از بیماری مهرطلبی چه می دانید؟ - پورتال رنگی
از بیماری مهرطلبی چه می دانید؟
ما در بخش سلامت پورتال رنگی سعی می کنیم مطالب بروز در حوزه پزشکی و سلامت را برای شما کاربران عزیز گردآوری کنیم و در این مقاله برای شما خبری د رمورد بیماری مهرطلبی را گرداوری کرده ایم. با ما همراه باشید.
بیماری روانی مهرطلبی چه ویژگیهایی دارد؟
دکتر زهرا غلامی حیدرآبادی*: مهرطلبی هر نوع رفتاری است که با هدف خوب نشان دادن یا مهربان نشان دادن خود از کسی سر بزند یا وقتی است که اولویت اول ما خشنود نگهداشتن دیگران به هر قیمتی است. در این صورت رفتارهایی از ما سرمیزند که نشان از این دارد که خود ما اولویت اول خودمان نیستیم.
چند مثال واقعی را مطرح کنیم:
فرض کنید کارمند بانکی با حقوقی متوسط با چند نفر از دوستانش برای خوردن غذا به رستورانی میرود. در آخر کل صورتحساب را میپردازد و اجازه نمیدهد دوستانش در هزینه غذا سهیم شوند. دفعه بعد باز هم با همان جمع بیرون میروند و وقتی یکی از دوستان پیشنهاد میدهد که این بار او هزینه غذا را بپردازد، باز هم قبول نمیکند.
از نظر شما این رفتار خوب است یا بد؟ درست است یا نادرست؟ فکر میکنید چه اشکالی دارد؟ ما درباره یک رفتار، صرفنظر از نیت صحبت میکنیم. برخی میگویند این رفتار خوب است، به شرطی که دیگران ارزش آن را بدانند. این رفتار دقیقا مصداق بارز مهرطلبی است؛ من هر کاری میکنم بهشرطی که مردم قدر من را بدانند.
موقعیت دوم: خانمی قصد خوبی کردن دارد. همه فامیل و دوستان میدانند که میتوانند در هر کاری به او رجوع کنند، بچههای دوستان را نگه میدارد، در هر جشنی کمک میکند، حتی اگر لازم باشد برای مهمانیها سبزی پاک میکند. به عبارتی، این خانم به هر کسی که میشناسد و نمیشناسد، خدمترسانی میکند. به نظرتان این خانم، واقعا خوب است؟ فکر میکنید این کار چه اشکالی دارد؟

چه تفاوتی بین مهرطلبی و مهربانی وجود دارد؟
این جمله را بارها شنیدهایم؛ «بشکنه این دست که نمک نداره!» این حرف، بهخصوص از افراد افسرده زیاد شنیده میشود. آنها گله میکنند که من به همه خوبی کردهام، اما پاسخم بدی بوده است و کسی قدر مرا نمیداند. شاید مهمترین تفاوت مهربانی و مهرطلبی در این است که اولی، به فرد احساس رضایت درونی میدهد، در صورتی که دومی نوعی تحمیل است و به روان فرد صدمه وارد میکند.
مهربانی باید زمانی انجام گیرد که فرد گیرنده به آن نیاز داشته و درخواست کمک کرده باشد و این دومین تفاوت مهم بین مهربانی و مهرطلبی است. وقتی به کسی مهربانی کنیم که طالب آن است، هم در خودمان و هم در فرد مقابل احساس خوب و مثبت ایجاد میشود اما در مهرطلبی اصولا نیاز طرف دیگر مطرح نیست.
مثالی دیگر: زن و شوهر اختلاف پیدا میکنند. در چنین شرایطی ما به خودمان اجازه میدهیم درباره زندگی آنها کنجکاوی یا به عبارتی فضولی کنیم و برای زندگی دیگران نسخه بپیچیم. این نشانه بارز مهرطلبی است، حتی اگر نیت ما در این مداخله خیر بوده باشد.
نکته مهم دیگری که افراد مهرطلب آن را در نظر نمیگیرند این است که همیشه باید از آنچه ببخشیم که به قدر کفایت از آن داشته باشیم، مثلا اگر در جیب من 5هزار تومان باشد و از این مبلغ 3 هزار تومان آن را ببخشم، نام این کار را نمیشود مهربانی گذاشت. اگر من خودم انرژی روانی ندارم و خودم خوشحال نیستم ولی در فامیل سنگ صبور همه میشوم و در جمع به زور خودم را شاد نشان میدهم تا افراد دیگر را خوشحال کنم، این نشانه مهرطلبی است، نه مهربانی و نشانه سوم مهرطلبی است.
حتی رفتار براساس عرف را میتوان نمونهای از مهرطلبی دانست.
برگردیم به مثال اول: فردی صورتحساب دوستانش را میپردازد، اما اجازه نمیدهد آنها چنین کاری را برای وی انجام دهند. به عبارتی، آنها را مدیون خود نگه میدارد. اگر من واقعا قصد مهربانی داشته باشم، وقتی به کسی مهربانی میکنم، اجازه میدهم او هم در شرایطی جبران کند، اما اگر دنبال مهرطلبی باشم، سعی میکنم دیگران را مدیون خود نگه دارم تا همیشه فکر کنند من چه آدم خوبی هستم.
بعد از مطرح کردن این مثالها وقت آن میرسد که ببینیم مهرطلبی چه عوارض منفیای میتواند داشته باشد.
فکر میکنید مهرطلبی چه مشکلاتی ایجاد میکند؟
• اولین پیامد شوم روانی مهرطلبی، افسردگی و اضطراب است چون فرد این کار را میکند تا توجه بقیه را جلب کند و در نقطهای به این واقعیت میرسد که هرقدر خوبی کند، دلیل آن نمیشود که دنیا یا دیگران همانقدر به او خوبی کنند، پس دنیا را نامنصفانه قضاوت میکند وناامید میشود و این ناامیدی احساس عدم امنیت، افسردگی و اضطراب را به فرد القا میکند.
• عارضه دیگر مهرطلبی هدر رفتن منابع عاطفی، روانی و اقتصادی فرد است. لازمه مهرطلبی در بسیاری از موارد پنهانکاری است. چنین فردی نمیخواهد کسی بفهمد او خسیس است یا آدم بینظمی است یا به دیگران حسادت میکند. این کار اولا مدام فکر و انرژی روانی او را به خود مشغول میکند و درضمن بالاخره آنچه که با این همه زحمت دنبال پنهان کردنش بوده، یک جایی و روزی بالاخره بروز پیدا میکند و او آنچه که واقعا هست را نمیتواند برای مدتی طولانی، پشت مهرطلبی، پنهان کند.
نکته جالب اینجاست که مهربانی و مهرطلبی نمیتوانند کنار هم باشند. مهرطلبی باعث میشود دیگران بتوانند بر ما سلطه پیدا کنند. مجوز سلطه دیگران بر ما مهرطلبی ماست. مهرطلبی انتظار و توقع ایجاد میکند، حتی سالمترین آدمها بدون اینکه متوجه باشند از یک فرد مهرطلب سوءاستفاده میکنند. مهرطلبها اغلب شخصیت مقتدری ندارند و خصوصیت غالب در آنها، بزدلی است. گاهی رفتار پرخاشگرانهای هم که از آنها دیده میشود، درواقع نمود شخصیت غیرمقتدر آنهاست.
• یکی از عوارض بسیار بد مهرطلبی این است که ما را دچار خشم درونی میکند. تاثیر بسیار مخرب خشم درونی دردهای جسمانی با منشاء روانی (بیماریهای روانتنی) است. بسیاری از گرفتگیهای عضلانی، سوزش معده یا سردردها منشاء روانی دارند. خشم فروخورده سیستم ایمنی بدن را سرکوب میکند و یک سرماخوردگی ساده را به یک بیماری پیچیده تبدیل خواهدکرد.
• مهرطلبی باعث میشود نتوانیم از فرصتهای پیش رو استفاده کنیم، حتی نمیتوانیم با خیال راحت تفریح کنیم. مثلا اغلب ما ایرانیها پوشیدن لباس ناراحت را برای اینکه نشان بدهیم چه انسانهای شیکی هستیم، به راحتی و حرکات آزادانه ترجیح میدهیم، درصورتی که مردم کشورهای توسعهیافته، لباسهای راحت میپوشند و بدون توجه به قضاوت دیگران تنها میخواهند از مهمانی یا مسافرت یا هر جایی که میروند، لذت ببرند. این یک مثال خیلی ساده بود. ما به این دنیا آمدهایم تا خودمان تجربه کنیم. حتی در مواردی میبینیم افراد با انگیزه مهرطلبی تمایلات مذهبی از خود نشان میدهند و از ترس قضاوت اطرافیان رنگ عوض میکنند. نقاب، چاپلوسی، ریا، تزویر یا تعریفهای اغراقآمیز و بیمارگونه از دیگران که امروز در بسیاری از روابط و ادبیات اجتماعی ما رواج دارد، نوعی مهرطلبی است.
10 اصل بیماری مهرطلبی
با توجه به مثالهایی که زده شد، همه انسانها درجانی از مهرطلبی را در وجودشان دارند، اما راضی نگهداشتن دیگران به شکل بیمارگونه را میتوان در این 10 اصل خلاصه کرد:
1. همیشه باید مطابق توقعات دیگران عمل کنم. جایی که شما میخواهید توقع افراد دیگر را برآورده کنید، نام آن مهرطلبی است.
2. باید به هر قیمتی به همه کمک کنم.
3. همه باید به من توجه کنند. (درست است که ما به توجه افراد نزدیک و عزیزانمان نیاز داریم، اما نه به توجه همه.)
4. باید همیشه آدم خوبی باشم. ( به نظر ایدهآل است، اما عملی نیست.)
5. در شرایط یکسان دیگران بر من برتری دارند.
6. نباید کسی را از خود ناامید کنم.
7. باید همیشه باعث شادی دیگران شوم.
8. باید همیشه خود را شاد نشان بدهم،حتی اگر حال بدی داشته باشم.
9. باید همه را از خودم راضی نگه دارم. (این شدنی نیست، حتی پیامبران معصوم نیز همه را از خودشان راضی نگه نداشتهاند.)
10. نباید کاری کنم کسی از من دلخور شود.
چه میتوان کرد؟
اگر بخواهیم بختک مهرطلبی را از روحمان برداریم باید نسبت به برخی رفتارها هوشیار باشیم.
• لازم نیست همه را از خودمان راضی نگه داریم. اصل مهم، انجام کار درست است، نه رضایت دیگران.
• ما میتوانیم برای همه خوشایند نباشیم. میخواهیم در یک مهمانی لباس مورد علاقهمان را بپوشیم یا غذای مورد علاقهمان را بخوریم. اگر حق خودمان را از دست بدهیم، مهرطلبی است، درعوض تجاوز به حق دیگران پرخاشگری است.
• نباید کاری کنیم که کسی از ما دلخور شود. (ما کار درست را انجام میدهیم، صرفنظر از اینکه کسی ناراحت میشود یا نه.)
• بابت اعمالمان از دیگران انتظار نداشته باشیم.
• به توجه دیگران نیاز نداشته باشیم. بیشترین توجهی که هر انسانی به آن نیاز دارد، تایید و توجه خودش نسبت به خودش است. اینکه دیگران نسبت به رفتار ما، که در چارچوب قانون، اخلاق و احترام به جامعه است، چه فکری میکنند، اهمیتی ندارد.
• برای اینکه کسی از ما ناراحت نشود، خود را در تنگنا قرار ندهیم. مثلا به دلیل رودربایستی پولی را به کسی قرض بدهیم که خودمان به آن نیاز داریم.
• به دیگران فرصت دهیم خوبیهایمان را جبران کنند.
• ارزش ما بهعنوان یک انسان، به خوبیهایی که به دیگران میکنیم، ربطی ندارد. ارزش ما اول به انسان بودنمان و بعد به خصایل انسانیمان مربوط است. کمک به خیریه یا درس خواندن نباید باعث توجه مردم به ما شود.
• ما بهعنوان انسانهایی خوب و مهربان، میتوانیم به همه خوبی نکنیم و برای خوبی کردن به دیگران، انتخاب کنیم.
مریم حناسابزاده، دکترای روانشناسی مشاوره

انتخابات و روابط خانوادگی
این روزها انتخابات ریاستجمهوری به بحث داغی تبدیل شده و مردم از هر فرصتی استفاده میکنند تا در مورد کاندید مورد علاقه خود با همسر، فرزند، برادر، خواهر، دوست و… صحبت کنند تا به هدف خود برسند اما در تبادلات افکاری بین مردم همیشه مشکلات و نقصهایی وجود دارد که گاهی به اختلاف عقیده بین آنها منتهی میشود. اگر بخواهیم از دیدگاه روانشناسی به این موضوع نگاه کنیم، تعاملات افکاری راه و روشهایی دارد که اگر همه افراد جامعه بتوانند چنین مهارتهایی را بیاموزند در زندگی مشترک، اجتماع و… موفق خواهند بود.
ابتدا باید به مهارت گوش کردن توجه کنید. گوش کردن لازمه ارتباط و تعامل سالم بین افراد و به معنای دقت و تمرکز روی گفتوگوی دیگران است. در این مهارت افراد باید بیاموزند که فقط دنبال جواب دادن نباشند. متاسفانه این کار یعنی داشتن جواب آماده در هر بحثی که منجر به سوءتفاهم میشود.
اگر متوجه منظور کسی نمیشوید، بهترین راه این است که بدون طعنه و کنایه و با لحن معتدل در مورد منظور فرد سوال کنید.
قضاوت و ذهنخوانی را کنار بگذارید. قضاوت و ذهنخوانی منبع بسیاری از سوءبرداشتهاست. سوءبرداشت، درک ما را از مطلب منحرف و قضاوتی ناعادلانه ایجاد میکند و این کار باعث شکلگیری اختلافات زیادی بین افراد میشود.
همه افراد عقایدی دارند و باید سعی کنید به آنها احترام بگذارید. در واقع، با این کار حقوق دیگران را هم محترم شمردهاید. از برچسب زدن بپرهیزید. لقب دادن، به سرعت بحث را به سوگیری سوق میدهد و به اختلاف عقیدهها شدت میبخشد. این کار ارتباط بینفردی یا گروهی را خدشهدار میکند.
باید به هدف مشترک توجه کنید. در رایگیریها همه گروهها هدف مشترکی با عنوان خدمت کردن به مردم دارند ولی قطعا سلیقههای متفاوتی وجود دارد که بعضی از آنها گروهی از مردم را بیشتر جذب میکند. نگاه کلی به هدف خدمت به مردم قسمت مثبت موضوع محسوب میشود. ممکن است روشهای یک یا دو جناح را قبول نداشته باشید ولی این موضوع نباید باعث شود حساسیت نشان دهید و سعی کنید طرف مقابل را قانع کنید. شما نمیتوانید همه افراد را قانع کنید و عقاید آنها را همسو و موافق با عقاید خودتان جهت دهید، حتی اگر آن افراد اعضای خانوادهتان باشند پس باید یاد بگیرید به عقاید یکدیگر احترام بگذارید.
بهتر است از کنار موضوعات بحثبرانگیز عبور کنید و انتظار تفاهم کلی نداشته باشید و در مورد موضوعاتی که با دیگران وجه اشتراک دارید، صحبت کنید.
وقتی میدانید اختلاف سلیقه زیاد است باید به این نکته توجه کنید که اگر موضوع باعث تخریب ارتباط سالم بین اعضای خانواده یا دوستان میشود، از وارد شدن به چنین مباحثی بپرهیزید.
*روانشناس و مشاور، عضو هیاتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی
چطور مهر طلب بودن را از بین ببریم
مهر طلب، کسی است که نیازمند و محتاج مهر دیگران و تایید آنهاست چون نیاز نوازشی او در دوران کودکی به درستی پاسخ داده نشده است. نیاز به محبت، عشق بی قید و شرط، تایید و توجه والدین و دیگران از نیازهای اصلی کودکان است و زمانی که این نیازهای کودک نادیده گرفته می شود و والدین نمی توانند پاسخ سالم سازنده، درست و به جایی به این نیازها بدهند، الگوهای رفتاری تاییدطلبانه و مهرطلبانه را در درون او به شدت تقویت می کنند.
در این شرایط فرد برای گرفتن مهر دیگران حاضر است دست به انجام هر کاری بزند. درواقع آنچه که به عنوان نیاز عاطفی در کودکی وجود داشته، به خوبی از سوی پدر و مادر ارضا نشده و به این ترتیب این فروخوردن ها و سرکوب شدن نیازهای عاطفی در کودک، او را به سوی مهرطلبی سوق داده است.
آیا تا به حال با افرادی برخورد کرده اید که مدام به توجه دیگران نیاز دارند و حاضرند محبت شان را به نوعی گدایی کنند؟ نوجوان هایی را دیده اید که برای به دست آوردن تایید و محبت دیگران و حتی دوستان شان حاضرند خودشان را به آب و آتش بزنند و توی دردسر بیندازند مبادا که توجه طرف مقابل را از دست بدهند یا تنها بمانند؟ تا به حال چیزی در مورد اختلال مهرطلبی شنیده اید؟ به راستی مهرطلبی چیست؟ و کدام یک از رفتارهای والدین در کودکی و نوجوانی، فرد را به این اختلال مبتلا می کند؟
چطور مهرطلب ها را بشناسیم؟
افراد مهرطلب معمولا با افراد مهربان اشتباه گرفته می شوند چون از آن تیپ آدم هایی هستند که می خواهند دائما به دیگران کمک کنند و برای این کار حاضرند حتی از خودشان هم بگذرند و هر سختی را به جان بخرند. آنها معمولا نمی توانند به کسی نه بگویند و هر کاری می کنند تا آنچه که افراد مختلف از آنها خواسته اند انجام دهند. این افراد به توجه و محبت دیگران نیاز شدیدی دارند و به شدت از تنها ماندن از سوی دیگران واهمه دارند. درواقع افراد مهرطلب به شدت به دیگران وابسته هستند و معمولا اعتماد به نفس پایینی دارند که رفتارشان را تقویت می کند.
مهرطلبی نتیجه عدم سلامت روانی پدر و مادر است
آسیب مهرطلبی اختلالی است که از پدر و مادر ناآگاه به فرزندشان رسیده است. البته آنها این کار را به صورت غیرعمد انجام داده اند که دلیل آن عدم آگاهی نسبت به نیازهای واقعی فرزندشان و نداشتن شرایط پدر یا مادر شدن است. والدینی که فرزندشان را مهرطلب تربیت می کنند، از سلامت روانی لازم برای چنین مسئولیت بزرگی، برخوردار نبوده اند و از اطلاعات و آموزش های مناسب برای فرزندداری بی بهره بوده اند و همین ناآگاهی شان باعث شده که امروز فرزندشان برای نفس کشیدن دهم نیازمند توجه، تایید و مهر دیگران باشد.
در نتیجه تربیت غلط و رفتارهای نادرست پدر و مادر، فرد مهرطلب نمی تواند از زندگی لذت ببرد زیرا روانش آسیب دیده است. او دنیا را مکان بدی می داند چون احساس می کند که خودش نیست که سبک زندگی اش را انتخاب می کند و خودش را نسبت به زندگی کنونی خود مسئول نمی داند.
وقتی محبت را از مهر طلب دریغ می کنید
مهرطلب، کسی است که نیازمند و محتاج مهر دیگران و تایید آنهاست چون نیاز نوازشی او در دوران کودکی به درستی پاسخ داده نشده است. نیاز به محبت، عشق بی قید و شرط، تایید و توجه والدین و دیگران از نیازهای اصلی کودکان است و زمانی که این نیازهای کودک نادیده گرفته می شود و والدین نمی توانند پاسخ سالم سازنده، درست و به جایی به این نیازها بدهند، الگوهای رفتاری تاییدطلبانه و مهرطلبانه را در درون او به شدت تقویت می کنند.
در این شرایط فرد برای گرفتن مهر دیگران حاضر است دست به انجام هر کاری بزند. درواقع آنچه که به عنوان نیاز عاطفی در کودکی وجود داشته، به خوبی از سوی پدر و مادر ارضا نشده و به این ترتیب این فروخوردن ها و سرکوب شدن نیازهای عاطفی در کودک، او را به سوی مهرطلبی سوق داده است.
وقتی ما به عنوان پدر و مادر کودکمان را به هر دلیل و به خاطر هر کاری توبیخ می کنیم یا به ندرت کارهایش را تایید می کنیم، این احساس را در او به وجود می آوریم که همه تقصیرها و اشتباهات به گردن اوست. در نتیجه او را دچار استرس می کنیم و به این ترتیب هر روز او را بیشتر به سمت چاه مهرطلبی هل می دهیم.
انگشت اتهام به سمت اجتماع
وقتی با فرد مهرطلب مواجه می شویم، قرار نیست فقط انگشت اتهام مان را به سمت والدین بگیریم و رفتارهای نادرست آنها را عامل بروز این اختلال شخصیتی بدانیم بلکه گاهی وقت ها این جامعه است که نسلی را مهرطلب می کند.
نقش اول اجتماع آموزشی است که باید به پدر و مادر بدهد. مفهوم آموزش از این نظر برای والدین اهمیت دارد که بدانند فرزندپروری کار بسیارسختی است. در بسیاری از موارد کودک در خانواده ای به دنیا می آید که تک فرزند است و به همین دلیل والدین تجربه تربیت و برخورد با کودک را ندارند و نمی دانند چطور باید عشق و محبت خود را به صورت بی قید و شرط به فرزندشان بدهند.
در اینجاست که نقش آموزش هایی که اجتماع به والدین می دهد، بسیار پررنگ شده و نقش جامعه و مسئوین برای بالا بردن سطح روانی والدین، اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند. چون همان طور که قبلا گفته شد، مهم ترین دلیل مهرطلب شدن کودک، رفتار والدین نسبت به اوست. هرچه سلامت روان والدین بالاتر نسبت بالاتر باشد و کودک شان را طرد نکنند، پرخاشگر نباشند، عشق شان را شرطی نکند و… میزان مهرطلبی هم در کودکان به شدت کاهش پیدا می کند.
نحوه برخوردهای اجتماعی با کودکان نیز یکی دیگر از عوامل اصلی مهرطلب شدن آنهاست. کودکان بخش مهمی از روز خود را در مدرسه می گذرانند و با ناظم و معلم و… در تماس مستقیم هستند. بنابراین وقتی کودکی در مدرسه طرد می شود یا ویژگی های فردی اش نادیده گرفته می شود، به احتمال بیشتری در آینده به آدمی مهرطلب تبدیل می شود که با این کار هم خودش را آزار می دهد و هم اطرافیانش را.
کودک باید در مدرسه یاد بگیرد که اگر به دیگران محبت می کند نباید در مقابل، انتظار محبت داشته باشد یا محبت را گدایی کند. همچنین کودک باید دوست داشتن خود را یاد بگیرد و بیشتر به خودش تکیه کند و بداند که چطور نباید از نظر عاطفی به دیگران وابسته شود و دقیقا به دلیل نبود این آموزش ها در جامعه و خانواده است که امروز شاهد شیوع بیش از حد مهرطلبی در اجتماع هستیم.
درون مهرطلب ها پر از خشم و کینه است
مهرطلب ها در رابطه با همسر و فرزندان خود یا در تعامل با والدین شان آسیب پذیرتر هستند. این افراد نمی توانند به خواسته های دیگران نه بگویند پس خشم را درون خودشان می ریزند و در عوض لبخند می زنند و کاری را که از آنها خواسته شده انجام می دهند. این افراد برای همه اطرافیان خود بیش از حد کامل هستند اما درون شان پر از کینه و خشم و ناراحتی است که پشت نقاب آرامش پنهان شده است.
مهرطلب ها مظلومند؟
ممکن است افراد مهرطلب با مظلوم اشتباه گرفته شوند. البته این افراد به نوعی مظلوم هستند اما مشکل اصلی اینجاست که دیگران آن ها را به الگو تبدیل می کنند. یعنی یک فرد مهرطلب به دلیل نوع رفتارهایی که در خانواده بروز می دهد، به الگوی رفتاری تبدیل می شود و همه می خواهند فرزندشان مانند فلانی باشد که مهربان است و اصلا نه نمی گوید! در حالی که اختلال شخصیت مهرطلبی در وجود او نادیده گرفته می شود.
مادری را تصور کنید که در دوران کودکی اش توجه کافی ندیده و حالا مادری مهرطلب است. فرزندان این زن هم با مشاهده مستقیم رفتارهای مادرشان این ویژگی را پیدا کرده اند و به این ترتیب این سیکل معیوب را تکرار می کنند.
زندگی رنگی با پورتال رنگی






رندگی ها بر اساس احترامات و محبتها قابل تحمل میشه . حتی اگر یک فردی که ناراحت است اما سعی میکند اطرافیان را خوشحال کند حتی شده با یک حرف دلگرم کننده این خیلی خوب است . او نمی خواهد ناراحتی خود را به دیگران منتقل کند .سیستم انسان بگونه ایست که محتاج محبت و احترام است .با دیدن اینهاست که انسان حالش خوب میشه .شاید کسی با داشتن 5000 تومان سه تومان به طرف مقابل قرض دهد که میتونه بنا به دلائل دیگری این کار را کرده باشه .انسانها دوست دارند دیگران در موردشان حس خوبی داشته باشند و… بیشتر بخوانید »