روش بازگرداندن اعتماد به زندگی زناشویی - پورتال رنگی

زناشویی ۱۶ مهر ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

روش بازگرداندن اعتماد به زندگی زناشویی

راههای جلب اعتماد

مشکلات زوجین زمانی شروع می شود که اعتماد یکدیگر را از دست می دهند‎

اعتماد زیربنای اصلی یک رابطه است و بدون آن تمامی ساختارهای یک رابطه به راحتی از هم جدا می شوند حتی اگر در یک رابطه تمام دارایی و احساس خود را سرمایه گذاری نماییم ولی اعتماد درون آن جای نداشته باشد به طور حتم آن رابطه به جایی نخواهد رسید. مشکلات زوجین زمانی شروع می شود که اعتماد یکدیگر را از دست می دهند.

رفتن اعتماد از رابطه به معنای ورود بدبینی و شک به زندگی مشترک است که به مرور زمان منجر به از بین رفتن صمیمیت و محبت زوجین می شود اختلافات شروع و شعله ور می گردد. هنگامی که زن و یا مرد به شریک زندگی خود اعتماد نداشته باشد قادر نخواهد بود با دیدی روشن و فارغ از بدبینی امور و سوتفاهمات شان را برطرف کنند در این حالت نمی توانند گفت و گویی موثر داشته باشند، زیرا یکی از پایه های گفت و گوی موثر شنیدن فعال است.

بدین معنا که زوجین ابتدا صحبت های یکدیگر را به خوبی گوش کنند ولی چنانچه اعتماد در رابطه نباشد زوجین در هنگام گفت و گو فقط به ذهنیات منفی خود در مورد شریک زندگی می اندیشند و قادر نخواهندبود در زمان حال بوده و به خوبی جملات و کلمات همسر خود را شنیده و تحلیل کننده به همین دلیل سریع عصبانی شده و واکنش های نامناسب و خشن از خود بروز می دهند.

روش بازگرداندن اعتماد به زندگی زناشویی

سرد شدن روابط

تکرار این رفتارها به مرور زمان زن و مرد را نسبت به یکدیگر سر و آنها را از هم دور می سازد. در این زمینه مراجعه به یک روان شناس جهت بهبود رابطه زوجین و حل مشکلات کمک شایانی به زوجین می کند و زن و مرد می توانند با توسل با تکنیک هایی رفتارهایی که سبب تحریک و از بین رفتن رابطه شان شده است را به کمک درمانگر و روان شناس شان کشف و جهت بهبود رابطه تلاش کنند و آموختن یکسری مهارت ها و رعایت برخی نکات می تواند کمک شایانی به زوجین کند در اولین قدم درست ترین کار شاید این باشد که مطمئن شد آیا واقعا مشکلی حقیقی سبب از بین رفتن اعتماد زوجین شده است و یا اینکه حاصل ذهنیت منفی خودمان و یا شریک زندگی مان است؟ و اینکه آیا هنوز همسرتان به شما اعتماد دارد یا خیر؟ براساس نظر روانشناسان دو راه ابتدایی برای از بین بردن یا کاهش اعتماد در یک رابطه وجود دارد:

دو راه برای از بین بردن یا کاهش اعتماد

* اول: این که قرارداد و توافقی را که با همسرتان دارید لغو کنید. فقط کافی است به یکی از قول های خود عمل نکنید تا اعتماد همسرتان نسبت به شما کمرنگ شود.

* دوم: ضربه زدن و سوءاستفاده به طرق مختلف به همسر گاهی اوقات تنها یک ضربه کوچک می تواند اعتماد طرف مقابل را از بین ببرد و این ضربه زدن می تواند در ابعاد مختلف باشد از یک ناهماهنگی کوچک که سبب تحقیر وی در جمع شده است تا آسیب های بزرگتر.

بدیهی ست که معمولا مجموع ضربه های کوچک و قول های زیر پا گذاشته شده هستند که در نهایت منجر به بوجود آمدن مسائل بغرنج می شوند و روابط میان زن و مرد را تاریک می کند.

گاهی نظر برخی زنان و مردها این است که زیر پا گذاشتن یک قول ساده نباید چندان مهم باشد که منجر به برهم خوردن روابط شود و یا گاهی برخی از زوجین انتظار دارند بدون هیچ توجیهی همسرشان آنها را درک کند و توضیحی در مورد علت زیرپا گذاشتن قول نخواهد در این صورت بهتر است به زمانی فکر کنید که با همسرتان برای یک مسئله توافق کرده بودید و به یکدیگر قول هایی داده بودید اما بعد از مدتی همسرتان قولش را زیر پا می گذارد و هر دو شما می دانید مقصر چه کسی است حال به این بیاندیشید که در این حالت خواسته شما از او چیست؟ (زمانی که خود را در موقعیت احساسی شریک زندگی تان قرار دهید در ک وی برایتان سهل تر خواهدشد) در مواقعی که یکی از زوجین احساس کند نادیده گرفته شده است مایل نیست به بهانه ها و دلایل طرف مقابل گوش کند و هرچه شخص خاطی بیشتر توجیح کند طرف مقابل بیشتر ناراحت می شود.

همچنین بخوانید:  با شرط زندگی بدون بچه چکار کنیم؟

همه انسان ها جایز خطا هستند و گاهی در شرایطی قرار می گیرند که برخلاف میل قبلی شان مجبور می شوند دست به اعمالی بزنند که چندان خوشایند به نظر نمی آید در صورتی که برحسب اتفاق زوجی توافقی را زیر پا بگذارند باید هرچه سریعتر جهت رفع کدورت و بازگرداندن اعتماد از بین رفته بکوشند برای برگرداندن اعتماد طرف مقابل می توان با گذراندن یک برنامه چهار مرحله ای به شریک زندگی نشان داد که ناراحتی وی منجر به دلشکستگی و آزردگی دو طرف می شود.

رفتن اعتماد از رابطه به معنای ورود بدبینی و شک به زندگی مشترک است‎

برنامه هدفمند برای برگرداندن اعتماد طرفین

1. مسئولیت رفتار و عملکردتان را بپذیرید:

در ابتدا بهتر است هر کدام از زوجین که قراری را زیر پا گذاشته و یا دست به عملی زده که منجر به ناراحتی دیگر شده است مسئولیت عمل خود را بپذیرد این تنها راهی است که باعث می شود طرف مقابل به حرف های دیگری گوش فرا دهد. پذیرش مسئولیت عمل و رفتارتان و اعتراف به اشتباه دریچه ای تازه برای از بین بردن کدورت هاست.

روش بازگرداندن اعتماد به زندگی زناشویی

متاسفانه برخی از افراد هنگامی که مرتکب اشتباهی می شوند چه در زندگی مشترکشان و یا در زندگی اجتماعی و شغلی به جای پذیرش سعی در توجیه و انکار اشتباه خود دارند و با این عمل طرف مقابل خود را عصبانی و رنجیده خاطر می سازند. شاید گاهی لازم باشد غرور ها کنار رفته و تک تک افراد با خود و شریک زندگی شان صادقانه برخورد کنند آنچه اهمیت دارد نگرش افراد به حفظ زندگی است اینکه فرد غروراش را اولویت زندگی خود سازد و یا حفظ روابط عاطفی را؟!

2. عذرخواهی کنید:

این رفتار کمک بسیاری می کند. افرادی وقتی که ضربه ای می خورند یا از چیزی ناراحت می شوند، انتظار شنیدن یک معذرت خواهی از ته دل را دارند. یک عذرخواهی صمیمانه می تواند اعتماد از بین رفته را بازگرداند از آنجایی که افراد کمی مایل به انجام این کار هستند این کار ارزش و قدرت بیشتری پیدا کرده است. یک عذرخواهی از ته دل چیزهای زیادی را تغییر می ده. از دید همسرتان این کار منجر به بالا رفتن شخصیت تان می شود. برعکس برخی که تصور می کنند با عذرخواهی تحقیر می شوند.

نباید فراموش کرد که تمامی افرادی که از نظر عقلی رشد یافته اند آموخته اند زمانی که سهوا و یا عمدا مرتکب اشتباه می شوند بهترین رفتار عذرخواهی کردن و پذیرفتن اشتباه است. نکته مهمی که زنان در این مورد باید رعایت کنند توجه به این مسئله است که مردان زمانی که ناراحت و دلخور می شوند نیاز دارند زمانی را تنها باشند و زمانی که زن عذرخواهی می کند نباید سریعا منتظر واکنش مثبت از شریک زندگی خود باشد باید به مردها فرصت داد که مسائل را تجزیه و تحلیل کنند و از سوی آنچه مردان باید مدنظر قرار دهند، این است که زنان نیاز دارند چنانچه همسرشان اشتباه کرد سریعا از ایشان عذرخواهی کرده و مورد حمایت عاطفی قرار گیرند در این مواقع تنها گذاشتن زنان به آنها احساس عدم امنیت داده و رنجیده خاطرشان می سازد.

3. اشتباهاتتان را جبران کنید:

ممکن است اشتباه شما قابل جبران نباشد ولی پرسیدن این سوال تاثیر شگفت انگیزی در نگرش شریک زندگی تان ایجاد خواهدکرد. از همسرتان بپرسید آیا از دست شما کاری بر می آید که حال وی بهتر شود؟ یا آیا الان چیزی از من می خواهی؟ با این سوالات همسرتان درک می کند شما واقعا به فکر او هستید و از اتفاق پیش آمده ناراحتید. فقط پرسیدن سوال مهم نیست به پاسخ وی خوب گوش کنید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای رضایت وی انجام دهید.

همچنین بخوانید:  چهار نشانه مهم برای شناخت شخصیت نامزدتان

4. متعهد شوید:

و در مرحله آخر برای بدست آوردن اعتماد همسرتان نیاز است که به قول و قرارتان متعهد شوید. با یک تعهد جدید می توانید دل همسر خود را به دست آوردید البته تعهداتی که بتوانید به آن عمل کنید. فراموش نکنید تعهداتی معقول که قادر به انجامش باشید و عدم انجام آنها سبب خدشه دار شدن روابطتان نشود.

بکار بردن چهار مرحله ذکر شده سبب تحکیم روابط زوجین می شود. در کنار تمامی مسائلی که ذکر شد یکی از رفتاهایی که سبب خشم فرد آسیب دیده می شود این است که زن و یا مردی که اشتباه کرده کار خود را بی اهمیت جلوه داده. در واقع این فرد کار خود را بی اهمیت جلوه نمی دهد آنچه برایش بی اهمیت است احساس ناخوشایندی است که در شریک زندگی اش برانگیخته فارغ از این که با این ترفند نمی تواند شریک زندگی خود را آرام سازد بلکه بی احترامی به احساس شریک زندگی منجر به خشم و عصبانیت بیشتر در طرف مقابل می شود. پذیرش احساسات شریک زندگی یکی از مهم ترین راه های تحکیم روابط و صمیمیت پایدار زوجین است.

راهکارهای ایجاد اعتماد بین همسران

تا به حال شده فکر کنيد که چه عواملي موجب احساس امنيت و آرامش، دوستي و صميميت متقابل، اميدواري به زندگي و شعف زوجين مي‌شود؟

متعهد بودن به عشق، بخت و اقبال، شور و اشتياق، وجود علايق يا ارزش‌هاي مشترک، يافتن شخص مناسب خود و… مؤلفه‌هايي هستند که بيشتر افراد موفقيت ازدواج را وابسته به آنها بيان مي‌کنند و روابط صميمانه خود را به آنها نسبت مي‌دهند. علاوه بر عناصر مطرح شده فوق آشنايي با مهارت‌هاي ميان فردي همچون گوش دادن، مذاکره،کنترل خشم و برخورد مؤثر با آن و… به تحقق روابط پايا و پردوام زوج‌ها کمک شاياني مي‌کند. هم صحبتي زن و شوهر با يکديگر، براي رشد و بقاي احساس صميميت آنها نقش مهمي دارد، چرا که در نتيجه آن است که طرفين مي‌فهمند ديگري چه مي‌گويد و به تدريج از اين که مي‌توانند آزادانه حرف بزنند و منظور يکديگر را بفهمند، لذت مي‌برند. به عبارت ديگر، گفت‌وگويي که پايان خوش دارد، نشانه صميميت است.

چه بسا بسياري از زوج‌ها و شايد بتوان گفت اغلب آنها از مهارت‌هاي لازم براي گفت‌وگو با يکديگر برخوردار نيستند و به هنگام صحبت علي رغم حسن نيت به بيراهه مي‌روند و به جاي گفت‌وگوي نرم و ملايم به شکايت و گلايه‌مندي‌هاي خشمگينانه، انتقاد، بهانه‌گيري، تهديد و مشاجره با هم مي‌پردازند و بي آنکه بخواهند گرفتار سوء تفاهم، دلسردي و تکدر خاطر مي‌شوند.

قبل از برشمردن اصول صحيح گفتمان، لازم است اين نکته را يادآور شدکه تغيير به اين سادگي ميسر نيست، اما مي‌توان مهارت‌هاي جديد را آموخت و با ممارست و تمرين آنها را دروني كرد و در زندگي به کار بست.

سعي کنيد با همسر خود به طور روشن و جامع صحبت کنيد.

برخي از همسران در تبادل افکار و احساسات خود به يکديگر با مشکلاتي روبرو هستند.

بعضي مواقع زن و شوهر خواسته‌هايشان را به گونه‌اي مطرح مي‌کنند که به درک طرف مقابل منجر نمي‌شود.

مبهم حرف مي‌زنند، در حاشيه حرف مي‌زنند، حتي در مواردي هم با آنکه درباره يک موضوع صحبت مي‌کنند، اما روش صحبت آنها به قدري متفاوت است که نمي‌توانند منظور هم را متوجه شوند و… حال با اين اوصاف، فکر مي‌کنند که همسرشان منظور آنها را دقيقاً و آن گونه که هست متوجه شده است؛ به عبارت ديگر، آنها به دو زبان متفاوت حرف مي‌زنند.

اين برداشت‌ها باعث سوء تفاهم شده و موجبات ناراحتي زن وشوهر را فراهم مي‌سازد، چرا که هر کدام ديگري را متهم مي‌کند و از تقصير خود بي خبر است. براي رفع سوء تفاهم بهتر است پيام جملات شما کامل و روشن باشد.

براي برقراري يک رابطه مفيد، همسران بايد در مسير صحبت يکديگر قرار گيرند. همسران بايد متوجه باشند که از گفت‌وگو اهداف متفاوتي دارند، پس نسبت به احساسات همسرشان بايد حساس باشند تا راه‌هاي مناسب ارتباط با وي را بيابند.

همچنین بخوانید:  باورهای مخرب در ازدواج (قسمت دوم)

با علاقه گوش بدهيد.

گوش دادن مهمترين مهارت ارتباطي است که مي‌تواند صميميت را به وجود آورد و باعث حفظ صميميت شود. تحقيقات نشان داده است که اختلاف مشهودي ميان مردان و زنان در زمينه گوش دادن وجود دارد.

زنان با ابراز کلمات پيام گوش کردن را به گوينده القاء مي‌کنند، در حالي که مردها توجه خود را به گفته‌ها به صورت سکوت کردن نشان مي‌دهند. به همين دليل برخي از زنان از بي‌توجهي همسرشان به حرف‌هاي آنان شاکي هستند، حال آنکه همسرانشان مدعي هستند که صحبت‌هاي آنان را شنيده اند.

زماني که به حرف‌هاي همسرتان خوب گوش مي‌دهيد، او را بهتر درک کرده و از ديدگاه او هم به مسائل نگاه مي‌کنيد و متوجه مي‌شويد که چرا همسرتان چنين مي‌گويد و چه مي‌کند.

فراموش نکنيد که گفت‌وگو مبادله اطلاعات و نقطه نظرهاست، بهتر است که به زبان خود و به طور خلاصه، درک و برداشت خود را از گفته‌هاي او بيان کنيد و نشان دهيد که به راستي گوش مي‌دهيد و همسرتان را از ترديد بيرون آوريد.

از گفتن جملات با فاعل «تو» خودداري كنيد.

آشنايي با مهارت‌هاي ميان فردي به تحقق روابط پايا و پردوام زوج‌ها کمک شاياني مي‌کند

صحبت‌هاي يکديگر را قطع نکنيد.

قطع صحبت، در کسي که صحبت او قطع مي‌شود، احساس نارضايتي ايجاد مي‌کند و فرد افکار منفي مانند «قلدر است فکر مي‌کند بهترين حرف از آن اوست» را در ذهنش پرورش مي‌دهد.

درحالي که اين فقط يک عادت ناپسند است و هيچ ارتباطي با خودمحوري و ساز مخالف زدن فرد ندارد و با طرز صحبت او مرتبط است؛ بنابراين توصيه مي‌شود با همسرتان در اين زمينه به گفت‌وگو بپردازيد و احساسات خود را هنگام وقوع اين رفتار بيان کنيد و شروع به تمرين حذف رفتار كنيد تا به تدريج اين عادت را از خزانه رفتارهايتان دور سازيد.

سعي کنيد ماهرانه سؤال کنيد.

نحوه پرسش سؤال بسيار مهم است. يک سؤال مي‌تواند آغازگر، ادامه دهنده و يا اتمام يک صحبت باشد. سؤال مفيد و حساب شده موجب تشويق افراد به ادامه گفت‌وگو مي‌شود، اما در مقابل يک سؤال بي موقع و کنايه دار، افراد را از ادامه گفت‌وگو باز مي‌دارد. هرگز سؤالتان را با کلمه پرسشي «چرا» آغاز نکنيد. بعضي مواقع کلمه «چرا» براي شنونده تداعي‌گر شماتت‌ها و سرزنش‌ها و اشتباهات گذشته است و گاهي هم به عنوان نمادي از بي اعتمادي و يا حتي سوءظن تلقي مي‌شود و حالت تدافعي در مخاطب ايجاد مي‌كند. در مورد رابطه ميان همسران اين نکته بسيار حائز اهميت است؛ لذا از طرح اين نوع سؤالات اجتناب کرده و سؤال را به شيوه‌هاي ديگري بپرسيد. مثلاً به جاي سئوال «چرا عصبي هستي؟» مي‌توان پرسيد «آيا مشکل پيش آمده که ناراحت به نظر مي‌رسي؟».

حرفتان را بزنيد، ولي از عبارات داوري کننده و انتقاد‌آميز اجتناب کنيد.

مثلاً به جاي اينکه بگوييد «تو هرگز در خريد خانه به من کمک نمي‌كني» بگوييد «اگر با هم به سوپر مارکت برويم بهتر نيست؟».

از توهين، تهمت، سرزنش، مقايسه منفي و تهديد بپرهيزيد.

از برچسب زدن خودداري کنيد.

برچسب‌ها (بي ملاحظه، عصبي،لجباز، و…) موجب ناراحتي و دلخوري طرف مقابل مي‌شود و نتيجه گفت‌وگو را منفي مي‌كند.

از مطلق گويي اجتناب کنيد.

به جملات زير توجه کنيد: «او هميشه دير مي‌کند»، «هرگز به اين موضوع اهميت نمي‌دهد». واژه‌هاي «هرگز» يا «هميشه» معمولاً اشتباه هستند. چرا که به ندرت کسي را مي‌توان پيدا کرد که همواره به طور يکنواخت به واکنش‌هاي محيطي پاسخ دهد.

ذهن خواني نکنيد.

به جاي همسرتان فکر نکنيد، احساس نکنيد، تصميم نگيريد، حرف نزنيد و… اکثر اوقات ذهن خواني اشتباه است و زمينه عصبانيت و دلخوري همسران را فراهم مي‌سازد. بهتر است در هر موضوعي که براي شما سؤال ايجاد مي‌شود، از همسرتان توضيح بخواهيد.

از گفتن «متأسفم» ترسي به دل راه ندهيد.

روابط زناشويي ايجاب مي‌کند که اگر خواسته و ناخواسته اسباب تکدر خاطر همسرتان را فراهم کرده‌ايد، در مقام پوزش برآييد و تأسف خود را به او اطلاع بدهيد.

زندگی رنگی با پورتال رنگی

Subscribe
Notify of
0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
View all comments