خاطرات تلخ و شیرین (اتاق گفتگو) - پورتال رنگی

تالار گفتگو ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ ۲۹۰ دیدگاه

خاطرات تلخ و شیرین

با سلام بر دوستان و یاران همیشگی پورتال رنگی

اتاق گفتگوی «خاطرات تلخ و شیرین» به درخواست شما عزیزان ایجاد شد. دوستان مهربون اولویت با خاطرات شیرینه تا حس و حال بهتری پیدا کنیم. اگر دوست داشتین خاطره تلخی بنویسین، بعد از نوشتن، سعی کنین از ذهنتون پاک بشه و فقط تو همین صفحات باقی بمونه :)

آرزو می کنیم هر روز براتون یه خاطره شیرین رقم بخوره.

 
خاطرات تلخ و شیرین

خاطرات تلخ و شیرین (اتاق گفتگو)

قوانین اتاق گفتگوی «خاطرات تلخ و شیرین»

1- لطفا از توهین به هر شخص، سازمان، گروه و … بپرهیزید. شخصیت شما در نحوه بیان صحیح کلمات نمایش داده میشود !
2- لطفا از ارسال شماره تلفن یا ایمیل برای ارتباط با نظر دهندگان بپرهیزید.

 

از این که همراه همیشگی ما هستید، از شما سپاس گزاریم.

همچنین بخوانید:  قشنگترین اسم پسر (اتاق گفتگو)
Subscribe
Notify of
290 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
View all comments
دختر پاییز
آبان ۱۶, ۱۳۹۷ ۱۰:۳۳ ب.ظ

شیرین ترین لحظات زندگیم مربوط به دوران کودکیم میشه
مخصوووصا 28صفر
نذری خان دایی هنوز هم پابرجاست
دیگ های بزرگ
حیاط،همسایه ها ،شب زنده داری
ورق زدن آلبوم های قدیمی
پچ پچ کردن خاله ها
مرور کردن گذشته ها
عزیز خانم
حییف که چند سالی خونش شده بهشت زهرا
جاش واقعا خالیه
از زمانی که رفت خیلی چیز ها عوض شد
فاصله ها
فاصله ها
فاصله ها…

ناشناس
بهمن ۶, ۱۳۹۶ ۸:۴۷ ب.ظ

همیشه به خودم تلقین میکردم که آدمای اطرافم منو به خاطر خودم میخوان غافل ازاینکه من بازیچه دست کسانی شدم که هرکدامشان نقابی بر چهره زدندواین من بودم که خیلی دیر آنها راشناختم و مثل همیشه بازنده بازی شدم که هیچوقت نفهمیدم چه کسی شروع کننده این بازی تلخ سرنوشت است به راستی که نقش من دراین بازی چیزی غیرازبازنده شدن نیست

???mohsen???
Reply to  ناشناس
بهمن ۷, ۱۳۹۶ ۱۱:۲۴ ق.ظ

آبجی یا داداش عزیز اول این که شما زیادی دیگه جنائیش کردی ? ولی تا حدودی هم این قضیه حقیت تلخیست که سر عالم و ادم هست. اول اینکه بازیچه شدن یه آدم بیشتر مختص رفتار و منشیه که داره. گفتید که تا الان فکر میکردید آدما تا الان شما رو واسه خودتون میخواستند و الان به این نتیجه رسیدید که این طور نبوده !!!! در این خصوص باید بگم که فقط و فقط خدا ؛پدر و مادرتون هستند که خود خود خود خود خود همینی که هستید را قبول؛باور و پذیرفته اند دیگر اطرافیان هم به خود شما علاقه… بیشتر بخوانید »

ناشناس
Reply to  ???mohsen???
بهمن ۸, ۱۳۹۶ ۲:۰۶ ب.ظ

ممنون برادرعزیز حق باشماست ولی اینقدر اهم که فکر میکنی قضیه جنایی نیست ??این حقیقت زندگی منه که باید همه افراد اطراف مو به خوبی بشناسم بازم ممنون از راهنماییتون??

فاطمه
دی ۱۳, ۱۳۹۶ ۱۱:۱۱ ق.ظ

خاطرات تلخ زیاد نیستن اما زیااادی تلخن….
گاهی وسط خنده هام گریه ام می گیره
گاهی باورم نمی شه که منم می تونم شاد باشم
گاهی به این فکر می کنم که اصلا نمی دونم خوشحال بودن یعنی چی….
اما از اینکه همه شون گذشتن، ممنونم??

دختر پاییز
آذر ۲۳, ۱۳۹۶ ۱۱:۳۵ ب.ظ

بعضی موقع ها که حالش بد میشد همه ازش فاصله می گرفتن که عصبی نشه .تحمل شرایط اون موقع ها خیلی سخت میشد . ن و س همسن مامان بودن .مامان ته تغاری بود. مامان میگه وقتی که کوچیک بودیم دست سه تاییمون رو می گرفت میبرد سینما .بعدشم خریدن پفک نمکی و ساختن خاطره ها عکس های دوران جوونیش رو دیدم .خیلی بانمک بود .به خودم میگم واقعا این پسر 20ساله دایی کامرانه یادم نمیاد چند سالم بود .ولی عزیز خانم هنوز زنده بود . ازش پرسیدم عزیز خانم گفت جان دلم گفتم چرا دایی بعضی موقع ها عصبی… بیشتر بخوانید »

احسان
Reply to  دختر پاییز
آذر ۲۴, ۱۳۹۶ ۹:۳۸ ق.ظ

گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است
میچیند ان گلی که به عالم نمونه است…
خوب ها هیچوقت یادشون از خاطره ها نمیره…
تسلیت میگم خدا بیامرزدشون ???

دختر پاییز
Reply to  احسان
آذر ۲۵, ۱۳۹۶ ۱۲:۰۶ ق.ظ

خیلی ممنونم برادر بزرگوارم
خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه

دختر پاییز
Reply to  احسان
شهریور ۲۵, ۱۳۹۷ ۱:۵۶ ق.ظ

سلااام بر برادر بزرگوارم
حال شما
خوبید الحمدالله
داداش نمیخواین یه سر به خونه«اتاق گفت و گوی» بزنین؟
خیلی وقته منتظریم یادی از ما کنید
کجا رفتید شماها؟

پرستو
Reply to  دختر پاییز
آذر ۲۵, ۱۳۹۶ ۱۰:۳۳ ق.ظ

دوست عزیزم
من هم به شما تسلیت می گم .

دختر پاییز
Reply to  پرستو
آذر ۲۵, ۱۳۹۶ ۹:۲۷ ب.ظ

خیلی ممنونم عزیز ترین
سلامت باشی خواهر گلم

ناشناس
آذر ۹, ۱۳۹۶ ۱۰:۲۱ ق.ظ

یه روز به خودم گفتم این همه غرور واسه چیه چرا؟ بهش نمیگی دوست دارم ؟ رفتم پیشش وبهشگفتم دوست دارم ولی اون خیلی بیتفاوت از کنارم ردشد. بااینکه بد جور دلمو شکوند ولی امیدوارم خوشبخت بشه.

سیمرغ
Reply to  ناشناس
فروردین ۲۵, ۱۳۹۷ ۱۱:۵۰ ب.ظ

من اینو خوب میدونم که خیلیا برخلاف میلیشون ممکنه برن.

Elnaz
آذر ۸, ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶ ب.ظ

دختر تنها من برات دعا می‌کنم چون منم درد تو رو دارم???

ناشناس
Reply to  Elnaz
آذر ۹, ۱۳۹۶ ۱۰:۱۷ ق.ظ

ان شاالله بر میگرده پس ناامید نشو☺

ناشناس
آذر ۸, ۱۳۹۶ ۸:۱۸ ب.ظ

من ادم شوخی هستم همیشه بادوستام شوخی میکنم .ماکلاًیه اکیب۵ نفره هستیم .خدامیدونه درجمع دوستام چقدر شادم به طوری که همه فکر میکنند من ادم خیلی شادیم ولی هیچکس ازدل پر غم من خبر نداره حتی دوستام.واسمون دعاکنید که همیشه کنار هم باشیم وخداهیچوقت این شادی روازمانگیره.

A human
آبان ۱۸, ۱۳۹۶ ۱۰:۳۳ ب.ظ

تویکی ازفلشام یه فیلم کره ای داشتم،یه کم صحنه داشت.میخواستم چندتافایل وبرنامه ازپروژموتوش بریزم،اومدم فیلماشوخالی کردم وفیلمای پروژموتوش ریختم.خانواده نشسته بودجلوتلویزیون ومشغول صحبت کردن بودن،فلشوزدم به تلویزیون،نمیدونم چراولی فیلمای کارم روش نیفتاده بود،فیلم کره ایه خالی شده بود،به جزیه قسمتش،منم زدم پلیونشستم نگاه کنم،ازشانس گندم یه صحنه ازفیلمواوردبالا!
منم سریع زدم روexit.حالامگه خارج میشد!!!
دستموبردم تاسیستموخاموش کنم،که یهوخارج شد!!!
منم به سرعت میگ میگی فلشوبردم ورفتم توافق محوشدم!!!
چرااین وسایل بدموقع آدموضایع میکنن؟
???

Dokhtre tanha
آبان ۱۶, ۱۳۹۶ ۷:۱۰ ق.ظ

نمیدونم از کجا شروع کنم خاطره خوب یاد بد.
3سال پیش بایکی دوست شدم که تمام زندگیم بود کل زندگیم فقط اون شده بود.بعد سه سال بدون هیچ حرفی بدون هیچ خداحافظی گذاشت رفت.امروز روز تولد منه همش فکر میکنم که الان بهم زنگ میزنه?اما اون حتی منم یادش نیست بی دلیل گذاشت رفت.هر روز به امیدی میشینم که شاید امروز یا فردا برگرده?من هیچ وقت ناامید نمیشم.ازتون خواهش میکنم واسم دعا کنید.

هستي
Reply to  Dokhtre tanha
بهمن ۶, ۱۳۹۶ ۱۱:۲۴ ق.ظ

اون كه رفته ديگه رفته بيخيالش شو

پرستو
مهر ۱۴, ۱۳۹۶ ۲:۰۷ ب.ظ

خاطرات گذشته تلخ و شیرین بوده – اما الان تلخی هاش مونده .

دختربدشانس مظلوم
مهر ۱۲, ۱۳۹۶ ۹:۴۰ ق.ظ

زندگیمون کلاخاطرس دیگه ..هیچی براگفتن ندارم..

مهتاب
مهر ۶, ۱۳۹۶ ۱۰:۴۶ ب.ظ

البته همش رو با رضایت خداو یاریو کمکش و اگه قسمت بود بشه راضیم به رضاش

مهتاب
مهر ۶, ۱۳۹۶ ۱۰:۳۲ ب.ظ

میدونی مهشید جوون من علاقه زیادی به روانشناس خانواده دارم و میخوام تموم تلاشمو کنم تا بهش برسم و دوس ندارم فکرم پیشه عشق و عاشقی و پسر باشه کلا با پسرا جور نیستم البته غیر از داداشم
خوب میخوام شغل مورد علاقمو داشته باشم و به ورزشم همیشه سلامت و تندرست ادامه بدم و خودم مستقل زندگی کنم
اما من که تقدیر و سرنوشتم رونمیدونم امکان داره منم عاشق بشم ولی میدونی من از عشق هایی که با نفرت و لجبازی شروع میشه خوشم میاد چون شنیدم عشق های بزرگ با نفرت شروع میشه

مهتاب
مهر ۶, ۱۳۹۶ ۱۰:۲۸ ب.ظ

نه مهشید جوون اگه شهر دیگه ای در اومده باشم میرم فقط بهش برسم واسم مهم نیس کدوم شهر باشه
اره اشپزی بلدم چون خیلی علاقه دارم به درست کردن غذا یا دسر درست کردن و تزیینش

مهتاب
Reply to  مهتاب
مهر ۷, ۱۳۹۶ ۹:۲۲ ب.ظ

تو هم موفق باشی ابجی
اره بابا اصلا نگران نباش به مرور زمان یاد میگیری منم همه چیز بلد نیستم که کم کم یاد میگیرم

عسل
مهر ۳, ۱۳۹۶ ۱۰:۴۸ ب.ظ

تولد دخترم زیباترین خاطره زندگیمه و مرگ مادرم تلخ ترین اتفاق . تا وقتی عزیزانمون هستندقدرشون را بدونیم. ای کاش مرگ وجود نداشت. فقط زندگی بود .

قربونت برم خدا
شهریور ۲۶, ۱۳۹۶ ۲:۱۰ ب.ظ

همه خاطرات زندگی قشنگه حتی خاطرات بد شاید اون لحظه هایی که فکر میکردیم بلای عظیمی سراغمون اومده یا بدبختر از ما کسی نیست ولی بعد از گذشت اون زمان اگه درست فکر کنید همه این اتفاقا به خاطر بی فکری خودمونه و بازهم در این اتفاقها درسی هست اگه توجه کنید خوشحال باشید هیچوقت برای شروع دوباره دیر نیست ما هنوزم زنده ایم و نفس میکشیم مررررسسییی خدااااا

Nahid
شهریور ۲۵, ۱۳۹۶ ۶:۳۰ ب.ظ

تا به حال فكر كردين كه تلخ و شيرين هاي زندگي هيچگاه مطلق نيستن؟
لحظات جانكاه و پر درد زندگي گذشته گاه ميتونن در امروز ما شيرين باشن! وقتي نگاه ميكني كه چقدر راه رو اومدي و با چه موانعي دست و پنجه نرم كردي و تونستي از زير بار همه اون دردها جون سالم به در ببري و شخصيت سالم خودت رو حفظ كني! هيچ تلخي مطلق نيست اگر صبر كنيم،اگر افتخار كنيم به قدرتمون…
تلخ امروز ميتونه شيريني فردا رو رقم بزنه اگر خودمون با انتخاب هاي اشتباه و تحت تاثير درد ،تلخي ديگري رقم نزنيم.

دختر پاییز
شهریور ۲۴, ۱۳۹۶ ۳:۳۴ ق.ظ

جشن عاطفه ها بود خیلی کوچیک بودم هنوز مدرسه نمی رفتم رفته بودیم خونه عزیز خانم.زندایی هم اومده بود .دو تا پسردایی بزرگم وقتی میومدن خونه عزیز اول باید میرفتن آرایشگاه تا موهاشون رو کوتاه کنن وقتی اومدن خونه عزیز .تصمیم گرفتن 3تایی با هم بریم و برای جشن عاطفه ها هدیه بگیریم یادمه رفتیم یه کتاب فروشی قدیمی پسر داییم گفت خوب اول تو انتخاب کن منم یه دفتر نقاشی برداشتم با یه پاک کن سفید که روش یه طرح عروسکی قشنگ داشت با مداد و مداد رنگی و کاغذ کادو وقتی برگشتیم خونه عزیز، بهم گفت حالا باید… بیشتر بخوانید »

سمیرااز شیراز
شهریور ۲۱, ۱۳۹۶ ۲:۲۸ ق.ظ

خیلی تنهام خیلی بیشتر از هر وقت دیگه هر کاری میکنم نمیتونم باعشقم خداحافظی کنم نمیتونم !!!!!!!!
خددددددددددددذذذاآآآآاآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآلطفا لطفا خواهشا التماست میڪڪڪڪڪڪنم به دادم برس سسص دیڴڴڴڴڴگخسته شدم
طاقتم تموم شده خداجون کمک

دختر پاییز
Reply to  سمیرااز شیراز
شهریور ۲۳, ۱۳۹۶ ۸:۲۲ ق.ظ

سلام پورتال رنگی عزیز
اگر میشه لطف کنید متن من رو حذف کنید
ممنونم از لطفتون

دختر پاییز
Reply to  سمیرااز شیراز
شهریور ۲۳, ۱۳۹۶ ۴:۱۵ ب.ظ

سلام مهشید جان? خوبی عزیز دلم فرشته ی قشنگم همه ی انسان ها یه نقصی دارند منم همین طور من یه انسان معمولی هستم سعی نکن مثل من باشی تو ویژگی هایی داری که من اون ها رو ندارم و بالعکس هیچ وقت به خودت نگو من عزت نفس ندارم من چیز جالبی ندارم من…. عزیز ترینم تو ویژگی هایی ، استعدادهایی داری که هنوز اونهارو کشف نکردی عزت نفس یعنی تو اول به خودت احترام بزاری به وجودت به حضورت عزت نفس یعنی وقتی به مشکلات زندگیت نگاه میکنی به خودت بگی اینا که چیزی نیست همش درست میشه… بیشتر بخوانید »

یه دوست
Reply to  سمیرااز شیراز
شهریور ۲۴, ۱۳۹۶ ۸:۵۸ ق.ظ

دوست عزیز من هم همین طور بودم. خیلی برام سخت بود فراموش کردن عشقی که تمام وجودم بود ولی وقتی کسی آدمو نخواد باید حتما فراموشش کرد. تمام یادگاری ها و چیزهایی که تورو یادش میندازه دور بنداز سخته ولی بعدا خیلی کمکت میکنه و میبینی که حالت خوب میشه. این نجربه شخصی ام بود. هرگز عشق را از کسی گدایی نکن گلم. تو میتونی ناامید نباش

سمیرااز شیراز
شهریور ۲۱, ۱۳۹۶ ۲:۱۹ ق.ظ

سلام مهشید جون .امیدوارم حالت خوب باشه گلم . میگی منعاشق کسی نیستم بعداینجوری دقیق عشقتومعرفی میکنی .! عشق که شاخودم نداره!!!!!!!!!!!! عشق عشقه باورت غلطه .به خودت حس های اشتباهوتلقین نکن یهروزی میادکه میفهمی عاشقش بودیو حست رونادیده گرفتی . اینطورکه معلومه اونم دوست داره. بهت یه نصیحتی میکنم .نصیحت خواهرانه نمیدونم شایدازنصیحت خوشت نیاد اگه نه که ببخشید اگه اره پس گوش کن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!@ اول خودتودرگیرعشق وعاشقی نکن حالاکه درگیرش شدی هرکاریم کنی یه چیزی دوباره توروبااون حس ناآشناپیوندمیده .سعی کن سربلند ازامتحان عشقت بیرون بیای .ازاونجاکه اشناست خیلی به رفتارت دقت کن کاری نکن که فردا پشیمون… بیشتر بخوانید »