یه اعتراف کن ! (اتاق گفتگو) - پورتال رنگی

با سلام بر دوستان و یاران همیشگی پورتال رنگی
ما در این پست هدفمون اینه که بیایم یک اتاق گفتگویی بین اعضای فعال پورتال رنگی ایجاد کنیم تا حرف دلشون رو بزنن. شما می تونید در بخش نظرات، اعتراف های خودتون رو بنویسید. اعتراف های خنده دار یا دردناک ! فرقی نداره. شاید نظرات دیگر دوستان بتونه به شما کمک کنه یا خوندن اونا باعث بشه تا شما نیز کارهای دیگران را تکرار نکنید. خیلی راحت بیاین و اعتراف کنید، بخندید و حتی حرف دلتون رو بزنید !
قوانین اتاق گفتگوی اعتراف کنید:
1- لطفا از توهین به هر شخص، سازمان، گروه و … بپرهیزید. شخصیت شما در نحوه بیان صحیح کلمات نمایش داده میشود !
2- لطفا از ارسال شماره تلفن یا ایمیل برای ارتباط با نظر دهندگان بپرهیزید.
از این که همراه همیشگی ما هستید، از شما سپاس گزاریم.






دلم برای اون روزا تنگ شده
سلام
اعتراف میکنم مدتیه حوصلم سررفته . نه از بیکاری.
گوشیم و ازدست دادم ارتباطم با دوستان قطع شده
اجبارا باید کاری مهم انجام بدم فکرم درگیره .
خیلی احساس خستگی میکنم .
اعتراف میکنم بدجوردلم شکست خیلی سردم.منکه دوسش داشتم چرابادل من
سلام lov جان دوست خوبم ،همه ی ما آدم ها این حس بد رو یکبار تجربه کردیم و کاملا متوجه هستم چقدر براتون سخته حق داری ناراحت باشی حق داری گلایه کنی حق داری بگی چرا با دل من؟ عزیز جان زمان واقعا حلاله گاهی حلال مشکلات گاهی مغز رو به اغما میبره و بعد از به هوش اومدن یه زندگی بهتر رو در ذهنت برنامه ریزی میکنه گاهی هم هیچ تغییری صورت نمیگره و میشه یه اتاقی پر از تار همه این ها به خود ما بستگی داره جاناانم فعلا زمان سوگ و گریه و نالست ولی خواهشا نزار… بیشتر بخوانید »
سلام دخترپاییز،درسته حق باتوممنون حرفات خوب بودحق باتومن بایدزندگی کنم هرچندسخته ولی بایدباهاش مبارزه کنم،
خواهش میکنم عزیز دلم
امیدوارم آرامش به قلب شکستت برگرده
و این رو بدون اگر گذشته رو زیر پا بزاری قدت بلند میشه ولی اگر رو دوشت بزاری کمرت خم میشه
اعتراف میکنم
زمانی که با خانواده جناب لبخند آشنا شدم بهترین قسمت عمرم بود
اعتراف میکنم دلم واقعا براشون تنگ شده شاید خارج از منطق باشه ادم وابسته به کسایی بشه که اصلا اون ها رو ندیده
دلم میخواد برگردن
تک تکشون
دلم میخواد دوباره دور هم جمع بشن
جناب لبخند
دریاخانم
مریم جان
بهار خانم عزیز
الای مهرربون و عزیزم
مهشید دوست داشتنی
آقا احسان و آقا محسن
پرستو جان
من از یه اقایی خوشم اومده که اصلا نمیبینمش یک سال و خورده ایی هم هست ندیدمش شاید هم بیشتر راهمونم دوره بعد این همه پدن اینستا فالوش کردم به این امید که پیشنهاد بده چون حس میکردم اونموقع ها ک میدیدمش از من خوشش میومد خیلی ادم موفقیه سرش هم شلوغه همش در حال فعالیته حالا نمیدونم چیکار کنم ک از دستش ندم مشخصه با کسی نیست ولی مت جسارت ابراز علاقه ندارم ترو خدا هر کی میخونه اینو دعا کنه برامم
چی شده دادا؟
اعتراف می کنم
بعد از مسائل معنوی و سلامتی
ثروت علاوه بر اینکه رفاه و آرامش بهمراه داره
برای انسان احترام هم می آورد .
هم جنین اعتماد به نفس
چه جالب …. ولی من متنو که میخونم تموم که شد یادم میره لایک یا دیس لایک کنم!!! با اینکه بعضیاشون خیلی خوبن و دوس دارم دارم لایک بزنم ولی همش بقول دبیر ادبیاتمون”نسیان برمن چیره میشه”!!!
امشب عشقم بهم گفت که دوستم نداره و تا الان ب خاطر رودروایسی باهام بوده…
اعتراف میکنم✋ ک قلبم متلاشی شده?
عاشقی ؟
اعتراف میکنم که عاشق یکی از فامیل هام شدم ک زن داره و بچشم کلاس اوله
خیلی خوبه
طرز فکرش توپه
نمیخام از دستش بدم
از قبل ازدواجش عاشقش بودم تا الان
هر وخ ک میبینمش قلبم تند و تند میزنه وهول میکنم
خیلی دوستش دارم اما چی کنم ک زن داره
خودشم انگار یه حس هایی ب من داره چون هی ب پی ویم موزیک میفرسته
موزیکم یه نوع ارتباط کلامیه
نمیدونم چیکار کنم عزیزان نظرات گرانبهاتونو بدید
ساحل عزیزم تا قبل از اینکه ازدواج نکرده بود خب شماهم دوسش داشتین اشکالی نداشت بالاخره اون مجردد بود و زن و زندگی نداشت اما الان واقعا نامردیه که شما میگین نمیخوام از دستش بدم؟به هرقیمتی؟ به قیمت ناراحتی زن و بچش حتی؟ یعنی گه فرض کنیم اقاهه ی حسی داره و بیاد بگه شما قبول میکنی؟؟؟؟اگه حتی حدس شما درست باشه که طرف هم به شما حسی داره این کاملا غلطه و یک خیانته خب اون الان بچه داره و سرپرست یک زندگی عزیزم اگر حتی یک حرکت از طرف تو باعث بشه که اون باخوش فکراییی کنه و… بیشتر بخوانید »
اعتراف میکنم ک دارم به همسرم خیانت میکنم چون دوستش ندارم
نمیخام ناراحت بشه ن اینکه دوسش دارم نه
ب خاطر اینکه ناراحت بشه دلش میکشنه جون عاشقمه
اما خب عاشقی ملاک نیست
هم کتکم میزنه
هم بد اخلاقه
نمیدونم چطور با خانوادم در میون بذارم که دوسش ندارم
اعتراف می کنم حسودم …
با اینکه دارم ترک می کنم و خیلیم روی ترکش مصمم هستم ولی باز سخیلی سخته ….
خوش به حال کسایی که حسادت تو خونشون نیست ….
اتفاقا حسودی باعث میشه سعی کنی به اون چیزهایی که نداری و باعث حسادت میشه برسی. اگه حسودی تو باعث آزار و اذیت دیگران نشه زیاد هم بد نیست.عاملی میشه برای پیشرفت. مثل نمره خوب گرفتن، تلاش بیشتر برای رسیدن به هدف.اینم بگم که اکثر آدمها حسودند ولی وانمود میکنند نیستن.
سلام آبجی.
اعتراف شجاعانه ای بود.?
امیدوارم تبدیل بشه به رقابت با بهترین ها.
اعتراف میکنم خیلی دختر عممه رو دوست دارم هر هفته به امید دیدن اون میرم خونه ی پدربزرگم.ولی نمیدونم چطور بهش بگم یه حس سنگین خجالتی نمیزاره حرفمو به کسی بگم
سلام دادا
وقت بخیر
اگر شرایط لازم را داری
از طریق خانوادت با خانوادش درمیون بزار.
نزار یه دهفه چشم باز کنی و ببینی مرغ از قفس پریده.
البته همین الانشم دوران قشنگیه??.
انشاالله که به هم برسید و بعد ها واسه پدربزرگت تعریف کنی دلیل سر زدن هرهفتتو?
موفق باشی دادا.
شما قبل اینکه دختر عمتون ، یه خواستگار پیدا کنه و قول ازدواج به کس دیگه ای بده ، از طریق یکی از اقوام یا پدر مادر خودت باید خواستگاری کنی، اگر هم شرایط ازدواج فراهم نیست لا اقل نامزد کنید. .
اعتراف میکنم که اصلا علاقه ای ب همسرم ندارم اما ب خاطر اینکه ناراحت نشخ همیشه بهش ابراز علاقه میکنم
وقتی میگی ابراز علاقه میکنم تا ناراحتیشو نبینم یعنی عاشقشیو خودت متوجه نیستی.
اگه عشق نبود هیچ زمان حتی از سر انسان دوستی هم این کارو نمیکردی.
بهتره خودتم به این باور برسی.
و چقدر خوب که این حس هنوز زندس.
موفق باشی.
اعتراف میکنم مدتیه عاشق یکی از همکارام شدم. ولی هیچ جوره نمیتونم بهش بفهمونم. از خیلی چیزا میترسم. ازین که بخاطر جسارتم شایدم از من بدش بیاد و دگ حتی سلامم نکنه. هروقت صدای پاش رو میشنوم از پنجره نگاه میکنم ک داره میاد, دستشو برام تکون میده و بلند سلام میکنه, وقتی بوی عطرش جلوتر از خودش میاد تو اتاقم, خودش نمیدونه قلبم تو این لحظه ها داره منفجر میشه. مجبورم با یک لبخند مصنوعی بهش سلام کنم و جلوی خودمو بگیرم ک جلو نرم و بغلش نکنم. بعضی وقتا یک فنجان چایی میریزم و وقتی در حال کاره… بیشتر بخوانید »
سلام اصلا پیش روی نکنید.
اکثراً میان اینجا چیزی مینویسن و میرن.
اما اگر بودید کامل راجبش بحث میکنیم.
خیلی مسئله گسترده ایه.
ممنون. هستم. زیاد سر میزنم به این سایت.
سلام. خوبید آبجی؟ من در خدمتم؛ فقط امیدوارم هیچ کجای حرفامو به دل نگیری چون قصدم فقط یاد آوری یکسری از مسائله!. ببین آبجی شما الان یه فرد عاشقی ؛و خواستار داشتن کسی هستی که این روزها تمام لحظات خالیتو با فکر و خیال داشتنش در ذهن شلوغت تیک میزنی؛ که تا اینجاش هیچ مشکلی وجود نداره و این یک مسئله طبیعیه!!، مسلماً تا رسیدن به این سن و سال معیار هایی برای خودتون مشخص کردید که الان آنها را در وجود فردی مشاهده کردید و از این باب خیلی خرسندید. من به شما میگم با قاطعیت تمام جلو عقلت… بیشتر بخوانید »
ممنون از نظراتتون. نمیشه چیزی گفت حق با شماست. میدونم اگر بهش بگم نتیجه خوبی نداره. اونقدرام شجاع نیستم که این کارو بکنم. فقط بین تمام این احساسا گیر کردم. من ادمی ام که زیاد احساساتمو به روم نمیارم. همه چیو تو دلم نگه میدارم. مطمعنم اونم نفهمیده من بهش علاقه دارم. همه کارای من رو به حساب مهربونی میذارن. یا لطف. یا چه میدونم هزار تا چیز دگ. ولی واقعا نمیفهمن چی تو دلمه. این حسم نگه میدارم. بروز نمیدم. فقط ارزو میکنم کاش بود. کاش بود تا دلم اروم میشد. ولی خب نیست و کاری هم از دستم… بیشتر بخوانید »
اعتراف میکنم اونقدری که فکر میکنم قوی نیستم , اونقدری که نشون میدم با اعتماد بنفس نیستم ، اونقدری که تصور میکنم خوب نیستم
اعتراف می کنم زندگی سخته ….
هر گوشه ایشو می گیری یه گوشه دیگش ول میشه….
همیشه فکر می کردم من با بقیه فرق دارم و می تونم یه زندگیه عالی برای خودم بسازم بدون دغدغه با همسر و خانواده شوهرم …
واقعا تونستم ولی وقتی زندگی مادرم از هم پاشید و کلی غم رو دلم گذاشت فهمیدم همه چیز دست من نیست و این دنیا خیلی بده….
هیچ وقت نمی زاره آب خوش از گلوت بره پایین….