سختی کشیدی … ولی جالبش اینه گفت این سرنوشتته … و من تا حالا فقط اشک ریختم و شکستم … برای داشته هام از جون مایه میزارم … ولی بیخیال سرنوشت ام که جواب خوب بودنمو تا به حال فقط با ناراحتی بیشتر داده … ممنونم از خدا …

    پاسخ
  47. دختر مجهول

    دعا کنید تنها کسی که بعد از اینهمه سال تونست توی دلم جا باز کنه و عاشقش بشم و فقط یکبار موفق به ملاقاتش شدم و الآنم ۳ ماهه روی تخت بیمارستانه و ۱ ماهه رفته توی کما صحیح و سالم به زندگی برگرده. و دوباره بهم امید زندگی و زنده بودن بده.

    پاسخ
  48. eli

    چند وقت پیش بهم خبر دادن کسی رو که دوست داشتم ازدواج کرده
    از اون روز شدم مثل دیوونه ها
    همه چی رو انکار میکنم
    وقتی به بودنش با اون یکی فکر میکنم، حالم بهم میریزه
    دلم اشوب میشه
    خسته ام از این همه تلاش بیهوده
    خستم از سر و کله زدن با خودم و دلم
    انگار هیچی این دنیا برام قشنگ نیست
    احساس میکنم دیگه هیجوقت ارامش به سراغم نمیاد
    دلم خوش نیست
    اون به عشق اول و اخرش رسید و من تنهاتر از همیشه به لاک خودم فرو رفتم
    دلم مرد
    احساسم مرده
    به هیچکس و هیچی امید ندارم
    شاید حقمه
    اون خوشبخته و احساس خوشبختیش غیرقابل توصیفه ولی من فقط دارم درد میکشم
    کاش هیچ وقت ندیده بودمش
    کاش هیچ وقت سمتم نمیومد
    کاش الکی باهاش خاطره نمیساختم
    دوستم نداشت و خیلی خیلی دیر فهمیدم
    اگه کسی رو دوست ندارید وارد زندگیش نشید ممکنه شما بی غرض به سمتش برید و بهش خوبی کنید ولی شاید اون به شما وابسته شه
    این بزرگترین ظلمه در حق یه ادم
    بیزارم از همه چی
    دلم تنها تنها دلم
    یه شام بی فردا دلم

    پاسخ
    1. بهار

      بله عزیزم … قبول داره ظلمه .. و خیانت در حق شماست اگر می دونه سهم شما نیست وابستت کنه …

      اما قدم اول برای اینکه به زندگی ادامه بدی اینه که با خودت دوباره و دوباره دوست بشی …
      با خودت مهربون باش…
      بشین خودتو در آغوش بگیر و با خودت حرف بزن …
      به خودت بگو سهم من نبوده …
      چیزی هم که سهم نیست پس ماندنی نیست …
      به خودت بگو :
      عزیزم به زمان نیاز داری … حالت خوب می شه … من با صداقت و وفاداری که از خودم سراغ دارم مطمئنم یه آدم خوب سر راهم قرار می گیره …

      دوست عزیزم … به خودت فرصت بده …
      تو از پسش بر میای …

      پاسخ
  49. mamad

    اعتراف میکنم با اینکه خیلی عاطفی هستم و همیشه دیگران علاوه بر اینکه بهم احترام میذارن من رو درکم میکنن و حتی بهم ابراز علاقه میکنن ، ولی من به روی خودم نمیارم و مثل یه آدم سنگدل و بی عاطفه باهاشون برخورد میکنم.

    پاسخ
    1. بهار

      همیشه اینطوری بودی دوست من … از همین الان دیگه اینطروی نباش …
      قرار نیست از یه آدم درون گرا یهویی به آدم برون گرا بسازی … به خودت زمان بده … استخاره نکن … هر حسی که داشتی رو نشون بده … بدون اینکه نگران قضاوت مردم باشی … ما ایرانیا بخاطر قضاوتها خودمون رو پنهان می کنیم … از لاک خودت بیا بیرون … تو می تونی …

      پاسخ
  50. nasim

    سلام به همگی من اعتراف میکنم خیلی احساس تنهایی میکنم اگه خدا نبود دق کرده بودم برایم دعا کنید تا ازین تنهایی بیام بیرون.

    پاسخ
    1. بهار

      خودت تلاش کن … قدم اول وارد شدن به یه گروه جدیده … این گروه جدید تعریف گسترده ای داره ، مثلا یه کلاس جدید ثبت نام کن و سعی کن با چند نفرشون دوست بشی و روابطتت رو گسترده کنی …
      آشنایی با آدمهای جدید خیلی میتونه بهت کمک کنه .

      پاسخ
  51. زهره

    دوستش داشتم خیلی کارا واسه نشون دادن عشقم بهش کردم حسابمو کلا براش خالی کردم ولی اون بی معرفت ندید ازش حسابی دلخورم…..

    پاسخ
    1. بهار

      علاقه یک طرفه همیشه منجر به شکست می شه … اینکه سعی کردی خیلی خوبه چون همیشه یه جای دلت قرصه که کم نزاشتی و همه تلاشتو کردی … تو میتونی آدم مناسبی رو پیدا کنی که قدر علاقه و صداقت و عشقتو بدونه … موفق باشی دوستم …

      پاسخ
  52. ..................

    اعتراف میکنم کل آدما خواهر بزرگترمو بیشتر از من دوست دارن و من با این همه احترامی که براشون قائئلم پوچم ولی خواهرم که خیلی لجباز و…. هستشو بیشتر دوست دارن. خالم میگه خواهرت بیشتر بهمون نیاز داره چون راه اشتباهیو میره اما من بچم… منم احتیاج به محبت و توجه دارم هیچکس بهم توجهی نمیکنه کل پسرای فامیل و حتی دختراشون خواهرمو بیشتر دوست دارن من باهاشون مهربونم و کاری به کارشون ندارم اما اینا بازم منو قبول ندارن:| والا نمیدونم مشکل از کجاست؟ تا اونجایی که میدونم به کسی بدی نکردم:| میشه شما بگید مشکل چیه؟؟

    پاسخ
  53. فاطمه

    اعتراف من اینه…. عاشق خدا شدم.. عاشق کسی که بمیرم هم بهش نمیرسم… عاشق کسی که با اینکه میخوام فراموشش کنم اما نماز نمیزاره یادش نمیزاره و اینکه جز خدا دیگه نمیتونم عاشق هیچ کسی بشم.. امیدوارم با ماشین تصادف کنم تمام یادهام از خدا از بین بره و دیگه بهش فکر نکنم جهنمم رفتم اشکالی نداره فقط این درد تموم بشه…

    پاسخ
    1. غلام خدا

      سلام دوست عزیز !رسیدن به خدا خداروشکر امکان پذیره ،مثل حضرت حافظ !
      تلاشتو ادامه بده شاید اوایل کارات بی نتیجه به نظر برسه اما بعد به امید خدا نتیجه اش را می بینی، اگه می خوای به خدا برسی سرگذشت عارفانی مثل حضرت حافظ را بخون و به امامان عزیزمون متوسل شو تا به خدایت برسی !

      پاسخ
  54. پاییز

    یه وقتایی لازمه
    این گوشیه لعنتی رو خاموش کنی، تکیه بدی به دیوار دلت، بگی امروز فقط با همیم،
    هرچقد دوست داری حرف بزن، هرچقد دوست داری گله کن، حق با توعه، من زیاد وقت گذاشتم واسه بعضیا. من زیاد از خودم وخودت خرج کردم واسه بعضیا، من زیاد سوختم پای بعضیا.
    یه وقتایی لازمه در گوش دلت بگی: قول میدم دیگه به این زودیا خر نشم، بعد برداری این دل بیچاره رو ببری سینما، ببری پارک، ببری یه رستوران، بشینین لذتش رو ببرین. یه پیرهن زیبا براش بخر، یه عطر تازه که تو رو یاد دلت بندازه. دلت رو یاد تو
    یه وقتایی لازمه، گاز بگیری زبونت رو، بگی ساکت شو، اصلا نمیخوام حرف بزنی، غیبت نامردا رو نکن، ولشون کن،ما خودمون با هم باشیم کافیه.
    یه وقتایی لازمه رووو قلبت بزنی،
    آقا… خانوم
    تعطیل شد، داریم میریم سفر، میریم عشق و حال، میریم واسه خودمون باشیم.
    ،شرمنده، من و قلبم باید بشینیم پای حرفای دلم،فعلا تعطیلیم، فعلا سفریم
    یه وقتایی واقعا لازمه این گوشیه لعنتی رو خاموش کنی،
    دلِ… یهو میگیره… یهو میمیره…

    پاسخ
    1. دختر پاییز

      عالی بود
      یه وقتایی بخودت میگی دیگه نه دیگه نمیزارم دیگه بسه ولی باز اتفاق میوفته بعد به خودت میگی بیخیال زندگیه اینم یجورشه

      پاسخ
    2. بهار

      به دلم نشست … آفرین …

      هر چند این کارا رو می کنم اما باز یه تنهایی مزخرف به سراغم میاد …
      میدونی … گاهی باید اینطوری بود … اما گاااااهی باید یک نفر باشه … و این گاااااااااهی همیشه معنی می شه …
      خیلی می خونیم که می گم شادیتون رو به کسی گره نزنید ولی آدمه ذاتا اجتماعیه و ذاتا از تنهایی بدش میاد …

      به خودمون زمان بدیم … خوب می شیم ………………… خوببببب می شییییییم ……

      پاسخ
    3. hamtaf

      پاییز جان
      با خوندن این حرف دلت دل منم به حرف اومد یهو خالی شدم انگار
      چقدر صفا داشت این حرف دلت
      آخ که چقدر دلم برای دلم تنگ شده

      پاسخ
  55. مرد وفادار

    أرزوی من بعنوان یک مرد اینه که همینطور که من توی این مدت به اون وفادار موندم و سراغ هیچ زن و دختری نرفتم اونم اینو بفهمه و بیاد پیشم و بگه اشتباه کردم یه چیز خیلی جالب بهتون بگم دوستان :
    خانم من همیشه جلوی مامانش با ناراحتی میگفت اگر من یه روز بمیرم هنوز سالگردم نشده من میرم و یه زن دیگه میگیرم، ولی جالبش میدونید چیه با اینکه خدارو شکر نمرده ولی در حقم نامردی کرد و سر یه مسئله خیلی بی اهمیت قهر کرد و رفت و جالبه همه کاری کرده تا منو فراموش کنه ولی خدا شاهده من با وجود همه بدیهاش هنوز دوستش دارم و لحظه ای فراموشش نکردم خانمها تو رو خدا اینقدر نگید مردا اینجورین و مردا اونجورین، یه نگاه به خودتون بندازین ببینین خودتون چی هستین و از زندگی چی میخواین.
    اگر فکر میکنین با همسراتون مشکل دارین کافیه یه سری به دادگاههای خانواده بزنین و ببینین سر چه چیزهای الکی زن و شوهری که عاشق هم بودن دارن قید زنگیشون رو میزنن متاسفانه اینو نمیگم که فکر کنین قصد غرض ورزی نسبت به خانمها دارم ولی متاسفانه باعث و بانیه بیشتر اختلافات خانوادگی، خانمها هستند قدیما زن و شوهرها سر اعتیاد و خلافکاری شوهر بود و نهایتاً پای یه زن دیگه وسط بود ولی الان متاسفانه بیشتر مشکلات سر زیاده خواهی ها و چشم و هم چشمی های خانمها خلاصه میشه، بخدا این کانالهای ماهواره ای و جدیداً هم تلگرام گند زده به زندگی خانواده ها، خانمها شماره شوهراشون رو بلک میکنن که یه وقت شوهرشون از حالشون با خبر نشه ولی در عوض خودشون رو برای هر مرد غریبه ای تو گوشیشون بزک میکنن و به حراج میگذارن البته جسارت همه خانم ها نشه، من خودم چند روز پیش توی محل کار خودم کارگرای افغانی که زیر دستم کار میکنن رو دیدم با خودشون داشتن شماره ای رو رد و بدل میکردند دیدم یه چیزایی رو آروم به هم میگن به روی خودم نیاوردم شماره رو سیو کردم تو گوشیم و بعد دیدم شماره یه خانم ایرانیه، خدایا چقدر ما بدبخت شدیم که شماره خانمهای ایرانی رو بین خودشون دارند پخش میکنن معلومه واسه چی اینکاررو میکنن
    خدایا به دادمون برس؟!!!!

    پاسخ
    1. فانوس

      کمی عجیبه که شما هم شماره ای که اونا رد و بدل می کردن را بخوای سیو کنی چون … معلومه که چه کاره هستن همشون فاسد البته من نمی خوام بگم شما ادم بدی هستی حداقل صداقت داشتید که نوشتید شما هم سیو کردی اون شماره رو کار شما هم اشتباه خوب خانومتون شاید مشکوک شده حقم داره

      پاسخ
      1. مردوفادار

        ببین عزیز من ، من فقط میخواستم مطمئن بشم که ساختمونی رو که به چندتا افغانی سپردم اون قدر بی صاحب نیست که هر کسی خواست هر غلطی بکنه و باید حواسم خیلی جمع باشه
        در ضمن دوست عزیز ، خدارو شکر اونقدر از خودم مطمئن هستم که خودم رو به هر بی سر و پایی ارزون نفروشم من تا حالا بغیر از خانمم با هیچ دختر و زن دیگه ای رابطه نداشتم و ندارم و سیو کردن شماره اون خانمه فقط واسه این بوده که فقط به کارگرام ثابت کنم که حواسم بهشون هست بعد در مورد اینکه خانمم بهم مشکوک شده حق داره باید بگم که متاسفانه این ماهواره و تلگرام ذهن زنهای ایرانی رو بقدر کافی شستشو داده و خراب کرده و اگر من میخواستم از شماره طرف سو استفاده یا خیانتی کنم شماره تمام همکاران و دوستان و آشنایان مجرد و متاهل زن خانمم شمارشون توی گوشیم خانمم سیو کرده از کارمند بگیر تا استاد دانشگاه. میتونم همه کاری بکنم ولی من یکی اینکاره نیستم همین الانم خیلی از دوستان و آشنایانی که من رو میشناسن به من میگن قید این زن رو بزن و خودشون گزینه هایی مثل خواهر و خواهر زنشون رو پیشنهاد میدن و حتی خانم دوستم که یکی از عزیزترین دوستانش که دکتر داروساز هستن و مجرد رو به من پیشنهاد داده و گفته حاضره با من ازدواج کنه ولی من حتی راضی به دیدنش هم نیستم. حالا اگر خواستی میتونم بهت ثابت کنم که الکی روی هوا حرف نزنی من خودم گول صداقتم رو خوردم

        پاسخ
  56. فرزاد

    سلام به اقا یا خانم محترمی (rs) که ظاهرا ناراحت شدید با حرفهای من . اصلا نمی خواستم جوری حرف بزنم که بهتون بربخوره. فقط تا اونجایی که عقل ناقص من راجب به عشق حکم میده و قلم میزنه و تا جایی که عشق رو لمس کردم ازش صحبت میکنم. هیچ وقت به چیزی که نبودم سعی بر تظاهر نداشتم و ندارم چون بر این باورم که حقیقت یک روز همه چیز رو اشکار میکنه. توقع من از شما دوست خوبم همدردی صمیمانه شما و بیان تجربیات ارزشمندتون هست نه چیزی بیشتر.

    پاسخ
    1. rs

      سلام من پسرم واونrsهم مخفف اسم و فامیلم هست اقای فرزاد… اینجا متاسفانه پاسخی که مینویسی برای یک شخص برای همون نفر ارسال نمیشه و بین نظرات بقیه ارسال میشه…در کل من ذاتا از کسی دلگیر نمیشم… نظر همه برام محترمه موفق باشین.

      پاسخ
  57. ناشناس

    من از خودم بدم میاد، متنفرم از خودم. از شما دوستان خواهش میکنم برام دعا کنید خداوند متعال یک نظری هم به من بکنه بتونم راه درست تو زندگیم انتخاب کنه

    پاسخ
  58. ghazal

    اعتراف می کنم، هیچ کی تو دنیا دوسم نداره، همه ی دوس داشتن های دنیا دروغه و تنها عشق واقعی، عشق خدا به بندگانش هست

    پاسخ
  59. دختر پاییز

    اعتراف میکنم بعد از اینکه عشقم را کنار گذاشتم دیگر نتوانستم عاشق کسی بشم و فقط عاشق پولم الان فقط دارم از لحاظ مالی جلو میرم و تمام وقت به فکر پول در آوردن و با لذت خرج کردن هستم 🙂 🙂 🙂

    پاسخ
      1. دختر پاییز

        هیچ وقت فراموش نمیشه
        میتونی عادت کنی و باهاش کنار بیای
        باید ی نقطه بشه گوشه دلت و سعی کنی از ذهنت پاکش کنی

        پاسخ
    1. rs

      چه جالب شما همونی نبودی که راجب عشق میگفتی؟؟ همچین هم راجبش حرف میزدی انگار خودت فقط عشق درک میکنی.. اگه عشق واقعی باشه هیچ جایگزینی براش نیست نه پول نه… خودم اگه پولدارترین آدمم باشم و بهترین خرج ها رو بتونم بکنم بدون عشق هیچ لذتی از زندگیم نمیبرم. خیلی چیزا گفتنش راحته مثل همین کلمه عشق.. درکشه که سخته..

      پاسخ
      1. دختر پاییز

        سلام من نگفتم عشقمو فراموش کردم گفتم کنار گذاشتم
        برای زندگی کردن باید ی هدف واقعی داشته باشیم عشق من ی رویاست ولی پول ی واقعیته

        پاسخ
        1. rs

          تا رویایی نباشه واقعیتی هم نیست در ضمن پول هم یه وسیلست برای رسیدن به هدف حالا چه عشق باشه چه هر چی.. پول وقتی خوبه که ادم در کنارش سلامتی و دل خوش داشته باشه.. پس شما به واقعیتت برس منم به رویام… موفق باشید

          پاسخ
    2. پاییز

      به نظرم شما خوب بلدی خودتو گول بزنی ، ادما فراموش نمیکنن فقط عادت میکنن به فکر نکردن به کسی که دوسش دارن…حالا بعضیا مثل شما خودشونو درگیر کار و پول میکنن بعضیام مث من یه جور دیگه خودشونو گول میزنن…شاید لازم باشه همه ی ما ادما تووی روش زندگیمون تجدید نظر کنیم حتی خود من که انقد ادعام میشه، حتی خود شما که انقد خودتو درگیر کار و پول کردی…به نظرم فرار کردن همیشه همیشه جواب صورت مسئله نیست…

      پاسخ
      1. دختر پاییز

        آفرین، من خودمو گول نمیزنم، سعی میکنم منطقی باشم
        البته شکی نیست که از ذهنم عبور نکنه ولی فقط ی مرور خاطراته که خیلی سریع از ذهنم رد میشه

        پاسخ
      2. rs

        کاملا با حرفتون موافقم… ولی یه وقتایی آدم از همه چیزو همه کس خسته میشه من فقط میخوام عادت کنم به عادت نکردن…

        پاسخ
        1. دختر پاییز

          نمیتونی!
          با خودت اینکارو نکن، با خودت درگیر نشو، این قانون طبیعته ما نمیتونیم عادت نکنیم.
          اگر خودمونو به محیط اطراف، ادم ها، اجتماع عادت ندیدم خیلی اذیت میشیم.
          (مثل آب باشیم به هر شکل و رنگ و بو که در بیاد باز یه مایع است که و خصوصیات ی مایع رو داره حالا ما به هر شکلی در میایم ولی قرار نیست انسان بودن و انسانیتو از یاد ببریم) (:

          پاسخ
          1. rs

            من یه کلمه گفتم شما صد تا برداشت کردی از حرفم.. من متولد مهرم …انسانیت و دوست داشتن خیلی چیزای دیگه هم خوب بلدم…فقط منظورم این بود میخوام به عاشق بودن و دل بستن یه طرفه عادت نکنم….به وابسته بودن..

  60. باران

    اعتراف می کنم بریدم و دیگه کششی برای ادامه ندارم
    خسته ام از این همه تکرار
    از این همه برای دیگران بودن و به فکر خود نبودن
    ……..

    پاسخ
  61. ناشناس

    اعتراف میکنم خیلی بدهکار و گرفتارم و به هر خیری که از جانب خدا و یا بنده های خدا که خدا اونها رو وسیله برای پرداخت بدهکاریم قرار بده محتاجم. ازتون میخوام از ته دل دعام کنید تا خدا گره کارم رو باز کنه و روزی فراوان و راحت به من بده، از همه تون ممنونم.

    پاسخ
  62. ناشناس

    من قبلا فکر میکردم تو جامعه ما به خانمها خیلی ظلم میشه دلیلشم این بود که پدرم مردی مستبد، کمی خسیس و به شدت بد دل و شکاک بود و من احساس میکردم مادرم که زنی مهربان و مومن بود ظلم میشه، به همین دلیل تصمیم داشتم اگه ازدواج کردم با همسرم کاملا رو راست و با شرایط برابر زندگی کنم و به شدت به برابری زن و مرد در همه اختیارات معتقد بودم تا اینایکه ازدواج کردم و چون همسرم گفت همزمان با من توی فامیل چند تا عروس دیگه هستند برای اینکه من پیش اونا توی فامیل سربلند بشم مهریه منو ۵۰۰ سکه تعیین کن ولی مطمئن باش خانواده ما اهل گرفتن مهریه نیستیم منم چون دیدم اینها خانواده مذهبی هستند و مادرش یکسره توی محرم تو زینبیه غذا میپزه و همه خانوادشون بسیجی فعالن بهشون اعتماد کردم و ۵۰۰ سکه مهرش کردم و خلاصه خدا دو تا دختر بهمون داد و بعد از اون همسرم یواش یواش تو گوشم خوند که اگه خدا نکرده برای

    پاسخ
  63. پریناز

    اعتراف میکنم که تو زندگیم کم گذاشتم نادوونی کردم کوتاهی کردم و حالا تاوانشو با خیانت شوهرم سردیش، و بی وفاییش و گرفتاریش دارم پس میدم بعد از ده سال زندگی امیدوارم واسه هیچکس این شرایط پیش نیاد هر لحظه ش زجره نه توان دل کندم دارم چون بی نهایت دوسش دارم چون انصافا مرد کاملیه و نه توان موندن به خاطر اخلاق و رفتار یه سال اخیرش… دلم آرامش میخواد دلم میخواد مثل قبل دوسم داشته باشه کاش میشد زمانو به عقب برگردوند

    پاسخ
    1. سمر

      باهاش حرف بزن جدی و منطقی و از احساست به اون و زندگیت و از ناراحتیت بگو منم همینکارو کردم الان خوشحالم که واسه عشقم راهه سخت ولی پر از منطق و در پیش گرفتم راستی از خدا بخواه کمکتون کنه شک نکن با ایمانت به خدا به خواستت میرسی… خبر شو بده

      پاسخ
  64. Raziye

    اعتراف میکنم که به یه معجزه واقعا تو زندگیم نیاز دارم معجزه ای که بعد ۵ سال منو عشقمو بهم برسونه…
    خیلی سخته عاشق کسی باشی که فامیلت باشه و پدرت با خانوادش بخاطر علاقتون قطع رابطه کرده باشه و مامان بابات راضی به ازدواجتون نباشن و موقعیتش جور نباشه… خدایا دارم میمیرم از بلا تکلیفی خواهش میکنم یکاری بکن..🙏

    پاسخ
  65. سمر

    من اینقدر مغرور بودم که هیچکس اشکمو ندید ولی اعتراف میکنم واسه شکستن دلم اون من نبودم که گریه میکرد قلبم بود که هق هق میکرد خدا نبخشه اونایی رو که اشک یه آدم از دنیابی خبرو درمیارن بعد اسمشم میذارن زرنگی و برد…
    من اعتراف میکنم عجیب ازش کینه دارم فقط خدا میدونه که کی فراموش میکنم این زخم برداشته شده رو دلمو غرورمو ولی من احمق نبودم من بیش از حد باورش کرده بودم…

    پاسخ
  66. سمر

    اعتراف میکنم زندگی برام سخت شده حتی سخت تر از قبل اعتراف میکنم از آینده میترسم اعتراف میکنم اگر قراره شوهرمو خانواده امو نداشته باشم پس همین لحظه بمیرم من توسنه ٢۵ سالگی انگار٨٠ سال که سختی کشیدم به خدا بسمه اگر امتحان الهیه اگر حکمت اگر سرنوشته من نمیخوام ولی اگر بدونم یه روز خوب میاد دوباره بلند میشم به همه ثابت میکنم که خدا هم حواسش به منه بدم هست خدا تو دیگه من و عذاب نده اینکه میخوام واسه خداییت چیزه زیادی نیست بیا و ببخش منو قول میدم دیگه خوب باشم خوبه خوب… خدایا هر جور که نشه بازم من عاشقتم…
    خدایا این بوس واسه تویه 💋

    پاسخ
  67. غزل

    اعتراف می کنم دوسش ندارم، اما شدیدا بهش احتیاج دارم ! اعتراف میکنم خودم ترکش کردم، اما وقتی برگشتم هر کاری کردم خوب نشد ! میگه دلش میخواد مامانم و پشیمون ببینه ! میگه دوست ندارم ، میگم از ته دله؟ میگه نه !!!!! موندم چی کار کنم !
    به نظرتون دوسم داره ؟

    پاسخ
  68. sali

    سلام
    خدایا اعتراف میکنم اونجور که باید قدر نعمت زندگی تو این دنیا رو خوب نفهمیدم. لذت بردن از تک تک لحظه ها. دوستی ها. اعتراف میکنم از هر جایی پرتم کردی بیرون وااقعا متعلق به اونجا نبودم و ممنون که کمکم کردی جای درستمو پیدا کنم تجربه ها. اتفاقات زندگی همه لازمه. چیزی که لازمتره قدر این نعمتو بدونم و امضای خوبی تو این دنیا از خودم بذارم. از تمام حلالهایی که در زندگیم قرار دادی نهایت لذت رو میبرم و با وفاداری به این نعمتها شکر گذارت خواهم بود. دوستت دارم خدای مهربونم

    پاسخ
  69. مهتاب

    ارش جان اعتراف میکنم که راست گفتی عشق ابدی فقط حرف است پبش می اید وقتی که فکر میکنی دلت پیش یکی سخت گرفتار است یه دفعه ته دلت برای دیگری هم بلرزد. اگر با وفا باشی دلت را خفه می کنی و تا اخر عمر حسرت ان دلرزه و اگر با بی وفا باشی می لغزی و تا اخر عمر عذاب گناه هیچکس حکمتش را نمی داند یکی را باید انتخاب کرد فرار ندارد. دلم برات تنگ شده جات این جا خالیه

    پاسخ
  70. پم پم

    اعتراف میکنم غرورم از همه چی برام مهم تر هست. اعتراف میکنم زندگی با گربه رو با زندگی با یک مرد ترجیح می دم اعتراف میکنم کم محلی هام فقط برای امتحان اونایی که ادعای عاشقی دارن همینجا به خودم قول میدم کاری کنم که به خودم افتخار کنم

    پاسخ
  71. مهگل

    میدونین بچها ما آدما با همه ی خوبیا و بدیامون با همه خیانتامون و با همه ی دوست داشتنامون با همه ی حرفای دروغ و راستمون آخر زندگیمون هیچ و پوچ ……مرگ راستی ما چرا اصلا زندگی میکنم کاش تا زنده ایم فقط تو زندگیمون عشق باشه خیانت نباشه میدونین بچها این خدا نیست ک بد این ما آدماییم ک بد شدیم به هم دیگ دروغ میگیم خدا هست من حضورشو خیلی خوب حس میکنم اعتراف میکنم با همه ی گناهام خیلی دوسش دارم…..

    پاسخ
  72. کیمیا

    اعتراف میکنم تو زندگیم خیلی کم کاری کردم. اعتراف میکنم که مجبور شدم به خاطر عقلم و مسئولیتم روی دلم و احساسی پا بذارم و فقط با خاطرات عشقم زندگی کنم….

    پاسخ
  73. درویش علی ادریساوی

    اعتراف می کنم از شنیدن خبر فوت آیت ا… هاشمی رفسنجانی نگران شدم .
    نگران خود ، شما و ما .
    آری مرگ و ترک کالبد بسیار نزدیک است . نزدیک تر از دمی که به کام فرو می بریم .
    خدایش رحمت کند .
    من الله التوفیق

    پاسخ
  74. ناكتا

    یه چیزی که بنظر میاد همتون سریع یکی از تون تعریف کرد و گفت چنین و چنانید دل دادین بهش و مشکل همتون همینه دوست بشین هر روز هر ثانیه ولی دل ندین. ای بابا. شما میبینین که مردا تا یه تازه وارد پیدا میکنن فوری قدیمی رو کنار میزارن پس زرنگ باشین تا یکی گفت وای چه خوشگلی وا ندین. راه رسیدن به قلب خانومها از گوشاشون میگذره. اونو ببندین. همین. وقتی هم رفت بسلامت. فقط از رابطه با مرد متاهل پرهیز کنین چون هر کی رو دیدم اینکار رو کرد سرطان گرفت. نه هر سرطانی این کاره بوده ولی هر اینکاره ای سرطانیه

    پاسخ
    1. سمر

      مرسی خوب گفتی دمت گرم، آقایون و خانمها یه عزیز هیچوقت زندگیاتون رو به خاطر یکی دیگه خراب نکنید شک نکنید که یه روزی ام یکی پیدا میشه که همین کارو باهاتون میکنه دنیا دار مکافاته…

      پاسخ
  75. او :)

    اعتراف میکنم عاشقشم 🙂 اما اون دوستم نداره و من دروغ میگم ب اون ب همه ک اصلا برام مهم نیست و توقعی ندارم؛ اعتراف میکنم اگر الان مثل بقیه ی دختر ها بودم 🙂 چ اخلاقی چ ظاهری الان علیرضامو داشتم 🙂 و مجبور نبودم ٢۴ ساعته گریه کنم و از خدا التماس کنم ب خاطرش :)…. اعتراف میکنم هیچکس دختری ک این خصوصیات رو داره دوست نداره 🙂 : مهربون باشه، مذهبی باشه 🙂 ، شیطون باشه 🙂 ، ب گفته اونا کلا دختر خوبی باشه :)… دختر خوب بودن ب چ درد میخوره وقتی کسی ک دوستش داری دوستت نداره :)…. دوست داره ها احترام قائله برات اما براش مهم نیستی :)…. چون زشتی 🙂 یا پوششت مثل همه نیست 🙂

    پاسخ
    1. سمر

      خودت باش کسی که به خاطر یکی دیگه خودشو فراموش کنه شک نکن که بقیه هم فراموشش میکنن، وقتی یکی پیدا شد که تورو به خاطر خودت خواست اونوقت همون آقا هم حسرتتو میخوره شک نکن…
      زن و غرورش…

      پاسخ
    2. حمید

      اگه دوستت نداشت که باهات نامزد نمیکرد، لجبازی که کردی زندگی اونم بدجور خراب کردی، براش احساس دوست داشتنت تبدیل شده به یک شک، که ایا واقعا دوستش داشتی یا همش تظاهر بود؟ چون دوست داشتن یعنی گذشتن از تقصیر عشقت، اون از تقصیرت گذشت ولی تو چه کردی؟ یک دل پاک و معصوم رو خراب کردی؟

      پاسخ
  76. هو۱۲۱

    «سَیِّدِی أَنَا الصَّغِیرُ الَّذِی رَبَّیْتَهُ وَ أَنَا الْجَاهِلُ الَّذِی عَلَّمْتَهُ وَ أَنَا الضَّالُّ الَّذِی هَدَیْتَهُ وَ أَنَا الْوَضِیعُ الَّذِی رَفَعْتَهُ وَ أَنَا الْخَائِفُ الَّذِی آمَنْتَهُ وَ الْجَائِعُ الَّذِی أَشْبَعْتَهُ وَ الْعَطْشَانُ الَّذِی أَرْوَیْتَهُ وَ الْعَارِی الَّذِی کَسَوْتَهُ وَ الْفَقِیرُ الَّذِی أَغْنَیْتَهُ وَ الضَّعِیفُ الَّذِی قَوَّیْتَهُ وَ الذَّلِیلُ الَّذِی أَعْزَزْتَهُ، وَ السَّقِیمُ الَّذِی شَفَیْتَهُ وَ السَّائِلُ الَّذِی أَعْطَیْتَهُ وَ الْمُذْنِبُ الَّذِی سَتَرْتَهُ وَ الْخَاطِئُ الَّذِی أَقَلْتَهُ وَ أَنَا الْقَلِیلُ الَّذِی کَثَّرْتَهُ وَ الْمُسْتَضْعَفُ الَّذِی نَصَرْتَهُ؛
    آقای من منم کودکی که پروریدی، منم نادانی که دانا نمودی، منم ‏گمراهی که هدایت کردی، منم افتاده‏ای که بلندش نمودی، منم هراسانی که امانش دادی و گرسن ه‏ای که‏ سیرش نمودی و تشنه ‏ای که سیرابش کردی و برهنه‏ ای که لباسش پوشاندی و تهیدستی که توانگرش‏ ساختی و ناتوانی که نیرومندش نمودی و خواری که عزیزش فرمودی و بیماری که شفایش دادی و خواهشمندی که عطایش کردی و گنهکاری که گناهش را بر او پوشاندی و خطا کاری که نادیده‏اش گرفتی و اندکی که‏ بسیارش فرمودی و ناتوان شمرده‏ای که یاری‏اش دادی.»

    پاسخ
  77. Ghazal

    اعتراف میکنم تو سن ٢٨ سالگى خودمو سپردم دست امواج زندگى… دیگه نه پارو میزنم، نه تغییر جهت میدم، از خواستنِ چیزى میترسم… دیگه کسیو دوس ندارم. میترسم خواسته هام خلاف خواست الهى باشه، از شنا کردن خلاف جهت امواج خستم. من تا حالا چند بار مُردم. از دوباره مُردن میترسم… .

    پاسخ
    1. سارا

      سلام دوست خوبم
      منم ۲۸ سالمه و خودمو سپردم دست امواج
      انگار این دنیا لبریز از نا امیدیه
      احساست رو درک میکنم
      امیدوارم روزی از راه برسه که دوست داشتن و عشق دوطرفه و امنیت و آرامش نصیب هر دوی ما بشه

      پاسخ
    2. کژال

      چه جالب منم تو ۲۸ سالگی ام و بعد کلی جنگیدن تازه تسلیم شدم تسلیم انچه خدا بخواهد .تلاش میکنم ولی نمیجنگم چون بهم ثابت شد اون برام بهتر میخواد … خیلی خسته ام ولی شکر الله

      پاسخ
    1. الی

      منم همین حس داشتم که خدا مارو که فراموش کرده ولی آرزو میکنم خدا وجودش رو به ماهایی که ازش کمک میخوایم نشون بده

      پاسخ
  78. Marya

    اعتراف میکنم نشستم بیشتر اعترافاتون و خوندم خیلیامون دختریم که شکست عشقی خوردیم که ازمون سو استفاده شده برای اینکه دوسشون داشیم
    منم عاشق بودم هنوزم عاشقم در حقم خیانت کرد ازم سو استفاده کرده ولی بیاین دیگه این فرصت بهشون ندیم ما دختریم در عین شکنندگی قوی هستیم
    بیاین بازیچه نشیم و وارد رابطه دیگران هم نشیم بخاطر تلافی
    میدونم همتون عاشقین مثل من
    ولی ما خودمون باعث شدیم اینکارو باهامون بکنن
    من خیلی خیانتاش و بخشیدم و فرصت دادم بهش خیلی زیاد
    ولی میدونین کسی که هر روز یه رنگ متنوع لباس بپوشه نمیاد یروز تکرنگ بپوش. امید خوبه دوستان ولی امید الکی خودمونم نابود میکنه

    پاسخ
  79. فاطمه

    سلام من اعتراف میکنم که ۱۳ سال دارم ولی خوب عشق را میفهمم تجربه نکردم ولی میفهمم شاید آدم عاشقی هستم به هر حال این را از همه پنهان میکنم

    پاسخ
  80. arezu

    خیلی کم اتفاق میوفته ادم از کسی تا این حد خوشش بیاد (جمله ی معروف تو)
    یه روز پشیمون میشی سعید… وقتی بیای این جمله ها رو اینجا بخونی…. مثل منو پیدا نمیکنی…… خودتم میدونی….. سال بعد خییییلییی دیره…خیییللییی….

    پاسخ
  81. arezu

    اعتراف میکنم
    اعتراف میکنم که با وجود اینکه چند بار آدمایی رو دوست داشتم قبلا ولی اولین بارمه که میخوام اعتراف کنم…..
    سرنوشت دو بار ما رو روبروی هم قرار داد. اون اولی رو فراموش کرده بود ولی.
    میگفت تا به حال از هیچ دختری به اندازه من خوشش نیومده .. از ظاهرم… حرف زدنم…… افکارم…… چند ماه همین طور ادامه داشت….. میگفت سنگدلم….. ولی من میدونستم که از وابسته شدن میترسه…. بهش میگفتم و هنوزم معتقدم دلش مثل خرس مهربونه…. بعد از اینکه منو دید از نزدیک ۲ بار یهو غیب شد…. جوابمو نداد….. باید فکر کنم از ظاهرم خوشش نیومده؟؟؟؟ نهههه… من این فکرو نمیکنم…. حس میکنم اونم از من خوشش اومده…. ولی… میخواد اینطور بهم القا کنه… تا راحتتر بره. .. که حس کنم ازم سو استفاده شده… که ازش متنفر شم……. تررررسووووعههههه…. ترسووووو
    خیلی بهم دروغ گفت
    خیلی اذیتم کرد
    دیگه جوابمم نمیده
    که خودم نا امید شم
    سعید من دوست دارم…..۲ سال پیشم دوست داشتم//…..
    ۱۰ سال بعد بیای هم دوست خواهم داشت….
    ولی تو منو از دست دادی……
    حیف……..
    اولین باره غرورم اینجور شکسته…..
    سعید…..
    الان با ۱۰ نفری…..
    ولی… یه روز بااازم یادم میوفتی…. دوووسمممم داریییی…… انکار نکککن پاندای من…

    پاسخ
  82. نوشین

    اعتراف میکنم سادگی کردم در مقابل عشق. اعتراف میکنم با این که خیلی قویم تو عشق کم آوردم. بازی کرد با دلم اونم ۷ سال. اعتراف میکنم از نو شروع میکنم.

    پاسخ
  83. ماه بانو

    اعتراف میکنم اعتماد بهش احمقانه ترین کار ممکن بود. با ظاهری موجه و متدین جلو اومد و با تعریغای الکی از خودش و شیرین زبونی من منطقی که کارم به کسی نبود رو شیفته خودش کرد … بعد از مدتی خود حقیقیش تا حدودی رو شد اما باز من بخاطر علاقه ام و حس آرامشی که ازش میگرفتم چیزی نمیگفتم اما واقعا آدمی بود که به لحاظ روحی روانی مشکلات زیادی داشت و هیچ جوره نمیشد باهاش کنار اومد… مجبور شدم بخاطر صلاح زندگیم و منطقم باهاش نباشم … اما با همه بدیهایی که بهم کرده هنوز دوسش دارم و واقعا دلم براش تنگ میشه … نمیدونم بتونم شخصی رو وارد زندگیم بکنم یا نه… چون در کنار اون یه حس وصف نشدنی ای داشتم … کاش اصلا ندیده بودمش…

    پاسخ
  84. Niloo

    اعتراف میکنم بهش گفتم ازش متنفرم ولی عاشقشم هنوز بعد یه سال
    اعتراف میکنم خواستم جایگزین براش بیارم اما نشد

    پاسخ
    1. رسول

      چه قدر خوب منم عاشق یه دخترم به اسم سحر اونم مثل قدیم هیچی از عشقم کم نشده …, ولی فکر کنم به همون اندازه که من دوستش دارم اون از من متنفره…

      پاسخ
  85. دریا دل...

    اعتراف میکنم که همیشه “آدم ها همش بهم گفتن حرف بزن کمکت میکنیم ” اما هر بار حرف زدم یا درد و دل کردم
    یه طور خودشون رو بهم ثابت کردن که دیگه جز خدا به کسی اعتماد ندارم
    اما مهم نیست
    دنیا همینه
    هه

    پاسخ
  86. ارمیتا

    منم اعتراف میکنم ک عاشقم اره عاشق شدم خیلی تحمل کردمو بعد اون همه وقت که به عشقم اعتراف کردم هه چی که نشنیدم من صادقانه به عشقم اعتراف کردمو اون دنبال سو استفاده از منه اون نمیتونست عشق منو درک کنه دنبال هوس خودش بود . من بااینکه دختری ۱۵ ساله هستم ولی خیلی چیزارو خوب فهمیدم و خوشحالم که اینو ازهمین حالا فهمیدم عشق . احساس . محبت …. این چیزا دیگه همش بازی شده واقعا ماداریم به کجاها میرسیم متاسفم برایه خودمون .

    پاسخ
  87. خسته جازده

    وای چقدر اعتراف. منم اعتراف میکنم که همه فهمیدن که دارم جا میزنم و چقدر خسته و ناامیدم و هیچ راهی برام نمونده. خوش به حال همسن های خودم که خوشبخت شدن رفت در عوض من که سختی های زیادی کشیدم جوانیم تو حسرت گذشت و رفت آه…..

    پاسخ
  88. پریسا

    اعتراف می کنم که دیگه کم آوردم. دیگه نمی تونم تحمل کنم و ادامه بدم…. اعتراف می کنم دلم می خواد فقط زنده نباشم همین….

    پاسخ
  89. .....

    اعتراف میکنم…. هیشکی برام تو نمیشه …. دیگه هیشکی دلمو نمیبره….. کجای دنیایی… من الان شوهر دارم لعنتی… برو ازقلبم بیرون :((((( بروووووو یه بار که داغونم کردی…. اعتراف میکنم خائن نیستم ولی بی تو میمیرم علی….

    پاسخ
  90. جواد

    سلام دوستان با دیدن این پیام هارو حرف ها دارم تاسف می خورم ما به جای اینکه دنبال کمک به دیگران و خوبی کردن باشیم و بیایم کارهای خوب انجام بدیم داریم به هم لعن میفرسیم نمیدونم ایا قراره ما با این وضع کسانی باشیم که خواهان امام زمان هستیم نمیدونم ما بچه شیعه هستیم الگو ما فاطمه (س) هست درد شما از اون بیشتر هست کسی که پدرش بهترین مرد روی زمین و خودش بهترین زن زمین ولی اخر های عمرش چی شد. یا زینب از رقیه بگم بگم شما وقتی جلوی یه دختر ۳ ساله تو گوش باباش بزنی اون دختر چقدر ناراحت میشه ولی اون یزید باهاش چکار کرد یزید براش چی برد. وقتی پدرشو میخواست چی برد. مگه ما از اون افراد بالا تر هستیم که اتفاقات بد واسه ی ما نیفته نه نیستیم. خدایا سرانجام زندگیم دست خودت من فقط تلاشمو انجام میدم

    پاسخ
  91. ستایش

    بابا تو رو به امام حسین ول کنین…..
    اون رفته اون زن داره اون فلان اون بهمان
    رفته ک رفته به درک!
    کسی ک رفتنی باشه یه روزی میره..
    حالا یا زود یا دیر
    اینکه بخوای به زور نگهش داری ارزش تو رو میاره پایین و اون میره بالا
    کسی که بخواد بره با کوچیک ترین چیزی چمدونشو میبنده و میره
    ولی کسی ک از اولش میخواسته بمونه دنبال بهانه میگشته ک بمونه ک بگه من همه جوره پاتم.که بگه که همه جوریه بیخ ریشتم.
    این دنیا هییییییچ ارزشی نداره
    اصلا مهم نیست
    نباید باهاش مبارزه کنی چون هیچ کس تاحالا ازش زنده بیرون نیومده
    برین واسه سفر آخرت آماده شین.اون خعلی طولانی تر از این دنیاس.دنیایی ک پره گرگه.دنیایی ک مردمش فقط دنبال بهانه ن.
    من فقط یه دختر ۱۳ سالم ولی خیلی زود فهمیدم دنیا چقدر بی رحمه.
    یاد گرفتم ک به هیچ گس اعتماد نکنم…
    فکر کن مثلا بابات سره ۵۰ سالگی با دو تا دختر ۱۳، ۱۸ ساله عاشق زن برادر زنش بشه با یه دختر ۵ ساله…
    دنیاتون تموم نمیشد؟!
    اعتماد نمیکنم چون دیدم اون ک پدرمه همچین کاری با منو مامانم کرده دیگه بقیه ک تکلیفشون از اول مشخص بود…
    به نظر من دنیا مثه فرجه امتحانی میمونه
    یه مدت مشخص بهت وقت میدن میگن تو تو ی این مدت باید درس بخونی.اگه خوندی نمره ت خوب میشه و تابستون حسسسسابی بهت خوش میگذره.
    اما….
    اما اگه درس نخونی و بری دنبال عشق و حال تابستونت کلا میپکه….
    نظرم طولانی شد ولی فکر کنم ارزش فکر کردن داشته باشه

    پاسخ
  92. ناشناس

    اعتراف میکنم بعد ده سال هنوز دوسش دارم. اما نمیدونم اونم هنوز دوسم داره یا نه کاش میفهمیدم مجتبی عزیزم کاش میدونستی چقدر دوست دارم.

    پاسخ
  93. سراب

    من عاشق مردی شدم که ۲۵ سال ازم بزرگتره! ! اما من عاشقانه دوستش دارم ! اون خبر نداره از احساس من حتی منو نمی شناسه و ندیده!
    دلم می خواد فقط با اون باشم و باهاش ازدواج کنم …شده رویایی هرشبم… بعضی موقع ها از خدا می خوام که ازش متنفر بشم یا دیگه عاشقش نباشم اما نمیشه 😭

    پاسخ
    1. YASNA

      خدایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من خواستگار دارم ۱۲ سال ازم بزرگتره حاضر نیستم پاشو خونمون بزاره ۹ سال با بابام تفاوت سنی داره با اینکه مهربونه و خیلی خوب تو چجوری عاشق شدی آخه ؟؟!!؟؟

      پاسخ
  94. ماریا

    اعتراف میکنم واقعا عاشق خدا هستم
    چون همیشه هر چی به صلاحم بوده رو بهم داده و بعضی چیزا رو با التماس ازش درخواست میکردم و نمیداده و فکر میکردم خدا منو نمیبینه و صدام رو نمیشنوه اما حالا متوجه شدم که چرا نداده و روزی هزار بار خدارو شکر میکنم بابت چیزایی که بهم نداد و بهترشو بهم داد… خدایا شکرت

    پاسخ
  95. ناشناس

    سلام شب همگی بخیر. من ۲۵ سالمه و دچار سردرگمی تو زندگیم هستم… نمیتونم با یه نفر دوست بشم عادت کردم با چند نفر بودن… در ضمن بگم مجردم… نمیدونم حس به کسی داشتن یعنی چی ؟ خانوادم محدودم کردن همیشه… بلد نیستم حرفای دلمو به کسی بگم ؟

    پاسخ
    1. رسول

      ……….. تنها بودن چه برای دختر چه برای پسر خیلی با ارزش تر از بودن با هر بی لیاقتیه برای هر تغییری باید از خودت شروع کنی اول.. به جای داشتن دوستای زیاد دنبال دوست خوب باش وقتی تونستی دوست خوب پیداکنی … کم کم احساساتتم میتونی کنترلش کنی… منم خیلی مشکلات دارم ولی همه رو گردن خانواده ننداز … خودمونم مقصریم.. هنوز خیلی جوونی .. قدم اولتو محکم بردار بقیش حل میشه کم کم…

      پاسخ
  96. محمد امین

    چند روز پیش گفت که حتما خدا نمیخواد که با هم باشیم که این همه مشکل سر راهمون میزاره بهتره جدا بشیم در حالی که قبلا وقتی قهر بودیم پیام میداد میگفت دلتنگتم. میدونم این عقیدشه چون گفت میترسه اگه تموم نکنیم بدتر بشه. میشه دعا کنید برامون راستش از خدا خواستم برش گردونه با تمام اشتباهاتم توی زندگی خیلی دوسش دارم. میگن خدا کمک میکنه. خدایا خواهش میکنم کمکم کن واقعا برام سخته اینبار تنها بشم.

    پاسخ
  97. شادی

    من سه ساله عمیقا کسی رو دوست دارم. اونم منو دوست داره و نشون داده. اما بخاطر شکستی که خورده و پسرش دیگه حاضر به ازدواج نیست و من با توجه به شناختی که از خودم دارم اگه این آقا نباشه دیگه نمیتونم به ازدواج با کس دیگه ای فکر کنم چون یه نفر دیگه رو و خودم و بدبخت میکنم با ازدواجی که از روی علاقه نباشه. من ۲۹ سالمه و نمیدونم دارم با آیندم چیکار میکنم. شما جای من بودید چیکار میکردید؟ واقعا نمیدونم سرانجام این رابطه چی میشه

    پاسخ
  98. ناشناس

    اعتراف میکنم چند روزه دیگه ازش متنفر شدم.
    باورم نمیشه، عاشقش بودم ولی اونقدر اذیتم کردم که دیگه ازش متنفر شدم.
    صبحا از خواب پامیشم و وجودم از نفرت بهش پره، دوست دارم برم و یکی دیگرو پیدا کنم شاید بتونم ولش کنم و از ذهنم پاکش بشه.
    ۲ ساله عاشقشم ولی دیگه ازش متنفر شدم.
    واقعا نمیخوام ببینمش، منی که دلم برای دیدنش پر میزد، الان دیگه حتی دوسش ندارم، چه برسه به عشق.
    کل وجودم از نفرت بهش پره.
    ای کاش خونوادهامون نمیدونستن، اونوقت راحت تر ازش جدا میشدم.

    پاسخ
  99. باران

    چند هفته قبل اعتراف کردم یه مرد متأهلیو دوس دارم خیلی وقته ، خخخ امشب فهمیدم بچه دار شده فهمیدم وقتی پیشم بود زنش حامله بوده اما من هیچی نمیدونستم هیچی بابا شد، یه دختر ، بنظرتون اگه یه مردی پیدا بشه مثل خودش با احساس دخترش بازی کنه میتونه تحمل کنه؟
    اعتراف میکنم داغونم از اینکه شبایی که میومد میرفتم باهاش بیرون و نمیدونستم زن داره ، زنش حامله بوده و شاید منتظر شوهرش که با من بوده
    اخخخخخخ کاش میشد همتونو میدیدیم از نزدیک و بلند واستون گریه میکردم و جیغ میکشیدم , دارم میرم از ایران خیلی حس زشتیه میخوام تنها تنها تو غربت زندگی کنم اخه من عاشق مامان بابامم بچه ها کاش خدا یه دکمه استوپ پشت گردن هممون گذاشته بود وقتی خیلی خسته میشدیم میزدیم روش، بچه ها زندگی سخته نه؟

    پاسخ
    1. نگار

      عزیزم انسان با اولین درد آغاز می شود… تا روزی که وحشتناک ترین شکست زندگیمو خوردم اینو نمی فهمیدم.. اما الان بعد از یه تجربه که تقریبا نابودم کرد یه ادم دیگه شدم و صد در صد ادم بهتری شدم… ادم بهتری برای خودم شدم… یکم صبور باش… قراره روزای سختی داشته باشی… قراره عذاب بکشی گریه کنی اما زمان همه چیزو در خودش حل میکنه… حالت خوب میشه و آدم پخته تری میشی… یه روز فکر میکردم محاله سرپا بشم اما الان حالم خوبه جوری که کسی که دوسش داشتم بهم خیانت کرد و من پنج روزه بدون قطره ای اشک و ناراحتی با لبخند گذاشتمش کنار چون الان دیگه خودمو بیشتر از دیگران دوست دارم

      پاسخ
    2. نیلو

      دوست عزیزم اشتباه از خودت بوده. شما حتی اگه نمیدونستی که اون شخص متاهله حق برقراری رابطه جنسی باهاش رو نداشتی. در ضمن حالا که فهمیدی از زندگیش بی سرو صدا برو بیرون. عاقلانه تر باید عمل میکردی دختر

      پاسخ
  100. پاییز

    نمیدونم ولی شاید لازم باشه یه مدت تنها باشم… برای اینکه خودمو بهت ثابت کنم باید اول یه چیزایو به خودم ثابت کنم …

    پاسخ
    1. لوس

      بله
      شما مردا همتون عین همید
      اولش یک چیزی می گید
      آخرش یک چیزه دیگه
      غرور دخترا را رو بهونه می کنید…
      ولی…
      این غرور و رفتار شماست که داد می زنه
      اثبات کردن به طرف یا خود آدم نیاز به شروع نداره…. از همون اول شروع میشه… و این زمانشه که فقط ممکنه راهو کم یا طولانی کنه…
      توقف برای اثبات فقط یک بهونه است و یک اشتباه محض
      همین
      و خدافظ

      پاسخ
      1. پاییز

        از کسی که ترک تحصیل کرده و کارشو از دست داده و خونه نشین شده چه توقعه ی میشه داشت… توی این مدت که نبود خیلی چیزا عوض شده حتی خودمم شدم یه آدمی که هیچ کس باورش نمیشه… شاید لازم باشه به خودم فرصت بدم که بتونه خودشو پیدا که کنه…

        پاسخ
  101. مهتاب

    اعتراف میکنم بعد از اون احساس یه طرفه هیچ وقت به کسی علاقمند نشدم ولی خیلی دوست دارم یه حس دوطرفه رو تو زندگیم تجربه کنم و یه نفرو دوست داشته باشم نمیتونم خیلی بده یه حس خالی بودن داره ادمی که با خودش فک کنه هیچکی بهش عاقه نداره و اونم دیگه به کسی علاقمند نمیشه
    عشقای این دوره زمونه پوچ و مسخرست تنهایی شرف داره به دوستی های مسخره سطحی واسه فرار از تنهاییییییییییییییییییی

    پاسخ
  102. مجد

    سلام دوستان گلم .انسان بدون مشکل نداریم فقط بعضی ادما یاد گرفتند چطوری خودشان را شاد نگه دارند وگرنه زندگی هم رنج دارد. هم شادی مهم است شادیهایمان را طولانی کنیم. ارزوی ارامش و شادی برای همه دارم.

    پاسخ
  103. The end

    اعتراف میکنم فقط مرگ حالمو بهتر میکنه
    چرا بودن بدترین آدمای دنیا باید من تجربه کنم خستم
    شاید خودکشی حالمو بهتر کنه
    چاه زندگیم ته نداره

    پاسخ
    1. امیر علی

      دوست خوبم شاید هم انتخاب شما همیشه بدترین بوده تو معیار دوست یابی تجدید نظر کنید حتما موفق میشید خودکشی فقط پاک کردن صورت مسئله است و گرفتن بزرگترین نعمت خدا داده از خود

      پاسخ
      1. The end

        اعتراف میکنم خیلی زود جا میزنم … با اولین مشکل و درد بجا اینکه دنبال راه حل باشم دنبال فرار بودم 😒
        اعتراف میکنم خودم باعث شدم زندگیم دو سال روز به روز بدتر شه
        اعتراف میکنم مقصرم
        اعتراف میکنم تجربه معلم خوبی نیست اما تا آخرش یادت میمونه
        اعتراف میکنم عاشق تنهایی هستم آخه حرمت داره به عشق های دو روزه امروزی که تهش معلومه
        جدایی !!!!!!!!
        اعتراف میکنم داغونم اما باید بلند شم و خودم فقط میتونم به خودم کمک کنم …
        بهم صدمه زد اما من انتخابش کردم اون از اولش ذاتش رو نشون داد من بودم اصرار و التماس که حتما عوض میشه اما نشون داد عوضی تر از اون بود که میدونستم
        نفرین نمیکنم چون دوست ندارم ته دلم سیاه باشه با کینه من به اشتباهاتم پی بردم اما گمون نکنم اون پی ببره با زندگیم چیکار کرد امیدوارم خدا تلافی نکنه واسش چون دوست ندارم یک انسان حالا هر کی حتی اون به آخر خط برسه و از خوشبختی و امید برسه این نقطه و ترمز دستی هم رها نکنه …
        اعتراف میکنم هنوزم بهش فکر میکنم با وجود اینکه ازش متنفرم با وجود اینکه
        هیچ خاطره خوبی ازش ندارم اگر هم دارم قشنگ با بدی هاش به توان n جبران کرد خوشگل
        اعتراف میکنم از خودم خسته شدم یکسال و اندی گریه بسهههه … میخوام واسه خودم و خدا باشم همین و هر روز بجا گریه بخندم اونقدر که بهم دیگه نگن افسرده … تنبل … نا موفق …
        اعتراف میکنم یک ساله مردم یک ساله متوقف شدم اعتراف اما بخاطر کسی که ارزش نداره خودکشی چرا!!!!!!! اعتراف میکنم خدا همیشه کمکم کرده درحالی که من ازش دور شدم این مدت اما اون رهام نکرد

        کسی که تمام عقایدش تمام اهدافش با من فرق داشت اعتراف میکنم آدم ها رو نمیشه تغییر داد
        کسی که تهش گفت خودت مقصر بودی به من چه هه
        اعتراف میکنم دیگه فقط به خدا اعتماد دارم
        اعتراف میکنم میخوام بیخیال باشم و مطمئنم من بخوام میشه
        اعتراف میکنم هنوزم به رحمت خدا امیدوارم
        و با توکل به خودش از نو شروع کردم
        گذشته فوت شد

        پاسخ
  104. tanha

    اعتراف میکنم سخته باشی وجودت را هیچ بدانند و سختر از ان تنهایی است که از جانب همه بهت میرسه هست اعتراف میکنم از اینکه مثل سنگ باشم خسته شدم
    اعتراف میکنم دلم یه تکیه گاه میخواهد که سر روشونش بزارم و بعد سه سال گریه کنم
    اعتراف میکنم از اینکه وانمود کنم از همه بهترم و حالم خوبه در حالی که داغونم منتفرم از اینکه همیشه روی پای خودم وایستادم و کسی کمکم نکرد حتی پدرم
    اعتراف میکنم از همممممممممممهههه خسته شدم
    اعتراف میکنم خسته ام از این دنیای نامرد

    پاسخ
  105. تنهای تنها😭

    اعتراف می کنم خسته ام از زنده بودن و درد کشیدن از آدمهای دروغی که چهره واقعیشون رو پشت نقاب پنهان میکنن ومیان آتیش میکشن به احساس و زندگی یک نفر دیگه و رهامیکنن ومیرن…خدایا عدالتت کجاست پس؟؟؟ چرا مجازات نمیشن؟؟؟
    اعتراف میکنم منتظر روزیم که کسی که آتیشم زد به دلم خودش به دردم گرفتار بشه بفهمه چقد درد کشیدن سخته ،وقتی دل آدم پاک وصادق وفادار باشه انگار بیشتر خدا امتحانش میکنه😢….
    خدایا جوابگوی اشکام باش😭😭😭😭 من واگذارش کردم به خودت که روزی قسمهاش تو بودی خدا
    اعتراف میکنم وحشت دارم از خوابهام که به حقیقت میرسه😢😢بیشتر شکنجه ام می کنه
    خدایا اعجابت کن تابه آرامش برسم
    اعتراف میکنم دل شکسته ام 💔خیلی درد داره خیلی خدایا واگذارش کردم به تو
    جواب دلشکستن وقسمهای دروغشو بده جواب کسی که داغونم کرد خیلی دلم گرفته خیلی 😭😭
    کاش میدونستم عاقبت کسایکه بی دلیل درد وارد میکنن چی میشه؟؟؟
    خدایا تو آرومم 🙏

    پاسخ
    1. امیر علی

      دوست عزیز منکر این نمیشه شد که گرگ صفت تو جامعه زیاده ولی مطمئن باش تا طرف خودش وا نده نمیشه دلش رو شکست و با احساسش بازی کرد و نمیشه که خدا به واسطه ی اشتباه ما بندگان دیگش رو عذاب بده وقتی خودت ایجاد انگیزه میکنی برای طرف مقابل توقع نداشته باش که حتما رفتار انسانی ببینی چون سادگی گرگ درون طرف مقابل رو بیدار میکنه

      پاسخ
  106. ناشناس

    اعتراف میکنم که:
    خیلی در حقم نامردی کردند چه خودش وچه خانوادش ولی من با اینکه میتونستم هیچ کدومش رو تلافی نکردم.
    خیلی بلاها سرم آوردن ولی تلافی نکردم.
    خیلی تهمتها بهم نسبت دادند ولی تلافی نکردم.
    مالم رو بردند با اینکه میتونم وزورش رو دارم ازشون پس بگیرم ولی تلافی نکردم.
    حالا فرضم اینه که زنم نمی فهمه ولی پدر ومادرش هم خودشون رو زدن به …

    میدونین چرا تلافی نکردم ؟؟؟!!!
    چون میدونم خدا به موقعش خودش تاوان همه اینهارو ازشون میگیرهاون هم توی همین دنیا وجلوی چشم من.

    پاسخ
    1. فهيمه

      ببین دوست عزیز ، واقعاًکه این دنیا دار مکافاته مطمئن باش هم خانمت وهم خانوادش آخرش دود کاراشون توی چشم خودشون میره بگذارین بتازن آخرش که چی باید توی یک متر جا بخوابن متاسفانه زمونه بدی شده رحم ومروت وانسانیت ووفاداری جاش رو به نامردی وبی عدالتی وپارتی بازی داده من خودم به چشم خودم دیدم کسانی رو که تاوان همین جور کاراشون پس دادن توهمین دنیا ،گیرم که این دنیاشون رو همینجوری تموم کردند ورفتند که محاله چون توهمین دنیا تاوانش رو پس میدن ولی اون دنیا رو چیکار میکنن ، امیدوارم تا زنده هستن بیان وخودشون به اشتباهات خودشون پی ببرند وازت حلالیت بطلبند.

      پاسخ
    2. ناشناس

      جواب هم گرفتین؟ منم یکیم مثل شما دنیا خیلی باهام بد تا کرده، منم این آدمارو سپردم به خودش ولی به نظرم خودآدم هم باید قدمی برداره

      پاسخ
      1. ناشناس

        میگیرم
        مطمئنم
        بخدا مطمئنم
        که جلوی چشم خودم و کسای دیگه که شاهد بودن این خانواده چه بلایی سر من آوردن
        آخرشم به دست و پام میفتن
        میگی نه نگاه کن.

        پاسخ
    3. سیبا

      اعتراف میکنم که من و خانواده ام خوش بین ترین و با احساس ترین ادم بودیم که حماقت کردیم بخصوص منو مادرم و تازه به این نتیجه رسیده ام که تو یه دنیا فقط یک قلب هست که برات میتپه اونم قلبه خودته

      پاسخ
    1. سیبا

      خداوند رفته گانتان را بی امرزد …و صبری بی نهایت بهتون ارزانی کند و انشا… خداوند چنان بزرگتان کند تا سقفه خانه اتان از پشته بامه کسی دیده نشود

      پاسخ
  107. ریحان

    دوستت دارم احمدرضا.عاشقتم.پسر خیلی خوبی هستی و خیلی دوستت دارم.امیدوارم سلامت و شاد و موفق باشی.تا حالا هیچ اعترافی نکرده بودم ولی عشق تو نیاز به اعتراف داره.

    پاسخ
  108. zohi

    اعتراف میکنم: ترس اینکه دیگه هیچ وقت هیچ کس و دوس نداشته باشم داره دیوونم میکنه.چون واقعا هیچ مردی برام جذابیت نداره

    پاسخ
  109. تنها

    اعتراف میکنم عاشق یه مرد متأهل شدم ولی وقتی احساس کردم اونم داره به من علاقمند میشه از محل کارم استعفا دادم الان یکساله ندیدمش خیلی دلم براش تنگ شده فقط گاهی تلگرامشو چک میکنم….خدایا صبری بده فراموشش کنم

    پاسخ
  110. دنیا

    خوشحالم که نسبت به کسی حس دارم و گاهی حتی دلتنگش میشم حتی اگه تو زندگیم نیست چون خودمو یه ادم‌ منطقی بی احساس میدونستم
    اولش که احساسمو قبول نمیکردم خیلی اذیت شدم چون وقتی فهمیدم که رابطمو تموم کردم ولی همون اذیتا باعث شد رشد کنم حتی رابطم با خدا قویتر و محکمتر شد… از لخاظ احساسی هم یه ادم‌کاملا باز شدم و‌براحتی احساساتمو ابراز میکنم با اینکه قبلش به شدت درونگرا و منزوی بودم و تنها حسم عصبانیت وپرخاش بود
    در جواب دوستمون که از مردا انتقاد کرد؛ مردا بد نیستن فقط باید دنیاشونو درک کنیم و از رابطه های دوروزه توقع عشق و عاشقی و پایداری رابطه نداشته باشیم 😊✌

    پاسخ
  111. زهرا

    اعتراف میکنم ادای کسایی و در میارم ک اعتماد ب نفس دارن..من هیچی ندارم…چ اعتماد ب نفسی ک تا حالا هر چی خواستم بهش نرسیدم..من هیچی نیستم…هیچی…من هیچوقت موفق نشدم..من با رو راستی و صداقت به هیچ جا نرسیدم…من انتخابهای اشتباهی داشتم..
    من ی شکست خورده ام…
    این ی اعترافه

    پاسخ
  112. نیکی

    اعتراف می کنم که خیلی خستم همیشه خسته بودم نمی دونم شاید تاثیر دارو های اعصابه اما خب چه میشه کرد وقتی در سرم درد های مرموز است .چاره ای به جز قرص هام ندارم .شاید زندگیم یه روزی خوب بشه .شاید قلبم یه روزی شاد بشه اما نمی دونم میشه یا نه اما هر وقت به درگاه خدا برای خودم دعا کردم جوابی نداد اما مطمعنا یه روزی جواب می ده خدا منو تنها نمی زاره اینا نشون میده هنوز امید دارم .راستی اینم بگم که همه دوستام ترکم کردن ولی عب نداره سلامتی همه نامردا .شب بر همه شما خوش

    پاسخ
  113. مرد وفادار

    اعتراف میکنم با اینکه هم خودش و هم خونوادش در حقم نامردی کردن در حالیکه واقعا مستحق این نامردیها نبودم با اینکه از نظر مالی وضع مالی خوب دارن و خودشم چند جا درآمد داره اون قدر خدا بهشون بده که به این نتیجه برسن پول همه چیز نیست
    بخدا شرمنده پدر و مادر و خواهر و برادرن شدم چون خدمتی که در حق زنم و خانوادش کردم به خانواده خودم نکردم داییم راست میگفت هیچ وقت هیچ وقت وهیچ وقت، هیچ پدر زن و هیچ مادر زنی جای پدر و مادر آدم رو نمیگیرن
    خدایا به خود سما واگذارشون کردم مطمئنم هنین روزا خودت جوابمو میدی

    پاسخ
  114. سی سی

    اعتراف میکنم عاشق دو نفر شدم…، یکیش مطمعنم منو دوست داره یکیشم مطمعن نیستم 😍 عاشقی خوبه ولی نه تا وقتی یک طرفه باشه….

    پاسخ
  115. ف.م

    اعتراف میکنم خیلی خوب بود…
    و اعتراف میکنم دلم میخواد میشد اون نامرد که سایه عزیزمو از سرم گرفت بکشم خفه کنم پودر کنم …
    و اعتراف میکنم که نمیتونم…
    و اعتراف میکنم درد بزرگیه این نتونستن…

    پاسخ
    1. بانو

      خودتون رو ناراحت نکنید.
      همین که نمیتونید این کار رو بکنید یعنی ادم خوبی هستین.
      خدا خودش بهترین انتقام گیرندس
      خیالتون راحت
      ان ربک لبالمرصاد

      پاسخ
      1. ف.م

        ان ربک لبالمرصاد
        … بله درسته … متینه استدلالتون به قرآن اما زندگی سخت تر از اون چیزی میگذره که بشه فکرشو کرد…
        حتی یک شب در تمام این مدت خواب به چشمم نیومده حتی یک شب…
        گاهی فکر میکنم تنها مرگ میتونه از این همه شب بیداری های توام با عذاب و این همه داروهای اعصاب و فکر و خیال خلاصم کنه چون من که جرات انتقام کرفتن ندارم… کاش حداقل بمیرم

        پاسخ
        1. بانو

          من نمیدونم چه بر سر شما اومده. فقط این رو بدونین که زندگی آسون نیست. باید سر سخت بود. این رو به عنوان کسی که خودشم سرد و گرم زندگی رو چشیده می گم. و ختم کلام دوباره با قرآن
          واصبر صبرا جمیلا
          امیدوارم تونسته باشم با حرفام کمی بهتون آرامش بدم. به امید روزی که بتونید راحت بخندید. انتقام رو بسپرید به خدا. این رو خودم تجربه کردم که می گم.
          فان مع العسر یسری
          ان مع العسر یسری

          پاسخ
          1. الهام

            سلام منم مشکلات زیادی داشتم هر شب سرمو رو بالش می زاشتم آرزوی مرگ می کردم کاش به حرفت ایمان داشتم ولی تا الان من تقاص دادم کسی که به من بد کرد نه تنها تاوان نداد بلکه الان از هر روزش بیشتر خوش تره کاش به حرفت ایمان داشتم

          2. الهام

            نمی دونم شایدم باید صبور باشم توکل به خدا امید وارم دیگه صدمه نبینم تو راست می گی برام دعا کن

    2. پارمیسا

      اعتراف میکنم که دیگه بریدم خیلی خسته شدم از زبون نفهمی ویه دندگی شوهرم که نظر خودش فقط مهمه وما رو داره به ناکجا اباد میکشونه

      پاسخ
  116. شیرین

    اعتراف میکنم هر چی سعی کردم نتونستم از اینکه خیانت کردم و با یه مرد متاهل رابطه دارم کمتر لذت ببرم و عذاب وجدان بگیرم و پشیمون بشم و احتمالا به رابطه ادامه میدم.

    پاسخ
      1. شیرین

        دست خودم نیست هر چی به خودم فشار میارم نادم نمیشم و واقعا باعث شده زندگیم عوض بشه و حالم خیلی خوب شده و احساس راحتی و آزادی دارم.

        پاسخ
        1. علیرضا

          اعتراف میکنم اگه یه روزی دستم به افرادی مثل تو برسه بدون درنگ میکشمش از خدا میخوام نسل شما ها که انسانیت واستون کشکه هرچه زودتر منقرض بشه

          پاسخ
          1. شیرین

            این همه خشونت تا حد قتل برای کمی تفاوت؟ کاش ده سال دیگر این حرف هایتان را به خاطر بیاورید و مجددا در موردشان فکر کنید.

    1. نازنین زهرا

      ازت میخوام فقط یه لحظه خودتو جای زنش بذار من به خاطر اینکه شوهرم با یکی دوست شد ازش طلاق گرفتم شوهری که برای داشتنش با همه دنیا جنگیدم هیچ چیز تو دنیا بدتر از خیانت نیست شیرین خانوم اگه ما زنا خودمون به خودمون رحم نکنیم دیگه چه انتظاری از جنس مخالف داریم

      پاسخ
      1. شیرین

        حق با شماست منم مثل همه مردم گاهی عذاب وجدان میگیرم ولی خسته شدم از اینکه همیشه به دیگران فکر کردم و خودمو ندیده گرفتم. اینجا قراره صادقانه اعتراف باشه ولی همه یا گله و شکایت دارن یا خود نمایی. من واقعا اعتراف کردم

        پاسخ
        1. نازنین زهرا

          عزیزم رها کردن اون آقا کار سختی نیست فقط یه کم از خود گذشتگی میخواد شما با خدا معامله کن بگو خدایا من این مرد و دوست دارم ولی به خاطر زنش که بیوه نشه رهاش میکنم تو هم یه پسر خوب که عاشقم باشه و عاشقش بشم سر راهم بذار به خود خدا قسم که هر کس با خدا معامله ای کنه سراسر نعمت و رحمت براش داره

          پاسخ
          1. شیرین

            چقدر راحت این حرفا رو میزنید انگار رابطه بین آدما خاله بازیه تو زندگی واقعی هیچی اینجوری راحت پیش نمیره – اینجور فهمیدم خدا خیلی هم اهل مداخله نیست – ضمنا من متاهلم.

  117. فرزانه

    اعتراف میکنم عاشق یه شخص نسبتا معروف شدم. اما هرچقدر تلاش میکنم موفق به دیدنش نمیشم. به هر دری میزنم تا ببینمش و احساسمو بهش نشون بدم نمیشه. ولی بازم ناامید نمیشم. نمیخوام حسرت بخورم

    پاسخ
  118. شراره

    اعتراف می کنم که بعد از چهار سال دوستی دیگه نمی کشم که ادامه بدم… چطور میشه ولم کنی و بری بی هیچ حرفی یا اینکه ناراحت شی… کاش می شد… خیلی خسته ام.. می خوام تنها باشم خواهش می کنم :((((

    پاسخ
  119. لیلا

    اعتراف میکنم که بشدت به علی علاقه دارم ولی اون نه
    اعتراف میکنم که ترجیح میدم علی نصیب خاک بشه تا نصیب دختر دیگه ای
    فقط چشم طمع به رحمت الرحمن الراحمین دارم.

    پاسخ
  120. دنیا

    اعتراف میکنم که خیلی تنهام. تنها دوستم داره میره و من تنها میمونم. اعتراف میکنم که با یه احمق زندگی میکنم. اعتراف میکنم که عاشق یه احمق شدم که از بازی دادن خوشش میاد و تا سر حد مرگ از این که یه اسباب‌ بازی جدید گیرش اومده خوشحاله. اعتراف میکنم که میترسم. اعتراف میکنم که زندگی نمیکنم. اعتراف میکنم که حالم از این که میفهمم آدمای دور و ورم چقدر پست و بی شعورن حالم بهم میخوره. اعتراف میکنم از آینده میترسم و اینقدر ترسو هستم که هنوز زندم. اعتراف میکنم که آدم فقط به خاطر عشق نمیمیره. آدم وقتی میبینه بود و نبودش برای کسی مهم نیست خودش خود به خود میمیره.

    پاسخ
  121. نازی

    بچه ها عشق یه دروغ بزرگه باور کنید وقتی نوشته های دخترا تو سایت و میخونم دلم براشون میسوزه چون بدجوری سر کار هستن تورو خدا گول پسرا رو نخورید اونا از عشق معرفت هیچ بویی نبردن حرف مو گوش کنید من خیلی تجربه دارم اونا هر کسی که باشن با هر سنی شغلی خانواده ای هیچ فرقی با هم ندارن نذارید بهتون ضربه بزنن رهاشون کنید و هیچ وقت عاشق نشید چون عشق واقعا دروغه محضه

    پاسخ
    1. پورتال رنگی

      سلام دوست عزیز

      نظرتون خیلی واسم جالب بود. به عنوان یه پسر که خودم عاشق هستم نمیتونم حرفتون رو قبول کنم.

      تمام انسان ها یکی نیستند، مثل انگشتان دست که همگی یه شکل نیستن

      پاسخ
      1. نازی

        از بین صد تا پسر یه نفرشون عشق واقعی داره حتما شما همون یه نفر هستید من قصد توهین به آقایون رو ندارم چون طبیعت اونا باعث رفتاراشون میشه من فقط دلم میخواد دخترا قوی باشن اینقدر واسه عشقای الکی آه و ناله نکنن همین…..

        پاسخ
    2. س

      چون شما عشق تو خرج مردای بی لیاقت کردی دلیل نمی شه هیچ مردی لیاقت عشق رو نداشته باشه. البته اکثرا توی خیابون با یکی آشنا می شن بعد انتظار وفاداری دارند. … ذات رابطه دوست دختر و دوست پسری موقت بودنه و اصلا اگر کسی بخواد ازدواج کنه و همیشه با کسی باشه دوستی دیگه عنایی نداره پس صرفا دنبال تجربه اس و نه چیز دیگه ای حالا شاید یکی از اینا م منجر به ازدواج بشه ولی بالاخره بیشترش سرانجام نداره. تعجب می کنم که دخترا انتظار دارند از همچین رابطه ای عشق جاویدان به دست بیاد.

      پاسخ
      1. نازی

        حیف که نمیتونم سرگذشت ۴۵ سال زندگیمو تعریف کنم چون خیلی طولانی میشه ولی اگه خبر از زندگیم داشتی میتونستی بهم حق بدی که چرا اون نصیحت و واسه دخترا نوشتم فقط همینو میگم که به خدا قسم هیچوقت عاشق پسرای خیابونی نشدم یا دوستی های خیابونی نداشتم. من فقط ۵ تا مرد وارد زندگیم شده که پنجمیش شوهرم بوده ولی به دلایلی کاملا محکمی پشیمون نیستم که نظرمو واسه دخترای جوون نوشتم

        پاسخ
    3. ناشناس

      اون چیزی که این جا این ها دارن در موردش حرف میزنن رو عشق ندون
      عشق رو اگه درک کنی میفهمی که هنوز از اون هیچی نفهمیده ایم
      هر روز طعم خاصی داره
      همیشه زنده و در تغیر هر چند وجود خودش رو داره .
      کلمات توان انتقال رو نداره .

      پاسخ
  122. الهام

    من میخوام اعتراف کنم به عشقی که نمیدم یک طرفس یا دوطرفه ولی من الهام، سعید و تا بینهایت ها دوس دارم ولی دوستم شیوا میگه سعید یکی دیگرو دوس داره ولی دلم میگه سعید من و دوس داره خدااااااااااااااایا خود هرچی مصلحت میدونی همون شه

    پاسخ
    1. ناشناس

      خدایی الان فکر میکنی بهش نگی تا آخر عمرت و هیچ اتفاقی نیفته یعنی مصلحت نیست؟ همه چی حتی مصلحتی که میگی بستگی به خواستن وتلاشت داره… یه باور اشتباهی که حتی خودمم داشتم این بود که نمیشد میگفتیم خدا نخواست.. در صورتی که تو همون ۲۲ سالگیم تلاش میکردم میتونستم عشقمو داشته باشم نه الان که شده ۳۰ سالم … خدا انقدر مهربونه که نه نمیگه اگه هم نه میگه یا خیری نیست تو اون کار یا بهترشو در نظر گرفته برات … این عشقی که گفتی .. معلومه خیلی عمیقه پس تا دیر نشده یه کاری بکن… منم واست آرزوی موفقیت میکنم..

      پاسخ
        1. ناشناس

          من خودم بلد بودم حرف دلمو به عشق خودم می زدم. ولی بعضی وقتا اشتباهی موضوعی رو متوجه میشیم و این باعث میشه که نتونیم کاری درست انجام بدیم. خود منم خیلی ها فکر میکنن مغرورم در صورتی که خجالتیم روم نمیشه با دختر حرف بزنم …

          پاسخ
  123. amir arsam

    زندگی خیلی سخته.. باورم نمیشه تو ۳ سال زندگیم اینقدر عوض شه…
    .هم اونی ک دوسش داشتمو از دست دادم ک هنوزم بعد از ۳ سال بش فکر میکنم..
    هم درسو ول کردم.. و الان توی ۲۴ سالگی دارم کاریو انجام میدم ک هرگز ممکن نبود انجام بدم… الان سربازم و …و ….. و
    واقعا بی انصافیه.. دیگه توان جنگیدن و مبارزه رو ندارم

    پاسخ
  124. ترانه

    تو زندگی یکبار تو عاشق واقعی میشی یکی برای تو. من به عشقم نرسیدم و زندگی کردم اما با هوس. کسی عاشقم شد که ۳۰ سال از من بزرگتره میدونم هیچکس مثل این منو دوست نداره. اما به اینم نمیرسم. و میدانم بلاجبار باید در اغوش کسی بروم که هیچ جاذبه ای برایم نخواهد داشت.

    پاسخ
    1. Mina

      چه بده اینجوری
      خدا نکنه با کسی که دوسش نداری باشی
      ایشالا به همونی که میخوای برسی نمیدونم چطور ولی یه جوری که خودتم باورت نشه

      پاسخ
  125. ترانه

    اعتراف میکنم پاک پاک بودم و هفت سال عاشقش بود به چشم هیچکس نگاه نمیکردم. غرورمو شکستم و بهش گفتم اما نمیدونم چرا گفت منو نمیخواد و بهم فکرم نمیکنه حسم گفت دروغه اما رفتم. رفتم و دیدم دلبر خیلیا میشم. خیلیا عاشقم شدن منم به دل کم نشکستم. وقتمو با هر کسی میگذرونم اما دل به هیچکس نبستم دیگه. عشق کسی هم باورم نمیشه. خیلی از قبلم فاصله دارم خیلی. اما زندگی باید بگذره. پاکی عشقمو از دست داد و من هم پاکی عشق خیلی هارو. کاش میتونستم حرف کسیو باور کنم و دلببندم ولی نمیتونم.

    پاسخ
  126. باران

    چه حس خوبی دارم بعد از اعترافم ، انقدر آدما بی اعتمادی از خودشون نشون دادن بهم که خیلی وقته سخت حرف میزنم آرزو میکنم اعتراف میکنم اما اینجا بین آدم هایی که نمیشناسم راحت میتونم اعتراف کنم چون بهتون اعتماد دارم میدونم نمیشناسینم پس رازمم فاش نمیشه ، اینجا حس قشنگیه

    پاسخ
  127. باران

    اعتراف میکنم دوسش دارم اما اون زن داره ، زنشو دوست نداره اما منم وجدانم اجازه نداد بمونم وقتی فهمیدم زن داره بعد از یبار ملاقات کات کردم اما دوسش دارم خیلی خیلی دارم میرم از ایران دلم میخواست اونم میومد باهام یا نه اصلا کنارش میموندم همینجا کنار اونو خانوادم ، ،دیگم نمیرفتم غربت ، بچه ها دیدین یه چیزایی نشدنیه ؟ هرجور میخوای بشه نمیشه، سخته از بعضیا به اجبار باید بگذری ، اجبار زندگی ، همیشه عشق فیلم های کرده ای بودم این آقای دکترم کامل شبیه کره ای هاست الانم دارم یه سریال میبینم اصلاا با نقش یک مرد مو نمیزنه 😊 همینم دیوونم میکنه اما مال من نیست باید بگذرم ازش ، آخ چه سخت نه؟
    همینجا آرزو میکنم هیچ زنی خیانت مردشو نبینه خیلی سخته
    خدافظ

    پاسخ
    1. خدایا ی کاری کن که میتونی

      اعتراف میکنم سخت ترین لحظه زندگی شنیدن خبر ازدواج کسی هست که عشق آدمه
      اونم چه عشقی با کلی دروغ هنوز صدای قسم به خدا به قرآن و به ارواح خاک پدرم تا ابدیت کنارت هستم و … تو گوشم تکرار میشه
      واقعا دل شکستن تاوان نداره قسم دروغ تاوان نداره؟؟؟
      دلم پر از غمه خدا اشکام بند نمیان چقد روزای بدیه کاش تموم بشه این حکمته یا قسمت؟
      تموم تلاشمو کردم اما انگار خدا نمیخواد
      انگار آدما با محبت بیشتر نامهربون میشن
      اون آدمی که عاشق و بیقرار بود شد دل سنگ قسمهاشو فراموش کرد بدون هیچ دلیلی
      عشق پاکمو احساسمو نادیده گرفت
      مطمئنم خدا جواب دل شکسته منو میده این بلایی که با دلم کرد باید سردلش بیاد تا بفهمه کار خدا بی قانون نیست
      خدایا امشب عجیب شکستم بازم واگذارش کردم به تو خدا جواب اشکهای ناتمومم که بند نمیان و بیقراری منو بده خیلی محتاجم به دعا خدااااا کاش به آرامش واقعی برسم زندگیمو لبریز از معجزه کنی
      واقعا شکستن دل قسم دروغ تاوان نداره؟؟؟

      پاسخ
    1. خدایا ی کاری کن که میتونی

      خدا کنه خدا اونقدر نزدیک باشه و همین حالا به این دل شکسته و ازهم پاشیده نظر بندازه تا به آرامش واقعی برسم

      پاسخ
    1. باران

      دوست خوبم اگر کسی رو دوست داری حتما بهش بگو. یا ارزششو داره و کنارت می مونه و تا ابد خوشبخت خواهید بود، یا خدای نکرده ارزششو نداره و می فهمی قرار نیست مال هم باشین! اما حداقل هیچ وقت توی زندگیت حسرت نگفتن چیزی که توی دلت هست رو نمی خوری!
      آدما با ای کاش ها بیشتر عذاب می کشن تا با یادآوری اشتباهاتشون! مطمئن باش اگر بگه دوستت نداره وقتی پیر بشی یادآوریش کمتر آزارت میده تا اینکه به این فکر کنی که کاش گفته بودم و شاید می شد!

      پاسخ
  128. Mina

    اعتراف میکنم که هیچ کس حتی خودش نمیدونه دوسش دارم
    مدتها میشناختمش ولی ندیده بودمش تا اینکه من لیسانسمو گرفتم اومدم تو شرکتشون، اونم بعداز ۹ سال اومد ایران که بشینه جای باباش و کار کنه. اولش ۲-۳ ماهی موند بعدش تصمیم گرفت دوباره بره خیلی ناراحت شدم گفتم خدایا اگر من بهش میرسم خودت کاری کن برگرده باورم یهو تصمیمش عوض شد یک ماه موند برگشت :))))))))
    الان باهاش کار میکنم ولی اون خیلی اختماعی نیست تقریبا هر روز می بینمش ولی هیچی نمیتونم بگم خیلی سخته هر وقت برام خواستگار میاد گریه ام میگیره.

    پاسخ
  129. ناشناس

    دلم برات تنگ شده با اینکه دلمو حسابی شکستی، ازت متنفرم با این حال یه حس خاصی بهت دارم.کاش اصلا نمیشناختمت

    پاسخ
  130. ناشناس

    سلام جانان
    نمیدونم شاید یه روزی یه جایی باز همدیگر دیدیم،فقط خواستم یه چیزی رو بگم اگر توی اون لحظات سختی که بهم خیانت کردی جوابت ندادم،خواستم مثل همیشه واسم بزرگ و عزیز بمونی همین ،من این را از خود خودت یاد گرفتم .

    پاسخ
  131. عاشق

    سلام اعتراف میکنم که با وجود اینکه بارها گفتم ازش دست میکشم ولی هنوز دوستش دارم. فردا قراره ببینمش اما با دو نفر هست که من نتونم باهاش تنها باشم. اعتراف میکنم دوستم نداره یعنی داشت اما نگداشتن و حلالشون نمیکنم از خدا میخوام هر چه قدر من اه می کشم و اشک میریزم بشه درد برای باعث و بانیش

    پاسخ
  132. yanliz

    اعتراف میکنم هنوزم رفتنشو باور نکردم و امیدم به خداست که حالش خوب شه و برگرده پیشم تا از این جهنم که با رفتنش برام ساخت خلاصم کنه .

    پاسخ
  133. نسيم

    اعتراف میکنم که خیلى دوسش دارم اما رفتارهایى که دوست ندارم رو وقتى ازش میبینم لج میکنم و تموم میننم اما باز هم خیلى دوسش دارم کاش خدا یه کارى بکنه.
    اعتراف میکنم انقدر دوست دارم که حتى نمیتونم به کسى که خواستگار میاد نگاه کنم. من خیلى دوست دارم.

    پاسخ
  134. ستاره

    میخوام اعتراف کنم که از اول همه چیزو الکی شروع کردم فقط به خاطره اینکه زندگیم تغییر کنه ولی الان جوری وابسته شدم که بدون اون شبام خوابم نمیبره

    پاسخ
  135. یا ضامن آهو

    هوالحق
    اعتراف می کنم این روزا بیشتر ازهمیشه به نگاه خدا احتیاج دارم التماسهامو بشنوه اشکامو ببینه خدایا جواب دلی که شکسته 😭😭شده رو بده متوسلم ب امام رضا دلم واقعا محتاجه اجابت دعاست کسی که دوستش دارم برگرده برای همیشه
    و بازهم اعتراف ،۳سال پیش امام رضا حاجتمو توی ۴ روز جوابگو شد مطمئنم بازم صدامو میشنوی🙏

    پاسخ
  136. ناشناس

    اعتراف میکنم بهترین موقعیت هام رو بخاطر دوستی با مهدی از دست دادم اما ابدا ناراحت نیستم
    نگاه عاشقش وقتی توی چشمام خیره میشه و میگه دوستم داره برای تحمل تمام سختیها کافیه
    حتی سختی حضور سارا بینمون. خدایا برای همه داده ها و نداده هات شکر…

    پاسخ
  137. ...

    اعتراف میکنم الکی ادای تحمل کردن رو در میارم… روزی هزار بار میشکنم و نابود میشم.. اعتراف میکنم ک ب خودکشی فکر میکنم..این زندگی قابل تحمل نیست…

    پاسخ
  138. شعله

    اعتراف می کنم که حالم عالیه
    عشق یه طرفه رو تحربه کردم نمردم،
    رشته ای که دوس نداشتم رو خوندم و بیکار موندم؛
    اما هیچیم نشد!
    هرکس این پیامو می خونه فقط این بدونه منظورم یه چیزه اونم اینکه هیچی تو دنیا از “خودت” مهم تر نیست فقط واسه “حال خوبت” بجنگ و همیشه “محکم” باش …

    پاسخ
  139. سیما

    اعتراف می‌کنم هرچی‌ بدبختی تو این دنیا کشیدم و هنوز تمامی‌ نداره به نام عشق و وفا بوده

    قلبم سنگی‌ و یخ شده

    پاسخ
  140. شبنم

    اعتراف میکنم باوجود این همه تنش و مشکلات روحی و روانی که واسم بوجود آوردی با گذشت هفت سال هنوز عاشقتم بی معرفت

    پاسخ
  141. لیلا

    اعتراف میکنم که از خبر نامزدیش با دختری که ۷ سال از بزرگتر بود و دختر عمه عزیز من بود شکستم….
    هیچ وقت مستقیم به هم نگفتیم که همو دوست داریم…چون خانواده هامون از اول هم روابط خوبی با هم نداشتن…ولی من یه روزی به خواهرش فقط واسه اینکه رفتارای منو زیر سوال نبره…گفتم که دوستش ندارم و به خودشم گفتم عوض شده..
    و اعتراف میکنم با وجود اینکه از دستش ناراحت بودم…وقتی نامزدیش به هم خورد…احساس کردم تقاص دل منو داد…چون قبلش میدیدم منتظر شکستن منه…
    حالا برام خیلی کمرنگ شده ولی وقتی بهم میگن حالش بده…ناراحت میشم…

    پاسخ
  142. هدیه

    اعتراف میکنم من ده ساله عاشق یه نفر هستم و ای کاش زرتشت من با اون رقم میخورد ولی چون متاهلم این تا آخر عمر امکان پذیر نیست ای کاش دنیا دنده عقب داشت

    پاسخ
  143. دربند

    اعتراف میکنم بیشتر تصوراتی که در مورد جنس مخالف داشتم که مثلا فلان پسر دوستم داره نود درصدشون سوء تفاهم بوده… عمرم و جونیم رو تو توهم و غصه به باد دادم… میخوام ادم باشم… ادم!

    پاسخ
  144. پاییز

    اعتراف میکنم خیلی تلاش کردم فراموشت کنم ٬ بارها خودمو با کتاب ٬ مسافرتو خیلی کارای دیگه سرگرم کردم که شاید فراموشت کنم ولی تا سرمو رو متکا گذاشتم و خواستم بخابم تو وارد ذهنم شدی! وقتیم که میخوابیدم دائم تووی خوابای من بودی… این روزا با خودم میگم مطمئنا یه دلیل داشته که آدم متفاوتی مث تو ذهن منو درگیر خودش کرده و ایمان دارم که یه روزی میبینمت و جواب تمام سوالای ذهنمو میگیرمو بهت ثابت میکنم که چقد ناخواسته دوستت دارم … نمیدونم دلیلش چیه؟ ولی مطمئنن این حس بی دلیل نیست چرا که ادمای زیادی با موقعیتای ظاهرا خوب دور و ور من بودن ولی من ذهنم درگیر کسی بود که هنوز نمیدونسم واقعا کیه؟؟ و هیچ وقت به خودم اجازه ندادم تا وقتی که ذهنم درگیر تو٬ کس دیگه ی وارد زندگیم بشه … من خیلی تصادفی وارد این سایت شدم و وقتی حرفای بقیرو خوندم با خودم گفتم شاید توام تصادفی وارد این سایت بشیو حرفای منو ببینی… اعتراف میکنم که یه روزی پیدات میکنم و بهت ثابت میکنم که همه ی حرفای من از ته دل بوده و هست… پاییز 🍁🍁🍁

    پاسخ
    1. لوس

      .
      واقعا؟!!!
      پس چرا بهم زنگ نمی زنی؟!!
      .
      این یعنی این که هنوز غرور داری و بیشتر آدم رو دچار تردید می کنی…
      یه کار کن آدما باور کنن که دوستشون دارررری…
      این اعتماد رو بهشون بده …. زیادش کن…. نگیر ازشون
      نه این که فکر کنن شاید لحظه ای دوستشون داشتی و یا فقط واسه هوس و گذران وقتت می خواستی شون…
      الان دلم این طور فکر می کنه …
      خودت فهمیدی…. من عاشق هر کسی نمیشم…. ولی وقتی میشم سعی می کنم محبتم و به پاش می ریزیم حتی با حرف حتی با سراغ گرفتن حتی باوجود همه ترس هایم…. سخته آدمایی که دور رو برمن و بهشون دل بستم بزارم از دلم برن واسه من سخته
      شاید واسه تو سخت نباشه
      تو اون روز نخواستی منو ببینی و منو حسابی گیج کردی با یک عالمه فکر توی ذهنم که حتی ازشون خبر نداری… شاید من خواستم امتحانت کنم… چون تو عجیب حرف می زنی
      زنگ بزن ….قانعم کن ….که این طور فکر نکنه؟!
      هنوز دوست دارم دیوونه و قلبم درد می کنه
      و پر از فکر و تردیده
      و داره غرورم کم کم همه جاهای دلم رو می گیره
      بیا و درستش کن
      چون بعدا قلب من معلوم نیست چطوری باشه
      الان دارم خودمو آروم می کنم که تو رو از دلم بیرون کنم
      لطفا دیر نرس
      و آتیش بزن به همه تفکراتی که توی ذهنم، در مورد تویه
      و مراقب سلامتیت باش
      چون هنوز برام مهمه…. و دلم حالشو می پرسه

      پاسخ
  145. پاییز

    اعتراف میکنم با اینکه اصلا ندیدمت ولی هنوز با تمام وجودم بهت فک میکنم… مدتهاست که ازت خبر ندارم ٬ شاید هم با خودت فک میکنی که من فقط خواستم عاشقت کنم و برم!!! ولی هیچ وقت اینطور نیست و نبوده … شاید بهتر بدونی اون چیزی که من و تو رو از هم دور کرد فقط غرور و تردید تو بود… این که غرور داری بد نیس ولی خوبه که بدونی این غرور بی جای تو باعث شده از هم فاصله بگیرم و روزا و فرصت های خوبیرو که میتونستیم کنار هم داشته باشیم و از دست بدیم … امیدوارم هردومون از این لجبازی بچگانمون دست برداریمو بهترین لحظه هارو کنار هم بسازیم… من هنوز منتظرم که پاییزو کنار تو قدم بذنم… خدا کنه که همه چی زود زود درست بشه و برگردی… پاییز 🍁🍁🍁

    پاسخ
    1. رسول

      پاییز. یادش به خیر…منو یاد خودموعشقم انداخت..عشقی که تواین فصل واسم شروع شد ..ماجرایی که تعریف کردی یه چی شبیه دوست داشتن من بودولی خیلی فرق هست بین آدم ها واحساسشون..میگن متولدین پاییز بااحساسن ..ولی توواقعیت خیلی فرق داره بااینکه خودمم متولد همین ماهم.بماند چه ماهی وچه روزی..منم اعتراف میکنم چیزی که این همه سال درگیرشم اینه که درست وقتی که تصمیم گرفتم عاشق نشمو تنها باشم عاشق دختری شدم که عمیق ترین احساسو بهش دارم والان بعدگزشت حدود ۱۰ سال به خاطرشرایط خوب مالیش نه میتونم راحت به دستش بیارم نه راحت فراموشش کنم چون خیلی دوستش دارم…

      پاسخ
      1. پاییز

        سلام دوست عزیز ٬
        شرایط مالی یه دختر هیچ وقت دلیلی برای عدم ابراز علاقه ی شما نمیشه… اگه واقعا دوستش دارید برید جلو بهش بگید مگر نه برای همیشه حسرتش تو دلتون میمونه … اینکه الان ریسک کنید و بهش بگید خیلی بهتر از اینه که بعدها خودتونو سرزنش کنید از خودتون خجالت بکشید فقط به خاطر ترس از موقعیت مالی دختر به سمتش نرفتید… پس تا دیر نشده بهش بگید خدا رو چه دیدید شاید اونم به شما علاقمند باشه… پاییز 🍁🍁🍁

        پاسخ
        1. رسول

          من یکی دو بار رفتم جلو که البته زیاد از خونوادش نمیدونستم اون موقع ولی اخرین باری که خواستم یه قدمی بردارم .. هیچ چیز خوب پیش نرفت خیلی بده که آدما فقط میخوان همه رو زود قضاوت کنن .. اینجاست که من یاد اون حرف شما افتادم اره خدا رو چه دیدی …. خخخخ پولداریش کم بود.. مشکلش برداشت اشتباه از کار منم بهش اضافه شد..

          پاسخ
        2. مرد وفادار

          اعتراف میکنم که عشق من به زنم یه عشق پاک بود ولی افسوس که عشق زنم به من فقط هوی و هوس و بقول خودش تنوع طلبی بود مالم رو برد آبروم رو برد همش پول و پول و پول
          هر چند مقصر اصلی این وضعیت پدر و مادر زنم بودند که بجای انسانیت درس حیوانیت به دخترشون یاد دادند
          از ما که گذشته ولی هر موقع دیدین پدر دختر سرهنگه و مادرش معلم بدونین گیر خانواده نفهنی افتادین مخصوصا اونایی که همش از خودسون و خانوادشون تعریف میکنند و بخاطر اینکه پولی خرج نکنند با هیچ کسی رفت و آمد نمیکنند و بقیه آدمها رو پشت سرشون حرف در میارن

          پاسخ
          1. رسول

            درسته که شما سختی کشیدید ولی یادتون نره همه مثل هم نیستن حتی با موردی مشابه زندگی شما … پس دلیلی بر این نیست که حالا مثلا کسی که من عاشقش شدم چون پدرش انقدر پولداره خانواده خوبی نباشه … خوب بودن و اصالت خانوادگی هیچ ربطی به پولداری نداره مهم شخصیت و انسانیته .. کم نیستن آدم های بسیار پولدار و در عین حال با شخصیت و متواضع… من فقط از خدا میخوام کسی رو تو سرنوشتم بزاره که اصالت خانوادگی داشته باشن … سلامتی و خانواده خوشبخت به نظرم مهم ترین نعمت انسانه

  146. ابوالفضل

    سلام اوایل فکر میکردم عاشقی مال تو فیلم هاست ولی الان اعتراف میکنم عااااااااشق شدم و عشقم منو تنها گذاشته😢😢😢

    پاسخ
  147. ماهفروز

    اعتراف میکنم چون که من فالگیرم
    دوست دارم وقتی فال ۹۰% رو میبینم که توش پر از خیانته همون لحظه جونشونو بگیرم

    پاسخ
  148. فاطمه

    اعتراف میکنم روزی ک پامو گذاشتم تو دانشگاه یه دختر بی تجربه و مغرور بودم که هیچ تعریفی از عشق تو ذهنم نداشتم، دو ترم تمام دنبالم بود هر جا میرفتم پشت سرم بود همیشه حواسش به من بود شاید کسی تا حالا انقد بهم توجه نکرده باشه، منم از همه کاراش خوشم میومد ولی واقعا درکی از احساس خودم نداشتم، باهاش بد کردم وانمود کردم با کس دیگه ای هستم، احمقانه ترین کار زندگیمو کردم، وقتی بعد ۶ ماه گفت دوسم داره فقط ی سوال پرسید ک کسی تو زندگیته یا نه؟ اگه هست بهت قول میدم دیگه هیچ وقت منو دور و بر خودت نمیبینی… به قولش عمل کرد الان دو ساله ک از من فرار میکنه، وقتی فهمیدم با کس دیگه ایه فهمیدم دوسش داشتم… میدونم به خاطر لجبازی با من رفت با اون، هنوز گاهی اوقات نگاهشو حس میکنم، میدونم الان دیگه حتما فهمیده اون کسی ک تو زندگی من بوده یه آدم خیالیه، ولی دیگه کاری نمیشه کرد نه من آدمیم ک اون دخترو نادیده بگیرم، نه اون کسیه ک نسبت به کسی که مسئولیت داره بی تفاوت باشه، کاش خدا به هممون کمک کنه واقعا نمیدونم باید چیکار کنم…

    پاسخ
  149. زهرا

    اعتراف میکنم.. بعد از چند سال که از ازدواجم میگذره.. هنوز عاشق و به یاد عشق مجردیم هستمم که بهش نرسیدم… و هر وقت با همسرم دعوام میشه به یاد اون گریه میکنم.. با اینکه دیگه هیچوقت اونو ندیدم چقدر بده که شوهرت اینقدر باهات رفیق نباشه که جاهای خالیو واست پر کنه..
    اگر به عشقتون نرسیدید هیچوقت ازدواج نکنید، چون اینطوری روزی صد بار میمیرید

    پاسخ
  150. khatereh

    اعتراف میکنم کم اوردم..هرصبح که چشامو وا میکنم اول بخدا التماس میکنممممم.. دیگه از دست هیچکی کاری برنمیاد..!! خداااااا بغضاموو ک نفسگیرم میکنه نمیبینه، نامه های هرشبمو نمیخونه… چرا لا تقنطوااااا؟؟؟ کجا مهربونتر از مادری؟؟ من آخر نا امیدیمممم..

    پاسخ
  151. رزانا

    اعتراف میکنم ایمان پیدا کردم که خدا جای حق نشسته و اگر دنیا علیهم بسیج شن تا خدا نخواد هیچ خطری منو تهدید نمیکنه

    پاسخ
  152. f

    اعتراف میکنم وقتی دونفرو میبینم که عاشق همن وبهم میرسن ناخودآگاه بغض میکنم آدم حسودی نیستم ولی یه حسرت تلخ همیشگی تو زندگیم هست که باید تا لحظه آخر تو چشمام بمونه آره حسرت رسیدن به کسی که دیگه تا ابد یه حسرت میمونه آخه ما جفتمون الان دیگه متاهلیم و پایبند به زندگیهایی که فقط اسمش زندگیه .

    پاسخ
  153. maedeh

    اعتراف میکنم خیلی آدما رو اذیت کردم.آدمایی که دوسم داشتن بازیشون دادم با این توجیه که من گفته بودم دوستتون ندارم البته تقاص همشونم پس دادم ولی از خودم بدم میاد و نمیتونم کسی رو دوست داشته باشم.

    پاسخ
  154. نيكا

    من ٧ساله دووسش دارم، اولین و تنها کسی هست که توو زندگیم بهش أجازه ی ورود دادم، دعا کنید بتونه بتورم کنه و برگرده،،، اونم دوسم داشته باشه، آخه دور و برش خیلی شلوغه پر از دختر ،،،

    پاسخ
  155. نيكا

    اعتراف می کنم من توو عمرم حتی یه بار هیشکی رو جان نیوردم و بیش تر از همه دنیا دوست داشتم، با اینکه دورت پر دختر بود ولی من حتی یه بار به کسی جز تو نگاه هم نکردم، اعتراف می کنم شاید دیگه بر نگرانتیم ولی آرزو من که خودت بیای دوباره… اعتراف می کنم که خدا فقط خدا کافیه تا غیر ممکن ترین ها ممکن شه،، باور کنید

    پاسخ
  156. Sarina

    اعتراف میکنم ک خدا خیلی بزرگتر از الله اکبریه ک تو اذان میگن … هر بار ی غلطی کردم یجوری خواست برمگردونه.. همیشه هست همیشه … اعتراف میکنم گاهی خیلی از خدا میترسم و البته ب این ک گفته :شومی شما از خودتان است ..
    کاملا رسیدم
    راستی معترفم ک قانون جذب واقعیت داره
    و اینکه سیب زمینی واقعا صورتو چاق میکنه و دیگه اینکه هرطور تجسم کنی برات پیش میاد
    بازم هس اها اعتراف میکنم به هرچی بخای میرسی درصورتی ک اونو کوچیک بشمری یعنی داشتن ی ماشین مدل بالارو با ی عروسک کوکی در ی سطح بحساب بیاری…
    اعتراف میکنم عاشق پولم و ثروت
    و در نهایت اعتراف میکنم ک برای تمام دروغها و گناهام نیاز ب دعا دارم … خداجوووون ببخشم
    نماز نماز نماز ارامش قلبهاست

    پاسخ
  157. نگار

    اعتراف می کنم ازون ادمای بدی هستم که خوب بلدم ادای ادمای خوبو در بیارم. در مورد رابطم خطاهایی مرتکب میشم که طرف مقابلو به خاطر کمتر ازیناش مواخذه می کنم و قهر میکنم. خوب بلدم ادما رو مقصر جلوه بدم. از خودم متنفرم

    پاسخ
  158. الهام

    اعتراف می کنم هر کاری دلم خواسته تا حالا کردم تقریبا ب همه ارزوهام رسیدم خدایی زندگی کردم تو این سنم بمیرم چیز زیادیو از دس نمیدم اونطور میخاسم زیستم خدا را شکر

    پاسخ
  159. yalda

    اعتراف میکنم که خیلی پشیمون که بهش گفتم دوستش دارم عشق لیاقت میخواد که اون نداشت کاش از اول باهاش حرف نمیزدم امیدوارم خودش هم به بازی گرفته بشه ببینه چقدر دردناک و سخته

    پاسخ
  160. پیمان

    الان ۳۲ سالمه تا سن سی سالگی هیچوقت موبایل نداشتم از دیماه ۹۳ که گرفتم بدبختی بود که اور شدم روی سرم کاشکی که هیچ وقت نمیکرفتم زندگیم از هم پاشیده شد

    پاسخ
  161. احلام.س

    اعتراف میکنم کم اوردم تا الان برای دیگران قهرمان بودم هیچوقت ضعف نشون ندادم با همه سختیها جنگیدم شرافتمندانه زندگی کردم ،ولی الان حس میکنم از این همه سختی و تنهایی خسته شدم ،حس میکنم به یه معجزه بزرگ تو زندگیم نیاز دارم ،اعتراف میکنم ،کم اوردم ۳۵سالمه ولی هنوز طعم خوشبختی رو نچشیدم ،خدایا کمکم کن

    پاسخ
  162. ناشناس

    اعتراف میکنم که نمیشود مردی را که دو تا زن میگیره با او زندگی کرد چه قبل تو گرفته باشه چه بعد تو بگیره (( قبلا این مسئله برام خیلی مهم نبود و به همه میگفتم چرا طلاق ؟ میتونه زندگی خوبی باشه ! اما حالا میگم اگه زن بیچاره میره حق داره که میره شرایط روانی فقط برای یکی میتونه مناسب باشه یا اولی میتونه بمونه یا دومی و مسلما اگه پای بچه در میون باشه حق موندن با اونی میشه که مادر میشه مگر اینکه ان مادر برای طلاق خودش متمایل تر باشد ولی یه موضوعی هست چرا خدا برای بعضیها اینطوری میخواد به خصوص وقتی خودش در قرآن به خاطر همین عدم تامین روانی زن داشتن دو همسر عقدی را خوب نمی داند و نهایتا مرد برای انجام امورات زندگیش میتواند خدمتکارانی تحت عنوان کنیز را صیغه کند و خلاصه اینکه این سرنوشت برای بعضی ها اصلا سرنوشت منصفانه ای به نظر نمیاد باشه و درکش خیلی سخته فردی که برای داشتن زندگی خیلی زحمت کشیده یا در سختی به ارامش رسیده چرا باید این ارامش به هم بخوره چه برای مرد چه برای زن اعتراف میکنم اشتباهی فکر میکردم.

    پاسخ
  163. sheida

    اعتراف میکنم که با اینکه چهار ماهه رفتی هرشب دارم با نگاه کردن به انلاین بودنت و پروفایلایی که واسه اون دیگری میذاری گریه میکنم میدونم دیگه نمیخوای باهام باشی میدونم هیچوقت برنمیگردی اما کاری جز گریه ازم بر نمیاد هزار بار خواستم بهت پی ام بدم اما نتونستم چون میدونستم جواب نمیدی،اما امیر من بد نبودم به عشقمون قسم وقتی با تو بودم حتی ب خیانت فکرم نکردم هیچوقت نخواستم ناراحت باشی ازم.. هزار بار ارزو میکنم ک ای کاش جای پرستو بودم همین..

    پاسخ
  164. مژده

    تو این دوره اکثر پسرا شبیه هم اند اکثرشون دنبال هوس هستند…. به نوعی که تهش از یه رابطه فقط برات پشیمونی ذهن خراب و دل خسته میمونه… کاش وقتی که دارن یه دخترو به بازی میگیرن یک لحظه فقط اونو به جای خواهرشون بذارن… خیلی سادست … ولی افسوس!
    اعتراف میکنم اگر میدونستم باطن رابطه ها اینه هیچ وقت احساسمو ابراز نمیکردم… ما دخترا هیچی نمیخواهیم جز صداقت و وفاداری. ولی شما پسرا دنبال ازادی و هوس رانی های خودتونید

    پاسخ
  165. نگار

    اعتراف می کنم با اینکه خیلی دوسش داشتم اما به این دلیل که بهم پایبند نبود و داشتم اذیت میشدم بهش خیانت کردم. چون کسی که سال ها دوسش داشتم ناگهان سر و کله ش پیدا شد…. هر کاری کردم نتونستم ازش جدا شم پس خیانت کردم… خیلی ضعیف رفتار کردم

    پاسخ
  166. ستاره

    اعتراف میکنن اعترافاتونو خوندم و دیدم چقد همه بهم شبیهه……….همه ناراحت همه شکسته همه غمگین!!! اخه چرا؟؟؟؟ بخدا زندگی کوتاهه زود دیر میشه از زندگیتون لذت ببرید بجای اینکه زندگی شمارو ببره….. بنظرم من اخر فرصت دادن به ۱ نفر نهایت ۴ماهه اگه خودشو ثابت نکرد با ۱خدافظی اونو راحت کنید خودتونو خوشحال….

    پاسخ
  167. زهرا

    اعتراف میکنم ک غلط کردم ازدواح کردم. و به فردی ک ۱۰۰ پرده از خودم پایین تر بود اعتماد کردم و حرفاش و باور کردم.. ک حالا بعد از ۶ سال منو ذلیل و حقیر کنه

    پاسخ
  168. نفس

    اعتراف میکنم با اینکه ازش خیلی دلخورم و خانوادش میخوان بیان خواستگاری خواهرم براش هنوز نتونستم فراموشش کنم .. هیچوقت نمیبخشمش هیچوقت دعا کنید مهرش از دلم بعده ۴ سال بره بیرون….من تو زندگیم فقط یک بار غرورمو شکستم اونم وقتی بود که بهش گفتم دوسش دارم الان بعده ۴ سال هنوزم از خودم واسه اینکه غرورمو شکستم بدم میاد دعا کنید واسم بتونم دوباره به یکی دیگه اعتماد کنمو دل ببندم .. حقه من این نبود..

    پاسخ
    1. ستاره

      یعنی کسی که ۴ سال با تو دوست بوده میخاد بیاد خواهرتو بگیره؟؟؟ اینم درحالی که تو هنوز دوستش داری؟؟؟؟

      پاسخ
      1. نفس

        خانوادش خواهرمو میخوان انتظار داشتم به حرمته اون روزا این چند سال مخالفت کنه ولی هنوز اینکارو نکرده میدونی بدیش چیه ؟ اینکه خواهرم از حس ما نسبت به هم باخبر بود ولی وقتی قضیه خواستگاریو شنید نه نگفت شاید قایمکی عاشقش بوده …….خیلی عذاب میکشم چون نتونستم هنوز فراموشش کنم اگر با هم ازدواج کنن داغون میشم…

        پاسخ
  169. مریم

    خواستم بگم اگه روزی تصمیم به ازدواج بامن بسرت بزنه وروزی هزار بار بیای سمتم و توی این دنیا غیر ازمن و تو کسی دیگه ای وجود نداشته باشه هرگز قبولت نخواهم کرد …..از او شب به بعد خیلی طول کشید که کمتر گریه کنم…خانوادم خیلی غصه منو خوردن و آشتی کردن برادرم با من الان واسم بیشتراز وجود تو توی زندگیم ارزش داره هیچ موقع فکر زندگی کردن باتورو توی ذهنم نمیکنم..فقط همیشه یه حس مبهمی توی قلبمه که میدونم دوست داشتن نیست شاید ماله این باشه که در یک آن خالی شدم از عشقی که به تو داشتم شایدم عاشقت نبودم و وتورو جایگزین عشق خیالی خودم کرده بودم..حوشحالم که دیگه تو زندگیم نیستی و خوشحال تر میشم که حال روحیت خوب بشه و هیچ موقع توراه هم قرار نگیریم و زندگی آروم داشته باشیم جفتمون بدون وجود همدیگه💜لطفا اذیتم نکن و عکسای منو دیگه نگاه نکن من تورو دیگه نمیخوام دوست داشته باشم و واسه زندگی کردن باهات هیچ موقع تلاشی نخواهم کرد…شاد باشی عزیزم👸💞💌💫a.h

    پاسخ
  170. مریم

    خواستم بگم اگه روزی تصمیم به ازدواج با من بسرت بزنه و روزی هزار بار بیای سمتم و توی این دنیا غیر از من و تو کسی دیگه ای وجود نداشته باشه هرگز قبولت نخواهم کرد ….. از او شب به بعد خیلی طول کشید که کمتر گریه کنم… خانوادم خیلی غصه منو خوردن و آشتی کردن برادرم با من الان واسم بیشتر از وجود تو توی زندگیم ارزش داره هیچ موقع فکر زندگی کردن با تو رو توی ذهنم نمیکنم.. فقط همیشه یه حس مبهمی توی قلبمه که میدونم دوست داشتن نیست شاید ماله این باشه که در یک آن خالی شدم از عشقی که به تو داشتم شایدم عاشقت نبودم و تو رو جایگزین عشق خیالی خودم کرده بودم.. خوشحالم که دیگه تو زندگیم نیستی و خوشحال تر میشم که حال روحیت خوب بشه و هیچ موقع تو راه هم قرار نگیریم و زندگی آروم داشته باشیم جفتمون بدون وجود همدیگه 💜 لطفا اذیتم نکن و عکسای منو دیگه نگاه نکن من تو رو دیگه نمیخوام دوست داشته باشم و واسه زندگی کردن باهات هیچ موقع تلاشی نخواهم کرد… شاد باشی عزیزم 👸💞💌💫a.h

    پاسخ
    1. کاظم

      اعتراف میکنم که عاشقت بودم تو رو بیشتر از هر کسو هر چیز دوست داشتم ولی دورویی که با من کردی منو نابود کرد فقط تو رو میدیدم و نه هیچ کس دیگه رو غرورم و ابروم برام مهم نبود ولی احساسم به تو منو نابود کرد دلیل کارم به خدا فقط این بود که که میخواستم باهام بمونی ولی هردومون باختیم ولی ایمان دارم که این اخرش نیست … یه روز میفهمی چقدر دوستت داشتم من تورو بد ندیدم تو هم منو بد نیبن هیچ چیز تو این دنیا بی دلیل نیست هیچ وقت نخواستم تورو ناراحت کنم نمیدونم چرا کارم به اینجا کشید ولی ایمان دارم که خدا همه چیو عوض میکنه هیچ کس نمیتونه جای تو رو تو قلبم بگیره مریم به خدا خیلی دوست دارم این دو سال بدترین سالهای زندگیم بود سعی کردم ازت متنفر بشم حتی نفرینت کردم ولی نشد خواستم انتقام بگیرم ولی نتونستم چون دوستت داشتم اکه باعث ناراحتیت شدم منو ببخش منم سعی میکنم تو رو ببخشم من تو زندگیم سعی کردم باعث ازار کسی نشم نمیدونم چرا کارم به اینجا کشید من از عشق تو خالی نشدم چون اون عشق بیشتر از تصورت بود گفتی ولم نمیکنی ولی کردی من ولت نمیکنم منتظر میمونم مجبور نیستی به قولت عمل کنی ولی بدون بعد خدا و خونوادت هنوز یکی داری که هر کاری رو برات بکنه دوست دارم حتی اگه حالتو بهم بزنه دوستم داشته باش حتی اگه حالمو بهم بزنی میشه بدیها رو فراموش کرد میشه دوباره عاشق هم بشیم میشه به قرارمون عمل کنیم اگه خدا بخواد یه بار دیگه به هم اعتماد کنیم حتی اکه حالمون بهم بخوره اینجوری میشه خوب شد به خدا اعتماد کن اگه این کارو نکنی هیچ وقت فراموش نمیشه من میتونم بازم عاشقت بشم اون عشق هیچ وقت خالی نمیشه میتونه بهمون زندگی بده یا میتونه مثل زهر نابودمون کنه از خدا میخوام اینجوری تموم نشه منو ببخش به خاطر نادونیم دیگه نه ترسو و نه ضعیفم همه ی ترسم از این بود که از دستت بدم که دادم پیش تنها کسی که غرور نداشتم تو بودی چیزی که هیچ وقت نفهمیدی اگه یه روز تنها بودی بزار تکیه گاهت بشم اگه خدا خواست یه روز باورم میکنی

      پاسخ
    2. کاظم

      میدونی بازیچه شدن چه حسی داره نمیخواستم اینو باور کنم تو عشق خیالی من نبودی تو عشق من بودی اگه یه نفرو بکشی خیلی راحت تره تا احساسشو بکشی ولی من سعی میکنم از تو کینه ای نداشته باشم امیدوارم یه روز اینو بفهمی تو میدونستی من چقدر صدمه میبینم ولی باز ….برای خوب شدن هیچوقت دیر نیست

      پاسخ
  171. آتوسا

    اعتراف می کنم عاشقشم تو روزایی که حالش خوب نبود باهاش بودم ولی حالا که فک می کنم اون تو روزایی که من حالم خراب بود نبود حالا که یکی رو جای من پیدا کرد منم میرم ولی ایکاش فراموشم نکنه میرم پیش کسی هر وقت می بینمش احساس می کنم می خواد پیشش برگردم کسی که تو بدترین دوران زندگیم باهام بود و برام آب نبات چوبی می خرید حالا اونم تنهاست
    خدایا توی حکمتت موندم با این وجود راضیم به رضای تو

    پاسخ
  172. D

    سلام. من هیچ انگیزه و امیدی برای آینده ندارم. نمیدونم باید چیکار کنم. به ۴ سال گذشته که نگاه میکنم فقط خودمو سرزنش میکنم. حس میکنم توی این چند سال زندگی نکردم. با اینکه سنم زیاد نیست ولی خیلی خسته شدم. خیلی گیج شدم. ۲ سالی میشه که خیلی از دیگران فاصله گرفتم. یه وقتایی حالم خوبه و یه وقتایی بدون دلیل بهم میریزم. اعتراف میکنم شخصی توی زندگیم هست که وقتی ندارمش ناراحتم و وقتی بدستش بیارم خسته میشم و جا میزنم و همه ی ترس من از همینه. کاش یکی بیاد بگه من اومدم مشکلاتتو حل کنم. خدایا به هممون کمک کن.

    پاسخ
  173. m

    من اعتراف میکنم دچار ی عشق بی فرجام شدم کسی ک خیلی دوسش داشتم حتی بیشتر از جونم بخاطرش خیلیا سرزنشم کردن تو روی خیللی وایسادم ولی اون با نامردی تنهام گذاشت و رفت با عشق جدیدش ک دختر دایی خودمه این وسط فقط من موندمو خاطره هاش نمیتونم فراموش کنم ن برمیگرده پیشم 💔😢

    پاسخ
  174. ملكه سبا

    سلام چرا اکثرتون به جاى اعتراف دست به دعا
    برداشتید به هر حال من اعتراف مى کنم تــوى
    زندگیم هرکسى رو براى هر چى سرزنش کردم
    خودم بهش دچار شدم از جمله عشقى کـه داره
    منومى کشه نه مى شه دل بکنم ونه بهش برسم
    من به خاطر اینجور مسائل خیلى هارو سرزنش
    کرده بــــــودم حالا خودم افتادم تو دام یه عشق
    بى فرجام …..!!

    پاسخ
  175. احسان

    اعتراف میکنم هر وقت منتظر بودم یا منتظر گذاشتم انتخابای اشتباهی داشتم اعتراف میکنم تا امروز روش زندگی کردنم اشتباه بود اما قصد بازگشت گرفتم جوری که دوست دارم زندگی میکنم و اون کسی که باب میلمه انتخاب میکنم تا نه هیچ وقت ازش جدا بشم نه ولش کنم .

    پاسخ
  176. ناشناس

    اعتراف من هیچ نیزی و درست نمیکنه ما همو دوسداریم ولی۶سال کم نیست بخاطر خودخواهی یه آدم معرور و عقده یه نفر ۶ سال از بهتریگ روزهای عمرومون داره میره خدا بالای سر نیدونه چقدر دارن در خق ما۲ تا ظلم نیکنن اعتراف میکنم که مکه و سوریه ای و قبله ای که نماز میخونی برای ما۲تاست چون خیلی ظالمی بخاطر برادر زادت زندگی مارو خراب کردی ۲ تاقسم خوردیم تا زنده ایم حتی اینجوریشبا هم میمونیم تا شاید خدا حلش کرد حتی اون دنیا ما بهم میرسیم گر صبر کنی زه عوره حلوا سازی

    پاسخ
  177. Pariasa

    دلم میخواد یکی بدادم برسه کمکم کنه 😢ولی نمیدونم کجا اشتباه کردم خدا انقدر عذابم میده!!!!یکم امتحاناش سخته دارم ته میکشم

    پاسخ
  178. ناشناس

    اعتراف میکنم خودم زندگی خودمو خراب کردم،اشتباه رفتم ولی دست خودم نبود دوسش داشتم ودارم خیلی بعضی وقتابهم گیره ولی نمیتونم دل بکنم چون خودم بودم

    پاسخ
  179. ماریا

    اعتراف میکنم که خیلی خیلی دوستش دارم و اون هم من رو خیلی خیلی دوست داره. از خدا میخام زودتر بریم سر زندگی بعد از ۸ سال انتظار

    پاسخ
  180. جوگی

    اعتراف میکنم ایمان و انگیزه ام رو از دست دادم.اعتراف میکنم ماه هاست حالم بده و نمیتونم به کسی بگم. اعتراف میکنم انگیزه ای برای زندگی ندارم…اعتراف میکنم عاشقانه همدیگر رو دوست داریم ولی حرف همو نمیفهمیم…اعتراف میکنم ازش میترسم و گرنه به جای اینکه توی صفحه های مجازی اعتراف کنم با اون درد دل میکردم.

    پاسخ
  181. سهیلا

    کاشکی زمانی که میگفتن بگو نه منم جواب نه میدادم نه اینکه پشت به پشتش بودم بعداز ۵ ماه عقد طلاقم داد ولی هنوز دوستش دارم

    پاسخ
  182. مهدی

    اعتراف میکنم که فهمیدم که اون منو عاشق خودش کرد که به اهدافش برسه و از من سوء استفاده کرد من احمق بودم به خودم ظلم کردم خدا منو نجات داد خدایا دوستت دارم

    پاسخ
  183. ستاره

    اعتراف میکنم از وقتی نماز وبطور جدی میخونم زندگیه شادتر بهتر اسونتری دارم. واقعا با خدا باشو پادشاهی کن بی خدا باشو هر چه خواهی کن و تازه دارم میفهمم. دوستان نماز و جدی بگیرید به همه چی میرسید قول میدم.

    پاسخ
    1. بهار

      دقیقا …
      و من متاسفانه از وقتی که از خیلی چیزهای خوب دور شدم نتیجه معکوسش رو هم دیدم …
      آدم باید به یه چیزی پایبند باشه ….
      اعتقاد برای همه همه مراحل زندگی لازمه …

      پاسخ
  184. فرزاد

    اعتراف می کنم که همه هم و غم من اونه واسه سلامتی و خوشبختی اون همیشه دعا میکنم. هرچند که به من ثابت کرد که مثل ی بطری بدون ته بود.

    پاسخ
  185. امین

    اعتراف میکنم دوست داشتم دوست دخترم یکم احساس داشت.
    اعتراف میکنم وقتی میبینم دختری پسری رو با جون و دل دوس داره، حسرت میخورم. وقتی میبینم چقدر احساس داره، چقدر عشقشو نشون میده، حسرت میخورم.
    اعتراف میکنم هیچ وقت حسرت چیزی رو نخوردم، حتی پول و ثروت. ولی همیشه حسرت اینو خوردم که واقعا دوسم داشته باشه. دوست داشتنی که با عقل جور دربیاد، نه اینکه بگه دوسم داره و هیچ نشونی از عشق نباشه.

    پاسخ
      1. سحر

        این درسته: برای کسی تب کن که برات بمیره.
        راستی مدیر سایت، چرا اعتراف منو تأیید نکردین؟ اعتراف من که خیلی جالب بود.

        پاسخ
      2. بهار

        مشکل نسل ما اینه که بجای تعمیر کردن رابطه دنبال جایگزین می گردیم … برای همین هم نسل ما تنهاست …
        چون تلاشش رو توی یه رابطه نمی کنه و تا می بینه که مورد انتظارش نیست چشمش می پره جای دیگه …
        نه …
        تلاشتون رو کنید …
        اگر شما توی این رابطه حس خوبی دریافت نمی کنید … تقصیر کار نفر مقابل شما نیست تنها …
        تقصیر شما هم هست …
        شما اگه با این آدم کات کنید مطمئن باشید با یکی دیگه هم به این مشکل بر می خورید …
        با ید حرف بزنید با هم …
        تلاش کنید …

        پاسخ
    1. مهدیه

      دوست دختر شما سرشار از احساسه امین خان! فقط مدل ابراز احساسش فرق می کنه! زاویه دیدت رو عوض کن! اگر به جای گوش دادن به حرف ۱۰۰ تا آدمی که تو زندگی خودشون موندن!!! مشکلتو به خودش بگی قطعا چیزهایی رو بهت یادآور میشه که دیگه نگی دوست دخترم احساس نداره 😐

      پاسخ
    2. بهار

      همین ها رو بهش بگو …
      یادش بده
      دو نفر هیچ وقت نمی تونن اونطوری که طرف مقابلشون می خواد به هم عشق بورزن … باید با هم حرف بزنید … یک بار دو بار صد بار
      مطمئن باش می تونی اون حسی رو که می خوای ازش بگیری …

      پاسخ
  186. مانی

    اعتراف میکنم که میدانم متاهل هست اما بعد از گذشت ۹ سال واقعا عاشقش شدم و دارم عذاب میکشم . خدایا کمکم کن . کمک

    پاسخ
    1. بهار

      فقط یکمی خسته هستی …
      ببین یه مثالی می زنم برات …
      توو یه جنگل مثلا حیوونای خیلی زیادی هستن … اما اگر خرس رو در باب توانایی پریدن از شاخه ای به شاخه ای دیگه با سنجاب مقایسه کنن ، خرس هیچگونه توانایی نداره …
      این مثال رو بر طبق عکسی روانشناسی بیان کردم . اینجا امکان ارسال عکس وجود نداره مجبور شدم که توضیحش بدم … شما باید اول خودت و تواناییتو بشناسی بعد از خودت انتظار داشته باشی … مثلا خوده من اصلا توانایی مدیریت ندارم ولی پشتیبانی فوق العاده ای دارم … ولی دوست من کاملا برعکس من هست … این یه نقص برای من محسوب نمی شه … من از زمانی که یه سری دوره های استعداد یابی رو گذروندم از خودم و زندگیم راضی ترم …

      پاسخ
    1. بهار

      برگرد بهش … صادقانه بهش بگو… فرصت رو از دست نده … همه پشت همه تنفر و ناراحتیشون یه قلب کوچولوی مهربون دارن … با این دید تلاشتو کن بدستش بیاری … اگر هم بدستش نیاوردی ولی تلاشتو کردی …

      پاسخ
    1. بهار

      با تمام پیشرفتهایی که علم کرده به این نتیجه رسیدن که ایمان داشتن برای زندگی آدمها مثل آب و غذا لازمه …
      در جنگل های آمازون هم به دور از تمدن به یک ناجی و نجات دهنده ایمان دارن و نیایش می کنن. توی دلت پیداش کن … هستش که بهش فکر کردی … فقط کمی از موقعیتت یا خیلی راضی هستی و یا خیلی ناراضی …
      دلت پر از آرامش دوستم …

      پاسخ
  187. الناز

    اعتراف میکنم که اون اشتباهی که در گذشته کردم و هیچ وقت نمی کردم که الان بد جوری دارم تاوانش و پس میدم خدایا منو ببخش

    پاسخ
  188. سایه

    اعتراف میکنم اشتباه بزرگی کردم که هیچوقت جبران نمیشه حاضرم نصف عمرمو بدم ولی برگردمو هیچوقت انجامش ندم.

    پاسخ
    1. بهار

      هر اشتباهی جبران می شه …
      فقط به زمان نیاز داره …
      تو خوب می شی …
      به خودت زمان بده …
      و بدون تو تنها کسی نیستی که اون اشتباه رو انجام داده …

      پاسخ
  189. لیلی

    اعتراف میکنم اشتباه کردم بعد از دوسال دوستی وقتی متوجه شدم متاهل هست ازش جدا نشدم حالا که شده هشت سال دیگه نمیتونم تمام موقعیتهای خوب زندگیمو از دست دادم برام دعا کنید

    پاسخ
      1. ناشناس

        از بالا منبر نشستن و لنگاش کن گفتن خیلی راحته! دوست خوب و عزیزم هیچوقت اینقدر راحت دیگران رو نصیحت نکن چون ما جاشون نبودیم بدونیم چی کشیدن یا چرا این راه و انتخاب کردن

        پاسخ
    1. ناشناس

      عزیزم برات دعا میکنم به آرامش برسی آدم شجاعی هستی که اعتراف به این سختی میکنی!!!!
      برات آرزوی روزهای خیلی شاد دارم !!!!

      پاسخ
    2. سارا

      خدا به قلبت نیرو بده تا بتونی تمومش کنی
      خدا بهت موقعیت های خوب بده تا بتونی فراموشش کنی
      خدا بهش صبر بده تا ازت دوری کنه

      پاسخ
  190. ناشناس

    برام دعا کنید تا بتونم زودتر بازنشسته بشم راحت بشم از شر این مردمان صدرنگ و دشمنان دوست نما خسته شده ام واقعا

    پاسخ
  191. ناشناس

    من ادم بد و نالایقی هستم بخاطر بی لیاقتی دارم همه چیز را از دست میدم برام دعا کنید لیاقت نعمت هایی که خدا به من داده را پیدا کنم

    پاسخ
  192. ناشناس

    دلم میخواد بعد ۱۶ سال حالا که ۳۷ ماهه ترکش کردم ازش طلاق بگیرم ارزوم جدایی و رها شدن از بندشه تو رو خدا برام دعا کنید

    پاسخ
  193. ناشناس

    داریممم طلاااق میگیریمممم..اما اعتراف میکنمممم هنووزمم خیلییی دوستش دارممم…دعام کنیددد..دووم بیارم:-(:-(

    پاسخ
    1. بهار

      نکنید این کارو به هم فرصت بدید …
      هر چند من خودم می خواستم که جدا شیم ولی خیلی طول کشید که حالم خوب بشه …
      حیف میشه جووونی …
      دوووم بیار …

      پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.