چرا مردان در کارهای منزل کمک نمی کنند؟! - پورتال رنگی
کمک در کارهای منزل
ما در بخش روانشناسی و موفقیت پورتال رنگی برای شما همرهان عزیز مطالب مورد نیاز در زندگی روزمره که شاید نسبت به آنها حساسیت کمتری داریم، را گردآوری و منتشر می کنیم. در این مقاله برای شما در مورد همکاری زن و شوهر در کارهای خانه صحبت کرده ایم.
خیلی از آقایان کاری را انجام نمی دهند چون بلد نیستند. همسر شما هم دل به کارهای خانه نمی دهد؟ از کدام دسته است؟ آن ها که رسما اعلام می کنند که دست به سیاه وسفید نمی زنند، یا آن ها که به بهانه های مختلف وقت می خرند و از زیر کار در می روند تا وقتی که دیگر اوضاع بحرانی شود و کار را انجام دهند؟ یا این که آن قدر معطل می کنند یا دسته گل به آب می دهند که شما ترجیح بدهید خودتان کارها را انجام بدهید؟ فکر می کنید چرا؟
کارهای خانه را بلد نیستند
شاید سخت باشد که باور کنید، ولی واقعیتش این است که خیلی از آقایان کاری را انجام نمی دهند چون بلد نیستند. آقایان به اندازه خیلی از خانم ها در خانه پدر و مادرشان تمرین نداشته اند و مثلا در شستن ظرف ها، تکنیک هایی که خانم ها بلدند را بلد نیستند و دستشان حسابی کند است. درنتیجه کاری که یک خانم در ده دقیقه انجام می دهد را یک ساعته انجام می دهند تازه با کلی خستگی. تازه غر هم می خورند که چرا این قدر طولش می دهند یا این که چرا از روش های بهتری استفاده نمی کنند. خب بلد نیستند!
اگر مسئله خانه شما هم همین است، بهتر است آقا خیلی روراست بخواهد که روش سریع تر و ساده تر کارها را یاد بگیرد و خانم هم خیلی باحوصله به او یاد بدهد. بعد هم زمان کافی برای تمرین هست. یادتان باشد این مشارکت به نفع هردوی شما و درنهایت به نفع فرزندتان است. پس ازآن به عنوان ابزاری برای اذیت کردن هم استفاده نکنید. خانم ها شیطنت نکنید، هوس نکنید در مهمانی تعریف کنید که همسرتان چه کاری را بلد نبوده، هرچقدر هم که به نظر خودتان بامزه باشد!

یادشان می رود
باور کنید، خیلی از آقایان چون عادت به کار خانه ندارند، یادشان می رود که باید کارهای خانه انجام شود. مثلا تا انبوه ظرف کثیف روی اعصابشان نرود، دست به ظرف ها نمی زنند. تا وقتی یک نیمروز کامل دنبال وسایلشان نگردند، متوجه نمی شوند که روی میزشان بازار شام شده و خلاصه، مثل خانم ها حواسشان به کارهای خانه نیست. وقتی این دسته از آقایان همسر خانم هایی می شوند که انتظار دارند مرد خودش بفهمد و دوست ندارند دائم تذکر بدهند، اوضاع خراب می شود.
البته مگر آدم چقدر می تواند تذکر بدهد و یادآوری کند؟ پس چاره چیست؟ بهترین کار این است که یک برنامه ریزی درست وحسابی داشته باشید. اگر کارهای خانه و کارهای هر دوی شما در طول روز برنامه مشخصی دارد، می توانید یک برنامه ریزی هفتگی داشته باشید. مثلا معلوم باشد که چهارشنبه ها عصر وقت مرتب کردن میز کار است.
اگر برنامه این قدر مشخص نیست یا این که خودتان دوست ندارید مثل مدرسه برنامه هفتگی داشته باشید، یک تابلو در خانه نصب کنید، جایی که هر دو ببینید، مثلا در آشپزخانه. یک تخته وایت بورد کوچک یا حتی یکی از شیشه های خانه که رو به نورگیر است می تواند گزینه خوبی باشد. بعد هر دو، هرروز هر کاری که به ذهنتان رسید در خانه باید انجام شود را روی آن بنویسید. این طوری هر زمان که هرکدام وقت خالی پیدا کنید، می توانید یکی از آن کارها را انجام دهید و جلوی آن یک تیک بزنید یا رویش خط بکشید. بودن این تخته یا شیشه یا هر جایگزینی که برای آن پیدا کنید یادآور خوبی است. وقتی آدم یک کار را ببیند که دو سه روز است روی تابلو مانده، آن را انجام می دهد، غر و نق هم در کار نیست.
وظایف زوج ها
بسیاری از آقایان از انجام رفتاری که آن را زنانه می دانند هراس دارند.
فکر می کنند کار خانه زنانه است
ازآنجاکه متاسفانه کم نیستند آقایانی که با نسبت دادن زنانه بودن به یکسری از کارها، ویژگی ها و رفتارها، آن کارها را در بین دوستان خود تحقیر می کنند، بسیاری از آقایان از انجام رفتاری که آن را زنانه می دانند هراس دارند. آن ها می ترسند بقیه به آن ها بگویند زن ذلیل، ضعیف، مردی که کارهای زنانه انجام می دهد و …
آقایان محترم! اگر ته ذهنتان چنین نگرانی دارید، بهتر است با خودتان روراست باشید. به خودتان دروغ نگویید و این نگرانی را در عمق ذهنتان کشف کنید. بعد یک بار دیگر به آن نگاه کنید و ببینید آیا واقعی است یا یک ترس قدیمی است که از دوران نوجوانی به جای مانده. الان شما خانواده دارید و دیگر لازم نیست نگران تایید یا عدم تایید همسالان خود باشید. شما تعیین می کنید مسیر و روش زندگی تان چه باشد و کسی نمی تواند روی این تصمیم تاثیر بگذارد، مگر این که این اجازه را به او بدهید. خانم های عزیز هم در این مورد جلوی زبانشان را می گیرند و مردشان را تحقیر نمی کنند. اگر خواست خودش در این مورد با شما درد دل کند، می توانید به او روحیه بدهید و استقلالش را تحسین و تشویق کنید.
کار خانه را کار خودشان نمی دانند
همان طور که خیلی از خانم ها در خانه هایی بزرگ شده اند که یاد گرفته اند همه کارهای خانه با زن است، آقایان زیادی هم در چنین خانه هایی بزرگ شده اند و تصورشان این است که کارهای خانه بر عهده زن است، حتی اگر خانمشان بیشتر از آن ها بیرون از خانه مشغول و گرفتار باشد. آقایانی که این طور فکر می کنند، تغییر نظر نمی دهند مگر این که خودشان بخواهند. مگر نه؟ پس، آقایان محترم، لطفا یک بار دیگر به این موضوع فکر کنید و ببینید این باور شخصی خودتان است یا این که فقط این طور یاد گرفته اید. خانم ها یادتان باشد در این مورد، صحبت کردن به همسرتان کمک می کند تا باور واقعی خودش را پیدا کند و در مورد تغییر نظرش تصمیم بگیرد. با غر زدن یا دعوا کردن، فقط اوضاع بدتر می شود.
می توانید زمان هایی که خودتان دو نفر هستید، بدون این که دیگران، به خصوص والدینتان یا فرزندانتان بخواهند تیم دفاع از یکی از طرفین تشکیل بدهند و اوضاع را خراب تر کنند، درباره این موضوع صحبت کنید و به هم کمک کنید نقطه نظر یکدیگر را بهتر درک کنید. خانم ها فکر نکنید که به مرورزمان خودش از پشت چشم نازک کردن شما می فهمد، نه، اصلا آدمیزاد زبان را برای همین اختراع کرد، وگرنه که همه با اشاره و رفتار منظورشان را به هم می رسانند
روانشناسی همکاری در منزل !
پدر تماشاچی پسر تماشاچی
قبل از هر چیز میخواهیم کمی به عقب برگردیم، یعنی زمانی که مردان امروز پسربچهای بیش نبودند و در خانه پدری شاهد فعالیت بیپایان مادر در خانه و استراحت پدر بودند. پدران و مردان امروز که حالا به احتمال زیاد خودشان هم مرد خانه هستند مردانی بودهاند بیاعتقاد نسبت به کارکردن مرد در خانه.
از نگاه آنها وظیفه مرد کارکردن و به قول خودشان جان کندن در بیرون خانه است و وظیفه زن هم اداره امور منزل، از شستن و پختن گرفته تا جمع و جور کردن بچهها. این نوع تقسیم وظیفهکردن در فرهنگ ما موضوعی جا افتاده است، بویژه در زمانی دورتر از امروز که ما مشغول حرف زدن درباره آن هستیم.
در خانههایی که چنین فرهنگی در آنها حاکم است زن که مادر خانه باشد همیشه مشغول کار و تلاش است و کمتر لحظهای دیده میشود که او دست روی دست بگذارد و استراحت کند. مرد هم که پدر خانه است برای امرار معاش تلاش میکند، اما برگ برندهاش این است که دست کم وقتی پا به خانه میگذارد اسباب رفاه و آسایش او فراهم است. مرد در فرهنگ ما وقتی به خانه میرسد خدمات میگیرد، در حالی که زن همواره در حال خدماتدهی است.
طبیعی است مرد خانه که استراحت را حق خود میداند چشم انتظار رسیدن چای، میوه و آب میماند و در حالی که مشغول خوردن است به فکرش خطور نمیکند زنی که در آشپزخانه مشغول کار است نیز خسته است و بیانصافی است اگر مسلسلوار از او تقاضا داشته باشیم.
در این میان تکلیف ظرفهای کثیف حاصل از ناهار و شام هم مشخص است و شکی نیست که آنها سهم زن است. حالا تصور کنید در چنین شرایطی پسر خانه از چه کسی الگو میگیرد؛ خب معلوم است از پدرش، چون علم روانشناسی ثابت کرده که کودکان رفتارها را از طریق دیدن یاد میگیرند و وقتی هم که شخصیتشان در کودکی شکل بگیرد احتمال تغییر آن در بزرگسالی خیلی کم است.
مادران بیتقصیر نیستند
وقتی از پسر تماشاچی حرف میزنیم منظورمان همان جنس مذکری است که چه در خانه پدری باشد و چه تشکیل خانواده بدهد و خودش مرد خانه بشود، نسبت به امور منزل بویژه شستن ظرفها بیاعتناست، چون میداند زنی در خانه است که همه کارها را پیش میبرد؛ زنی که فقط وظیفهاش را انجام میدهد و تازه اگر کارهایش را خوب به پایان ببرد زنی مثل مادر شوهرش شده است.
گفته بودیم پسرانی که چنین تفکری دارند این را از پدرشان آموختهاند، اما بیانصافی است اگر فقط از پدران حرف بزنیم و به مادران اشاره نکنیم. منظورمان آن دسته از مادرانی است که هنوز هم فکر میکنند کار خانه مخصوص دخترهاست. به گمان آنها برای مرد ننگ است اگر در خانه کار کند یا به خفتی چون ظرف شستن تن بدهد.
از دید این مادران که مادران شوهران امروز هستند اگر پسر در خانه خودش کار کند یعنی عروسی تنبل در خانه است که کارها را به دوش شوهر میاندازد. همین است که برخی مادرشوهرها و عروسها بر سر این موضوع آبشان در یک جوی نمیرود و نسبت به هم دل چرکین هستند.
وقتی از عیوب مادران میگوییم حتما باید از عیوب همسران هم بگوییم، چون مردان زیادی وجود دارند که نسبت به کارهای خانه علاقه نشان میدهند، اما وسواسهای زن خانه آنها را پس میزند و از انجام هر کمکی منصرف میکند. برخی زنها، مردها را به تمیزی نمیشناسند، یعنی فکر میکنند آنها کارهای خانه را سرسری انجام میدهند و اگر ظرف یا رختی بشویند فقط کار زن را چند برابر میکنند.
از دید این زنها، مردها نمیتوانند چربی ظرفها را خوب از بین ببرند، برای همین بهتر است که هیچ وقت اسکاچ به دست نشوند و کمتر نزدیک آشپزخانه و دم دست زن خانه ظاهر شوند. اما این اشتباه است، این طرز تفکر فقط مردان را از کار خانه و همکاریکردن با همسر دلسرد میکند، برای همین است که میگوییم دید برخی زنها نسبت به تواناییهای مردان نیاز به اصلاح دارد.
زن چه کاره است، مرد چه کاره؟
اگر چند دهه قبل بود خیلی راحتتر میشد گفت که کدام کار وظیفه زن است و کدام کار وظیفه مرد، اما حالا که خیلی از زنها مانند مردها در بازار کار هم حضور دارند و بیشتر انرژی خود را در بیرون خانه صرف میکنند، درباره تفکیک وظایف باید محتاطتر قضاوت کرد.
در همه دنیا و در همه فرهنگها خانهداری را وظیفه زن میدانند، در فرهنگ ما هم اینچنین است، حتی اگر زنی بیرون از خانه کار کند و همزمان با شوهر یا حتی دیرتر از او به خانه برسد. شاید هم اینگونه تفکیک وظیفهکردن دور از منطق نباشد، چون جنس، روحیات و توانایی زن به گونه است که برای ادارهکردن امور خانه مناسبتر است، اما این حرف هرگز به این معنی نیست که مردان امروز هم مثل نسلهای قبل باید تماشاچی باشند و از زنی که در بیرون خانه بیشتر انرژیاش را صرف حضور موفق در اجتماع کرده در خانه نیز از جان مایه بگذارد و به خانواده خدمت ارائه کند.
البته ناگفته نماند بیشتر زنان شاغل به علت محدودیت زمانی، توان ویژهای در انجام کارها دارند به طوری که هم به شغلشان میرسند و هم به امور خانه و تازه آنهایی که نمیخواهند بهانه به دست شوهر یا سایر عیبجویان فامیل بدهند کارهای منزل را با تدبیر بیشتری پیش میبرند که البته جای تحسین دارد.
ولی با این حال زن خانه هر چقدر هم که توانا و پرتلاش باشد باز نیاز به کمک و همراهی دارد و این دقیقا آن چیزی است که برخی مردان به آن اعتقاد ندارند. در میان کارهای خانه نیز ظرف شستن چالشیترین موضوع است که اکثر قریب به اتفاق مردان علاقهای به آن ندارند.
البته این هم ناگفته نماند که مردان با محبت زیادی نیز هستند که نهتنها ظرف شستن را وظیفهای اشتراکی میان خود و همسر میدانند، بلکه در بقیه کارها نیز حضوری فعال دارند و کانون خانوادهشان را با حس مسئولیتپذیری گرم نگه میدارند.

وظایف مردانه، وظایف زنانه
اگر چند دهه قبل بود خیلی راحتتر میشد گفت که کدام کار وظیفه زن است و کدام کار وظیفه مرد، اما حالا که خیلی از زنها مانند مردها در بازار کار هم حضور دارند و بیشتر انرژی خود را در بیرون خانه صرف میکنند، درباره تفکیک وظایف باید محتاطتر قضاوت کرد.
در همه دنیا و در همه فرهنگها خانهداری را وظیفه زن میدانند، در فرهنگ ما هم اینچنین است، حتی اگر زنی بیرون از خانه کار کند و همزمان با شوهر یا حتی دیرتر از او به خانه برسد. شاید هم اینگونه تفکیک وظیفهکردن دور از منطق نباشد، چون جنس، روحیات و توانایی زن به گونه است که برای ادارهکردن امور خانه مناسبتر است، اما این حرف هرگز به این معنی نیست که مردان امروز هم مثل نسلهای قبل باید تماشاچی باشند و از زنی که در بیرون خانه بیشتر انرژیاش را صرف حضور موفق در اجتماع کرده در خانه نیز از جان مایه بگذارد و به خانواده خدمت ارائه کند.
البته ناگفته نماند بیشتر زنان شاغل به علت محدودیت زمانی، توان ویژهای در انجام کارها دارند به طوری که هم به شغلشان میرسند و هم به امور خانه و تازه آنهایی که نمیخواهند بهانه به دست شوهر یا سایر عیبجویان فامیل بدهند کارهای منزل را با تدبیر بیشتری پیش میبرند که البته جای تحسین دارد.
ولی با این حال زن خانه هر چقدر هم که توانا و پرتلاش باشد باز نیاز به کمک و همراهی دارد و این دقیقا آن چیزی است که برخی مردان به آن اعتقاد ندارند. در میان کارهای خانه نیز ظرف شستن چالشیترین موضوع است که اکثر قریب به اتفاق مردان علاقهای به آن ندارند. البته این هم ناگفته نماند که مردان با محبت زیادی نیز هستند که نهتنها ظرف شستن را وظیفهای اشتراکی میان خود و همسر میدانند، بلکه در بقیه کارها نیز حضوری فعال دارند و کانون خانوادهشان را با حس مسئولیتپذیری گرم نگه میدارند.
کاری با هزار فایده
ظرف شستن مردان در خانه را میشود به شکل دو دست دید که سیم و اسکاچ به دست میگیرد و ظرفها را آغشته به مایع ظرفشویی و مملو از کف میکند و بعد آنها را زیر شیر آب میشوید و در جای مخصوص قرارشان میدهد. اما همین کار را میشود به شکل دو دست مهربان دید که به علت علاقه به همسر با وجود همه خستگیهایش روی دو زانو قرار میگیرد و بلند میشود و به سمت آشپزخانه میرود.
مردی که در خانه کار میکند بویژه مردی که حاضر میشود ظرفها را بشوید و از این طریق راهش را از بسیاری از هم جنسهای خود جدا کند، انسان قابل احترام و قدردانی است نه به این علت که کار همسر را سبک میکند، بلکه به این علت که او مردی متعهد به زندگی است، کسی که همه سازهای مخالف علیه خود را میشنود، اما به حرفهای بیاساس اهمیت نمیدهد، کسی که میداند زن خانه، پیشخدمت شوهر و فرزندان نیست و او هم نیاز به استراحت، احترام و همدلی دارد.
چنین مردی کسی است که برای خود در جمع خانواده، جایگاه قائل است که یک روز باید در کارهای فنی ظاهر شود و روزی در کاری که به ظاهر زنانه به نظر میرسد. چنین مردی از روی ترس ظرف نمیشوید، بلکه با اسکاچی که به دست دارد قلب همسرش را جلا میدهد و او را خوشحال میکند از این که شوهری چنین همراه دارد، مردی که میداند در خانه وظیفهای بالاتر از خوردن و ریختن و پاشیدن دارد.
مردی که در خانه کار میکند شاید خودش نداند که چطور در قلب همسرش جا باز میکند و در ازای زحمتی که میکشد چه سرمایهای به دست میآورد. سرمایه این مردان، محبت همسر، رضایت قلبی، دوستی، همدلی و همراهی است که ناخودآگاه به فرزندان هم منتقل میشود و این یعنی حس خوب خوشبختی که نتیجهاش به آرامش رسیدن همه اعضای خانواده است.
مردم چه میگویند؟
فرهنگ ما فرهنگی دهنبین است یعنی همیشه منتظر است ببیند مردم چه میگویند. مردم در ذهن ما تودهای ناشناسند که هویتشان دقیقا معلوم نیست، اما همیشه کارهای ما را رصد میکنند و دربارهمان نظر میدهند. در مورد کارکردن مردها در خانه هم همینطور است یعنی به محض این که فامیل متوجه شوند مردی در کارهای خانه به همسرش کمک میکند به قضاوتکردن مشغول میشوند.
این قضاوتها طیف وسیعی را نیز شامل میشود؛ از بهترین و تحسینبرانگیزترین حرفها تا بدترین و تندترین قضاوتها. آنهایی که تحسین میکنند، میتوانند جزو فامیل دور یا نزدیک زوجها باشند، آنهایی که مذمت میکنند نیز میتوانند از هر دو گروه باشند.
پس این که مثلا میگوییم برخی مادرشوهرها با کارکردن پسرشان در خانه مشکل دارند به این معنی نیست که مادر زنها اینگونه نیستند یا این که مثلا همه اقوام مرد با کارکردن پسری از فامیل خود مشکل دارند یا همه اقوام زن طرفدار شوهر پرکار دختر فامیل خود هستند.
اما اگر از موارد استثنا و گروههای اقلیت صرفنظر کنیم، به طور کلی چند گروه با کارکردن مرد در خانه بویژه رفتن او در آشپزخانه و بستن پیشبند و شستن ظرف مخالفند. گروه اول مادر و پدر پسر هستند. آنها کار خانه را وظیفه عروس میدانند و ناراحت میشوند از این که پسرشان را مشغول ارائه خدمات ببینند.
گروه دوم، مادر و پدر دختر هستند، مادر از این بابت که فکر میکند مردم دخترش را چشم میزنند و پدر از این بابت که باید غرغرهای همسر و مقایسهشدنهای دائمیاش با داماد را بشنود. این پدر زنها، داماد پر کار در خانه را تهدیدی برای صلابت خود میدانند و به همین علت سعی میکنند با هر روش ممکن او را از کارکردن در خانه منصرف کنند.
وضع برادر عروس و داماد هم تقریبا اینگونه است چون وقتی داماد مقابل چشم همگان ظرف میشوید این توقع را در همسران آنها ایجاد میکند که شوهران آنها هم باید چنین رفتاری در خانه داشته باشند یعنی توقعی که برادران حاضر به برآوردهکردن آن نیستند.
از اینها که بگذریم بقیه افراد فامیل، دوستان و آشنایان هم تقریبا با توجیهات مشابه، قضاوتهای مشابهی در این باره دارند که البته نباید کتمان کرد که در بین همه این آدمها کسانی هستند که با دیده تحسین به چنین مردانی مینگرند و از این بابت که او مردی مهربان، همدل و همراه با همسرش است مورد تشویق قرارش میدهند.
تجربه شیرین تجرد
مردها دو دستهاند ؛ اول آنهایی که به حرف مردم گوش میدهند و هر طرف که دیگران بگویند سر کج میکنند و میروند و دوم مردانی که ارادهای قوی و قدرتی بینظیر برای تصمیم گیری دارند و خودشان انتخاب میکنند که چه رفتاری برای بهتر شدن زندگی مشترکشان داشته باشند.
گروه اول همانهایی هستند که یا از روی تعصب یا از سر بیمسئولیتی، خود را جدا از همسر و خانه میدانند و به کار خانه بخصوص ظرف شستن به چشم وظیفهای جدا نشدنی از زنان نگاه میکنند و حتی اگر فراغت هم داشته باشند اطراف آشپزخانه آفتابی نمیشوند. گروه دوم، اما مردانی دلسوزند که اگر وقت داشته باشند آستین بالا میزنند و نه تنها ظرفها را میشویند بلکه از شستن لباسها، دستمال کشیدن کف آشپزخانه، خالیکردن سطل زباله و حتی پختن غذا مضایقه نمیکنند.
شاید این مردها آنهایی هستند که یک دوره طولانی تجرد را تجربه کردهاند و زندگی دور از خانواده به آنها آموخته که مرد هم مثل زن میتواند از پس کارهای خود و خانه بربیاید. در واقع زندگی مجردی این فرصت را به آدمها میدهد که خودشان را مسئول زندگی و سرنوشت خود بدانند و برای داشتن زندگی بهتر تلاش کنند. شاید هم به همین علت است که مردانی که دوره مجردی طولانی داشتهاند وقتی متاهل میشوند نیز در کارهای خانه مشارکت میکنند و نقش فعالی در زندگی دارند.
البته این وضع شامل حال همه مردهای مجرد نمیشود؛ چون در بین آنها کسانی که بارشان را به دوش همخانههای خود میاندازند یا هنوز برای انجام کارهایشان به کمک پدر و مادر چشم دارند نیز زیادند.
زندگی رنگی با پورتال رنگی






برای اینکه بعضی ها بلد نیستن کار خونه را وبعضی ها هم دوست ندارند کارهای زنان از دید خودشون انجام بدهند